دانلود پایان نامه ارشد درباره سلامت روان، پردازش اطلاعات، بهداشت روان، قلب و عروق

دانلود پایان نامه ارشد

133
فصل پنجم بحث و نتيجه گيري

5-1 مقدمه
148
5-2 يافته ها به طور كلي و به تفكيك اهداف تحقيق
148
5-3 بحث و نتيجه گيري
148
5-4 نتيجه گيري كلي
151
5-5 محدوديت هاي پژوهشي
152
5-6 پيشنهادات تحقيق
153
5-6-1 پيشنهادات پژوهشي
154
5-6-2 پيشنهادات كاربردي
155
فهرست منابع

فهرست منابع فارسي
157
فهرست منابع لاتين
162
پيوست ها

دوره تمرين حركات ايروبيك
171
پرسشنامه سلامت عمومي
173
رضايت نامه
174
پرسشنامه شادكامي آكسفورد
175
پرسشنامه كيفيت زندگي سازمان بهداشت جهاني (WHOQOL-BREF)
178
پرسشنامه ويژگي هاي شخصيتي نئو (NEO-FFI)
181

فصل اول

كليات پژوهش

1-1 مقدمه
تمرينات ورزشي (ايروبيك) هوازي عبارتند از تمريناتي كه از حركات ريتميك و متناوب ماهيچه اي بهره برده و ضربان قلب و تنفس را در مدت زمان خاصي بالا مي برند (صفوي، 1387). اساس ورزش ايروبيك از حركات موزون و سنتي كشورهاي اروپايي است. شيوه ي تمرين ايروبيك موجب توسعه و افزايش آمادگي هوازي مي شود و اين مسأله موجب افزايش قدرت، سرعت و هماهنگي بين اعصاب و عضلات، انعطاف پذيري و چابكي مي شود. در اجراي حركات ايروبيك تمركز ذهني از اهميت بسزايي برخوردار است. اين مسأله موجب رشد ذهني و توسعه خلاقيت مي شود (صفوي، 1387). بررسي ها نشان مي دهد كه فعاليت بدني (هوازي) با تكرار، شدت و مدت مناسب و بر اساس برنامه هاي منظم، مزاياي چشمگيري در بر داشته و در مواردي موجب پيشگيري از گسترش برخي بيماري ها مي شود. اگرچه تمرينات هوازي مي تواند موجب بهبود عملكرد سيستم ها و بخش هاي مختلف بدن از قبيل تنفس و انتقال اكسيژن، قلب و عروق، سيستم عصبي، سيستم غدد داخلي، حجم خون عضله و تركيب بدن شود ولي اغلب از بعد سلامتي نيز مورد توجه است و مي تواند منجر به كاهش فشار خون، چربي، كلسترول و تري گليسريد، ناراحتي هاي ارتوپدي و بيماري هاي قلبي شود (مهرباني، 1387).
كوپر محقق و فيزيولوژيست معروف معتقد است كه تمرينات ورزشي هوازي كليدي است براي گشودن دري كه آن را تندرستي جسماني و روان مي نامند. به نظر تعدادي از محققان همچون بلو1و كاواناف، نقش معجزه آميز دويدن در كاهش افسردگي انكار ناپذير است (صفوي، 1387). شركت در فعاليت هاي بدني ريتميكي، هماهنگي همه ي اندام ها و دستگاه هاي بدن را بالا مي برد و نقش محافظتي بر توانايي عملكردي قلبي- عروق، دستگاه تنفس، غدد، اعضاي حركتي و دستگاه عصبي دارد.
يكي از سازه هاي همگام با سلامت روانشناختي، شادكامي مي باشد. طي سال هاي اخير روانشناسان علاقمند به حيطه روانشناسي مثبت نگر توجه خود را به منابع بالقوه احساس هاي مثبت نظير شادكامي معطوف كرده اند، اين سازه دو جنبه دارد: يكي عوامل عاطفي كه نمايانگر تجربه هيجاني، شادي، سرخوشي، خوشنودي و ساير هيجان هاي مثبت است و ديگري ارزيابي شناختي و رضايت از قلمروهاي مختلف زندگي كه بيانگر شادكامي و بهزيستي رواني است. (شفرد22002; به نقل از كار، 2004) بر اين باور است كه شادكامي، ادراك تنيدگي را كاهش و توانايي شخص را براي كار و فعاليت افزايش مي دهد. نشاط دوست و همكاران (1386) مطرح نمودند كه شادكامي با رضايت زناشويي، خوش بيني، حضور در اماكن مذهبي، ميزان فعاليت هنري، رضايت از زندگي و ميزان ورزش هفتگي ارتباط مثبت معنادار و با سابقه بيماري هاي جسماني و روانشناختي ارتباط منفي معنادار دارد. نظريه پردازان و پژوهشگران حيطه علوم زيستي و علوم انساني در كارهاي علمي خود سعي كرده اند منابع و عوامل موثر شادكامي را معرفي نمايند. اين منابع و عوامل مي توانند تحت مجموعه عوامل رواني، جسماني، اقتصادي، مذهبي، معنوي وفرهنگي مورد بحث قرار گيرند. از عوامل رواني مي توان به شخصيت و ابعاد آن، سبك هاي شناختي، خوشبيني، خشنودي و رضايت مندي و سلامت رواني اشاره داشت (دينو3 و كوپر4، 1998). از منابع و عوامل جسماني; سلامتي، خوردن و آشاميدن، خواب و استراحت، فعاليت هاي جنسي وتمرين هاي ورزشي رايج ترين مي باشد (مارولاكيس5 و زرواس6، 1993). موفقيت وتاييد اجتماعي، ارتباطات اجتماعي و روابط دوستانه، خانواده، عشق و صميميت از جمله منابع و عوامل اجتماعي شادي مي باشند (مايرز7، 1995). از منابع و عوامل اقتصادي شادي مي توان به كار، درآمد، ثروت، رفاه اجتماعي، توسعه اقتصادي و رشد درآمد ملي اشاره داشت (مورفي8 و آتاناسود9، 1999). ايمان قلبي، باور هاي مذهبي استوار، انجام مناسك مذهبي، دعا و عبادت، حضور در اماكن مذهبي، احساس نزديك بودن به خداوند و داشتن تصويري دوستانه از خداوند از عوامل مذهبي و معنوي شادي مي باشند (اليسون10، 1998).
حداقل از زمان يونان باستان، فيلسوفان و صاحب نظران راجع به شرايط لازم براي شادكامي به تعمق و تفكر پرداخته اند (وينهاون11، 1984). آنان ديدگاه هاي بسيار متفاوت راجع به شادكامي12داشته اند. بعضي از اين فيلسوفان معتقد بودند شادكامي را مي توان به بهترين وجه با سركوب اميال و خواسته ها به دست آورد، در حالي كه عده اي ديگر، تحقق اميال را كليد شادكامي مي دانستند (فريش، 2006).
افلاطون شادكامي را محصول جانبي منصف بودن و اخلاقي عمل كردن مي دانست (پلاتو13، 2001). ارسطو اعتقاد داشت كه همه ي تلاش انسان، معطوف به تامين شادكامي براي داشتن زندگي خوب است. اصول اخلاقي او را مي توان به عنوان اولين كتاب خودياري شادكامي تلقي كرد، به اين معنا كه هدف آن عبارت بود از راهنمايي در جهت استحكام يك زندگي پربار و شاد (هيوجز، 2001). در تلخيص و جمع بندي ديدگاه هاي فلسفي و نظري راجع به شادكامي، نظريه ي ريچارد كوآن (1997) قابل تأمل است. كوآن پس از مرور و بازنگري قسمت اعظم آنچه فيلسوفان و روان شناسان نظريه گرا راجع به شادكامي، ارضاء، تحقق خود و بهداشت رواني گفته اند اظهار مي دارد كه شادكامي را مي توان به پنج حالت كسب كرد:
كارايي يا شايستگي در مهارت هاي اساسي زندگي طوري كه شخص بتواند روي كار و علل بيرون از خود تمركز كند. اين مهارت ها عبارتند از مهارت هاي اساسي ارتباطي و فكري.
خلاقيت كه در آن افراد به گونه اي خلاق نسبت به تجربه ي زندگي، آزاد و انعطاف پذير بوده و نقش اصيل و مبتكرانه اي را در چگونگي زندگي و كار خود ايفا مي كنند.
هماهنگي دروني شامل پذيرش و درك شخصي.
پيوند داشتن با ديگران يعني برخوردار بودن از همدلي، حساسيت و همدردي نسبت به افرادي كه در زندگي نگران آن ها هستيم و نيز نسبت به كل بشريت. اين ويژگي باعث ايجاد روابط ارضاء كننده و بارور مي شود و توجه آدمي را فراتر از خويشتن مي برد و به طور كلي او را معطوف و متوجه نوع بشر مي گرداند.
تعالي كه در آن خود، مجزا يا بيگانه شده از جهان، طبيعت و عالم در نظر گرفته نمي شود و مفهوم عرفاني از وحدت را با كل بزرگ تري كه مي توان آن را خدا، طبيعت، زيبايي نهايي يا عشق ناميد تجربه كرد (فريش14، 2006).
قرن هاست که مردم در جستجوي زندگي خوب بوده اند. در اين جستجو، سؤال اصلي اين بوده که کيفيت يک زندگي سالم چيست؟ مدل هاي مفهومي «كيفيت زندگي»، پد يده اي نسبتاً جديد، اکثراً همراه با تفکر جديد در مورد اهداف توسعه بوده اند و حوزه هاي سلامتي، کار، اقتصادي، اجتماعي، روحي رواني و خانوادگي را شامل مي شوند (ولكر و رز15، 1999). به طور کلي، مي توان گفت کيفيت زندگي فقط از نظر فرد مشخص مي شود. اگرچه کيفيت زندگي را مي توان به طور کلي با عبارت شادي يا رضايت تعريف کرد، اما اين دريافت کلي به وسيله جنبه هاي مختلف زندگي فرد تحت تأثير قرار مي گيرد. رضايت از زندگي، به وسيله درک هر فرد از شرايط کنوني اش، در مقايسه با انتظارات، آرزوها و شرايط دلخواه و ايده آل او تعيين مي گردد (بونومي16، 2000).
تاكنون پژوهش هاي زيادي پيرامون شادكامي و عوامل موثر بر آن انجام گرفته است (وين هوون17، 1997) و روان شناسان، توجه ي خود را بر منابع بالقوه ي احساسهاي مثبت، نظير احساس شادكامي معطوف كرده اند (سليگمن 18و همكاران، 2000; كوهن و پرسمن19، 2005). وين هورن (1997) معتقد است كه شادكامي، مقدار ارزش مثبتي است كه يك فرد براي خود قايل مي شود. برخي از پژوهشگران از جمله شوارتز و استراك (1991) معتقدند كه افراد شادكام در پردازش اطلاعات، سوگيري دارند. اين سوگيري در جهت خوش بيني و خوشحالي است؛ يعني اطلاعات را به گونه اي پردازش و تفسير مي كنند كه به خوشحالي آنها مي انجامد. از آنجايي كه هيجان ها مثبت و منفي، فرد را براي درجه اي از تعامل هاي برد – باخت يا برد- برد آماده مي سازد (سليگمن، 2002) افراد شاد، با ارزنده سازي مهارت هاي خود، بيشتر با رويدادهاي مثبت، همراه مي شوند و درتصميم گيري هاي مربوط به آينده ي زندگي خود، بهتر عمل مي كنند چون از راهبردهايي نظير جستجوي اطلاعات مرتبط با خطر- امنيت سود مي جويند (آسپين وال 20 و همكاران، 2001 از كار21، 2004). بررسي هاي طولي، نشان مي دهد كه شادكامي، بر افزايش طول عمر موثر است (استير22 و همكاران، 2000). شادكامي، تحت تاثير عوامل مختلف رواني (لارسن و دينر23،1987: دينو و كوپر24 1998) جسماني (ماروكاليس و زرواس25، 1993) تمرينات ورزشي (بلومنتال26 ، 1990، ليونهارت27 2002، مك كنويل 28، 2003) عوامل اجتماعي (مايرز29،1999) عوامل اقتصادي (مورفي و آتاناسود30 ،1999) و عوامل مذهبي ( پولنر31، 1989، اليسون، 1991) قرار مي گيرد.
تفاوت هاي فردي در احساس شادكامي، تا حد زيادي با تفاوت هاي شخصيتي مرتبط است. تفاوت هايي كه مي توانند ناشي از عوامل ژنتيكي باشد (باس32، 2000) به عبارت ديگر، شادكامي يك متغير شخصيتي است كه مي توان براي آن پايه ي زيست شناختي در نظر گرفت (علي پور ونور بالا،1999). پژوهش ها، نشان مي دهد كه شادكامي با سطح بالاي برون گرايي و سطح پايين روان رنجوري مرتبط است (كوستا و مك كري33، 1980، بربنر و مارتين34، 1950، فورنهام وچنگ35، 1997، هايز و جوزف36، 2000، هيلز وآرگيل37، 2001).
1-2 شرح و بيان مسئله
يکي از عوامل مهم و اثرگذار در ارتقاي سطح كيفيت زندگي، «ورزش كردن» شناخته شده است. در واقع، كم تحركي، يکي ازعوامل اصلي مرگ هاي ناشي از بيماري هاي عروقي كرونر به شمار مي آيد. بر اساس نتايج تحقيقات، ورزش كردن كالري و چربي ها را مي سوزاند، ظرفيت تنفسي را افزايش مي دهد، باعث سهولت هضم ودفع مي شود و در درمان افسردگي و اضطراب نيز نقش مهمي دارد (آوينيل38، 2004).
درخصوص اثرات مثبت ورزش و فعاليت هاي حركتي، پژوهش هاي گوناگوني صورت گرفته است. پژوهش ها نشان داده است كه ورزش باعث

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی کردستان عراق، حق تعیین سرنوشت، قانون اساسی، نیروهای مسلح Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره عزت نفس