دانلود پایان نامه درباره فرهنگ عامه، روابط قدرت

دانلود پایان نامه ارشد

3-3-4- پشت لايه هاي شيشه اي 50
3-3-5- نقش استوارت هال در توسعه مطالعات فرهنگي 56
3-3-6- جهاني شدن به منزله ي رواج فرهنگ آمريکايي 57
3-4- زندگي روزمره 64
3-4-1- خواننده در تبعيد 65
3-4-2- موسيقي و زندگي روزمره 70
3-4-3- ويژگي مردم شناختي کافي شاپ؛شيوه زندگي جوانان 73
3-5- مد و مد گرايي 79
3-5-1- زنان و پديده مد 80
3-5-2- سير تاريخي مد گرايي 81
3-5-3- مد و ارزش هاي ديني 83
3-5-4- مصرف : تغيير از اقتصاد محوري به فرهنگ گرايي 86
3-6-تبيين دين و تبيين ساختارها ؛نقش و قلمرو آن در حوزه هاي فردي و اجتماعي 92
3-6-1-جايگاه دين رسانه اي و دين عامه 97
3-6-7-مولفه هاي ديني فرهنگ عامه 100
3-7-1- نماز درمعتقدات عامه 102
3-7-2- احترام 106
3-7-3-جلوه هاي آييني احترام درنام گذاري نوزاد 108
3-7-4- ازدواج 108
3-7-5- مرگوسوگواري 109
3-8- نقد و بررسي يک فيلم :به همين سادگي 110
3-8-1- نگاهي به چند مولفه ي فرهنگ عامه موجود در فيلم به همين سادگي 114
فصل چهارم : نتايج تحقيق و پيشنهادات 122
4-1- نتايج تحقيق 122
4-2- پيشنهادات 129
منابع 130

فصل اول
کليات تحقيق

1-1-طرح مساله
از اوايل قرن بيستم ميلادي و با ظهور عکاسي؛سينما و شيوه هاي باز توليد و تکثير آثار هنري در برخي جوامع غربي؛اهميت مطالعه و ارزيابي فرهنگ عامه به شکلي بارز خود را نمايان ساخت .در همان دوران ؛آوانگارد راديکال به شيوه هايي گوناگون در پي از ميان برداشتن مرزهاي ميان هنر و زندگي روزمره بود .
گسترش فرهنگ توده اي مدرن در قرن بيستم از طريق رسانه هاي همگاني ؛واکنش هاي گوناگوني برانگيخته است به طوري که گروه هاي قدرتمند معمولا به فرهنگ توده به ديده تحقير مي نگرند و اغلب درپي اعمال کنترل فرهنگي بر مي آيند .
در بحث هايي که در ايران صورت گرفته ارتباط اين مسائل خيلي مورد توجه قرار نگرفته و اغلب راجع به فرهنگ و رسانه ها جدا بحث شده است در اين جا ماوقتي جامعه را مطرح مي کنيم؛ با افراد سروکارداريم ؛با نظام اجتماعي؛فرهنگ؛تاريخ؛سرزمين و …جامعه بالاخره با فرهنگ سر و کار دارد و بسته به اينکه ما جامعه را در چه سطحي مطرح بکنيم فرهنگ را هم در آن سطح مي توانيم مطرح کنيم.
از سويي ديگر فرهنگ ما با مفاهيم اسلامي غني شده است و داراي مولفه هاي آييني مي باشد ؛اين مولفه ها خود را در تار و پود فرهنگ ايراني قرار داده اند به صورتي که بسياري از مولفه هاي ايراني ناخواسته اسلامي نيز مي باشند .براي مثال معماري ما سرشار از مضامين عارفانه و اسلامي است .
نقطه ي آرماني در صنعت فيلم سازي در کشور ما آميختن فرهنگ ديني با فرهنگ عامه و رسيدن به يک رسانه ي ديني و تاثير گذار مي باشد.رسانه ي ديني عرصه اي است براي نشان دادن واقعيت هاي ديني و فرهنگي ؛از آن جا فرهنگ عامه ي ما با فرهنگ ديني آميخته است دور شدن از هر کدام به معناي سست شدن پايه هاي فرهنگي ماست ؛فرهنگ ديني به دليل در بر داشتن ارزش ها و آموزه هاي سعادت بخش داراي اهميت فراواني است لذا بر يک فيلم ساز متعهد لازم است که ضمن ارائه فرهنگ عامه به فرهنگ ديني به شکل مطلوب و تاثير گذار توجه کند .
1-2- ضرورت و اهميت موضوع :
رسانه هاچنان درزندگي روزمره ي مدرن متاخراستوارگشته اندکه به يکي ازعناصرتفکيک ناپذيربافت فرهنگي مدرنيته ي اخيرتبديل شده اند .
مباحث مربوط به معرفت؛هويت؛ذوق؛سليقه وسبک زندگي که جزوخصوصيات معرف فرهنگ مدرنيته ي متاخرهستندبدون استثنابه دست افرادوازطريق مصرف متون وتصويررسانه هامفهوم پردازي وعملياتي مي شوند.قدرت بازنمايي رسانه هاراميتوان درچندسطح مشاهده کردبراي مثال پندارهاي غالب درباره ي هويت ملي يافرهنگي درجامعه ي معاصرباشيوه هايي شکل مي گيردکه دررسانه هاي روزمره ي عمده اي مانندتلوزيون وسينمابازنمايي مي شوندوازسوي ديگرشکل گرفتن يک مذهب درعين حال شکل گرفتن يک فرهنگ نيزهست وچون نزديکي مذهب به فرهنگ درحدي است که مامي توانيم متوقع باشيم هراتفاقي براي يکي ازآنهارخ مي دهدبراي ديگري هم رخ خواهدداد .
“فولکولور هر ملتي در حکم زندگي نامه و شرح احوال و سيرت هاي آحاد آن ملت است و عامل اصلي و شاخص خصلت ها و تصويرگر آداب و عادات و روشنگر سوابق تاريخي و نشان دهنده تحول فکري و تکامل اجتماعي مردم است و مهم تر آنکه در سرزميني پهناور چون ايران که شهر ها و روستاهايش در شرق و غرب و شمال و جنوب پراکنده و دور از هم هستند و مردم هر نقطه اي لهجه خاص و فرهنگ ويژه ي خود را دارند وقتي فولکولور هر منطقه يا هر وظيفه را جداگانه برسي و مطالعه کنيم خواهيم ديد که با وجود اختلافات ظاهري ريشه پايه و منشاء و منبع همه ي آن ها يکي است”. (مصطفي خلعتبري ص137)
دنياي جديد با توجه به رشد و توسعه در حال تغيير است ؛پيشرفت و تکنيک جاي خيلي چيزهاي نداشته را براي بشر پر کرده است اما با تمام اين ها نياز به دين احساس مي شود و علاقه منداني در اين زمينه وجود دارند ؛حتي کساني که با دين ارتباط چنداني ندارند به صورت ضمني راجع به معنويت صحبت مي کنند ؛حتي با توجه به تنوع هاي فرهنگي که در دنيا وجود دارد در تمام اين فرهنگ ها راجع به دين مي بينيم که صحبت شده است .اين مسائل ما را تشويق مي کند تا مفاهيم ديني را گسترش دهيم اما در قالب هاي نو که دنياي معاصر را تحت تاثير قرار دهد،کسي نمي تواند منکراين قضيه بشود که در بروزهايي که در ظاهر و انديشه ديده مي شود خلاي وجود دارد و مفاهيم ديني هستند که خلاء ها را پر مي کنند .
در فيلم هاي ايراني کمتر به مولفه هاي ديني موجود در فرهنگ عامه پرداخته شده و يا به صورت غير حرفه اي و غير هنرمندانه بيان شده است.همان طور که اشاره مي شود فرهنگ فرهيختگان ده درصد جامعه را در بر مي گيرد و باقي شامل فرهنگ عامه ي مردم عامه مي شود .بيشتر فيلم هايي که ساخته مي شوند به مسائل و مشکلات اين ده درصد مي پردازند و از فضاي نود درصد ديگر دور هستند .به همين دليل است که در اين چند ساله ي اخير سينما مخاطبين خود را از دست داده است.
بسياري از مسائل و مشکلاتي در قشر پايين و متوسط جامعه وجود دارد که حتي در رسانه مطرح نمي شوند .درد ها و نگفته هاي زيادي در قشر متوسط و پايين جامعه است که هيچ فيلم سازي سراغ آن نرفته.از سويي ديگر فرهنگ ما سرشار از مفاهيم و مولفه هاي ديني است که اگر به درستي به کار گرفته شده و استفاده شود ما مشکلات زيادي را حل خواهيم کرد پرداختن به اين مقوله از مسائل مهمي است که از نظر فيلم سازان و برنامه نويسان دور مانده است .
اکنون زمان آن فرا رسيده است که فيلم سازان متعهد با فراگيري چگونه گي راه يابي مولفه هاي ديني فرهنگ عامه دست به برنامه سازي و راه گشايي بزنند و با نوشتن برنامه ؛سريال ها و يا فيلم هاي سينمايي مشکلات قشر عامه را مرتبط با کمرنگ شدن مولفه هاي ديني در فرهنگ عامه را مطرح و ارائه دهند .
1-3- اهداف تحقيق :
هدف اصلي : چگونه گي راه يابي مولفه هاي ديني فرهنگ عامه در فيلم هاي ايراني
اهداف فرعي :
1- شناخت نقس رسانه در شکل دهي ؛تقويت و تثبيت فرهنگ عامه
2- شناخت مفاهيم ديني وتاثيرآن در فرهنگ شفاهي مردم

1-4-سوالات تحقيق
سوال اصلي :چگونه مولفه هاي ديني فرهنگ عامه مي توانند بر فيلم هاي ايراني تاثير بگذارندو حضور اين مولفه ها در فيلم به همين سادگي چگونه است ؟
سوالات فرعي :
1- رسانه تاچه سطحي از فرهنگ مردم را شکل داده و ياتقويت و تثبيت مي کند؟
2- مفاهيم ديني چه جايگاهي در فرهنگ شفايي مردم دارد؟
1-5- فرضيات تحقيق
با توجه به پيشرفت و علم گرايي هنوز مفاهيم ديني مورد نياز جامعه و بشر،از طريق پرداختن و ارتباط با مفاهيم ديني تامين مي شود و يگانه راه سعادت براي بشر محسوب مي گردد .هيچ کدام از وسايل الکترونيکي و ارتباطي عصر حاضر نتوانسته احساس نياز به معنويت و دين را کمرنگ نمايد .
1-6- مفاهيم کليدي تحقيق :
کليدواژه ها و تعريف مفاهيم
فرهنگ :مارتين به عنوان جامعه شناس فرهنگي فرهنگ را شمامل تمامي محتواي فکري و ارزشي مي داند که زندگي انساني را از زندگي حيواني متمايز و برجسته مي سازد
فرهنگ به عنوان يک اصطلاح فني در نوشته هاي انسان شناسان در اواسط قرن نوزدهم وارد شده است.هنگامي که فرهنگ يک گروه يا جامعه شکل گرفت و به تدريج بهبود يافت افراد آن حوزه فرهنگي ؛کيفيت تمايلات ؛ذهنيات و رفتارهاي خود را با آن منطبق ساخته و به گونه اي رفتار خواهند کرد که هنجارها و ارزش هاي فرهنگي شکسته نشده و فردي غير عادي شناخته نشود.
استوارت هال يکي از چهره هاي اصلي مطالعات فرهنگي است که تعريف جديدي از فرهنگ ارائه داده است : فرهنگ : کارهاي زيست شده اي است که مشخصه جامعه ؛طبقه يا گروه خاصي در دوره اي خاص از تاريخ است( مهري بهار ؛ص6)
مي توان گفت نخستين تعريف نسبتا کامل و ارزنده از فرهنگ را ادواردتايلور انسان شناس معروف انگليسي و بنيان گذار انسان شناسي فرهنگي به دست داد .وي در سال 1871 در کتاب معروفش ” فرهنگ ابتدايي” تعريف رسمي و جامع از فرهنگ پرداخت و اين تعريف را در نخستين جملات کتابش چنين بازگو کرد: فرهنگ يا تمدن ؛مجموعه ي پيچيده اي است که در برگيرنده ي دانستني ها ؛اعتقادات ؛هنرها ؛اخلاقيات ؛قوانين ؛عادات و هر گونه چيز ديگري است که به وسيله انسان به عنوان عضو جامعه سبک شده است .وضع فرهنگ ميان جوامع گوناگون بشري تا جايي که در اصول کلي قابل تحقيق باشند موضوعي است مناسب براي بررسي قوانين انديشه و کنش انساني “( بيهقي ؛ص9)
ساموئل کينگ در تعريف فرهنگ مي گويد :فرهنگ شامل کليه ي راه هاي تفکر و عمل جامعه هاي انساني است که براي آيندگان ذخيره شده است (کينگ؛ ص 55)
در فرهنگ وبستر فرهنگ الگويي پيچيده از عادات و رفتارهاي ويژه يک گروه اجتماعي ؛قومي ؛نژادي و يا مذهبي است .همچنين به معني توسعه و پيشرفت انسان در زمينه هاي فکري؛هيجاني ؛علايق و منش ها که منتهي به راه و روش خاص بياني و عقيدتي مي شود نيز آمده است و يا در تعبير ديگر مجموعه ايده ها ؛رسوم؛مهارت ها و هنرها و … است که در دوره ي مشخصي جزو روش زندگي مردم مي شود ( شالچيان، ص77)
خرده فرهنگ ها :به آن فرهنگ گروهي در مقايسه با فرهنگ کلي يک جامعه گفته مي شود ؛شيوه ها و مناسکي است خاص گروهي خاص از مردم در بطن يک جامعه يا فرهنگ (ساروخاني ،1370)
فرهنگ عامه :فرهنگ عامه مجموعه تجربيات و متفکرات بشر در طي قرون و اعصار است و همين تجربيات و آداب و سنت ها ي مرسوم سک جامعه است که به آن جامعه شخصيت و هويت و موجوديت مي بخشد.
فيسک در تعريف فرهنگ عامه آورده است : فرهنگ عامه؛فرهنگ بي قدرت ها و زير سلطه هاست .اين فرهنگ هميشه نشان دهنده ي علائم روابط قدرت پيگيري نيروهاي سلطه و زير سلطه است که براي نظام اجتماعي و تجربه ي اجتماعي ما مرکزي اند .فرهنگ عامه متناقض با خودش است .از نظر فيسک لذت هاي عامه که عناصر اصلي فرهنگ عامه اند و در مقابل لذت هاي سلطه شکل مي گيرند .لذت هاي عامه به واسطه مردم زير سلطه شکل مي يابند .بنابراين لذت هاي عامه در بعضي از روابط مخالف با قدرت (اجتماعي ؛اخلاقي؛متني ؛زيبايي شناسي؛وغير ازآن ) به دست مي آيند.افزون بر اينکه در درون جامعه و قتي تنوع گروه بندي وجود دارد تنوع لذت نيز وجود دارد.)بهار، ص 7)
فولکلور :امروزه معمولا ؛فولکلوريست به کسي اطلاق مي شود که کاربردها؛سنن و هنرهاي عاميانه جوامع صاحب “خط” را مطالعه مي کند .تشخيص مطالعه اي که “مردم شناسان روستايي” انجام مي دهند به وسيله روش هاي استفاده شده صورت مي گيرد.فولکلوريست عموما به جمع آوري؛طبقه بندي ؛و به مطالعه تطبيقي وقايع فرهنگي علاقه شديدتري نشان مي دهد تا به تفسير آن ها اما به ويژه اين امر در رابطه با چشم اندازهايي بررسي شده است .فولکلوريست اغلب به گذشته و به تحقيق درباره بازماندگان و بقاي پس از مرگ نظر دارد.در صورتي که وظيفه ي فعلي مردم شناسان تحقيق درباره جامعه زنده است .مطالعه فولکلور غالبا به “موزه شناسي” مربوط مي شود(پانوف،ميشل,پرن،ميشل 1361:301)
1-7-روش تحقيق
با در نظر گرفتن هدف و موضوع پژوهش اين تحقيقي با روش اسنادي و موضوع

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی ، irrational، procrastination Next Entries دانلود پایان نامه درباره فرهنگ عامه، آداب و رسوم، مکتب فرانکفورت