منبع پایان نامه ارشد درباره شهرستان رشت، استان مازندران، فرهنگ و زبان

دانلود پایان نامه ارشد

چکيدهوراليستي و روابط علّي و معلولي آن بحث شده است.
در بخش زبانزدهاي اقتصادي، از مفاهيم مربوط به خانواده ، معيشت، کار و تلاش، اقتصاد بومي و حساب و کتاب (برنامه ريزي) گفتگو شده است. اين زبانزدها نشان ميدهد که خود تا چه ميزان جنبة اقناعي دارد و در ميان مردم کارکردي منطقي مييابند، زيرا که مستقيماً با مردم و علاقهها و سليقههاي آنها مربوط است. اين پايان نامه به بررسي و طبقهبندي، وبيشتراز همة به تحليل زبانزدهاي منطقة لشتنشاء بر اساس انديشههاي گوناگون فرهنگي و اجتماعي، اقتصادي و انسان شناختي ميپردازد.

1-3 سوالات تحقيق
1- آيا زبانزدهاي منطقة لشت نشاء با زبانزدهاي ساير شهرستانها و استانها شباهتهايي دارد؟
2- زبانزدهاي منطقة لشت نشاء را به چند دسته ميتوان طبقهبندي کرد؟
3- ويژگيهاي چشمگير زبانزدهاي منطقة لشت نشاء چيست؟
4- نقش زنان در زبانزدهاي منطقة لشت نشاء چيست؟
5- رابط?‏ ميان افسانه و زبانزدها چيست؟

1-4 پيشين? تحقيق
از بررسي در آثار به جا مانده پيش از اسلام اينگونه برداشت ميشود، که مثل و تمثيل در اين دوران وجود داشته است. پس از اندک زماني بر اثر کاربرد زياد و متعارف شدن آن نزد عموم مردم، قسمت عمدهاي از زبانزدها دچار کاهش معناييگرديد و گاهي هم فقط بخش کوتاهي از آن به علت افزايش معنايي مفهوم کامل زبانزد را بيان مينمايند. در تاريخ ادبيات فارسي نخستين بار ميرزا احمد حبل(هبل) 1051 هـ- ق همزمان با سلطنت سلطان عبدالله قطب شاه در حيدرآباد دَکن (هندوستان) به ثبت و ضبط زبانزدهاي رايج در کتب پيشينيان پرداخت که صرفاً کاري ذوقي بوده است. شامل 1100 مثل در 28 باب بنام (جامعالتمثيل و مجمعالامثال) هبله رودي به چاپ رسيده است. از جمله نمونة تمثيل در آثار مانوي که در تورفان به دست آمده ميتواند “افسون حواس پنجگانه” را ياد کرد.
تا آن جا که نگارنده اطلاع دارد و از کتب و منابع موجود بر ميآيد تاکنون کسي به طبقه بندي و تحليل زبانزدهاي منطقة لشت نشاء نپرداخته است. اگرچه که کوراغلو در مثلها و تمثيلهاي فارسي به صورت کلي بدان پرداخته است. همچنين با کاوش در پايان نامههايي که در اين زمينه انجام گرفته است مانند: پايان نامه کارشناسي ارشد محبوبه گلعلي پور با عنوان تحليل ضربالمثلهاي گيلان (گيلکي) پايان نامه کارشناسيارشد رويا ميرزايي مطلق با عنوان بررسي ضربالمثلهاي استان مازندران، به بررسياجمالي و گاه با طبقه بنديهاي محوري بدان پرداختهاند، درحالي که کسي تا کنون زبانزدهاي اين منطقة را بدين صورت تحليل و دسته بندي نکرده است.
در دوران معاصر کتابهايي که در اين زمينه در دست است، “فرهنگ عوام يا تفسير امثال و اصطلاحات زبان فارسي” تأليف اميرقلي اميني است.”فرهنگ لغات عاميانه” تأليف محمدعلي جمالزاده از جمله کتابهايي است که بسياري از مثلها و اصطلاحات زبان فارسي را گردآوري نموده است. همچنين کتاب ارزشمند ديگري به نام “تمثيل و مثل” انجَوي شيرازي، براي نخستين بار لحن محلي و نثر ساده عاميانه را بصورت اصلي حفظ کرده است. و “فرهنگ جامع ضربالمثل هاي فارسي” بهمن دهگان ، “فرهنگ گيل و ديلم، فارسي به گيلکي” از محمود پاينده لنگرودي، “گيله گب” فريدون نوزاد و “فرهنگ مثلها و اصطلاحات گيل و ديلم” از محمود پاينده لنگرودي و “جادَکَفته گبان” ضربالمثل گيلکي از علي اکبر مراديان گروسي و “باورهاي عاميانه مردم گيلان” محمد بشري – طاهري و کتاب “کوچة “شاملو از اين دست است ميتوانيم نام ببريم که در اين زمينه نگاشته شدهاند.
در اين پايان نامه سعي شده است با نکته سنجي و باريک بيني، از زواياي مختلف به زبانزدهاي اين منطقة نگريسته شود، تا بلکه با شرح و تفسير بعضي از زبانزدها، به لايههاي دروني و مقاصد مردمان اين منطقة پي برده باشيم. گرچه واضح و مبرهن است نگارنده را ياراي غور در اين وادي نبود و نيست ؛ ولي اميد وافر دارم که به قَدر معرفت خود، توانسته باشم روزنهاي از اين زبان عاميانه را براي ديگران بگشايم، شايد راهروي ديگر، بتواند دَين آن را به نحو احسن و اکمل ادا نمايد.

1-5 اهداف تحقيق
1- شناخت زبانزدهاي منطقة لشت نشاء.
2- سنجش افکار مردمان منطقة لشت نشاء در ميان مردم گيلان.
3- معرفي زبانزدها به عنوان نشانههاي مهم فرهنگ اين منطقه.

1-6 فرضيههاي تحقيق
1- زبانزدهاي منطقة لشتنشاء با زبانزدهاي ساير شهرستانها در بعضي از موارد متفاوتند، اما از نظر انتقال مفاهيم به هم نزديکند.
2- زبانزدها را ميتوان به بخشهايي چون اخلاقي، شخصيتي، فرهنگي و اجتماعي، اقتصادي، خرافي، تقدير و سرنوشت و انديشگاني طبقه بندي کرد.
3- ويژگيهاي چشمگير زبانزدها شامل موارد اخلاقي، شخصيتي و فرهنگي است
4- در زبانزدها نقش زنان پررنگتراز مردان است.
5- برخي از زبانزدها مفاهيم فرهنگي تقّدس را به شکل مبالغة آميزي انتقال ميدهند.

1-7 دلايل انتخاب تحقيق
1- آشنايي بيشتر با فرهنگ عامة اين منطقه و پي بردن به لايههاي دروني زبانزدهايي که بدان تکلّم ميکنند.
2- شناخت هرچه بيشتر روابط پنهاني گرايشهاي انساني در زبانزدهاي اين منطقه.
3- کنکاش در ابيات عاميانة اين منطقه، اينکه تا چه اندازه اين زبانزدها در زندگي فردي، معيشت، بهداشت، باورها، قشر فرادست و فرودست کاربرد داشته است.
4- علاقمندي به لشت نشاء که زادگاه نگارنده بوده است.

1-8 روش تحقيق
اغلب زبانزدها به صورت ميداني از منطقة لشتنشاء جمع آوري شد، و ميزان کمي از زبانزدها نيز از منابعي که ارتباط مستقيم با فرهنگ و زبان لشتنشاء داشت استقصاء و استقراء گرديد، سپس به طرق مختلف و شيوهاي متعدد آنها را رتبهبندي و بعضاً بر پاية نظرية خاص که منظور نظر ما در پاياننامه است تحليل کرديم. عمدة اين تحليلها بر محور نظريات اجتماعي و فرهنگي استوار است.

فصلدوم : معرفيمنطقة لشت نشاء
2-1 تقسيماتکشوري
“درتقسيمات کشوري سال 1325 گيلان به 9 شهرستان تقسيم گرديد. اولينشهرستان رشت بود که، شامل 5 بخش: رشت، رودبار، کوچصفهان، خمام، لشت نشاء را شاملميگرديد.”(اصلاح عرباني،1374: 37)
مساحت بخش لشت نشاء 162 کيلومترمربع است که در 25 کيلومتري شمال شرقي شهرستان رشت واقع شده است. که ارتفاع آن از دريا 2-0 متر است. از طرف شمال به درياي خزر و بندر زيباکنار، واز طرف جنوبشرقي به شهرهاي کوچصفهان وآستانهاشرفيه، از غرب به خشکبيجار و خمام محدود ميشود .
لشت نشاء در حقيقت جلگة وسيعي است که بوسيلة راههاي روستايي ماشينرو به کوچصفهان، خشکبيجار، آستانه اشرفيه متصلاست . اراضيلشت نشاء ازانواع خاکهاي جلگهاي شاملشنهاي ساحلي، خاکهاي رسوبي، خاکهاي چمني مرطوب ونيمه مردابي تشکيل شده است. اراضي جنگلي آن دردو قسمت باتلاقي وغيرباتلاقي پراکنده هستند. درميان اراضي باتلاقي درختانيچون: توسکا، پلت، بيد، بيد مشک، زبان گنچشک، ازگيل، آلوچه و انار وغيره و درقسمت غير باتلاقي درختان چون: گردو، پلت، انجيل وارابه بو، توت، بيد، وغيره وجود دارد .

2- 2 آبوهوايمنطقة لشت نشاء
لشت نشاء داراي آب وهواي معتدل و مرطوب (رطوبت زياد )جلگهاي است. ميزان گرماي سالانه آن 6/15درجه سانتيمترو سه درجه زيرصفراست. وباران سالانه آن 1200 تا 1300 ميلي متر است. مقدار بارش در اين منطقة درطول سواحل ازغرب به شرق کاهش مييابد. پرباران ترين ماههاي سال پائيزو زمستان است .حداکثر بارندگي درپائيز وحداقل آن در تابستان است. بادهايي که دراين منطقه جريان دارند به زبان محلي عبارت است از:
1- گيلهوا، که درفصل بهار ميوزد وموجب شگفتن گلها ميشود.
2- بيرون وا، که درزمستان و پائيز ميوزد وباعث بارندگي ميگردد.
3- کنارگيله وا، خشکه وا) بادي که از شمال غربي ميوزد.
4- خزري، بادي که از شمال غرب ميوزد ودرتابستان و بهارسبب بارندگيميگردد.
5- سرتوک، بادي است که ازشمال شرقي درفصل بهار و پائيز ميوزد.
6- خزري، بادي که از شمال غربي ميوزد وسرد وطوفاني است. درفصل زمستان موجب طوفان و بوران است و باعث بارندگي زياد ميگردد.
7-گرمش، (گرمه باد) بادي که ازجنوب ميوزد وموجب بيماري وآتش سوزي ميگردد.
عامل اصلي ريزش باران دراين منطقه بادهاي خشک شمال شرقي است که، باعبور ازدريا رطوبت لازم را جذب کرده و دربرخورد با ارتفاعات رطوبت خود را به صورت باران ازدست ميدهند.

2-3 منابع آبيمنطقة لشت نشاء
رودخانة سفيدرود که بزرگترين رودخانة گيلان به شمار ميآيد. که شاخه اصلي اين رود به نام قزل اوزن ازکوه چهلچشمه در زاگرس کردستان سرچشمه ميگيرد. رودخانههاي اين منطقة عبارتند از: نورود، کلاف رود، وزير بکنده، حاجي بکنده، امير بکنده، چپکچکه، پنجهعلي، اشمک، گفشهرود، توچاجو، سياجوب.

2-4 پوششگياهي وجانوري منطقة لشت نشاء
شامل اقطي، تمشک، ني، نيلوفر وحشي، سازوعروسک آبي، بارهنگ، علف هفتبند ،آلاله، گزنه، زنبق آبي، نعناع، سرخاک کولي وغيره، حيوانات اين منطقه، شغال، گربه جنگلي، شنگ، سينه سرخ، چرخ ريسک، باکلان، سار، توکاي سياه، چيتگر، خوتکا، قمري، بلبل، پرستو، اردک سرسبز، اردک سر حنايي، مارمولکسبز و غيره. از نکات قابل توجة، معادن زيرزميني دراراضي لشت نشاء منابعي چون نفت و گاز، را ميتوانيم نام ببريم که درقسمت شمال روستاي فخرآباد گاز طبيعي از زمين بيرون آمده وآزادانه مشتعل است. درهرروستا مسجدي وجود دارد که قبرستانها، درحاشية آنها قرار دارند. همچنين دراغلب روستاها زيارتگاهي است که، به يکي از امامان منتسب است.
لشتنشاء از نخستين مناطقي است که درقرن دوم و سوم هجري مذهب شيعة زيدي را درگيلان پذيرفتهاند، پيش ازآن، داراي مذاهب پيش از اسلام ايران بودند. نشانههايياز مذاهب ابتدايي چون توتم پرستي، تقدس درخت، اعتقاد به تناسخ، حلول روح وغيره دربين آنان ديده ميشد.

2-5 بخشهاي لشت نشاء
بخشلشت نشاء يکي از بخشهاي تابعة شهرستان رشت است. داراي بخش مرکزي و سه دهستان، جيرهنده ، بالاگفشه ، علي آباد زيباکنار ميباشد.
دهستان جيرهنده داراي 14 آبادي به شرح زير است :
ملکده، توچاه آلمان، جيرهنده، خشکرود، دهسر، ده مردسرا، زهنده، سالستان، کردخيل، ولم، لسکو، ليچاه، نوحدان، نورود، و مرکزاين دهستان روستاي جيرهنده است.
دهستان علي آباد(زيباکنار)داراي16 آبادي به شرح زير است:
اژدهابلوچ، اميلدان، ايستگاه بررسي برنج، ايستگاه تحقيقاتي شهيد مهندس سرقيب، تازه آباد، جيلدان، چالکشلات، چونچنان، خشک اسطلخ، دوباج، زيباکنار، شهميرسرا، فخرآباد، ملکده، نوده، هتل زيباکنار، و مرکز اين دهستان روستاي زيباکنار است.
دهستان بالاگفشه داراي15 آبادي به شرح زير است:
بالامحلهگفشه، پس بيجارگفشه، شيخانگفشه، ميانگفشه، لالهگفشه، اسطلک، جوپشت، جورياب، چافوچاه، چپک شفيع محله، چپک ناظميمحله، چليکدان، ليموچاه، عليبوزايه، کنارسراربابي، و مرکز اين دهستان روستاي بالاگفشه است .
” بر اساس آمار و سرشماري نفوس و مسکن سال 1385 اين بخش حدود 360483 نفر جمعيت دارد. ” (سرشماري نفوس و مسکن 1385)

2-6 نژاد، قوميت ومذهب منطقة لشت نشاء
نژاد و قوميت ومذهب اينمنطقه از نژاد سفيد وگيلک هستند. اما تيرههاي ديگر قوميساکن در گيلان چون گالشها وتالشها نيز که به لشت نشاء مهاجرت کرده بودند، ساکنين آنجا درآميختهاند، شکل چهره، اندام وخصوصيات اخلاقيساکنان روستاهاي لشت نشاء با همديگر متفاوت است. مردم لشتنشاء شيعه دوازده اماميهستند و به گويش گيلکي و لهجة لشت نشاييکه يکي از لهجههاي گيلکي است صحبت ميکنند در واقع اين گويش پلي بين دو لهجة شرق و غرب گيلان و گويشي واسطهاي است.
يکي از ويژگيهاي دستوري گويش لشت نشائي، تقدم صفت بر موصوف است وتقريباً قواعدي مانند ساير گويشهاي گيلکي غربي دارند مصوتهاي لشت نشايي کمي کوتاهتر ازگويش رشتي است. اصل کم گويشي يا اقتصار بويژه درگويش لشت نشاء در قياس با ساير گويش هاي غربي بيشتر به چشم ميخورد.
مثلاً فعل ميگويم “گفتاندرم” [guft?nd?ram]

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد اعتماد به مدیریت، اعتماد شناختی، رضایت شغل Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره امثال و حکم، دوره قاجار