پایان نامه ارشد با موضوع فلسفه غرب، برهان وجودی، وجود خداوند، برهان نظم

دانلود پایان نامه ارشد

مقدمه

باور به وجود خدا اساسيترين باور در اديان الهي است. از آغاز تاريخ تفكر تاكنون، تفكر نوع بشر به دنبال درك مبداء هستي بوده است. يك نگاه عميق تاريخي به مباحث الهيات و فلسفه دين نشان ميدهد كه پرسش از وجود خدا در حقيقت پرسش از آغاز و انجام هستي است كه در رأس همه پرسشهاي ديگر قرار دارد. اين پرسش محوري و كليدي كه «آيا خدايي وجود دارد يا نه؟» همواره ذهن و انديشه بشر را به خود مشغول داشته است و پيشرفت علوموفنون و دستاوردهاي حيرتآور آنها هرگز نتوانسته است از اهميت اين پرسش بكاهد. در اين ميان برخي تلاش كردهاند باور به وجود خدا را با اقامة دليل و برهان نشان دهند. اين امر همواره از بحثهای مهم متكلمان، فلاسفه مسلمان و غيرمسلمان بوده است.
براهین اثبات وجود خدا را میتوان اینگونه تقسیمبندی کرد: 1) برهان جهانشناختي1 2) برهان غايتشناختي2 3) برهان اخلاقي3 4) برهان وجودي4 5) برهان تجربه ديني5 6) برهان صديقين6. با گذشت زمان و پيشرفت علمي و عقلي انديشمندان، تقریرهای مختلفي به بعضي از اين براهين افزوده شده و برخي از براهين نيز مورد نقد و بررسي قرار گرفته است. برهان وجودی یکی از براهین اثبات وجود خداست كه از آن به برهان وجودشناختي يا هستيشناختي نيز ياد ميكنند. اين برهان از بحثبرانگيزترين براهين عقلي اثبات وجود خداوند است كه بيشترين توجه فلاسفه غربي را به خود معطوف داشته است.
برهان وجودي نخستينبار توسط آگوستين7 مطرح شد و نخستين تدوين آن توسط آنسلم8 الهيدان مسيحي قرن يازده ميلادي در كتاب مخاطبه با ديگري و در پاسخ به منتقد معاصرش ارائه گرديد. برهان وجودي برهاني است كه در آن فقط ازطريق تصور مفهوم يا تعريف واژه خدا در ذهن به چیزی که « بزرگتر از آن قابل تصور نيست» يا «كامل مطلق»، وجود خدا در خارج اثبات ميشود. اين بدانمعناست كه انكار وجود خدا مستلزم تناقض است؛ يعني انكار وجود خدا با تعريف خدا متناقض است. از اينرو اين برهان براساس تلقي متفكران غربي نيازي به تجربه بيروني ندارد و برهاني كاملاً پيشيني است كه با استفاده از قوانين منطق و اصل امتناع تناقض وجود خدا اثبات ميشود. برهان وجودي در عصر آنسلم توسط گونيلو9 كه خود راهب بود مورد انتقاد قرار گرفت و آنسلم به انتقادات او پاسخ داد.
بعدها اين برهان دوباره توسط توماس آكوئيني10 مورد نقد قرار گرفت. اين انتقادات زمينة دفاع و دیگر تقريراتِ برهان وجودي را براي طرفداران آن برانگيخت. تااینکه نوبتبه دكارت11 رسيد. دكارت، فيلسوف بزرگ قرن هفدهم ميلادي ضمن پذيرش اين برهان تقريري نوين از آن ارائه داد. تقرير دكارت مورد انتقاد كاتروس12 و گاسندي13 و برخي از فلاسفه قرن هفدهم قرار گرفت. اغلب بحثهايی که بعدها درزمینه برهان وجودی مطرح شده است ، به روایت دکارتی از آن اختصاص دارد.
پس از دكارت، مالبرانش14 برهاني مشابه برهان وجودي آنسلم اقامه كرد. اسپينوزا15 و لايبنيتس16 نيز اصلاحاتي در برهان وجودي آنسلم بهعمل آوردند و تبييني جديد از آن ارائه دادند. برهان وجودي سرانجام توسط كانت17 فيلسوف بزرگ آلماني مورد نقدهاي جدّي قرار گرفت. بهطوریکه كانت، بزرگترين منتقد برهان وجودي بهحساب میآید. ناگفته نماند كه مبتكر اصلي برخي از اين انتقادات خود کانت نيست و ريشه اعتراضات وي به اين برهان را ميتوان در نقدهاي متفكريني چون توماس آكوئيني، معترضين معاصر دكارت، هيوم18 و برخي ديگر مشاهده كرد. انتقادات كانت عمدتاً مربوط به تقرير دكارتي اين برهان است، هرچندكه پارهاي از اين انتقادات را ميتوان بهطور مشترك دربارة تقرير ديگران نيز صادق دانست. امواج انتقادهاي كانت گرچه بسيار جدّي بود ولي نتوانست پايههاي برهان وجودي را براي هميشه فروريزد. بهرغم انتقادهاي شديد بر اين برهان، در سالهاي اخير شاهد توجه و اقبال متفاوت فلاسفه و متألهان به اين برهان هستيم. چارلز هارتشون19 و نورمن مالكوم20 در دفاع از برهان وجودي به بازسازي آن پرداخته و كوشيدهاند تا تقريري پذيرفتني از آن ارائه دهند. برخي از معاصران مانند جان هيك21 این برهان را مورد نقد قرار دادهاند و عدهاي ديگر چون آلوين پلانتينگا22 به دفاع از آن پرداختهاند.
برهان وجودي در عينسادگي بسياري از مسائل غامض و پيچيده فلسفي را در خود جاي داده است و همين امر سبب شده تا همواره دو گروه موافقان و مخالفان را در پي خود بكشاند. شايد بتوان گفت اين جنگوگريز حاکی از اهميت اين برهان در فلسفه غربي میباشد. با مطالعه سير تاريخي برهان وجودي در غرب متوجه ميشويم كه اين برهان عليرغم سابقه مفصلي كه از آنسلم به بعد داشته است، در ميان متفكران مسلمان چندان مورد استقبال قرار نگرفته است. هرچندكه در ميان متفكران اسلامي افرادی چون غروي اصفهاني و علامه جعفري تقريري مشابه برهان وجودي ارائه دادهاند، برهان وجودي بازهم نتوانسته است بهصورت برهاني مستقل مطرح شود. از ميان متفكرين اسلامي معاصر، علامه جعفري و حائري يزدي در صف موافقين و شهيد مطهري و جوادي آملي در صف مخالفين اين برهان قرار دارند.
در اينجا ما نه درصدد بررسي تاريخچه مسئله وجود خدا ميباشيم و نه قصد داريم آراء تمام فيلسوفان غربي و شرقي را درباره برهان وجودي بررسي كنيم. چراکه این امر از حوصله این پایاننامه خارج است. ما برآنيم تا با طرح اجمالي سير تاريخي برهان وجودي در تفكر غربي و اسلامي، زمينه را براي تطبيق ديدگاه چهار متفكر (شهيد مطهري، علامه جعفري، حائري يزدي، جوادي آملي) معاصر دربارة برهان وجودي با تقريرات غربي آن فراهم كنيم.
در این پایاننامه برآنیم تاحدممکن، پاسخی مناسب به پرسشهای زیر تدارک ببینیم:
1) آيا اساساً برهان وجودي ميتواند ما را در نيل به شناخت خدا قانع كند؟
2) آيا متفكران اسلامي معاصر اين برهان را بهعنوان يكي از براهين اثبات وجود خدا ميپذيرند؟
3) آيا برهان صديقين همان برهان وجودي است؟
4) چه خصوصيتي در برهان وجودي هست كه سبب شده از قرن يازدهم ميلادي تاكنون معركهآراي دو دسته از فيلسوفان نامآور باشد؟
5) تقريرات چهار متفكر معاصر، بهطور مستقل يعني بدون پيشفرض است يا با تكيه بر مباني فلسفه اسلامي به اين برهان توجه كردهاند؟
6) تقريرات چهار متفكر ناظر به كدام صورت برهان وجودي آنسلم است؟
فرض ما براین است که با وجود اينكه برهان وجودی در فلسفه غربي ريشه دارد و بحث از آن در فلسفه اسلامي به تبع آشنايي با فلسفه غربي صورت گرفته است، آنچه متفكران اسلامي بدان پرداختهاند ريشه در مباني فلسفي آنها؛ از جمله تفكيك ميان ضرورت ذاتي و ضرورت ازلي، حمل اولي ذاتي و حمل شايع صناعي و… دارد. اين درحالي است كه برهان وجودي دكارت مبتني بر مباني فلسفي او و در راس آن اصل كوژيتو23 ميباشد.
درمورد منابع موجود درباره برهان وجودي بايد بگوييم ازآنجاييكه اين برهان از بحثبرانگيزترين براهين اثبات وجود خدا در فلسفه غرب است، آثار زيادي در اين زمينه نوشته شده و مقالات و كتابهاي بسياري از نويسندگان متعدد در حمايت و ردّ آن منتشر شده است. ما در فصل اول اين پايان نامه از منابع درجه اول و درجه دوم استفاده كردهايم. اما در فصل دوم بيشتر از منابع درجه اول يعني آثار خود متفكران اسلامي بهره جستهايم.
در اين پاياننامه ضمن طرح انتقادهاي وارد بر برهان وجودي در فلسفه غرب به تحليل ديدگاههاي چهار متفكر معاصر پرداختهايم. از اينرو ميتوان گفت؛ روش انتقادي و تحليلي را در اين تحقيق درپيش گرفتهايم. که در پایان انتظار ميرود اين تحقيق صحت و سقم فرضيه یاد شده را بهصورت مستند و مستدل نشان دهد. که اگر موارد ذکر شده رعايت شود و گزارشها مستند و ارزيابيها مستدل و بيان اين تحقيق روشن باشد تحقيق موفقيتآميز خواهد بود.
اين پاياننامه مجموعهاي از مباحث گوناگون درباره برهان وجودیست كه در سه فصل تنظيم شده است. فصل اول عبارت است از برهان وجودي در فلسفه غرب، که در دو بخش تنظيم شده است؛ در بخش اول دستهبندي براهين اثبات وجود خدا را در فلسفه غرب آوردهايم و در بخش دوم ديدگاه فيلسوفان برجستة غرب را دربارة برهان وجودي، در قالب سير تاريخي آن مورد تبيين و بررسي قرار دادهايم. و در پايان به اين نتيجه رسيدهايم كه اين برهان در فلسفه غرب با اقبال و توجه فراواني مواجه شده است و لذا ريشه غربي دارد. فصل دوم به جايگاه برهان وجودي در فلسفه اسلامي و نظر متفكران اسلامي درباره آن پرداخته است که در پنج بخش تنظيم شده است. در بخش اول، ضمن دستهبندي براهين اثبات وجود خدا در فلسفه اسلامي و ارزيابي ميزان قرابت برهان صديقين با برهان وجودي مروري بر مهمترين تقريرهاي برهان صديقين داشته و به اين نتيجه رسيدهايم كه در فلسفه اسلامي توجه چنداني به برهان وجودي نشده است. هرچندكه در بين فيلسوفان اسلامي، ظاهراً محقق اصفهاني نخستين كسي است كه تقريري شبيه برهان وجودي آنسلم ارائه داده و بدان اشاره كرده است. ما در بخش دوم تا پنجم به بررسي تفصيلي ديدگاه متفكران اسلامي معاصر دربارة برهان وجودي پرداختهايم. و با مطالعه ديدگاه هريك به اين نتيجه رسيدهايم كه شهيد مطهري و جوادي آملي اين برهان را نميپذيرند. اما در مقابل علامه جعفري و حائري يزدي اين برهان را ميپذيرند. همچنين به اين نتيجه رسيدهايم كه علاوهبر تقرير غروي اصفهاني تقرير علامه جعفري نيز از برهان وجودي شبيه برهان وجودي آنسلم ميباشد. فصل سوم به تطبيق ديدگاه متفكران اسلامي معاصر درخصوص برهان وجودي اختصاص يافته است.

فصل اول

برهان وجودي در فلسفه غرب

بخش اول

دستهبندي براهين اثبات وجود خدا

هر تقسيم واحدي براساس معيار و ملاكي واحد صورت ميگيرد و تعدّد ملاكها در تقسيمبندي يك مجموعه، موجب تعدد تقسيمها ميگردد. برايناساس براهين اثبات وجود خدا را نيز ميتوان با ملاكهاي مختلفي دستهبندي كرد24 (غرويان، 1386: 33-31) :
1. تقسیمبندی براساس ابزارهاي شناخت خداوند:
يكي از معيارهاي دستهبندي براهين اثبات وجود خدا، توجه به ابزارهاي شناخت خداوند است. ازاينلحاظ، ميتوان براهين اثبات وجود خدا را به براهين فطري، براهين تجربي و براهين عقلي تقسيم نمود. اگر ابزار ما براي شناخت خداوند فطري باشد برهان ما فطري خواهد بود. البته مراد از «راه فطرت»، فطرت دل است. در اينجا قوام استدلال به دروننگري و تأمل باطني است. يعني ميتوان از راه دل و توجه و تأمل دروني، علم آگاهانه به خداوند پيدا كرد و ازاينطريق، معرفت ناآگاهانه و يا نيمهآگاهانه خود نسبت به خدا را به معرفت آگاهانه تبدیل کرد. در براهين تجربي، استدلال بر وجود خداوند ازطريق مشاهده آثار محسوس و ملموس و دقت در ساختار نظم عالم است مانند: برهان نظم. در براهين عقلي، استدلال بر وجود خداوند بهكمك عقل همراه با پذيرش اصل هستي است مانند: برهان صديقين.
2. تقسیمبندی براساس رابطه سالك، مسلك و مقصد:
براساس اين معيار، براهين خداشناسي به سه دسته تقسيم ميشوند:
1. تقسيمي كه در آن سالك، مسلك و مقصد جدا و منفك از يكديگرند. براهيني مانند برهان امكان، برهان حدوث، برهان نظم و برهان حركت از اين قبيلند.
2. تقسيمي كه در آن سالك و مسلك متحدند، امّا مقصد جداي از آن دو است. مانند استدلال بر وجود واجب ازطريق معرفت نفس و مطالعه در حالات دروني خويش یعنی سیر انفسی.
3. تقسیمبندی بر اساس لمّي (پيشيني) و انّي (پسيني) بودن:
در استدلال لمّي از ذات خدا بر وجود او و در استدلال انّي از روي معلولات به وجود خدا پيبرده ميشود. نخستين نمونه استدلال پيشيني، برهان وجودي است. برهان جهانشناختي، غايتشناختي و اخلاقي نيز از نمونههاي استدلال پسيني ميباشند.
1-3. برهان جهان شناختي: به مجموعه براهيني اطلاق ميگردد كه يكي از ويژگيهاي عام و كلي جهان تجربي را مبناي اثبات وجود خدا قرار ميدهد. براهيني نظير برهان امكان و وجوب، برهان حدوث و قدم و برهان حركت، براهيني از اين دسته هستند. اينكه در جهان امر حادثي وجود

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد بهداشت تغذیه، رشته های تحصیلی، بهداشت دوران قاعدگی، سطح معنادار Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع وجود خداوند، اثبات واجب، مفهوم خدا، واجب الوجود