پایان نامه ارشد درمورد باراک اوباما، نومحافظه کاران

دانلود پایان نامه ارشد

1-4-2. سوال فرعي 8
1-5. فرضيه 8
1-6. متغيرهاي تحقيق 8
1-7. تعريف مفاهيم و اصطلاحات کليدي 9
1-8. ادبيات و پيشينه تحقيق و نوآوري آن 11
1-9. روش تحقيق و شيوه گردآوري اطلاعات 17
1-10. قلمرو تحقيق 17
1-11. روش ها و فنون اجراي پژوهش 17
1-12. محدوديت هاي تحقيق 18
1-13. سازماندهي تحقيق 18
فصل دوم
مطالعات نظري 20
مقدمه: 21
2-1. واقع گرائي 22
2-2. سنت واقع گرائي کلاسيک 22
2-3. نو واقع گرايي 25
2-4. واقع گرائي نوکلاسيک 28
2-4-1. واقع گرائي تدافعي 28
2-4-2. واقع گرائي تهاجمي 30
2-5 تبيين استراتژي آمريکا در منطقه آسيا پاسيفيک بر اساس نظريات نو واقع گرا 34
2-5-1. ديدگاه کنت والتز 34
2-5-2. واقع گرائي تدافعي استفان والت و آينده مناسبات آمريکا و چين 35
2-5-3. واقع گرايي تهاجمي جان ميرشايمر و تقابل بين آمريکا و چين 36
فصل سوم
جايگاه آسيا – پاسيفيک در معادلات جهاني(بررسي تاريخي) 38
مقدمه: 39
3-1. ويژگي هاي منطقه آسيا پاسيفيک 40
3-2. اوضاع منطقه آسيا پاسيفيک قبل از جنگ جهاني دوم: 43
3-2-1. عصر تمدن هاي سنتي 43
3-2-2. عصر امپرياليسم 43
3-3. منطقه آسيا پاسيفيک پس از جنگ جهاني دوم و دوران جنگ سرد 45
3-3-1. تحولات اواخر دهه 1940: 46
3-3-2. امضاء معاهده صلح با ژاپن: 47
3-3-3. تحولات دهه هاي 1950 و 1960 48
3-3-4. تحولات دهه هاي 1970 و 1980: 50
3-4. وضعيت منطقه آسيا پاسيفيک پس از فروپاشي شوروي و پايان جنگ سرد: 53

فصل چهارم
بازيگران اصلي و بحران هاي مهم در منطقه آسيا- پاسيفيک 58
مقدمه: 59
4-1. چين 60
4-1-2. سياست درهاي باز چين و نتايج آن: 62
4-1-3. نخبگان نسل سوم چين و چالشها 64
4-1-4. نسل چهارم رهبران چين و صعود قدرت آن کشور 65
4-2. ژاپن 67
4-2-1. توانمندي اقتصادي ژاپن : 68
4-2-2. چرخش در سياست خارجي و امنيتي ژاپن 70
4-3. بحران کره شمالي: 74
4-3-1. تداوم بحران کره شمالي پس از جنگ سرد 76
4-3-2. مذاکرات شش جانبه در باره کره شمالي 78
4-3-3. علل تطويل بحران کره شمالي 81
4-4. بحران تايوان: 83
4-4-1. اولين بحران تنگه تايوان: 83
4-4-2. دومين بحران تايوان: 84
4-4-3. سومين بحران تايوان: 84
4-5. اتحاديه ملل جنوب شرق آسيا(آ سه آن) 89
4-5-1. اهداف آسه آن: 90
4-5-2. نشست‌هاي آسه آن: 90
4-5-3. فعاليت هاي آسه آن 91
4-5-4. چشم انداز آينده آسه آن 94
4-6. سازمان همکاري اقتصادي آسيا اقيانوسيه (اپک) 95
4- 6-1. نقش آمريکا در شکل گيري اپک 96
4-6-2. روند فعاليت هاي اپک 97
4-6-3. ارزيابي و چشم انداز آينده اپک 98
فصل پنجم
جايگاه آسيا پاسيفيک در استراتژي آمريکا 101
مقدمه: 102
5-1. جايگاه آسيا پاسيفيک در استراتژي آمريکا در دوره جنگ سرد 103
5-2. جايگاه آسيا پاسيفيک در دوره خلاء استراتژيک آمريکا (دهه 1990) 105
5-3. جايگاه آسيا پاسيفيک در استراتژي آمريکا در دوره بوش پسر 106
5-4. جايگاه آسيا پاسيفيک در استراتژي آمريکا در دوره باراک اوباما 109
5-5. عوامل موثر در چرخش دوباره آمريکا به سمت آسيا پاسيفيک: 112
5-5-1. ظهور چين 112
5-5-1-1. برداشت آمريکا از چين 113
5-5-1-2. برداشت چين از آمريکا 116
5-5-2. ارتقاء جايگاه آسيا- پاسيفيک در سياست بين الملل 120
5-5-3. توانمندي هاي اقتصادي آسيا پاسيفيک 123
5-5-3-1. روابط اقتصادي آمريکا و چين: 125
5-5-3-2. روابط اقتصادي آمريکا با اتحاديه آسه آن 126
5-5-3-3. روابط اقتصادي آمريکا و ژاپن 128
5-6. آسيا پاسيفيک در استراتژي آينده آمريکا 129
5-6-1. تقويت حضور نظامي- امنيتي آمريکا 129
5-6-2. تقويت مناسبات اقتصادي آمريکا با متحدان منطقه اي 133
5-6-3. ابتکار مشارکت ترانس پاسفيک (TPP ) 136
جمع بندي و نتيجه گيري 142

منابع و مآخذ 155

پيشگفتار :
منطقه آسيا پاسيفيک بخشي از جهان است که تعاريف متفاوتي دارد. ولي عموماً شامل بخشي از شرق آسيا، جنوب آسيا، آسياي جنوب شرقي و اقيانوسيه مي شود. وجود تنگه ها، مجمع الجزاير، آبراه ها، شبه جزاير، و جزاير متعدد، موقعيت استراتژيک پيچيده اي را براي اين منطقه بوجود آورده است. شرق آسيا و منطقه آسيائي اقيانوس آرام از ديرباز صحنه برخورد منافع متعارض و عرصه رقابت قدرت هاي بزرگ زمان بوده و موقعيت خاصي را از لحاظ استراتژيک و اقتصادي در سياست جهاني و روابط بين المللي احراز نموده است. سه اقتصاد بزرگ دنيا ( آمريکا، چين و ژاپن ) در اين منطقه قرار دارند و سه قدرت از پنج قدرت هسته اي دنيا( آمريکا، روسيه و چين ) در اين منطقه واقع شده اند. تحولات دهه هاي اخير در نظام بين الملل که با شاخصه هاي جهاني شدن، منطقه گرايي و توجه جدي به رشد اقتصادي همراه بوده است، شرايط جديدي را براي اين منطقه رقم زده است.
منطقه آسيا پاسيفيک پس از جنگ جهاني دوم و در خلال جنگ سرد شاهد تحولات گوناگوني بوده است. ويژگي مهم همه اين تحولات وجود قدرت هاي فرامنطقه اي و نقش و تاثير آنها بر شکل گيري تحولات اين حوزه مي باشد. عمده ترين قدرت فرامنطقه اي که همواره بيشترين نقش و تاثير را در تمامي تحولات اين منطقه داشته است، ايالات متحده آمريکا مي باشد. در واقع نظم شکل گرفته در اين منطقه در دوره جنگ سرد نظم تحت رهبري آمريکا و مبتني بر مناسبات آمريکا با شرکاي استراتژيکي اش بوده است. بر اين اساس کشورهاي متحد آمريکا از حمايت امنيتي و دسترسي به بازار اين اين کشور برخوردار بوده اند و آمريکا نيز در مقابل از شرکاي استراتژيک خود در خط مقدم مبارزه با کمونيسم و حضور ژئوپولتيک در منطقه بهره برداري نموده است.
پايان جنگ سرد باعث بروز آشفتگي در سياست خارجي آمريکا در منطقه شد. سياست ايالات متحده در اين دوره نسبت به وقايع و رويدادهاي بين المللي واکنشي بود و از استراتژي تعريف شده اي تبعيت نمي کرد. اين وضعيت درخصوص منطقه آسيا پاسيفيک نيز مصداق داشت. به قدرت رسيدن نومحافظه کاران در سال 2000 و وقايعي که در آغاز هزاره سوم به وقع پيوست، رقم زدن استراتژي کلان نويني به وسيله رهبران آمريکا را ضرورت بخشيد. لذا مبارزه با کمونيسم که در آغاز دهه 1990 به محاق تاريخ پرتاب شد، در آغازين سال هاي هزاره جديد با استراتژي کلان مبارزه با تروريسم جايگزين شد. استراتژي مبارزه با تروريسم مرکز ثقل سياست خارجي آمريکا را به خاورميانه کشاند. ناکامي آمريکا در دستيابي به اهداف خود در خاورميانه، بحران در اقتصاد آمريکا و اوج گيري نارضايتي افکار عمومي نسبت به وضع موجود، موجد دگرگوني ديگري در سياست خارجي آمريکا گشت و باراک اوباما با وعده تغيير، نماد و نمود اين دگرگوني در سياست گذاري خارجي ايالات متحده شد.
پس از انتخاب مجدد باراک اوباما بر مسند رياست جمهوري شاهد نوعي چرخش محسوس در معطوف شدن نگاه ايالات متحده به آسياي شرقي هستيم. سخن از تمرکز بر آسيا بيان رويکرد نو و متفاوتي را به تصوير مي کشد که معاني و مفاهيم گوناگوني در ذهن بازيگران در داخل و خارج آمريکا به وجود آورده که از آن جمله تصور ثقل گرايي آسيايي مي باشد. سياست بازگشت به آسيا و پاسفيک اوباما، سياستي چند بعدي است که از ملاحظات اقتصادي، سياسي و استراتژيک آمريکا در منطقه نشات مي گيرد. آمريکا با پياده کردن و دنبال کردن اين سياست بدنبال افزايش حضور سياسي، امنيتي و اقتصادي خود در حوزه آسيا پاسيفيک و تقويت روابط با متحدان و شرکاي منطقه اي و تعميق تعامل با نهادهاي چند جانبه و مديريت روابط با چين مي باشد.
در تحقيق کنوني، ابعاد مختلف سياست جديد آمريکا و چرخش دوباره آن کشور به سمت آسيا پاسيفيک مورد بررسي قرار خواهد گرفت. تمرکز تحقيق کنوني عمدتاٌ بر دوره اوباما و سياست بازگشت به آسيا پاسيفيک او بوده و تلاش دارد تا بر اساس وضعيت جديد به تبيين جايگاه حوزه آسيا پاسيفيک در استراتژي آمريکا و چشم انداز آينده آن بپردازد. از آنجائيکه نقش برخي از بازيگران و بحران هاي اين منطقه در استراتژي هاي گذشته و کنوني آمريکا تاثير گذار بوده اند، لذا در اين پژوهش به برخي از آنها پرداخته خواهد شد. در اين راستا به مسائل و تحولات دو قدرت بزرگ منطقه يعني چين و ژاپن، دو نهاد مهم منطقه اي ( آسه آن و اپک) و دو بحران مهم و موثر در سياست اين منطقه يعني بحران هاي کره شمالي و تايوان پرداخته خواهد شد.
تاثيرگذاري حوزه آسيا پاسيفيک بر معادلات امنيتي منطقه اي و بين المللي و بويژه وجود قدرت هاي نوظهور در منطقه، اهميت آن را در معادلات امنيتي و خط مش هاي استراتژيکي کشورهاي ديگر نيز افزايش داده است. لذا بررسي تحولات اين حوزه و شناخت عميق تر رويدادها و روندهاي موجود آن از ضرورت غيرقابل انکاري برخوردار است. افزايش شناخت و درک تحولات اين حوزه براي جمهوري اسلامي ايران نيز به لحاظ جايگاه آن منطقه در سياست خارجي کشورمان ضرورت دارد. از آنجائيکه اين منطقه جايگاه مهمي در سياست خارجي کشورمان داشته و بخش مهمي از مبادلات اقتصادي و انرژي ما با اين حوزه صورت مي پذيرد، لذا توجه به روندهاي موجود و چشم انداز تحولات آتي اين منطقه براي کشورمان از اهميت بالائي برخوردار بوده و هرگونه تغيير و تحول در مناسبات منطقه اي در اين حوزه، پيامدهاي مستقيم و غير مستقيم بر مناسبات کشورمان با بازيگران اين منطقه بدنبال خواهد داشت.

فصل اول
کليات پژوهش

1-1. طرح مسئله
براي بيش از نيم قرن، نظم منطقه اي در منطقه آسيا پاسيفيک بر محور مناسبات استراتژيک آمريکا و شرکاي آسيايي اش بوده است. اين منطقه پس از جنگ جهاني دوم و در خلال جنگ سرد شاهد تحولات گوناگوني شامل جنگ، ناآرامي هاي سياسي، دمکراسي سازي، بحران هاي منطقه اي و توسعه اقتصادي بوده است. در کنار اين مسائل يک واقعيت اساسي نيز وجود دارد و آن نظم تحت رهبري آمريکا و مبتني بر مناسبات آمريکا با شرکاي استراتژيکي اش بوده است. بر اين اساس کشورهاي متحد آمريکا از حمايت امنيتي و دسترسي به بازار اين اين کشور برخوردار بوده اند و آمريکا نيز در مقابل از شرکاي استراتژيک خود در خط مقدم مبارزه با کمونيسم و حضور ژئويولتيک در منطقه بهره برداري نموده است.
سيستم اتحاد آمريکا با کشورهاي منطقه آسيا پاسيفيک بويژه معاهده امنيتي آمريکا با ژاپن نقش مهمي در تثبيت امنيت منطقه داشت. اتحاد آمريکا با ژاپن مشکلات امنيتي ژاپن را حل کرد و باعث شد ژاپن از توسعه توان نظامي خود در دوره پس از جنگ دوري گزيند. اين شرايط باعث شد همسايگان ژاپن از تهديدات اين کشور در امان باشند و بسياري از معماهاي امنيتي منطقه حل شوند. حتي چين نيز از اتحاد آمريکا و ژاپن منتفع شد و باعث شد دلمشغولي هاي امنيتي چين درخصوص ظهور دوباره يک ژاپن تهديد کننده، کمتر شود.
در طول جنگ سرد آمريکايي ها همواره اين موضوع را عيان کرده اند که امنيت آمريکا از سواحل کاليفرنيا آغاز نمي شود بلکه از سواحل غربي اقيانوس آرام و ماوراي آن آغاز مي شود. لذا همواره منطقه آسيا پاسيفيک براي آنها از اهميت بالائي برخوردار بوده و از طريق ترتيبات و سازو کارهاي امنيتي بدنبال حضور در اين منطقه بوده اند. شرکت در جنگ هاي منطقه اي در ويتنام و کره، مشارکت در ترتيبات امنيتي در حوزه آسيا پاسيفيک ، اتحاد هاي امنيتي راهبردي با ژاپن و کره جنوبي، تاسيس پايگاههاي نا ژاپن و کره ه اسيا پاسيفيک ، رهاي امنيتي بدنبال حضور در اين منطقه بوده اند.ظامي در کشورهاي منطقه ، دادن تعهدات امنيتي به تايوان و برقراري مناسبات استراتژيک با کشورهاي جنوب شرقي آسيا بخشي از اقدامات آمريکا براي تثبيت حضور خود و برقراري توازن قوا در منطقه بوده است. آمريکايي ها همواره بدنبال اطمينان از اين امر بوده اند که هيچ قدرتي نتواند توازن قوا را به نفع خود و به ضرر آمريکا در اين منطقه به هم بزند.
پايان جنگ سرد باعث بروز آشفتگي در سياست خارجي آمريکا در منطقه شد. سياست ايالات متحده در اين دوره نسبت به وقايع و رويدادهاي بين المللي واکنشي بود و از استراتژي تعريف شده اي تبعيت نمي کرد. اين وضعيت درخصوص منطقه آسيا پاسيفيک

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع علوم انسانی، بورس اوراق بهادار، آزمون فرضیه Next Entries پایان نامه ارشد درمورد موازنه قوا، باراک اوباما، نومحافظه کاران