منابع مقاله با موضوع حقوق بشر، سازمان ملل، حقوق کودک

دانلود پایان نامه ارشد

مبحث دوم: تاريخچه جهاني شدن 22
مبحث سوم: ابعاد جهاني شدن 24
بند اول: جهاني شدن اقتصاد 24
بند دوم: جهاني شدن سياست 28
بند سوم: جهاني شدن فرهنگ 30
فصل دوم: جهاني شدن حقوق بشر 34
مبحث اول: ماهيت حقوق بشر 37
بند اول: اصل حيثيت و کرامت انساني 39
بند دوم: اصل آزادي 39
بند سوم: اصل برابري 40
مبحث دوم: مقدمات جهاني شدن حقوق بشر 40
بند اول: تحول مفهوم حاکميت دولت‌ها 40
بند دوم: تعديل اصل عدم مداخله در امور داخلي دولت‌ها 42
مبحث سوم: اقدامات سازمان ملل متحد در جهت جهاني شدن حقوق بشر 44
بند اول: اولين گام‌ها در فرايند جهاني شدن حقوق بشر 44
بند دوم: مراحل تاريخي اقدامات سازمان ملل 45
بند سوم: تشکيل کنفرانس جهاني حقوق بشر(1993) وين 47
بند چهارم: افق‌هاي برتر سازمان ملل در زمينه حقوق بشر 48
مبحث چهارم: تقويت حقوق بشر در سطح ملي در جهت جهاني شدن حقوق بشر 49
بند اول: همکاري‌هاي فني براي حقوق بشر 50
بند دوم: کمک به انتخابات 50
بند سوم: حقوق بشر و مديريت دادگستري 51
بند چهارم: ترويج آموزش حقوق بشر 52
الف ـ تعريف آموزش حقوق بشر 52
ب ـ ضرورت آموزش حقوق بشر 53
ج ـ ضرورت برنامه‌هاي عمل ملي براي آموزش حقوق بشر 53
د ـ اصول حاکم بر برنامه عمل ملي براي آموزش حقوق بشر 54
1ـ اصول سازماني و کارکردي 55
2ـ اصول فعاليت‌هاي آموزشي 55
مبحث پنجم: آثار جهاني شدن حقوق بشر 56
بند اول: آثار مثبت جهاني شدن بر حقوق بشر 56
بند دوم: آثار منفي جهاني شدن بر حقوق بشر 57
بخش دوم: موانع حقوقي جهاني شدن حقوق بشر 60
فصل اول: عدم ممنوعيت انشاي حق شرط در معاهدات حقوق بشري 67
مبحث اول: ماهيت حقوقي حق شرط 68
بند اول: حق شرط بر انواع معاهدات 70
الف ـ حق شرط بر معاهدات دو جانبه 70
ب ـ حق شرط بر معاهدات چند جانبه 70
بند دوم: قيود وارده بر انشاي حق شرط 71
الف ـ عدم ممنوعيت حق شرط 71
ب ـ عدم مغايرت حق شرط با موضوع و هدف معاهده 71
بند سوم: آثار حقوقي حق شرط 72
الف ـ آثار حقوقي پذيرش حق شرط 72
ب ـ آثار حقوقي اعتراض به حق شرط 72
ج ـ آثار حقوقي انصاف از حق شرط و مخالفت با آن 73
مبحث دوم: حق شرط بر معاهدات حقوق بشري 74
بند اول: کنوانسيون بين‌المللي محو هر نوع تبعيض نژادي 76
الف ـ محتواي کنوانسيون بين‌المللي محو هر نوع تبعيض نژادي 76
ب ـ قانون حاکم بر حق شرط در کنوانسيون بين‌المللي محو هر نوع تبعيض نژادي 76
ج ـ نگاهي به حق شرط‌هاي صادر شده در کنوانسيون بين‌المللي محو هر نوع تبعيض نژادي 77
د ـ اعتراض به حق شرط دولت‌ها در کنوانسيون بين‌المللي محو هر نوع تبعيض نژادي 78
بند دوم: کنوانسيون رفع هر گونه تبعيض عليه زنان 78
الف ـ محتواي کنوانسيون رفع هر گونه تبعيض عليه زنان 78
ب ـ قانون حاکم بر حق شرط در کنوانسيون رفع هر گونه تبعيض عليه زنان 79
ج ـ نگاهي به حق شرط‌هاي صادر شده در کنوانسيون رفع هر گونه تبعيض عليه زنان 79
د ـ اعتراض به حق شرط دولت‌ها در کنوانسيون رفع هر گونه تبعيض عليه زنان 81
بند سوم: کنوانسيون حقوق کودک 81
الف ـ محتواي کنوانسيون حقوق کودک 81
ب ـ قانون حاکم بر حق شرط در کنوانسيون حقوق کودک 82
ج ـ نگاهي به حق شرط‌هاي صادر شده در کنوانسيون حقوق کودک 83
د ـ اعتراض به حق شرط دولت‌ها در کنوانسيون حقوق کودک 83
فصل دوم: امکان خروج از معاهدات حقوق بشري 86
مبحث اول: معاهداتي که امکان خروج از آن پيش بيني شده است 87
بند اول: کنوانسيون منع و مجازات کشتار دسته جمعي (ژنوسايد) و قانون خروج از آن 89
بند دوم: کنوانسيون منع شکنجه و رفتار يا مجازات خشن، غير انساني يا تحقير کننده
و قانون خروج از آن 89
بند سوم: کنوانسيون رفع هر گونه تبعيض نژادي و قانون خروج از آن 90
بند چهارم: کنوانسيون حقوق کودک و قانون خروج از آن 90
مبحث دوم: معاهداتي که در زمينه امکان خروج ساکت هستند 90
بند اول: ميثاق بين‌المللي حقوق مدني و سياسي و امکان خروج از آن 91
بند دوم: ميثاق بين‌المللي حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و امکان خروج از آن 92
فصل سوم: حاکميت ملي و عدم همکاري دولت‌ها در اجراي حقوق بشر 94
مبحث اول: مفهوم حاکميت 96
بند اول: ويژگي‌هاي حاکميت 97
بند دوم: تأثير جهاني شدن بر حاکميت ملي 99
مبحث دوم: تعارض حقوق بشر بر حاکميت ملي دولت‌ها 101
بند اول: الزام به تصويب و تطبيق قوانين داخلي با قوانين بين‌المللي 101
بند دوم: حمايت بين‌المللي و منطقه اي از حقوق بشر 102
بند سوم: پي‌گيري‌هاي قضايي در خصوص نقض کنندگان حقوق بشر 104
الف ـ پي‌گيري‌هاي قضايي از طريق ايجاد يک دادگاه کيفري بين‌المللي 104
1ـ دامنه اختيارات اين نوع دادگاه‌ها و مشکلات و موانع 105
2ـ پيشرفت و تحول در ايجاد دادگاه‌ کيفري بين‌المللي 105
3ـ تعارض و تضاد ديوان بين‌المللي با حاکميت ملي دولت‌‌ها 105
ب ـ پي‌گيري‌هاي قضايي از طريق دادگاه داخلي داراي صفت جهاني 106
ج ـ پي‌گيري‌هاي قضايي از طريق ايجاد دادگاه‌هاي ويژه و داراي صفت جهاني 107
فصل چهارم: استفاده از حق وتو در شوراي امنيت سازمان ملل متحد 111
مبحث اول: حق وتو 114
بند اول: ماهيت حق وتو 114
بند دوم: چگونگي پيدايش حق وتو 115
بند سوم: سابقه به‌کارگيري از حق وتو 116
بند چهارم: ديدگاه موافقان و مخالفان حق وتو 117
الف ـ ديدگاه موافقان حق وتو و نقد آن 117
ب ـ ديدگاه مخالفان حق وتو 121
مبحث دوم: تأثير حق وتو در نقض حقوق بشر 123
بند اول: تناقض نظري و عملي حق وتو با اهداف و اصول منشور سازمان ملل 125
الف ـ تناقض نظري و عملي حق وتو با اهداف منشور سازمان ملل 125
ب ـ تناقض نظري و عملي حق وتو با اصول منشور سازمان ملل 126
بند دوم: حذف وتو يا اصلاح منشور 128
نتيجه‌گيري 130
پيشنهادات 133
منابع و مآخذ 135
ضمائم 142
چکيده انگليسي 149

چکيده
در زندگي بين‌المللي كنوني، بسياري از مسائل جهاني شده و موضوعات زيادي با خروج از شمول مسائل داخلي، جزء مسائل بين‌المللي يا از جمله مسائل مورد علاقه جهاني گرديده‌اند. از جمله اين مسائل جهاني شده، موضوع حقوق بشر است.
سازمان ملل متحد فعاليت‌هاي خود را بر پايه اين اصل استوار نموده كه حقوق بشر حالت جهانشمول و غيرقابل تجزيه‌اي دارد. عملاً اين بدان معناست كه همه حقوق و آزادي‌ها- حقوق اقتصادي و نيز آزادي‌هاي سياسي و مدني- با هم مرتبط و وابسته هستند و بايستي به صورت برابر ارتقاء يابند و حفظ شوند. چنانچه تعدادي از اين حقوق به قيمت از دست رفتن برخي ديگر ارتقاء داده شوند، آنگاه همه حقوق مزبور زير سؤال قرار مي‌گيرند. به همين دليل، سازمان ملل متحد همواره در پي رويكردي متوازن و جامع نسبت به ارتقاء مؤثر حقوق بشر بوده است.
اين سازمان با عبور از پنج مرحله استقرار، پيشرفت، اجرا، گسترش و ضمانت اجرايي حقوق بشر، نظام بين‌المللي حقوق بشر را تحکيم بخشيده و در جهت جهاني شدن آن گام بر مي‌دارد. در واقع با همه فعاليت‌هايي که اين سازمان در اين زمينه انجام داده همچنان با ناکامي‌هايي رو به رو است.
در اين راستا، موانع بسياري در زمينه اجراي جهاني حقوق بشر وجود دارد و موانع حقوقي در زمره مهم‌ترين موانع جهاني شدن حقوق بشر، اجراي سريع و مؤثر آن را دچار ساخته است. در رابطه با ماهيت اين تحقيق بايستي گفت که حقوق بشر از لحاظ تئوريک، جهاني است و در اين رابطه مانعي وجود ندارد و در حقيقت هدف از پيگيري، بررسي موانع حقوقي در مرحله اجراي آن مي‌باشد. عدم ممنوعيت انشاي حق شرط در معاهدات حقوق بشري، امکان خروج از معاهدات حقوق بشري، حاکميت ملي و عدم همکاري دولت‌ها در اجراي حقوق بشر و استفاده از حق وتو در شوراي امنيت سازمان ملل متحد از جمله اين موانع مي‌باشند.

مقدمه:

از اواخر قرن بيستم كم‌تر مقوله‌اي در حوزه علوم اجتماعي وجود داشته است كه به گونه‌اي با موضوع جهاني شدن مربوط نشده باشد. در حوزه اقتصاد و تجارت كه همه مباحث به نوعي به فرايندهاي جهاني مربوط مي‌شود، در حوزه سياست كه از رژيم‌هاي جهاني ـ امنيتي و بسط جهاني حقوق بشر و دموكراسي يا چالش‌هاي جهاني مانند بنيادگرايي، تروريسم و محيط زيست صحبت مي‌شود و در حوزه فرهنگ كه سخن از درهم آميختگي هويت‌هاي محلي و جهاني است و همچنين با گسترش روزافزون فناوري اطلاعات و ارتباطات و نيز بسط جهاني هنرها و الگوهاي فرهنگي خاص، درك و فهم پديده‌هاي فرهنگي پيوند عميقي با روند جهاني داشته است. از همين رو ديگر كم‌تر متفكر و انديشمند را مي‌توان يافت كه به گونه‌اي سخن از جهاني شدن، حال به اثبات يا نفي، نياورده باشد. در آغاز قرن بيست و يكم موسسات، مراكز علمي، دانشگاه‌ها و متفكران بي‌شماري دست‌اندر كار بررسي و شناخت ابعاد مختلف جهاني شدن هستند و در بيش‌تر دانشگاه‌هاي مطرح جهان واحدهاي آموزشي مشخصي با عنوان جهاني شدن در برنامه‌هاي درسي گنجانده شده است و اين امر نشان مي‌دهد كه اين موضوع در حال تبديل شدن به امري بنيادين در عرصه دانش بشري است. 1
ما در جهاني به سر مي‌بريم كه شاهد تغييرات اساسي و مهم است. جهاني كه در اثر نظام‌هاي پيچيده مالي و تحولات انقلابي فن‌آوري اطلاع رساني در حال تبديل به يك بازار عظيم جهاني است. پديده جهاني شدن درحال ايجاد الگوهاي جديدي از تعامل بين مردم و دولت‌هاست كه نويد شكوفايي فرصتهاي بي‌سابقه‌اي براي پيشرفت جدي در قالب آزادي‌هاي بيش‌تر مي‌دهد و در عين حال خطر پيچيده‌‌تر شدن بسياري از چالش‌هاي موجود در جامعه بين‌الملل را- ضمن عميق‌‌تر كردن مشكلات اقتصادي آنان كه از همه آسيب پذيرتر هستند- به دنبال دارد. در اين صحنه خطير، حقوق بشر كه رسماً‌ توسط سازمان ملل متحد به عنوان اولويت اساسي بين‌المللي از طريق اعلاميه جهاني حقوق بشر تعيين گرديده، اهميت خاصي به عنوان مجموعه‌اي از هنجارها و معيارهاي پذيرفته شده جهاني بدست آورده كه به طور روزافزوني همه جنبه‌هاي روابط ما را به عنوان فرد و نيز اعضاي تشكيل دهنده گروه‌ها در داخل جوامع و بين ملت‌ها شكل مي‌دهد. حقوق بشر، خواه مربوط به امور مدني، سياسي، فرهنگي، اقتصادي و يا امور اجتماعي باشد، غيرقابل تجزيه و به يكديگر وابسته است. همان‌گونه كه تاريخ خونين اين قرن به ما آموخته، فقدان حقوق بشر امري فرا‌تر از انكار حيثيت بشري است و ريشه در فقر و خشونت سياسي دارد كه گريبان‌گير جهان ماست.
اين ديدگاه فراگير از حقوق بشر همان معياري است كه سازمان ملل متحد در قالب مأموريت جهاني خود براي دستيابي به صلح و توسعه پايدار به دنبال آن است. سازمان ملل متحد از بدو تأسيس، عامل شتاب دهنده عمده‌اي در سطح جهاني براي ترويج و حمايت از حقوق بشر و آزادي‌هاي اساسي بوده است. مي‌توان اذعان داشت كه طي نيم قرن گذشته دستاوردهاي چشم‌گيري در اثر فعاليت‌هاي مربوط به حقوق بشر حاصل شده است. طيف وسيعي از مواد نقض و گروه‌هاي آسيب‌پذير، زير چتر حمايتي قوانين و معيارهاي حقوق بشري قرار گرفته‌اند. اكنون ديگر آپارتايد به تاريخ سپرده شده است. فراگرد استعمارزدائي تقريباً پايان يافته و آگاهي جهاني از ضرورت اتخاذ تصميمات به صورت دموكراتيك، كشورداري مطلوب و احترام به حكومت قانون، در حال حاضر بيش از هر زمان ديگر است. تصميم متخذه در ماه ژوئن 1998 جهت ايجاد ديوان كيفري بين‌المللي بصورت دائمي يك قدم بزرگ در راه مبارزه با كشتار گروهي، جنايت جنگي و جنايات عليه بشريت است كه همه آن‌ها در شمار زيانبارترين و وحشيانه‌ترين جرائم حقوق بشري در تاريخ بشريت محسوب مي‌گردند.2
تمامي شواهد بالا نشان از آن دارد كه سازمان ملل متحد در جهت جهاني شدن بشر حركت كرده ولي با نهايت تأسف بايد قبول نمود كه چالش‌هاي سهمگيني پيش روي جهاني شدن حقوق بشر قرار دارند و تضمين حقوق بشر براي همه مردم همچنان يك چالش سهمگين محسوب مي‌گردد. در اين راستا موانع بسياري وجود دارند كه اجراي سريع و مؤثر حقوق بشر را دچار مشكل ساخته است.
ميلياردها نفر از مردم جهان همچنان در فقر شديد به سر مي‌برند و شكاف موجود بين كشورهاي ثروتمند و فقير به طور مداوم در حال گسترش است. كشمكش‌هاي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی پردازش اطلاعات، سطح مهارت Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی روايي، گيري، مديران