دانلود پایان نامه ارشد درباره فناوری اطلاعات، سلسله‌مراتب، جهانی شدن

دانلود پایان نامه ارشد

شناخت و مشخص ساختن ميزان بازنمايي عناصر و مولفه‌هاي هويت ملي) از واژۀ (identitas) مشتق شده و به دو معناي ظاهراً متناقض بكار مي‌رود؛ نخست همساني و يكنواختي مطلق؛ دوم تمايز كه در برگيرندۀ ثبات يا تداوم در طول زمان است. هرچند دو معناي نام‌برده متناقض و متضاد به‌نظر مي‌آيند، ولي در اصل به دو جنبۀ اصلي و مكمل هويت معطوف هستند. مانوئل كاستلز از منظري مدرن هويت را همچون «ساخته شدن فرآيندي معنا بر پايۀ يك ويژگي فرهنگي يا يك دسته ويژگيهاي فرهنگي كه بر ديگر منابع معنا برتري دارند» تعريف مي‌كند. وي معتقد است كه همانگونه كه نقش‌ها كارويژه‌ها را سازمان مي‌دهند، هويت هم معنا را سازمان مي‌دهد. (كاستلز،1997: 7؛ به نقل از گل‌محمدي،1386: 225). هرچند از نظر نبايد دور داشت كه كاستلز در مقدمۀ كتاب «جامعۀ اطلاعاتي» خود، در مورد هويت، عمده مباحث اين حوزه را بر هويت‌هاي مدرن متمركز كرده و از ظهور هويت‌هاي مقاوم در هيئت‌ جمعيت‌هاي ديني، فرهنگي، ملي، قومي و محلي سخن مي‌گويد؛ و همچنين يادآوار مي‌شود كه اين هويت‌هاي جديد را مي‌توان در سه مقولۀ كلي جاي داد كه وي آنها را با عناوين «هويت مشروعيت‌بخش»، «هويت مقاومت» و «هويت برنامه‌اي» معرفي مي‌كند (كاستلز، 1994: 22).
اغلب صاحب‌نظران هويت ملي را به مثابه امري روان‌شناختي و جامعه‌شناختي مي‌دانند. از جمله تاجفل هويت اجتماعي را با عضويت گروهي پيوند مي‌زند و عضويت گروهي را متشكل از سه عنصر ميداند: عنصر شناختي (آگاهي از اينكه فرد به يك گروه تعلق دارد)؛ عنصر ارزشي ( فرض‌هايي دربارۀ پيامدهاي ارزشي مثبت يا منفي عضويت گروهي)؛ و عنصر احساسي (احساسات نسبت به گروه و نسبت به افراد ديگري كه رابطه‌اي خاص با آن گروه دارند). بر اين اساس هويت اجتماعي از ديدگاه تاجفل عبارت است از آن بخش از برداشت يك فرد از خود كه از آگاهي او نسبت به عضويت در گروه (گروه‌هاي) اجتماعي سرچشمه مي‌گيرد، همراه با اهميت ارزشي و احساسي مربوط به آن عضويت. ( تاجفل،1998: 9؛ به نقل از گل‌محمدي،1386: 222). بر اين اساس مي‌توان هويت اجتماعي را نوعي خودشناسي فرد در رابطه با ديگران دانست. به بيان ديگر فرايند هويت‌سازي اين امكان را براي يك كنش‌گر اجتماعي فراهم مي‌كند كه براي پرسش‌هاي بنيادي معطوف به كيستي و چيستي خود پاسخي مناسب و قانع‌كننده پيدا كند. از ديدگاه برون1 نيز، هويت معطوف است به بازشناسي مرز ميان خودي و بيگانه كه عمدتا از طريق همجنسي‌هاي اجتماعي و انفكاك درون‌گروه از برون‌گروه‌ها ممكن مي‌شود. اهميت تمايزها، تنش‌ها و ستيزهاي گروهي، حتي در شرايط نبود تضاد منافع، از اين جنبۀ هويت ناشي مي‌شود (برون،1999: 790؛ به نقل از گل‌محمدي،1386: 224).
هويت ملي از منظر اندیشمندان در واقع يكي از انواع هويت جمعي است. هويت جمعي آنطور كه رزازي‌فر بيان مي‌كند «شيوۀ مشترك در نحوۀ تفكر (ارزش‌ها، اعتقادات، هنجارها، نمادها، رويكردها)، احساسات و تمايلات يك گروه كه نوعي احساس تعهد و تكليف نسبت به آن گروه را برمي‌انگيزد» تعريف مي‌شود. وجود و نتيجۀ هويت جمعي، احساس پايبندي و دلبستگي و تعهد به اجتماع و گروه است؛ به‌عبارتي مقصود از پايبندي، ‌اعتقاد و دلبستگي به هنجارها و ارزش‌ها و مقصود از تعهد نيز مشاركت در جهت توسعه و تثبيت ارزش‌ها و هنجارها در گروه مربوطه است( رزازي‌فر،1379:104؛ابولحسني،1389: 18). بنابراين، مي‌توان نتيجه گرفت دو عنصر عمده و مشترك هويت جمعي، احساس تعهد و تعلق عاطفي است.
1ـ1 ابعاد هويت ملي
با توجه به مباحث بالا، هويت ملي را مي‌توان مجموعه‌اي شناختي، اعتقادي و رواني دانست كه با تاثيرگذاري بر كنش‌هاي اجتماعي، موجب همبستگي و انسجام در سطح ملت مي‌شود. در يك نگاه كلي مولفه‌هايي مختلف هويت ملي عموماً به صورت ذيل جمع بندي شده‌اند:
بعد جامعه‌اي: «بعد جامعه‌اي هويت ملي، در ارتباط با كيفيت روابط اجتماعي فرد با نظام كلان اجتماعي است. در صورت تقويت مناسبات و روابط فرد با جامعه، هويت جمعي در سطح جامعه شكل مي‌گيرد كه همان «ماي ملي» را محقق مي‌كند.
بعد تاريخي: «بعد تاريخي هويت ملي را مي توان از آگاهي مشترك افراد يك جامعه از گذشتۀ تاريخي و احساس دلبستگي به آن، احساس هويت تاريخي و هم‌تاريخ‌پنداري، پيوند دهندۀ نسل‌هاي مختلف به يكديگر دانست كه مانع از جدا شدن يك نسل از تاريخش مي‌شود.»
بعد جغرافيايي: «محيط جغرافيايي تبلور فيزيكي، عيني، ملموس و مشهود هويت ملي به‌حساب مي‌آيد. براي شكل‌گيري هويت واحد ملي، تعيين محدوده و قلمرو يك سرزمين مشخص، ضرورتي تام دارد. به عبارتي نگرش مثبت به آب و خاك به عنوان يك كشور و يك سرزمين معين كه از جايگاه مشخصي در نظام هستي برخوردار باشد، هويت جغرافيايي ناميده مي‌شود.»
بعد فرهنگي: «مقصود از فرهنگ، مجموعۀ ذهني و رواني مشتركي است كه در گذشتۀ تاريخي شكل گرفته و طي آن فرآيند جامعه‌پذيري به نسل‌هاي بعدي منتقل گرديده و نسل‌هاي نوين، آن را به عنوان ميراث گذشته به ارث برده‌اند. مجموعه‌اي كه آن را مي‌توان شامل: ارزش‌ها، هنجارها، نمادها، اعتقادات، احساسات و رويكردهايي برشمرد كه در زمينۀ خانواده، اقتصاد، سياست، مذهب، جامعه‌پذيري و تفريحات در بين مردم يك جامعه به صورت وجدان جمعي درآمده است.»
بعد سياسي: «هويت سياسي مهمترين مولفۀ هويت ملي را تشكيل مي‌دهد. هويت ملي در بعد سياسي بدين معني است كه افراد از لحاظ فيزيكي و قانوني عضويت نظام يا ساختار سياسي هستند، داخل مرزهاي ملي يك كشور زندگي مي‌كنند و موضوع و مخاطب قوانين آن كشور هستند؛ همچنين خود را از لحاظ رواني از اعضاء سيستم مي‌دانند. از اينرو عشق و علاقۀ قلبي به يك سيستم سياسي و مياني ارزشي و مشروعيت آن
به عامل عمده‌اي در تقويت همبستگي و پيوند ملي خواهد بود.»
بعد ديني: «دين و مذهب به مثابه يكي از ريشه‌اي ترين عناصر فرهنگي در جوامع به عنوان يكي از عوامل اساسي تشكيل دولت و ملت مورد توجه بوده است. وجود دين مشترك در درون يك قلمرو و سرزمين مشترك همواره به عنوان يكي از مباني شكل‌گيري همبستگي ملي در جوامع مطرح بوده و نقشي اساسي در پيدايش وفاق و انسجام اجتماعي ايفا كرده است»(ابوالحسني،1389: 22-20).
به هر‌روي، هویت ملی، مجموعهای از گرایشها و نگرشهای مثبت نسبت به عوامل، عناصر و الگوهای هویت بخش و یکپارچه کننده در سطح یک کشور به عنوان یک واحد سیاسی است.
1ـ1ـ1هويت ملي و جامعة ايران
اكنون اگر موضوع هويت ملي در چهارچوب كليتي به نام هويت ايراني مطالعه شود با توجه به مؤلفههاي سنتي و مدرن برخلاف بسياري از هويتهاي خودساخته و در‌حال ساخت از سوي كشورها و براي ملتهاي ديگر، داراي عناصري همچون تاريخ مشترك مكتوب و شفاهي، اسطورههاي ملي و مذهبي قابل پذيرش در بين همه، دردها و رنجها و افتخارات، زبان غني و كامل، فرهنگ و دين، ايدئولوژي و ارزشها، مراسم و آداب و سنت‌هاي ملي و تاريخي، آگاهي و احساس تعلق قدرتمند و … است كه تداوم و تأثير آن بيش از هر هويت ديگري در منطقه و جهان مطرح است.
كشور ما ايران به عنوان کشوري با پیشینه تاریخی و تمدنی عظیم و همچنین با لایههاي فرهنگی مختلف و متشکل از خرده فرهنگهاي قومی، مذهبی و دینی گوناگون در مقاطع مختلف با مسائل و مشکلاتی از سنخ تضعیف وحدت ملی مواجه بوده است. تحولات ايران پس از انقلاب اسلامي و فراز و نشيب‌هايي كه عرصه‌هاي گوناگون زندگي فردي و اجتماعي بوجود آمده است مفهوم هويت ملي و راههاي تقويت آن نه‌تنها در ميان پژوهشگران فرهنگ، جامعه و سياست ايران بلكه حتي در ميان مردم عادي نيز به يك دغدغۀ ذهني تبديل شده است. افزون بر اين، برخي از متفكران مسائل سياسي و اجتماعي ايران تقويت هويت ملي را شرط لازم افزايش توان و ظرفيت ملي براي رويارويي با تهديدات و بحران‌ها مي‌دانند (سيد امامي، 1390: 41؛ به نقل از كاظمي، 1382: 6-205).
با اين مقدمات، مي‌توان نتيجه گرفت كه هويت و جنبه‌هاي مختلف آن يك امر ايستا و پايدار نيست ودر گذر ايام و بنا به شرايط گوناگون اجتماعي، سياسي، فرهنگي و حتي اقتصاد‌ي مي‌تواند در معرض تغيير، تقويت، تضعيف و يا حتي در معرض تهديد باشد.
1ـ2رسانه‌ها و هويت
به‌نظر مي‌رسد در دنياي امروز با وجود حضور فراگير و پرنفوذ رسانه‌ها (اعم از جمعي و مجازي) كه نه‌تنها در كار انعكاس واقعيت‌هاي اجتماعي هستند بلكه دست‌اندركار ساخت اجتماعي واقعيت نيز مي‌باشند مي‌توانند در زمينۀ تحكيم، تقويت و يا تضعيف هويت‌ها به‌خصوص هويت ملي نقش داشته باشند. به عبارت ديگر، تلاش جهاني‌ـ از طرف فرهنگ مهاجم و قدرت سياسي اقتصادي و نظامي و به‌ويژه رسانه‌اي در قالب شبکههای خبری و ماهوارهای به عنوان ابزار قدرتمند دنياي امروز، در يكسانسازي فرهنگي و غلبه بر مقاومتها و كانونهاي «هويت مقاومت» مي‌توانند تاثيرگذار باشند.
دراین میان، ابزارهای جهانی شدن (ماهواره، رسانه‌هاي جمعي، اینترنت وغیره) در تشدید چندپارگي معنايي و هويتي نقش قابل‌ملاحظه‌اي دارند. هرچند گسترۀ دایرۀ اثرگذاری و اثرپذیری در حوزۀ فناوری اطلاعات و ارتباطات و مباحث هویتی مترتب برآن، نشانگر سیال بودن ابعاد هویت در دنياي امروز است. با اين حال موضوع هويت ملي و نقشي كه رسانه‌هاي جمعي به‌ويژه تلويزيون در تقويت يا تضعيف آن بازي مي‌كنند امري پذيرفته شده به نظر مي‌رسد. اگر اين مهم در چهارچوب نقش رسانه هاي جمعي مورد بررسي قرار گيرد وظايف سه‌گانۀ كلاسيك هارولد لاسول بسيار راهگشا است. لاسول براي رسانه هاي جمعي سه نقش عمده قائل است. اين نقش‌هاي سه‌گانه عبارتند از : 1ـ نظارت بر محيط 2ـ ايجاد همبستگي ميان اجزاي جامعه 3ـ انتقال ميراث‌هاي اجتماعي از نسلي به نسل ديگر(لاسول،1383: 59). در همين زمينه مي‌توان به نقش‌هاي مورد تاكيد مرتن و لارازسفلد نيز اشاره كرد. از نقطه‌نظر آنان رسانه‌ها داراي سه نقش عمده هستند؛ 1ـ وظيفۀ اخلاقي (حمايت از هنجارهاي اجتماعي) 2ـ امكان اعطاي پايگاه اجتماعي 3ـ برخي وظايف نامطلوب (مانند تخدير اجتماعي یا ايجاد نوعي مشاركت خيالي در واقعيت است(به نقل از دادگران، 1381. 7-106).
1ـ2ـ1 خبر و رسانه‌هاي جمعي
بدون ترديد يكي از مهمترين كاركردهاي وسايل ارتباطات جمعي اطلاع‌رساني است اين كاركرد بيش از هرجاي ديگر خود را در قالب خبر نمايان مي‌سازد. از همين رو پي‌جويي و گردآوري اطلاعات در مورد حوادث و رويدادهاي ملي و فراملي و انتقال آنها به عموم مردم بدون در نظر گرفتن سلسله‌مراتب گروهي در نظر گرفته‌اند.
از ميان وسايل ارتباط جمعي، راديوـ‌تلويزيون مهمترين وسيلۀ پخش خبر يا اطلاع در عصر كنوني محسوب مي‌شوند. اين دو وسيله، كوچك شدن كرۀ زمين و ايجاد همبستگي و نزديكي ميان ساكنان آن را فراهم آورده‌اند. تلويويزيون در كوتاه‌ مدت اطلاعات مورد نياز و خبر رويدادهاي گوناگون را در دورافتاده‌ترين نقاط دنيا به طور دائم و مستقيم در اختيار گيرنده قرار مي‌دهد. صاحب‌نظران بر اين عقيده‌اند كه تلويزيون در نمايشي كردن و ارزش دادن به وقايع، مهارت خاصي دارد. آنها در اين خصوص از چهار طريقي كه وسايل ارتباطات جمعي مي‌توانند فضا را دگرگون سازند سخن به ميان مي آورند. آن چهار طريق عبارتند از: برداشتن فاصلۀ ميان نمايش و تماشا، حذف مرز ميان زندگي خصوصي و زندگي اجتماعي، محدود كردن حادثه ها در ابعاد وسيع بر روي صفحۀ كوچك خود؛ و در نهايت از طريق حزن انگيز يا لذت بخش جلوه دادن حوادث و اتفاقات در كار دگرگون سازي فضاي اجتماعي بر مي‌آيد (دادگران، 1381: 21-20-119). افزون بر اين، نقش هويت ساز رسانه هاي جمعي در عرصۀ «خبررساني، به نوعي ايجاد كنندۀ ارتباط با جامعۀ‌ خودي و بيگانه است. اين امر باعث از ميان بردن انزواي افراد مي‌شود و احساس مشترك و همدردي با جامعه را درآنها ايجاد مي‌كند كه در نهايت به ايجاد همبستگي ميان افراد به صورت يك ملت و ياري كردن به آنها به منظور تعيين هويت ملي و فردي خويش مي‌انجامد.
رسانههای جمعی و در اينجا بطور خاص تلویزیون، از جمله منابع مهم تأثیرگذار درعرصه فرهنگ به شمار میآیند و بر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد مردم‌سالاری دینی، جامعه شناختی، برجسته سازی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره همبستگی ملی