پایان نامه با موضوع قدرت مطلق خداوند، صفات خداوند، نظام احسن

دانلود پایان نامه ارشد

77
3ـ2ـ1 ـ2. بلاها، امتحان إلهي و موجب تکامل وجودي 85
3ـ2ـ 1ـ3. بلاها و مصائب عامل توجّه، بيداري دل و رجوع به حق 88
3ـ2ـ 1ـ4. جداسازي نيکان از بدان و راستگويان از دروغگويان 89
3ـ2ـ1ـ 5. بلا براي تربيت انسانها 90
3ـ2 ـ2. شرور اخلاقي 92
3ـ2ـ2ـ1. خير بودن سرشت و أميال و غرايز آدمي 92
3ـ2ـ2ـ2. مختار بودن انسان 94
3ـ2ـ3. مرگ 106
3ـ2ـ3ـ1. واژه شناسي مرگ در قرآن 106
3ـ2ـ3ـ2. حقيقت انسان 108
3ـ2ـ3ـ3. اثبات روح براي انسان 110
3ـ2ـ3ـ4. آيات دال بر تجرّد نفس 112
3ـ2ـ3ـ5. موقعيت روح نسبت به بدن 114
3ـ2ـ3ـ6 . ضرورت مرگ 123
3ـ2ـ3ـ7. حقيقت مرگ 127
3ـ2ـ3ـ8. وجودي بودن مرگ 134
3ـ2ـ4. شيطان 139
3ـ2ـ4ـ1. حقيقت شيطان 141
3ـ2ـ4ـ2. جن بودن شيطان (ابليس) 141
3ـ2ـ4ـ3. جن در قرآن 142
3ـ2ـ4ـ4. فلسفه وجود شيطان 145
نتيجه گيري 155
فهرست منابع 162

مقدّمه
اهميت و ضروت بحث
مسأله شرور يکي از مسائل مهمي است که فکر انديشمندان موحّد را از دير زمان به خود مشغول داشته است و هر کدام فراخور ذوق و استعداد خود پاسخي به اين مسأله دادهاند. در جهان پيرامون ما پديدههايي وجود دارد که خوشايند افراد نيستند از قبيل سيل، زلزله، مرض و مرگ و غير اينها. از اين گونه مسائل به شرور تعبير ميشود. اين مسئله ذهن انديشمندان در علوم مختلفي را به خود مشغول داشته. متکلمان اسلامي با اذعان به وجود المها و مصيبتها و انواع ضرر و زيانهاي مادّي و جسمي و روحي ـ که به مجموع آنها عنوان شر اطلاق ميشود ـ تلاش ميکنند که سازگاري شرور را با صفات کمالي الهي نظير عدالت و حکمت اثبات کنند. متکلمان بدين منظور بدون انکار وجود شرور و با طرح اصل “عوض” و “انتصاف” ميخواهند مدعاي خود را اثبات کنند. همچنين عرفاي اسلامي نيز از اين منظر به اين مسئله توجه کردهاند که، مظاهر بد و شرير چگونه با خير محض بودن حق سازگارند. حکما و فلاسفة اسلامي هم با طرح اصل عدمي بودن شرور و اينکه شروري که وجود ندارند، نسبت به خيرات جهان هستي در اقلّيتند و اينها لازمة جهان مادّي ميباشد، به آن پاسخ دادهاند، بعضي مفسّرين هم در خلال بعضي از آيات قرآن کريم بحثهايي در مورد علت شرور در کتابهايشان آوردهاند. علماي فلسفة دين و دين پژوهي هم از آنجايي که اين مسئله در لباس جديد توسط مکاتب الحادي مطرح شده، در مقام پاسخ گويي به آن برآمدهاند. بي ترديد مسئلة شرور در جهان هستي براي هر انديشمندي و همچنين مردم عادّي به صورت يک مسئلة مهم تلقّي ميشده است. از آن هنگام که انسان پا به عرصة خاک نهاد خويشتن را هم آغوش رنج و رنجوري يافته و مواجهه آدمي با حوادث اندوهبار زندگاني و رويارويي او با مصيبتها و فلاکتهاي آن، پرسشهايي را فرا روي ذهن جستجوگر او قرار ميداد. شرور دست آويزي براي ملحدان و منکران مبدأ شده است. آنها که ميگويند مبدئي در عالم نيست. اگر چند مورد نظم و خير مشاهده ميشود، چند مورد شر و نابساماني هم مشهود است، اگر خير و نظم دليل وجود مبدأ است، شر و بي نظمي دليل انکار مبدأ است. همچنين شرور دست آويزي است براي قائلين به تعدّد مبدأ، به نام ثنويين که شبهة يزدان و اهريمن را در ذهن اينها مستقر کرده است. گاهي ملحدان مشکل شرور را در تضاد با صفات خداوند مثل خيرخواهي مطلق و قدرت مطلق خداوند قرار ميدهند. ميگويند اگر شر در جهان از روي قصد و ارادة خداست، پس او خيرخواه نيست و اگر شر در جهان مخالف با قصد اوست پس او قادر مطلق نيست. پس لذا شر يا مطابق قصد و غرض اوست يا مخالف قصد و غرضش. بنابراين يا خدا خيرخواه محض نيست و يا قادر مطلق نيست. منتقدان افکار ديني سعي دارند، متألهين را متقاعد کنند که از قيد اطلاق دست بردارند. اگر کسي حاضر شود بگويد: “خداوند خيرخواه محض نيست” يا “قادر مطلق نيست” با شرور مواجه نميگردد. گاهي اين گونه ميگويد که: آيا ميتوان به وجود شر باور داشت و در همان حال، خداوند را عادل دانست؟ و گاهي نيز ميگويند: آيا پديد آمدن شرور در عالم هستي، منافي حکمت پروردگار نيست؟ و همچنين آيا ميتوان جهان حاوي شر را، نظام احسن و بهترين جهان ممکني که خداوند آفريده است، دانست؟ و در نهايت اينکه اگر خدا خيرخواه محض، قادر و داناي مطلق است و جهان را به بهترين وجه ممکن آفريده است، در اين صورت شرور از چه منبعي سرچشمه ميگيرند؟ و چرا او آنها را از بين نميبرد و چگونه در قضاي الهي دخالت ميکند؟
پيشينه بحث
بحث شرّ يک مسألة جديد نيست بلکه از ديرهنگام توسط حکما و فلاسفه مورد بررسي و موشکافي قرار گرفته است. أصل عدمي بودن شرّ از أفلاطون و تقسيمات عقلي پنج گانهاي که دربارة موجودات ممکن ميتوان فرض کرد از أرسطو نقل شده است. فلاسفة اسلامي مانند ابن سينا در کتب فلسفي خود مانند: اشارات والهيات شفا دربارة خير و شر صحبت کردهاند و جامعترين سخنان را فيلسوف اسلامي ملاصدرا در کتاب ارزشمند اسفار آورده و حکماي متأخر که به طور عمده از پيروان مکتب او به شمار ميروند، چندان نکته جديدي بر آن نيفزودهاند. همچنين از شرّ و خير در ضمن تفاسير به صورت پراکنده مطالبي بيان شده است ولي نگاه فلسفي به آيات قرآن کريم ميتواند موضوع جديدي باشد. استاد مطهّري هم در عدل الهي به اين بحث پرداخته ولي محور کار عدل الهي است، نه خير و شر قرآني.
همچنين در مسئلة خير و شر مقالات متعددي نوشته شده اما به صورت پراکنده و از نگاههاي ديگر به اين مئسله توجّه شده امّا نگارنده تلاش کرده در اين رساله با نگاهي تفسيري – فلسفي به موضوع نگريسته و تا جايي که در وسعش بوده به صورت کافي و وافي به اين موضوع پرداخته است.
روش تحقيق در اين رساله فلسفي، تحليلي و تفسيري است و با مراجعه به کتب حکماي اسلامي و مفسرين مصاديق خير و شرّي که در آيات قرآن آمده، تبيين شده است.
بيان سؤالات أصلي و فرعي و فرضيههايي در حل مسئله شر
بررسي خير و شر هستي شناختي از نگاه قرآن از مسائل مهم الهيات بالمعني الأخص فلسفه ميباشد؛ يعني نگاه قرآن و فلسفة اسلامي به مرگ و زندگي و وجود موجودات و حوادث و بلايا چگونه است؟
سؤالهاي أصلي و فرعي تحقيق اين گونه است:
1ـ خير و شرّ طبيعي از نگاه قرآن و فلسفة اسلامي چگونه تبيين ميشود؟
2ـ خير و شر اخلاقي چگونه؟
3ـ نگاه قرآن و فلسفة اسلامي به مرگ و وجود شيطان چگونه است؟
4ـ ملاک تشخيص خيرات و شرور چگونه است؟
فرضيههايي که در اين مسئله ميتوان بيان کرد به اين صورت است:
1ـ جهان موجود همه شر است و موجود خيري نميتوان يافت.
2ـ جهان خير کثير دارد همراه با شر قليل.
3ـ جهان همه خير است و شرور عدمي هستند.
4ـ جهان همه خير است و شر به نوع نگاه ما باز ميگردد.

چارچوب کلي رساله
در اين رساله از دو منظر قرآني و فلسفي به مسئلة خير و شرّ نگاه شده و پايان نامه به سه فصل تقسيم شده است. درفصل اول به پيشينه تاريخي بحث شرّ،معناي لغوي خير وشرّ،معناي إصطلاحي،تقابل خير وشرّ و اقسام خير وشرّپرداختيم. درفصل دوم مسئلة خير مورد بررسي قرار گرفته ، به اين صورت که اولاً واژههايي که در قرآن بر معني خير دلالت دارند بيان شده، ثانياً چيزهايي که قرآن آنها را به عنوان خير معرفي کرده ذکر شده است و ثالثاً ملاک تشخيص خير و شرّ از نگاه قرآن مورد دقت نظر قرار گرفته است،درذيل مصاديق، خير از منظر فلسفي مورد بررسي قرار گرفته و نظر فلاسفه و حکماي مسلمان بيان شده است.
درفصل سوم به سراغ موضوع شرّ رفته و به بيان چهار مصداق از مصاديق اموري که شرّ قلمداد ميشوند پرداختهايم.
آن مصاديق عبارتند از: 1ـ شرور طبيعي و حوادث دردناک و اندوهناک مثل زلزله و سيلهاي خانه خراب کن، طوفانهاي شديد، بيماريهاي مهلک، گرسنگيها، قحطيها، خشکساليها و نارحتيها و رنجهايي که از جانب طبيعت انسان را تهديد ميکند. 2ـ شرور اخلاقي، يعني شروري که از نفس انسان و اختيارش سر ميزند مانند قتلها، غارتها، دزديها، جنگها، ظلمها و انواع گناهان اخلاقي ديگر که عقل و شرع از آنها نهي کرده است.3ـ مرگها و نيستيها و فناها. اينکه چرا مرگ مقرّر شده است، چرا انسان به دنيا ميآيد و پس از انکه لذت حيات را چشيد و آروزي زنده ماندن در او زنده شد به ديار نيستي فرستاده ميشود. پديدهاي که در مذمت آن حرفها زدهاند، مانند شعري که به خيام منسوب است:
ترکيب پيالــــهاي که در هم پيوست بــشکستــن آن روا نمـيدارد مســت
چندين قد سرو و نازنين و سرو دست از بهر چه ساخت و ز براي چه شکست1
4 ـ وجودي به نام شيطان که در آئين زردشتي به عنوان اهريمن و خداي زشتيها شناخته ميشود و همچنين در آئين اسلام از شرّ و وسوسههايش به خدا پناه ميبريم.2
اين شروري را که ذکر شد از نگاه قرآني و فلسفي، مورد بحث و بررسي قرار دادهايم.

فصل اول
کليات

1ـ1.کليات
1ـ1ـ1. پيشينه تاريخي بحث شرّ
بحث در مورد شرور به قبل از خلقت انسان بر ميگردد، زماني که خداوند به فرشتگان فرمود: من ميخواهم بر روي زمين خليفه و جانشين قرار دهم، فرشتگان به عنوان سؤال براي درک حقيقت و نه به عنوان اعتراض عرض کردند: آيا در زمين کسي را قرار ميدهي که فساد کند و خونها بريزد؟! 3
ملائکه از کلام خداي تعالي که فرمود: ميخواهم در زمين خليفه بگذارم، چنين فهميدند که اين عمـل باعث وقـوع فـساد و خـونريزي در زمين ميشـود، چــون ميدانستهاند که موجود زميني بخاطر اينکه مادّي است، بايد مرکّب از قوائي غضبي و شهوي باشد، و چون زمين دار تزاحم و محدود الجهات است، و مزاحمات در آن بسيار ميشود، مرکّباتش در معرض انحلال، و انتظامهايش و اصلاحاتش در مظنّه فساد و بطلان واقع ميشود، لاجرم زندگي در آن جز بصورت زندگي نوعي و اجتماعي فراهم نميشود و بقاء در آن بحدّ کمال نميرسد جز با زندگي دسته جمعي، و معلوم است که اين نحوة زندگي بالأخره بفساد و خونريزي منجر ميشود.4 و شايد بتوان اين را اوّلين بحث و گفتگو در مورد شرور، مخصوصاً شرور اخلاقي بيان کرد. همچنين تاريخ بحث از شرور به بلنداي تاريخ بشريت ميباشد. انسان همواره خود را با مصيبتها، دردها و شرور روبرو ميديده و مسئله شرّ يکي از کهن ترين مسائلي است که از ديرباز انديشه آدمي را به خود مشغول داشته، از آن هنگام که انسان پا به عرصه خاک نهاده، خويشتن را هم آغوش رنج و مصيبت يافته و همراه شيريني لذت و کاميابي تلخي محنت و ناکامي را نيز چشيده است. همچنين از مباحث اصلي و بنيادين اديان الهي، طرح مسائل اخلاقي و بررسي راههاي تخلّق به اخلاق حسنه و زدودن رذائل نفساني است و بحثهاي اخلاقي نيز بدون شناخت خير و شرّ نميتواند کامل و جامع باشد، از قديمي ترين کتب اخلاق يونانيان ميتوان از کتاب نيکوماخس ارسطو نام برد که بحث مستقلّي دربارة خير و شرّ دارد. قديمي ترين کتاب ديني که دربارة اين مسئله سخن به ميان آورده است، کتاب ريگ ودا ـ سامهيتا در آيين هندو است. قدمت آن به دوازده يا پانزده قرن قبل از ميلاد مسيح بر ميگردد. اين کتاب با توهّمي خواندن شرّ در صدد پاسخ به آن برآمده. کتاب ديگر اوستا است. قدمت آن حدوداً به دو قرن پيش از ميلاد ميرسد. اين متن ديني به جاي پاسخ گويي به شبهة شرّ، تسليم آن شده و شرّ را به خدايي ديگر به نام “اهريمن” در مقابل خداي خيرخواه (يزدان) نسبت ميدهد.5
1ـ1ـ2. معناي لغوي
1ـ1ـ2ـ1 . خير
کلمة خير 196 بار در 178 آية قرآن تکرار شده است. راغب در مفردات در مورد اين کلمه ميفرمايد:
“الخير ما يرغب فيه الکلّ، کالعقل و العدل و الفضل و الشّيء النافع و ضدّه: الشّر”6
خير چيزي است که هر کس به آن رغبت دارد، مثل عقل، عدل و هر چيزي که سودمند است و ضدّ آن شرّ است. اصل واحد در اين مادّه انتخاب کردن و برگزيدن چيزي و تفضيل آن بر ديگري است پس در مادّة “خير” دو قيد وجود دارد: 1ـ انتخاب و اختيار 2ـ تفضيل، و اين دو قيد در جميع صيغههايي که از اين مادّه مشتق ميشوند، ملحوظ ميشوند. بنابراين خير در مقابل شرّ است، پس خير به چيزي گويند که از

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره حقوق بشر، منشور ملل متحد، ساختار و نحو Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره حقوق بشر، اصل عدم مداخله، مداخله بشردوستانه