پایان نامه رایگان با موضوع پردازش اطلاعات، انتقال دانش

دانلود پایان نامه ارشد

چكيده

مقدمه:
در جوامع ساده آموزش و پرورش هدف و منظور آگاهانه نداشت. هر فرد بتدريج طي مراحل مختلف زندگي، متناسب با سن و موقعيت اجتماعي خود، سازگاري لازم با محيط اجتماعي را فراگرفته از طريق يادگيري موازين اجتماعي و الگوهاي رفتاري، طي ترتيباتي به زندگي بزرگسالي راه مي‌يافت. اولين اشخاصي كه به طور رسمي و با هدف آگاهانه به امر آموزش و پرورش پرداختند احتمالاً كساني بودند كه از لحاظ دانش و مهارت بر ساير اعضاي گروه برتري داشتند و گروه در مواقع بحراني براي بقا و دفاع از خويش به آنها متوسل شد و به اين صورت زمينه اوليه آموزش و پرورش رسمي، تدريجاً به وسيله چنين افرادي فراهم شد. اولين تلاش منظم براي انتقال دستاوردهاي گروه به نسل جوان، در هاله‌اي از تقدس و بر حول اعتقادات و اعمال ديني شكل گرفته است. در اين ميان اختراع خط و نوشتار نيز آموزش و پرورش را متحول ساخت و به پيدايش مراكز آموزشي انجاميد. بنابراين پيروي از گذشتگان و پرستش مكتوبات مقدس چارچوب اصلي آموزش و پرورش را تشكل داد. (عبداللهي، به نقل از علي علاقه‌بند، 1374)
به طور كلي منشأ نظام معاصر آموزش و پرورش رسمي را مي‌توان در دهه‌هاي پيش از انقلاب صنعتي جستجو كرد، چنانكه احتياج به نيروي انساني در اواخر قرن 18 و اوايل قرن 19 موجب رشد آموزش و پرورش ابتدايي شده‌است. آموزش عالي و متوسطه نيز امتيازي بود كه فقط در انحصار نخبگان قرار داشت. در مرحله دوم تحول آموزش و پرورش كه ميان دو جنگ جهاني قرارداشت آموزش ابتدايي نقاط عقب‌مانده همگاني شد اما آموزش عالي هنوز امتياز نخبگان بود. از سال‌هاي 1950 مرحله سوم شروع شد. اين مرحله عصر انقلاب علمي و فني و رونق اقتصادي و آزادي مستعمرات بود. در اين مرحله آموزش متوسطه در بسياري از كشورهاي اروپايي همگاني شد و آموزش عالي هم مي‌رفت تا عامه مردم از آن برخوردار شوند. در اين زمان سياست‌هاي آموزش و پرورش مورد ترديد و سؤال قرار گرفت و اين ضرورت مطرح گرديد كه براي هر فرد سطحي از آموزش و پرورش تأمين شود، در سياست‌هاي جديد آموزش و پرورش برخورداري همگان از آموزش و پرورش دائمي از توجه خاصي برخوردار شد.
آموزش و پرورش معاصر
اكنون مدرسه مشخص‌ترين نهاد مسئول تربيت عمومي شناخته شده است. جامعه و ضرورت‌هاي آن در حال دگرگوني دائمي است و مدرسه، اغلب زماني به نيازهاي زندگي مي‌رسد كه اين نيازها جاي خود را به شرايط و مقتضيات ديگر سپرده‌اند و بعضاً منتفي شده‌اند. حتي در بهترين نظام‌هاي آموزشي جهان و در كاملترين و پيشرفته‌ترين مدارس، روال كار روزانه در قالب ضرورت‌هاي گذشته صورت مي‌پذيرد. اين نارسايي، ناشي از آنست كه تحول اجتماعي معمولاً سريع و اجتناب‌ناپذير است و در مقابل برنامه‌ريزي آموزش و پرورش بر پژوهش و تحقيق به منظور شناخت مسائل و چاره‌جويي آنها بنياد مي‌شود كه خود مستلزم حوصله و صرف وقت كافي است. در مجموع تحولات زندگي بيش از مجموعه نوآوري‌هايي است كه در محتوا و الگوي تربيتي مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
بي‌شك در آينده با شرايط ديگري روبه‌رو خواهيم شد، شرايطي كه عموماً ناشناخته‌اند. به اين جهت به هنگام نبودن برنامه‌هاي آموزش و پرورش و عقب‌ماندگي از جامعه و بيگانگي مدرسه نسبت به ضرورت‌هاي آينده امري اجتناب‌ناپذير است، اما اعمال كوشش به منظور تعديل آثار منفي آن را نبايد از نظر دور داشت، بايد حصار مدرسه را از ميان برداريم (فراهم آوردن محيط غني به منظور يادگيري در هر زمان و هر مكان) و از جداكردن كودكان و نوجوانان از بطن جامعه و قراردادن آنها در الگوي مصنوعي مدرسه احتراز كنيم. الگوي مصنوعي مدرسه و شرايط نظري تربيت عمومي را بايد كنار گذاشت و مسئله آموزش و پرورش را عملاً در محيط كار و در محدوده واقعي زندگي جمعي ارائه داد و كودكان و نوجوانان را از اولين مراحل رشد در مقابل پديده‌هاي اصلي و واقعي زندگي قرارداد، يا شرايط و مقتضيات زندگي را عيناً در مدرسه فراهم آورد. ديگر نمي‌توان آنها را بيش از اين در آن حصار مصنوعي كه بر مبناي پندارها و نظريه‌هاي مكتوب به نام مدرسه و نظام آموزش ساخته شده‌است، زنداني كرد (معيري، 1379).
براساس مباحث جولاي سال 2000 ويژگي‌هاي كليدي مدارس آينده را به اين صورت تعيين كرده‌اند:
– فعاليت‌هاي گروهي در بين مدارس يا نواحي آموزشي رايج‌تر خواهد شد؛
– ارتباطات دقيق و ابزار مناسب با تأكيد بر نياز به فناوري‌هاي كارآمد اهميت بيشتري پيدا خواهد كرد؛
– دانش‌آموزان وقت كمتري را در مدارس مي‌گذرانند؛
– ارتباط رسمي با افراد متخصص در سراسر مدارس توسعه مي‌يابد؛
– فرايند يادگيري با استفاده از فناوري به صورت پويا درآمده و هيجان‌انگيز و جالب مي‌شود.
همچنين تأكيد مستمري بر راه‌هايي وجود دارد كه ICT مي‌تواند فعاليت‌هاي اجرايي را به صرفه‌تر كند و امكان دسترسي 24 ساعته به منابع يادگيري را براي دانش‌آموزان مهيا نمايد. زمانيكه ICT به بخش تكميلي فراگيري‌هاي دانش‌آموزان تبديل شود، روشهاي تدريس و سازماندهي كلاسي نمي‌تواند بدون تغيير بماند (اداي8، 2001).
امروزه مفهوم سنتي سواد دچار تغيير و تحول شگرفي شده‌است. مفهوم سنتي سواد يعني خواندن، نوشتن و علم حساب بوده‌است. در نيمه دوم قرن بيستم مفهوم جديد سواد كاربردي مطرح شد. تقاضاهاي جديد مطرح شده از سوي جامعه و دنياي جديد پيرامون ما (فناوري‌هاي جديد و مدل‌هاي جديد رفتاري)، سواد نوين را مي‌طلبد. سواد نوين در قالب سه جزء تشكيل‌دهنده اصلي عبارتست از:
– خواندن (قرائت)، دستيابي به اطلاعات از طريق جست و جو در منابع مكتوب، مشاهده، جمع‌آوري، ثبت و غيره؛
– نوشتن (نگارش)، ايجاد ارتباط از طريق رسانه‌هاي متعدد و استفاده از انواع اطلاعات و رسانه‌ها؛
– علم حساب، طراحي اهداف و فرامينها در دنياي واقعي و در مدل‌هاي دنياي واقعي و اجراي طرح‌ها.
به طوركلي در سوادنوين از يادگيري طوطي‌وار و اجراي دستورالعمل‌هاي معمولي، دوري‌شده و به جاي آن توانايي يافتن حقايق و در نظرگرفتن راه‌هاي تازه، درك و ابداع قوانين، رفع مشكلات بدون وابستگي به غير، برنامه‌ريزي و طراحي فعاليت‌هاي شخصي، مورد تأكيد قرار مي‌گيرد. با شناخت بيشتر ICT مي‌توانيم به نحو مؤثر از سواد نوين بهره بريم. ICT مجموعه وسيعي از ابزارها را در اختيار دانش‌آموزان قرار مي‌دهد و باعث مي‌شود تا سطح عمليات‌هاي ذهني و بدني وي ارتقاء يابد. يادگيري تاحد زيادي مبتني بر پردازش اطلاعات است. گوش فرادادن، صحبت‌كردن، خواندن، نوشتن، ارزشيابي، تركيب و تجزيه و تحليل و همچنين حل مسائل رياضي، حفظ كردن شعر يا پايتخت كشورها، نمونه‌اي از پردازش اطلاعات كامپيوتري به شمار مي‌آيند. پردازش اطلاعات تنها يك جنبه از فرايند آموزش به شمار مي‌آيد. جنبه ديگر كه در آموزش سنتي به آن توجه چنداني نمي‌شود ايجاد و خلق يك چيز جديد است. همچنين توجه به جنبه‌هاي مختلف تقويت نظام ارزشي و روابط اجتماعي از اهميت خاصي برخوردار است. بنابراين استفاده از فناوري‌هاي اطلاعاتي در فرايند يادگيري، يك امر مجزا به شمار نمي‌آيد، بلكه بايد همانند ساير ابزارهاي ذهني مورد استفاده قرار گيرد (طلايي، 1382).
اين امر در صورتي رخ مي‌دهد كه هدف نظام تعليم و تربيت از آموزش به يادگيري تغيير يابد و به نوعي در سياستها و هدف‌هاي آموزشي تجديدنظر صورت گيرد تا از اين طريق به يادگيري عميق و پايدار به معناي واقعي آن به عنوان هدف نظام آموزش و پرورش در امر ياددهي – يادگيري نائل آييم.

جدول 2-1 ) مقايسه نظام تعليم و تربيت قديم و جديد (آوريل لاولس9، 2001)
تعليم و تربيت قديم
تعليم و تربيت جديد
دانستن به اندازه‌اي كه در كتاب هست و به اندازه‌اي كه معلم بيان مي‌كند.
استفاده از راهبردهايي براي تصميم‌گيري در مورد آنچه ارزش دانستن در ذهن را دارد و آنچه كه نياز دارند كه ذخيره نمايند نه اينكه كليه اطلاعات يادگرفته شود.
معلم از روش سخنراني براي انتقال دانش به دانش‌آموزان استفاده مي نمايند.
معلم به دانش‌آموزان براي دستيابي، انتخاب، ارزشيابي، سازماندهي و ذخيره اطلاعات با دامنه وسيعي از منابع ياري مي‌رساند.
دانش‌آموزان اطلاعات را انبار مي‌كنند يا به وسيله طبقه‌بندي، اطلاعات را سازمان مي‌دهند.
دانش‌آموزان به وسيله طبقه‌بندي سازماندهي نموده و با ديدگاه‌ها تطبيق مي‌دهند.
دانش‌آموزان براي ارائه اطلاعات به معلم، آن را مكتوب مي‌كنند يا نوشته را بر ديوار مدرسه نصب مي‌كنند.
دانش‌آموزان روي ديسك مي‌نويسند، يا روي وب براي والدين، خويشاوندان و براي ديدن خوانندگان بيشتري قرارداده و منتشر مي‌كنند.
مجلات چاپي و كتابها به عنوان منبع دانش هستند.
مجلات روي خط و كتاب روي خط جايگزين پيش‌نويس‌هاي تعيين شده براي نوشتن و انتشار هستند.
متن‌ها تنظيم شده‌اند.
متن‌ها قابل ويرايش هستند.
دانش‌آموزان محدوديت انتخاب منابع دارند.
انتخاب‌هاي شخصي دانش‌آموزان مورد انتظار است.
اهداف كاربرد فناوري تلفيق نشده و ارائه نگرديده است.
اهداف كلاس درس با قدرت فناوري، تكميل شده‌است.
محصول ذهن دانش‌آموزان، به صورت گزارش‌هاي صرفاً مكتوب عرضه مي‌شوند نه چيزي بيش از آن.
محصول ذهن دانش‌آموزان، اسناد زنده و قابل تجديدنظر هستند و قابليت افزودن، كاهش يا تغيير را دارند.
گزارشها به صورت متوني هستند كه پيوند خود با توليدكنندگان را نشان نمي‌دهند.
گسترده‌اي از اشكال الكترونيكي چند حسي و خلاق مانند صفحات وب كه قابليت نمايش، تصوير، نمودار، جابجايي و ارتباطات شخصي را دارند.
محصول ذهن دانش‌آموزان در گزارش‌هاي دست‌نويس و منظم ارائه مي‌شود.
محصول ذهن دانش‌آموزان، به صورت حرفه‌اي كه در آن به رنگ و طراحي توجه شده، ارائه مي‌گردد.
دانش‌آموزان نوشته‌ها را از همديگر مخفي نموده و فقط به معلم اجازه خواندن آن را مي‌دهند.
دانش‌آموزان درباره ويرايش و بازبيني محصولات خود به مبادله اطلاعات مي‌پردازند.
متون به خانه آورده مي‌شوند و با والدين با ديگران به طور شخصي به مشاركت درمي‌آيند.
معلم از دانش‌آموزان مي‌خواهد كه محصول فعاليت خود را به دوستان و خويشاوندان خود در شكل پيوست يا روي وب ارائه كنند به نحوي كه امكان بازبيني و انتشار آن براي آنها باشد.
دانش فقط به يك شكل نشان داده مي‌شود.
دانش در اشكال وسيعي مثل صفحات وب، گزارش‌هاي نوشته‌اي ارائه‌هاي Power point، به وسيله بريدن و نصب اطلاعات به برنامه‌هاي مختلف نوشته شده است.
دانش فقط در شكل خطي نمايش داده مي‌شود.
دانش‌ در شكل‌ها خطي و فوق متني (Hypertext) نشان داده مي‌شود. كلاس در مورد مزيت‌هاي هريك بحث مي‌كند.
دانش‌آموزان كه در سن پايين‌تر از فناوري استفاده نمي‌كنند، مهارتي با ابزارهاي الكترونيكي ندارند.
دانش‌آموزان از فناوري در سنين پائين و به ميزان زياد استفاده نموده و به بحث درباره چگونگي كاربرد اين ابزارها مي‌پردازند.
باتوجه به نظر آوريل لاولس نظام تعليم و تربيت نسبت به گذشته سيار تغيير يافته است و دنياي معاصر براي رويارويي با چنين نظامي نياز به تغيير و بازسازي دارد. در همين راستا مي‌توان به تحول محيط‌هاي يادگيري و مقايسه آن با محيط‌هاي يادگيري سنتي كه توسط جامعه بين‌المللي فناوري در تعليم و تربيت10 (2002) نشان داده شده، نيز اشاره نمود. همانطور كه در جدول مشاهده مي‌شود محيط‌هاي يادگيري جديد نسبت به گذشته بسيار متحول شده‌است.
كاربرد فناوري در تعليم و تربيت
جامع‌ترين و كاملترين تعريف از فناوري آموزشي را جيمز براون و همكارانش بيان كرده‌اند كه عبارتست از «روش منظم طراحي، اجرا و ارزيابي كل فرايند تدريس و يادگيري با استفاده از هدف‌هاي بخصوص و بهره‌گيري از يافته‌هاي پژوهشي در روانشناسي و ارتباط انساني و بكارگيري تركيبي از منابع انساني و غير انساني به منظور ايجاد يادگيري مؤثرتر، عميق‌‌تر و پايدارتر».
فناوري آموزشي اصول و راهبردهايي است كه به منظور حل مسائل آموزشي در سطح كاربردي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. فناوري آموزشي مانند فناوري در هريك از شاخه‌هاي عملي ديگر، شامل دو جزء است:
1- جزء نرم‌افزار (محتوايي) شامل

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع جامعه آماری این تحقیق، مبارزه با مواد مخدر، تقسیمات کشوری Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع پردازش اطلاعات، انتقال اطلاعات