تحقیق رایگان با موضوع سواد بصری، نقوش اساطیری، تحلیل محتوا

دانلود پایان نامه ارشد

اع مهر و سبک های آن و موضوع نقوش روی مهرها تا هزاره اول ق.م پرداخته است.
8- رضا مهرآفرین در مقاله ی خود با عنوان«نقوش اساطیری مهرهای استوانه ای ایلام» (1380)، ضمن به نمایش گذاردن برخی از نقوش اساطیری، سعی کرده است تا به گونه ای مختصر، مطالبی پیرامون هر یک بیان کند.
1-6- روش انجام تحقیق و روش گردآوری اطلاعات و ابزار آن
روش انجام تحقیق کتابخانه ای و اسنادی ست. به این ترتیب که ابتدا مباحث تئوریک و مطالعات تجربی تحقیق به روش حقیقی و مجازی و به کمک ابزارهایی همچون کتاب، کامپیوتر، فیش های کتابخانه ای، اسکن تصاویر، سایت های مختلف اینترنت جمع آوری می شود و در پایان نمونه های مطالعاتی به شیوه توصیفی- تحلیلی مورد بررسی قرار می گیرد.
1-7- معرفی جامعه آماری، روش نمونه گیری و تعداد نمونه
از صد و بیست و هفت تصویر موجود در کتاب چغازنبیل(دور- اونتاش)، جلد چهارم(حکاکی ها) در کتابخانه ی موزه هفت تپه، نوشته ی ادیت پرادا، به صورت انتخابی تعداد هفتاد تصویر مورد بررسی قرار گرفته است. تحلیل محتوا، روش مورد نظر در این پژوهش برای گرفتن نتایج معتبر و تکرار پذیری از طرحهای منتخب می باشد. روش تحقیق به صورت طرح پرسش نامه به روش تحلیل محتوا، شامل بررسی های مختلف از زوایای چگونگی بافت، اسطوره، متن(نوشته)، ریتم، نقوش(گیاهی، جانوری، هندسی، انسانی، ترکیبی)، نام کادر، سطح مهر(یک قسمتی، چند قسمتی)، تعادل(متقارن، نامتقارن)، ساختار مهر(تصویری، متنی، ترکیبی)، کادر مهر، ستون بندی بوده است. معیار ترتیب این عنوان ها، با توجه به عنوان پژوهش(تحلیل جنبه های بصری و مبانی حاکم برمهرهای دوره ایلام در منطقه ی چغازنبیل) شکل گرفته است. تمام موارد ذکر شده ی فوق، بوسیله ی جدول آکاردئونی نمایش داده شده است. در پایان استنتاج داده های پرسش نامه، به صورت جدول آماری(3- 2)، نمودار ستونی(3- 1) نشان داده شده است.
تمام مهرها بر اساس سبک شناسی یا تصویر ساختی به پانزده گروه تقسیم شده اند. (کریمی، 1375، 10)
ذکر این نکته ضروری است به علت عدم عکاسی، طراحی و یا از بین رفتن نقوش گروه های دوازده، سیزده، چهارده و پانزده از بررسی و پرداختن به آن ها خودداری شده است. (مجموع مهرهای این گروه ها 40 عدد می باشد.)

2- 1- تعریف مبانی ارتباط تصویری
مبانی ارتباط تصویری، مبادی سواد بصری، عنصر اولیه ی بصری، مبانی تجسمی، عناصر گرافیک و… همانگونه که از نامشان مشخص است زیر بنا و مواد اولیه ی ساخت هر طرح بصری اند.
روئین پاکباز در کتاب دایرۀ المعارف هنر، با ارجاع تعریف مبانی هنرهای تجسمی به مبانی طراحی(Basic Design) و سپس طرحDesign)) می نویسد:
«طراحی در معنای وسیع تر از ترسیم بکار برده می شود و بر روند سازماندهی عناصری چون خط، شکل، رنگ، بافت و فضا با تکیه بر اصول طرح تکیه دارد. این اصول بر حسب ویژگی های هر یک قالب های هنری تغییر می کنند. با این حال، تعادل، ریتم، تناسب و هماهنگی را عام ترین اصول طرح می دانند. نکته قابل توجه آنکه وحدت شرط اساسی هر طرح محسوب می شود.» در پایان تعریف فوق نتیجه می گیرد که: « با این تعریف طرح در معنای امروزی با ترکیب بندی مترادف است.» (پاکباز، ۱۳۷۸، ۳۴۹)
وی مبانی طراحی را اصطلاحی می داند که: « از سده بیستم رایج شده بود که به اصول اساسی ساختمان در هر اثر هنری اشاره دارد.» (همان، ۵۱۵) و در نهایت آموزش مبانی طراحی در مدارس هنری را « شناخت ویژگی های عناصر بیان هنری و اصول عینی کاربست و ترکیب عناصر مزبور» می داند. (همان، ۵۱۶) وی در مدخلهای دیگر به عناصر بصری بنیادی عناصر طرح در همین مفهوم نیز اشاره می کند.
مسعود سپهر در یاداشتی بر چاب چهارم کتاب مبادی سواد بصری، مبانی هنر و مبانی ارتباط تصویری را در یک معنا به کار برده است. وی ضمن بر شمردن لزوم یادگیری امکانات گسترده ی ارتباطی بین افراد جامعه، درجهان امروز« بهترین راه برقراری این ارتباط را استفاده از کلیه ی امکانات زبان تصویر» می داند. (داندیس، ۱۳۸۸، ۹)
عبارت پایانی این یادداشت به جمله ی تأمل برانگیزی ختم می شود:« بی سواد فقط کسی نیست که قلم و نوشتار را نمی شناسد، بلکه کسی که ابزار تولید تصویری و خود تصویر را نمی شناسد نیز بی سواد محسوب می شود.» ( همان، 10)
فصل سوم کتاب مبادی سواد بصری، تحت عنوان« عناصر اولیه در ارتباط بصری» با این تعریف آغازمی شود: «هر نقش، یا طرح یا تصویری به هر صورت، از یک سلسله عناصر اولیه تشکیل یافته است. عناصر اولیه بصری در اساس، کلیه ی پدیده های مرئی است و تعداد آنها محدود و معین است: نقطه، خط، شکل، جهت، سایه- روشن یا رنگمایه، رنگ، بافت، بعد، مقیاس و حرکت.» (همان، 69)
می توان گفت: عناصر اولیه بصری به دو بخش قابل تقسیم است:
۱- آن بخش که با آنها بطور فیزیکی و ملموس مواجه ایم که همان عنصر اولیه بصری اند مانند: نقطه، سطح، حجم، رنگ.
2- آن بخشی که بیشتر حاصل تجربه ی هنرمند در استفاده از عناصر بصری اند که به کیفیات بصری معروفند مانند: تعادل، تناسب، هماهنگی.

2- 2 – عناصر بصری:
2- 2- 1- نقطه
نقطه سرآغاز همه چیز است. کمتر اثر هنری را می توان یافت که در آن نقطه ای یافت نشود. (تصویر 2- 1) «از دیدگاه هنر، نقطه موجودی است حقیقی و واقعی که می تواند درازا، پهنا، ژرفا یا بلندا داشته باشد.» (آیت الهی، ۱۳۶۴، ۵۹)

تصویر(2- 1): آرم دانشگاه هنر(منبع:www.art.ac.ar )

2-2-2- خط
پر تکرارترین عنصر گرافیکی بعد از نقطه، خط است. خط را می توان حاصل حرکت نقطه در نظر گرفت. به عبارتی دیگر «خط عبارت است از عنصر تصویری و تجسمی که واقعیت طولی، جلوه های متفاوت و بیان تصویری متنوعی دارد. (تصویر 2- 2) (افشار مهاجر، 1390، 11)

(تصویر 2- 2) آرم دانشگاه شاهد(منبع: www. Shahed.ac.ir)
2-2-3- سطح
«سطح یا رویه، عنصر دیگری از عناصر اصلی هنرهای تجسمی است که دارای دو بعد درازا و پهناست و ژرفا ندارد. شکل از ویژگی های بصری و مشخصات سطح است که با خط پیرامون آن متمایز می شود. سه شکل اصلی وجود دارد، مثلث متساوی الاضلاع، مربع و دایره.» (افشارمهاجر، ۱۳۸۸، ۲۱)
سطح، نقطه و خط گاهی تبدیل به هم هستند مثلا یک خط دو سانتیمتری در یک کادر ۷0 ×۵۰ خط محسوب می شود، اما همان خط در یک تمبر پستی تبدیل به سطح می شود. (تصویر 2 – 3)

(تصویر 2– 3): طرح لوتوس(منبع: نگارنده)

2-2-4- رنگ
«رنگ در واقع حاوی اخبار و اطلاعات زیادی است و از این جهت برای کسانی که درکار ارتباط بصری هستند، واجد اهمیت است. معانی که از رنگها تداعی می شوند، حالتی سمبلیک دارند. رنگ قرمز دارای معناهایی رمزی، عشق، گرما و زندگی است. هر رنگ دارای معانی بسیاری است که برخی از آنها راه تداعی با یک چیز طبیعی و برخی دیگر از طریق رمزی دارای معنا شده اند، در نتیجه رنگ در آموزش سواد بصری اهمیت بسیاری می یابد.» (داندیس، ۱۳۸8، ۸۲)
2-2- 5- بافت
ممکن است بافت فقط کیفیت بصری داشته باشد و فاقد کیفیت ملموس باشد. مانند بافت بصری حاصل از چیده شده شدن حروف و کلمات کنار یکدیگر، مثل یک صفحه ی کتاب یا روزنامه و یا بافت شطرنجی قاب دیدن روی یک کاغذ شطرنجی و یا یک نقاشی. زمانی با یک بافت حقیقی روبرو هستیم، که هم دارای کیفیت لامسه ای باشد و هم واجد کیفیت بصری، و هر یک به تنهایی حاوی نوعی خبر حسی منحصر به فرد باشند که در عین حال با یکدیگر متناسب نیز هستند، ولی این دو نوع احساس لازم و ملزوم یکدیگر نیستند و هریک را به تنهایی نیز می توان دریافت، زیرا لمس کردن و دیدن دو تجربه مستقل از یکدیگرند. (داندیس، ۱۳۸۸، ۸۸)
بافت می تواند به دو نوع احساس انسان را تحریک نماید. نخست ازطریق لمس سطح بیرونی اشیاء است که گاه زبر و خشن و گاه نرم و گاه صاف و صیقلی می باشد. اما نوع دوم آن عبارت است از: کیفیات خاص تصویری از قبیل، تجمع خطوط و نقاط و همنشینی دیگر عناصر تجسمی، که قوه بینایی انسان از دیدن آنها متأثر می شود.(تصویر2 – 4)

(تصویر 2– 4): اثر انگشت، (منبع: نگارنده)
2-3- کیفیات بصری:
2-3-1- تناسب
روابط مناسب میان اجزای یک اثر هنری که باعث ایجاد زیبای بصری می شود، تناسب نام دارد. به عبارت دیگر«نسبت میان اجزا و میان هر یک از اجزاء با کل است که از دیر زمان مردمان باختر زمین و خاور زمین کوشیده اند از راه قوانین هندسی به هماهنگی و نظم در هنر دست یابند.» (پاکباز،۱۳۸7، 170)
2-3-2- هماهنگی
هماهنگی دامنه ای وسیع از معیارها را در بر می گیرد. در واقع هماهنگی به نوع چیدمان خوشایند، متعادل و متناسب عناصر تجسمی بستگی دارد. عدم هماهنگی، اثر هنری را با دشواری فهم پیام مواجه می کند. به دیگر «هماهنگی یعنی قرابت خصوصیت ها ی عناصر بصری در یک ترکیب بندی یا کیفیتی بصری که از تکرار ویژگیهای همانند ی یکسان حاصل می آید.» (پاکباز،۱۳۸۷، ۶۴۹) (تصویر2– 5)

(تصویر 2- 5): باغ های سبزیجات، اثر: ونگوگ(منبع: ارتباط تصویری از چشم انداز تا نشانه شناسی، 1390، 26)
2-3-3- تعادل
تعادل حاصل استواری در نظم طبیعت می باشد. در یک نگاه کلی، عدم وجود تعادل، تشویش و نا امنی را گسترش می دهد و این خصوصیات با شعور انسانی که همواره در پی تعادل است، در تضاد می باشد. به عبارتی دیگر«تعادل حالتی پویاست که از تحلیل نیروها در یک ساختار حاصل آید. این حالت به سبب خنثی شدن نیروهای اثر گذار، احساس ثبات و توازنی خوشایند ایجاد می کند.» (همان، 165)
سه نوع تعادل اصلی وجود دارد که عبارتند از: تعادل قرینه، تعادل غیر قرینه و تعادل شعاعی، که هر کدام از آنها شخصیتی ویژه و اثراتی منحصر به فرد دارند و باعث ایجاد تغییرات و دگرگونی های زیادی در آثار هنری بصری می گردند. (نامی، 1383، 67)
2-3-3-1- تعادل قرینه
آن را تعادل غیر فعال نیز می نامند، به تقسیم بندی برابر و مساوی اشیاء و فضاهای گوناگون، گفته می شود. از نظر حسی، تعادل قرینه، معمولا بیان کننده وقار و سنگینی و حالت های رسمی و خشک، ایستا و خالی از هیجان است. اصولا تعادل قرینه زمانی به کار گرفته می شود، که بخواهیم اثری آرام و بی تحرک و خالی از هرگونه هیجان بصری بیافرینیم. (همان، 67) (تصویر2- 6)

(تصویر 2- 6): حمام فین کاشان (منبع: www.wikipedia.com )
2-3-3-2- تعادل غیر قرینه
آن را تعادل فعال نیز می گویند، به تقسیم بندی غیر مساوی اشیاء و فضاهای گوناگون گفته می شود، که اگر چه دو بخش تقسیم شده از لحاظ وزن و سنگینی بصری، با هم برابر هستند، اما عناصر موجود، از لحاظ شکل، رنگ، حرکت، اندازه و جنبه های دیگر بصری، یکسان و برابر نیستند. هنرمندان هنرهای بصری در آفرینش آثار خود و انتقال پیام های ذهنی خویش به دیگران، از تعادل غیر قرینه به علت دارا بودن، تحرک، تنوع، هیجان و جذابیت بصری، بهره های فراوان برده اند. (همان، 70- 71) (تصویر2- 7)

(تصویر 2- 7): تعادل غیر قرینه(منبع: مبانی هنرهای تجسمی، 1383، 71)
2-3-3-3- تعادل شعاعی
در تعادل شعاعی، بخش های اصلی تقسیم شده، به صورت شعاع هایی از مرکز فرم پراکنده می شوند و در این حالت بیش از دو بخش وجود دارد، مانند بخش هایی که در سطح چتر باز شده وجود دارد. و یا در تقسیماتی که در یک چرخ چوبی ارابه دیده می شود. در تعادل شعاعی معمولا احساسی از یک حرکت چرخشی و دوار در چشم انسان به وجود می آید.(همان، 67 – 75) (تصویر 2- 8)

(تصویر 2- 8): تعادل شعاعی(منبع: نگارنده)

2- 3- 4- ریتم و حرکت
ریتم عبارتست از: تکرار هرگونه شکل، رنگ، موقعیت و حرکت شبیه به هم طبق نظمی معین. با این تعریف«ریتم» اصل و بنیاد تمامی جریانات و مراحل تکامل طبیعت است. یک حرکت ریتمیک زمانی اتفاق می افتد، که عناصر شبیه به هم با فاصله های مرتب، تکرار شوند. به طور کلی ریتم، چه در طبیعت و چه در هنر، دارای سه جنبه ی اساسی و بنیادی است، تکرار، تناوب و رشد. جنبه ی «تکرار» را به طور مستمر و مداوم در ضربان قلب و جریان تنفس انسان می بینیم. جنبه ی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره ساده سازی Next Entries تحقیق رایگان با موضوع بین النهرین، تمدن ایلام، نشانه شناسی