پایان نامه ارشد رایگان درباره “، معاني، مجّرور

دانلود پایان نامه ارشد

2-2- تعريف حرف :
مرادي مي گويد : بهترين تعريف براي حرف آن است که بگوييم : حرف کلمه اي است که في حّد ذاته دلالت بر معنايي نمي کند ، بلکه دلالي آن با غير خود ( اسم يا فعل يا بين دو اسم يا بين دو فعل و اسم ) ظهور پيدا مي کند ، به عبارت ديگر تصور معناي حرف در خود آن نيست ، بلکه به خارج از آن بستگي دارد5 .
عباس حسن مي گويد : اسم بر معناي ذات و فعل بر معناي حدث دلالت مي کند ، اما حروف بين ذات وحدت ارتباط برقرار مي کند و معناي جديدي همراه خود مي آورند ، از اين رو نحويان ، حروف را ادات ربط ، رابط بين اسم و اسم يا فعل و فعل و رابط در کلام نيز ناميده اند6 .
2-3- نام هاي ديگر حروف جّر :
حروف جّر را حروف خفض نيز نامند ، و نيز به نام حروف اضافه خوانده شده اند ، زيرا معاني افعال قبل از خود را به اسماء بعد از خود ارتباط مي دهند .
کوفيان حروف جّر را حروف صفات ناميدند ، زيرا اين حروف صفت براي نکره ما قبل خود واقع مي شوند7 .

2-4- انواع حروف :
حروف در زبان عربي به دو نوع تقسيم مي شود :
1) حروف مباني : همان حروف هجا يا الفباي عربي مي باشد که واژه هاي سه حرفي وپنج حرفي راکه داراي معناي مستقلي هستند، تشکيل مي دهندکه دراين بحث موردنظرما نمي باشد .
2) حروف معاني : حروفي هستند که در جمله همراه خود ، معاني جديد مي آورند و يکي از اقسام سه گانه کلمه مي باشد ، که عبارتند از : اسم ، فعل و حرف .
در اين رساله ، مورد بحث و تحقيق ، نوع دوم از حروف جّر مي باشد .
2-5- تعداد حروف جّر :
در مورد تعداد حروف جّر اختلاف نظر وجود دارد:ابن حاجب تعداد آن را 18 لفظ مي داند و آن يا حروف جّر محض است ، مانند “منِ ، إلي ، حتّي ، في ، لام ، باء ، رُبَّ ، واو قسم ، تاء قسم ، يا حرف واسمند ، مانند : عَن ، عَلي ، کاف ، مُذ ، منذ” و يااين که حرف وفعل اند ، مانند:خَلاء ، عَدا ، حاشا8 .
ابن هشام تعداد آن را 15 حرف مي داند که هفت حرف آن اسم ظاهر و مضمر را مجّرور مي کند که عبارتند از : ” من ، إلي ، عَن ، علي ، باء ، لام و في ” سه لفظ ديگر آن فقط اسم ظاهر را مجّرور مي کند ، مانند : ” کاف ، حتي ، واو ، حرف ، تاء ” ، لفظ جلاله ” الله ” و لفظ ” رَبّ ” را که مضاف به کلمه ” الکعبه “و”ي” متکلم باشد مجّرور مي سازد ، حرف ” کي ” نيز ” ما “ي استفهاميه را مجّرور مي کند،” مُذ و مُنذ ” به اسم زمان اختصاص دارند.” رُب ” ضميررا جّرمي دهد9 .
عباس حسن و ابن مالک حروف جّر را ، 20 لفظ مي دانند که عبارتند از : ” مِن ، إلي ، حتي ، خَلاء ، حاشا ، عَدا ، في ، علي ، مذ ، منذ ، رب ، لام ، کي ، واو ، تاء ، کاف ، باء لَعل ، متي10 ” .
2-6- ويژگي هاي حروف :
حروف مانند اسم و فعل داراي ويژگي هايي است که عبارتند از :
1) حروف صرف نمي شود .
2) نياز به ضميمه دارد .
3) مسند و مسنداليه واقع نمي شود .
4) تثنيه ، جمع و مضاف نمي شود .
5) حروف تنوين نمي گيرد .
6) به تنهايي تشکيل جمله نمي دهد .
7) تمامي حروف مبني اند .
8) از وظايف اصلي حروف ، ارتباط ميان اجزاء جمله مي باشد .
9) حروف ويژگي هاي اسم و فعل را نمي پذيرد .
2-7- انواع حروف به اعتبار عمل :
حروف به اعتبار عمل به دو دسته تقسيم مي شود :
1) حروف عامل
2) غير عامل
عامل آن است که اعراب کلمه بعد از خود را تغيير دهد . به عکس غيرعامل که در اعراب کلمه بعد از خود اثري ندارد .
حروف عامل يا يک عمل انجام مي دهند يا دو عمل . حروفي که يک عمل انجام مي دهند يا ناصبند ، مانند : نواصب فعل ، ( الّا ) در استثناء و واو ( مع ) بنابر قول بعضي ها ، و يا جّر مي دهد ، مانند : حروف جّر و يا جازمند ، مانند : حروف جزم . حروفي که فقط رفع بدهد وجود ندارد . اما نوع دوم از حروف عامل که دو عمل انجام مي دهند ، فقط حروف مشّبه بالفعل و حروف شبيه به ليس هستند که نصب و رفع مي دهند11 .
2-8- نقش حروف در زبان عربي :
حروف در کلام عربي نقش کاربردي دارد ، اگرچه في حد نفسه استقلال معنا ندارند ، ولي در کلمات ديگر دلالت بر معنايي مي کنند و بيشتر مقاصد سخن عرب بر پايه معاني حروف استوار است . از اين رو حروف در کلام عرب کاربرد فراوان دارد و علماء به بررسي جوانب گوناگون آنها پرداخته اند .
مالقي مي گويد : ” کاربرد حروف در زبان از اسم و فعل بيشتر است و بيش تر آنها داراي معاني عميقي هستند و ساختمان کلام بيشتر بر پايه حروف استوار است و حروف در اداي معناي عبارت نقش تعيين کننده دارد12 ” .
وجه تسميه حروف جّر : اين حروف را حروف جّر ناميده اند ، زيرا فعل يا معناي فعل را به مجّرور خود مي کشند ، و يا بدان جهت که اسم بعد از خود را مجّرور مي سازند .
تعريف حروف جّر : حروف جّر کلماتي است که براي رسانيدن فعل يا معناي فعل به مجّرور خود وضع شده اند .
2-9- حروف جّر از لحاظ اصالت و عدم آن :
حروف جّر از لحاظ اصالت و عدم آن به سه دسته تقسيم مي شوند :
1) حروف جّر اصلي .
2) حروف جّر زائد .
3) حروف جّر شبيه به زايد .
1- حروف جّر اصلي :
عبارتند از : إلي ، حتي ، خلا ، عَدا ، حاشا ، في ، عن ، علي ، مُذ ، مُنذ ، کي ، واو قسم ، تاء قسم ، متي .
کلام در اين مورد از حرف جر بي نياز نيست ، نه لفظاً و نه معناً . اين حروف داراي معناي خاصي بوده و با مجّرورشان احتياج به متعلّق دارند . متعلّق آنها در کدام فعل يا شبه فعل است ، مانند ” إمسَحوا بِرؤوسَکم ” ( مائده / 6 ) . ” و اعتصموا بِحَبل الله جَميعاً “(بقره103)
2- حروف جّر زائد :
عبارتند از : لام ، کاف ، باء و من .
اين حروف داراي معناي خاصي نبوده و کلام در معني به آنها نيازمند است نه لفظاً ، و تنها براي تاکيد مضمون جمله آورده مي شوند و با مجّرورشان احتياج به متعلّق ندارند ، مانند : ” ولا تُلقوا بأيديکم إلي التَّهلُکه ” ( بقره / 195 ) . که در اينجا “باء” بر سر مفعول به آمده است . زائد و براي تاکيد مفعول است ، يعني اگر “باء” برداشته شود در معناي جمله تغييري حاصل نمي شود . ” ولا تُلقوا أيديکم إلي التَّهلُکه ” . ” هل مِن خالِقٍ غَيرُ اللهِ يرزُقُکُم ” (فاطر ، 2 )
توجه : اين حروف با صورت اصلي هم به کار مي روند ، يعني اين گونه نيست که اين چهار حرف هميشه حروف جّر زايد باشند ، بلکه در بعضي موارد اين چنين است .
3- حروف جّر شبه به زايد :
عبارتند از : رُبَّ ، لعَّل ( در لهجه عُقَيل ) ، خَلا ، عَدا ، حاشا ، مَتي ( در لهجه هُذَيل ) ، کيَ ( به معني لام تعليل ) ، لولا .
اين حروف داراي معناي خاصي بوده و نياز به متعلّق ندارند13 ، ولي کلام از آنها بي نياز نيست ، نه در معني و نه در لفظ ، مانند : ” رُبّ تالٍ القُرآنَ و القرآنُ يَلعنُهُ ” چه بسا تلاوت کننده قرآن که قرآن او را لعنت مي کند .
2-10- متعلّق حرف جّر اصلي :
در موردي که حرف جّر اصلي است ، جار و مجّرور متعلّق است به فعل يا شبه فعل و يا کلمه اي که در معني فعل مي باشد . مثال براي فعل : ” ثُمّ أتِمواالصيّامَ الي الليلِ ” ( بقره / 187 ) .
و مثال براي شبه فعل : ” وماکنّا لِحَکمهم شاهدينَ ” ( انبياء/78) . (يا التائبُ مِن الذنبِ کمن لا ذنبَ لَهُ ) حديث مي باشد ، يعني توبه کننده از گناه مانند کسي است که گناهي ندارد . و مثال براي کلمه اي که در معني فعل است : ” أفٍّ لِلمتکبّر14 ” . از متکبر بيزار و گريزان است . ” أفٍّ ” اسم فعل است که در معني فعل مي باشد ، ” لِلمتکبّر ” جار و مجرور ، متعلق به ” أفٍّ ” .
گاهي در اين مورد جّار و مجّرور متعلّق به اسمي است که آن اسم تأويل و تبديل به شبه فعل مي گردد ، مانند : ” وهوالله و في السّمواتِ و الارضِ ” . “في السمواتِ” جار و مجّرور متعلّق به لفظ جلاله “الله” که به کلمه ” المعبود ” تاويل مي شود . [ وهوالمعبودُ في السمواتِ والأرض ] . و از اين نمونه است جمله ي : ” سعيدٌ لَيثٌ في کلّ موقعةٍ ” . “في کّل” جار و مجّرور ، متعلّق به ” لَيث ” که تاويل به ” شجاع ” مي شود و ” شجاع ” شبه فعل است . [ صفت مشبه ] و نيز جمله ي : هو عُبد اللهِ في کلّ مکانٍ . که به [ هوالمعروف بِعبِداللهِ في کلّ مکان ] تاويل مي شود15 .
2-11- معاني حروف جّر :
استاد حسن بن قاسم مرادي مي گويد : ” معاني حروف علمي است که در رکاب تفسير قرآن به وجود آمده است و اين سخن بيانگر اين حقيقت است که مفسران و فقهاء اولين کساني بوده اند که به نقش معاني حروف در قرآن پي برده اند و در ترجمه آيات به بيان معاني حروف همت گمارده اند . تا آنجا که سيوطي و زرکشي از دانشمندان اين زمان مي گويند که دانستن معاني حروف از معيارهاي مهمي است که مفسران بدان نياز دارند16 .
از اين رو جهت روشن شدن اهميت معاني حروف به نظرات و اقوال علماء به معاني ” إلي ” در آيه شريفه وضوء نظر مي نمائيم .
” يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فاغْسِلُواْ وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَينِ وَإِن كُنتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُواْ وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مَّنكُم مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُم مِّنْهُ مَا يُرِيدُ اللّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَكِن يُرِيدُ لِيُطَهَّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ” ( مائده / 6 ) .
زجاج براين عقيده است که ” اِلي ” در اين آيه به معناي اصلي خود به کار رفته است و از آن جا که ما بعد ” إلي ” بدون قرينه در حکم ، قبل ” إلي ” داخل نمي شود ، در نتيجه شستن آرنج دست لازم نيست ، پس فقط دو دست از سرانگشتان به طرف بالا تا آرنج شسته مي شود .
مرحوم علامه طباطبائي مي گويد : ظاهر آيه قول زجاج را تائيد مي کند ، ولي ” إلي ” در اين آيه به معني ” مع ” است ، در نتيجه شستن آرنج دست لازم است . مانند آيه : ” ولا تأکلوا اموالَهم الي اموالِکم ” (نساء / 120)
حال به معناي ” باء ” در ” وامسَحوا برؤوسکم ” مي پردازيم :
سيوري مي گويد : فعل ” وامسحَوا ” متضمن فعل ” ألصِقوا ” است ، يعني ” ألصقوا المسحَ بِرؤوسکم ” که در اين صورت دلالت بر مسح همه سر دارد17 .
محمد باقر شريف در حاشيه کنز العرفان مي گويد : کوفيها “باء” را در اين آيه به معناي تبعيض مي دانند و ابن قتيبه در ادب الکاتب و ابوعلي فارسي و ابن جني و اصمعي و ابن مالک در شرح التسهيل و شافعي و احمد و ابوحنيفه نيز مي گويند : “باء” در اين آيه به معناي تبعيض به کار رفته است و زراره هم در يک حديث صحيح و مشهور از امام باقر (ع) نقل مي کند که حضرت فرمودند : ” باء ” در اين آيه دلالت بر معناي تبعيض دارد18 .
سيوطي معتقد است ” باء ” در اين آيه زايده بوده و براي تاکيد است19 . بعضي نيز گفته اند که ” باء ” به معناي استعانت است ، يعني آيه ” امسحوا ايديکم برؤوسکم ” بوده که مفعول به آن حذف شده است20 . و نيز گفته شده که ” باء ” به معناي استعانت است ، ولي در آيه قلب و حذف صورت گرفته است و اصلش ” إمسحوا رؤوسکم بالماءِ ” بوده است21
2-12- حروف جّر زايد :
حروف جّر در زبان عربي به سه شکل به کار رفته است :
1) کاربرد در معناي حقيقي و وصفي
2) کاربرد در معاني مجازي و استعمالي
3) کاربرد در معناي زايد
معناي زايد بودن اين حروف اين نيست که متضمن هيچ معنايي نباشد ، بلکه بدين معني است که جمله بدون ذکر اين حروف ناقص نخواهد بود . اما اين حروف در جمله در عين حالي که زايد هستند براي تاکيد مضمون جمله يا براي فصاحت يا براي حسن سجع و غيره مي آيند . از اين رو علماء و ادباء حروف زايد را به عنوان تاکيد مي نامند و بصريان آن را لغو مي پندارند و کوفيان صله و حشو22 .
زرکشي مي گويد : بهتر است از اطلاق زايد در کلام خدا پرهيز نمود ، چون مراد ايشان از زايده بودن بعد اعرابي آنها مي باشد نه بعد معنوي . اين حروف همانند ” ما “

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد آثار تاریخی، شهرستان مشهد، میراث فرهنگی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره "، إلي، غايت