پایان نامه با کلید واژه های جامعه مدرن، فلسفه هنر

دانلود پایان نامه ارشد

وزارت علوم، تحقيقات و فناور
3-4) هنـر همچون تجـربه 95

فصل چهارم: جان ديويي و تاثير زمينه فرهنگي بر دريافت مخاطب هنري
4-1) جان ديويي و زمينه فرهنگي 113
4-2)جان ديويي و دريافت مخاطب هنر 116

فصل پنجم:
5-1) بررسي تطبيقي مباني پست مدرنيسم با نظريات هنري جان ديويي 119

نتيجـه گيـري 130
پيـشنهـادات 131
منابع و مواخذ 131

چـکيـده
پست مدرنيسم طي دهه هاي (1960 تا 1970) گسترش خود را آغاز کرد. کتاب چارلز جنکز “زبان معماري پست – مدرن”، 1977، نخستين کتابي بود که موضوع آن جنبش پست مدرن بود. مي توان گفت پست مدرنيسم حرکتي است که پس از آنکه مدرنيسم متعالي جهتش را گم کرد به صورت حرکتي کثرت گرايانه از مدرنيسم جدا شد. مطرح شدن علم نوين و ايده عدم قطعيت و مسئله ايجاد نظم از درون بي نظمي را مي توان قلب پست مدرنيسم دانست. جريان شالوده شکني و ديدگاهها و نقطه نظرات پراگماتيست ها و آراي فلسفي نئوپراگماتيست ها نيز در تکوين مباني نظري پست مدرنيته سهم بسزايي داشتند. از خصوصيات پست مدرنيسم مي توان به پلوراليسم، التقاط گرايي، پرداختن به هويت، خرده فرهنگ ها، محتوا، سنت و بومي گرايي و از بين بردن تقابلها و تمايزها و آشتي تضادها و نفي فراروايت ها، نفي نخبه گرايي و نزديکي هنر به زندگي روزمره نام برد.
جان ديويي را مي توان از پيشتازان پراگماتيسم دانست. نظريات هنري او که با محوريت تجربه و لذت در زندگي روزمره است، ديدگاه تکثرگرايانه و التقاطي به هنر داد و در ضديت با نخبه گرايي و تقابل ها و فراروايت ها به خرده فرهنگ ها، هويت و محتوا بها مي دهد. در طي اين رساله به بررسي تطبيقي مباني پست مدرنيسم و نظريات هنري جان ديويي به خصوص در باب تاثير زمينه فرهنگي بر دريافت مخاطب اثر هنري، به طور کلي تر، مي پردازيم. اين رساله بر آن است تا نقاط مشترک تفکرات جان ديويي با پست مدرنيسم را بيان نمايد.

واژههاي کليدي: پست مدرنيسم، جان ديويي، زمينه فرهنگي، دريافت مخاطب، پراگماتيسم

مقـدمه

* مساله تحقيق
* اهميت تحقيق
* اهداف تحقيق
* سوالات تحقيق
* پيشينه تحقيق
* موانع و محدوديتها
* روش تحقيق و نگارش

1- مساله تحقيق
در اين تحقيق به مباحثي پرداخته مي شود كه هم به عنوان مباني پست مدرنيسم مطرح هستند و هم ديدگاه جان ديويي به هنر را تشكيل مي دهند. اين مباحث و نقاط مشترك شامل اعتقاد به پلوراليسم، التقاط گرايي، پرداختن به سنت و محتوا، ضديت با نخبه گرايي و فرم گرايي محض، اعتقاد به عدم قطعيت و نفي استقلال زيباشناسي، حذف مرزها و تمايزها، نزديك كردن هنر به زندگي روزمره، پرداختن به هويت، نفي فراروايت ها، جهاني شدن، گرايش به خرده فرهنگ ها و پرداختن به تخيل و تجربه… است.
اين پايان نامه قصد بيان و تشريح اين تشابهات در مباني پست مدرنيسم و نظريات هنري جان ديويي (در مورد تاثير زمينه فرهنگي بر دريافت مخاطب به طور كلي تر) دارد و به بررسي تطبيقي آن ميپردازد.

2- اهميت تحقيق
پست مدرنيسم را مي توان به مثابه يك جريان قدرتمند فرهنگي، سياسي روشنفكري دانست كه از دهه 1970 به اين طرف سربرآورده است. تعهدات جدي پست مدرنيسم به پلوراليسم، التقاط گرايي، از بين بردن تمايزها و مرزها، پرداختن به هويت و خرده فرهنگ ها، ضديت با نخبه گرايي و نفي فراروايت ها و سعي بر نقد مدرنيسم و اصلاح نقايص و كاستي هاي آن و در بعضي موارد ممانعت از افراط گرايي آن دارد. اين ويژگي ها اهميت پرداختن به پست مدرنيسم را آشكار مي كند. جان ديويي كه از پيشتازان فلسفه پراگماتيسم دانسته مي شود، نظريات زيباشناسانه اي نيز دارد كه بيشتر حول محور تجربه و لذت است. اعظم نظريات زيباشناسانه وي در كتاب “هنر همچون تجربه” بيان شده است و علي رغم آنكه برخي از فيلسوفان معاصر آن را جامع ترين كتاب در اين مورد دانسته اند ولي به آن، آنطور كه بايد پرداخته نشده است و پرداختن به اين نظريات داراي اهميت است. بررسي تطبيقي اين آراء با مباني پست مدرنيسم به خصوص در باب زمينه فرهنگي و تاثير آن بر دريافت مخاطب هنر، كه بسيار جاي پرداختن و تحقيق دارد، مي تواند اهميت پس زمينه فرهنگي يك جامعه در دريافت مخاطب، هنگام روبرويي با اثر هنري را نشان بدهد.

3- اهداف تحقيق
هدف كلي تحقيق بررسي تطبيقي مباني پست مدرنيسم با نظريات هنري جان ديويي به طور اخص در باب تاثير زمينه فرهنگي بر دريافت مخاطب اثر هنري و بيان نقاط مشترك و تشابهات بين تعاريف پست مدرنيسم با ديدگاههاي جان ديويي است.
اهداف جزيي تر اين تحقيق را نيز مي توان آشنايي خواننده با تعاريف ارائه شده در تحقيق مانند پلوراليسم، التقاط گرايي، هويت، خرده فرهنگ ها، فراروايت ها، زمينه فرهنگي، پراگماتيسم و آشنايي با شخصيت جان ديويي فيلسوف قرن بيستم و جنبش پست مدرنيسم دانست.

4- سوالات تحقيق
* مباني پست مدرنيسم چيست؟
* نظريات هنري جان ديويي كدام است؟
* تعريف پست مدرنيسم در مورد تاثير زمينه فرهنگي بر دريافت مخاطب هنر چگونه است؟
* نظريات هنري جان ديويي در مورد تاثير زمينه فرهنگي بر دريافت مخاطب هنر چگونه است؟
* تشابهات مباني پست مدرنيسم با نظريات هنري جان ديويي كدام است؟

5- پيشينه تحقيق
در مورد پست مدرنيسم، به خصوص درباره تاثيرگذاري جنبش هاي ديگر بر آن و ارتباط آن با جنبش هاي همزمان و يا قبل آن و بيان نظريات انديشمندان پست مدرنيسم و تاثير نظريات اين شخصيت ها، بر كار هنرمندان ديگر تحقيق صورت گرفته است كه با توجه به نوپا بودن اين جنبش در ايران، مي توان اميد به تحقيقات بيشتر نيز داشت.
در مورد جان ديويي به عنوان يك فيلسوف پراگماتيست و كسي كه تحولاتي در مبحث آموزش و پرورش ايجاد كرده است، تحقيقاتي اندك در زمينه تعليم و تربيت انجام شده است. ولي درباره نظريات هنري اين انديشمند فقط مي توانم به پايان نامه كارشناسي ارشد آقاي نادر شايگان فر در گروه فلسفه هنر اشاره كنم كه به بررسي نظريات هنري جان ديويي و پاپ آرت پرداخته اند و بحث پيرامون تجربه در تفكرات جان ديويي و پاپ آرت كه بيشتر ديد فلسفي بر اين پايان نامه حاكم است.

6- موانع و محدوديت ها
از جمله محدوديت هايي كه در اين تحقيق با آن روبرو بودم:
– كمبود كارهاي تحقيقاتي انجام شده مرتبط با موضوع پايان نامه
– نبودن مقالات ترجمه شده، بخصوص در ارتباط با نظريات هنري جان ديويي
– عدم دسترسي به سايت هاي مرتبط براي گرفتن مقالات
– نبودن ترجمه كتاب هاي مرتبط با تحقيق از جان ديويي
– نبودن كتاب “هنر همچون تجربه” كه محوريت اين تحقيق را دارد در داخل كشور
– خريد كتاب هاي مورد نياز از خارج كشور و ترجمه آن ها
كه موارد ياد شده در بالا در ضمن ايجاد تشويش، باعث اتلاف وقت و هزينه مي گردد. به اميد آنكه دانشجويان آينده با اين مشكلات برخورد نكنند.

7- روش تحقيق و نگارش
روش تحقيق به صورت مطالعه كتابخانه اي بوده است. و در ارتباط با شيوه هاي سندآوري و آئين نگارش از كتاب زير استفاده شده است:
– عباس حري و اعظم شاهبداغي، شيوه هاي استناد در نگارش هاي علمي، چاپ اول (تهران: موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1385).
اين تحقيق در پنج فصل صورت گرفته است. فصل اول به بيان و شرح مباني پست مدرنيسم ميپردازد كه در اين فصل با ريز عنوان هاي آغاز پست مدرنيسم، خصوصيات و تعاريف پست مدرنيسم، پلوراليسم و التقاط گرايي، هويت، جهاني شدن، خرده فرهنگ ها و بومي گرايي، فراروايتها سعي بر آشنايي با اين تعاريف و اعتقاد پست مدرنيسم به آن ها است.
در فصل دوم تلاش براي بررسي مباني پست مدرنيسم در مورد تاثير زمينه فرهنگي بر دريافت مخاطب هنر است كه با زير عنوانهاي پست مدرنيسم و جامعه مدرن، پست مدرنيسم و جامعه شناسي، پست مدرنيسم و زمينه فرهنگي، پست مدرنيسم و دريافت مخاطب هنر نشان مي‌دهيم كه تا چه اندازه تعاريف پست مدرنيسم، زمينه فرهنگي را موثر بر دريافت مخاطب اثر هنري مي داند.
فصل سوم به بيان نظريات جان ديويي مي پردازيم كه ابتدا با زندگي نامه وي و مكتب پراگماتيسم سعي بر آشنايي با اين فيلسوف و تفكر پراگماتيستي او است و در ادامه فصل با زير عنوان هاي نگاه ديويي به هنر و كتاب “هنر همچون تجربه” سعي به بيان نظريات هنري او است.
فصل چهارم با بيان جزيي تر نظريات جان ديويي در باب زمينه فرهنگي و دريافت مخاطب ميزان تاثيرپذيري مخاطب هنر اززمينه فرهنگي را در نظريات جان ديويي بررسي مي كنيم.
فصل پنجم در يك جمع بندي به بررسي تطبيقي مباني پست مدرنيسم ياد شده و نظريات هنري جان ديويي كه به آن ها اشاره شده است مي پردازيم و بيشترين تمركز را بر تاثير زمينه فرهنگي بر دريافت مخاطب هنر قرار مي‌دهيم.

فصل اول: مباني پست مدرنيسم

* آغاز پست مدرنيسم
* خصوصيات و تعاريف پست‌مدرنيسم
* پلوراليسم
* هويت
* التقاط‌گرايي
* جهاني شدن
* خرده‌فرهنگ‌ها و بومي‌گرايي
فراروايت‌ها
1-1) آغاز پست مدرنيسم
پست مدرنيسم که به عنوان وجه مميز عرصة معاصر از عرصة مدرن فهميده مي‌شوداولين بار در سال 1917 به وسيلة فيلسوف آلماني رودلف پانوتيس براي توصيف هيچگرايي فرهنگ غربي قرن 20 که مضموني وام گرفته از نيچه بود به کار رفت و مجدداً در سال 1934 در آثار منتقد ادبي اسپانيايي فِدريکو اولينس در اشاره به واکنش عليه مدرنيسم ادبي ظاهر شد. پست مدرنيسم در سال 1939 به دو طريق متفاوت در انگليس به کار رفت يکي توسط برنادر ادينگزبل براي به رسميت شناختن شکست مدرنيسم دنيوي و بازگشت به مذهب و توسط آرنولد توينبي مورخ براي اشاره به ظهور جامعه‌ي توده‌هاي پس از جنگ جهاني اول که در آن طبقه کارگر اهميت بيش از طبقه سرمايه‌دار پيدا مي‌کند. کاربرد پست مدرنيسم در فلسفه به دهه 80 بر مي‌گردد که اولاً براي اشاره به فلسفه فرانسوي پسا ساختارگرايي بود و ثانياً براي دلالت به واکنشي عمومي عليه عمل‌گرايي مدرن. چارلز جنکز پست مدرنيسم را در سال 1975 در معماري به کاربرد.(کهون، 1384)
پست مدرنيسم طي دو تا سه دهة اخير (1960 تا 1970) گسترش خود را آغاز کرد. کتاب چارلز جنکز “زبان معماريِ پست – مدرن”، 1977، نخستين کتابي بود که موضوع آن جنبش پست مدرن بود و در عنوانش از اين واژه استفاده کرده است. جنکز در کتابش مي‌گويد : کاري که من کردم، به اختصار آوردن پاسخ‌هايي بود مختلف، به شکست‌هاي مدرنيته در معماري و آن‌ها را نقادانه و بحث برانگيزانه، مربوط ساختم به حوزه‌اي گسترده از دو عنوانگي و اين تأثير را هم داشت که جنبش‌هاي نوپاي هنر و فلسفه را که به نظر مي‌رسيد داراي نقاط مشترک‌اند، تشديد و تقويت کند اين جنبش در اواخر دهة 80 مثل بمب صدا کرد در قالب مجموعه مکاتبي واسازانه و پسا ساختارگرا و يا برعکس به شکل جنبش‌هايي خود نظام يافته، يعني پست مدرنيسمِ “زمينه‌گرا”، “اکولوژيکي” “موجه” و “نوسازمان يافته”. (جنکز، 1379)
توصيف پست مدرنيسم دشوار به نظر مي‌رسد. زيرا مفهومي است که در انواع گسترده‌اي از ديسيپلين‌ها و حيطه‌هاي مطالعاتي از قبيل، هنر، معماري، موسيقي، فيلم، ادبيات، جامعه‌شناسي، ارتباطات، تکنولوژي نمايان شده است. دشوار است که اين مفهوم را در زمان يا تاريخ خاصي جاي دهيم، زيرا زمان دقيق ظهور پست مدرنيسم مشخص نيست. آسانترين راه براي آغاز انديشيدن در مورد پست مدرنيسم، انديشيدن در مورد مدرنيسم است. مدرنيسم دو گونه تعريف دارد که اين دو جنبه به درک پست مدرنيسم مرتبط مي‌شود. اولين جنبه يا تعريف از مدرنيسم، از يک جنبش زيبايي شناختي که به طور کلي مدرنيسم ناميده مي‌شود نشأت مي‌گيرد. اين جنبش تماماً با انديشه‌هاي غرب قرن بيستم در مورد هنر همسان است. همان‌طور که مي‌دانيد مدرنيسم جنبشي است در هنرهاي تجسمي، موسيقي، ادبيات و نمايشنامه نويسي که معيارهاي سنتي را در پاسخ به اين پرسش که هنر چگونه بايد شکل بگيرد؟ استفاده گردد؟ چه معنايي داشته باشد؟ ناديده مي‌گيرد. ويژگي‌هاي کلي آن را مي‌‌توان به اين نحو خلاصه کرد : خودآگاهي زيبايي شناسانه و کشف تضادها و ايهام‌ها و نااطميناني‌ها طبيعت بي‌پايان واقعيت، نفي انديشه شخصيت منسجم و تأکيد ورزيدن بي‌حساب و گاه افراط‌آميز بر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره 1725.6، 5176.7، Next Entries پایان نامه با کلید واژه های فرهنگ و زبان، زبان فرانسه، کهن الگوها