منابع مقاله درمورد قانون طبیعی، نظریه اخلاقی، علامه طباطبایی، حقوق طبیعی

دانلود پایان نامه ارشد

با موجودی متعالی در اخلاق مبتنی بر طبیعت 156
3. اخلاق مبتنی بر قانون طبیعی در نگرش جان فینیس 158
3ـ 1: نظریه قانون طبیعی در مواجهه با اخلاق وظیفه گرا و غایت گرا 158
3ـ 2: چند گام مقدّماتی در تبیین اخلاقِ مبتنی بر طبیعت 160
3ـ 3: فرآیند تحقق کمال اخلاقی و فعلیت یافتن قابلیّتهای انسان 162
3ـ 4: معیار «پایه بودن» و ارزش یکسان خیرات پایه 169
3ـ 5: فرآیند بروز بیاخلاقیها بر مبنای قانون طبیعی 172
4. انگیزه و دلیل عمل در نظریه قانون طبیعی 174
5. قانون طبیعی و مساله باید و هست در نگرش فینیس 176
6. معیار صدق گزاره های اخلاقی در نگرش جان فینیس 181
جمع بندی: 185
فصل پنجم:
بررسی، نقد و تطبیق نظریات
مقدمه: 189
1. محتوای قانون طبیعی در نگرش علامه و فینیس 190
2. رویکرد وجودشناختی به ارزشها در اندیشه علّامه و فینیس 192
2ـ 1: هستی شناسی ارزشهای اخلاقی 193
2ـ 1ـ 1: هستی شناسی ارزشهای اخلاقی؛ اشتراک دیدگاهها 193
2ـ 1ـ 2: هستی شناسی ارزشهای اخلاقی؛ تفاوت دیدگاهها 196
2ـ 1ـ 3: میزان توانمندیِ دو دیدگاه به لحاظ رهیافت هستی شناختی 203
2ـ 2: سیر تحوّل و تحقق هویّت اخلاقیِ انسان 206
3. رویکرد معرفت شناختی 208
3 ـ 1: رویکرد معرفتشناختی علامه و فینیس به اخلاق 208
3ـ 2: چگونگی دستیابی به معرفت پایه 211
3ـ 3: میزان توانمندیِ دو دیدگاه از حیث شناختِ معیار اخلاق 214
3ـ 4: میزان توانمندیِ دو دیدگاه از حیث محدوده شناختِ اخلاقی 218
3ـ 4ـ 1: توجّه به وحی به عنوان مکمّل قانون طبیعی 218
3ـ 4ـ 2: رشد معرفتی و تحوّل وجودی 222
4. رویکرد روانشناختی ناظر به انگیزه و دلیل عمل 224
4ـ 1: منشأ انگیزه و دلیل عمل اخلاقی 225
4 ـ 2: رهیافت برونگرایانه در آراء علامه و فینیس 229
4ـ 3: میزان توانمندی هر یک از دو دیدگاه به لحاظ رهیافت روانشناختی 231
4ـ 4: خودمحوریِ اخلاقی 232
5. نظریه ایدهآل قانون طبیعی و سنجش آن با رهیافت علامه و فینیس 239
جمع بندی: 245
پی نوشت ها: 250
منابع فارسی: 268
منابع عربی: 272
منابع انگلیسی: 275
منابع جهت مطالعات بیشتر: 278

مقدمه:
آيا ميان قانون طبيعت و قواعد اخلاقى مناسبتى وجود دارد يا ندارد؟ اين پرسش که نسبت نزدیکی با پرسش قديمى مربوط به حسن و قبح ذاتی و عقلى دارد، در طول تاریخ اندیشمندان زیادی را به تکاپو واداشته و تقریرهای متفاوتی را برای اخلاقِ مبتنی بر طبیعت در پی داشته است. اخلاقِ مبتنی بر طبیعت، گرچه به عنوان یک نظریه، معمولاً به توماس آکوئیناس نسبت داده میشود و تقریرهای متنوعی را به خود گرفته، امّا ایده اصلیِ آن، در اخلاق یونانی و نظریه اخلاقیِ سعادتباور بنا نهاده شده و در طول تاریخ فراز و فرودهای بسیاری را به خود دیده است.
این نظریه که در طول بحث، از آن به عنوان «نظریه اخلاقیِ قانون طبیعی»، یا اخلاقِ مبتنی بر طبیعت تعبیر خواهیم کرد، از دو عنصر اساسی تشکیل یافته که یکی، وجود خیرات اصیل و بنیادینی است که مکمّل شخصیّت اخلاقیِ انسان در جهت دست یافتن به سعادت هستند و دیگری آگاهی انسان به این خیرهای اصیل است. قرار گرفتن این دو عنصر در کنار یکدیگر، از وجود «قانون یا قانونهایی مشترک» خبر میدهد که در واقع به لطف برخورداری انسانها از هدایت تکوینی و نیروی عقل و اندیشه، بر جمیع آدمیان، فارغ از اینکه در کدام کشور یا تحت چه حکومتی زندگی میکنند، حکمفرما است و حکمِ آن اساساً در همگان یکسان است. این عقلانیّت مشترک و قانون طبیعی مشترکی که بر جمیع انسانها حکمفرماست، انسان را بر تشخیص خیر و شرّ قادر ساخته و حکایت از آن دارد که همه انسانها تکالیفی بر عهده دارند که در صورت عمل به آن تکالیف، بر وفق طبیعت عقلانیِِ عالم رفتار کرده و در جهت کمال بخشیدن به خود و نزدیک شدن به سعادت یا غایت نهایی گام خواهند برداشت.
در آراء اخلاقی علّامه طباطبایی، شواهدی یافت میشود که بر اساس آنها میتوان تقریری از نظریه اخلاقِ مبتنی بر طبیعت را به ایشان نسبت داد. در نظر ایشان، نوعی هدایت دائمی از سوی خداوند بر کل جهان حاکم است که همواره تمام هستی از جمله نوع انسان را دائماً بسوى سعادت و خير دلالت مى‏كند. این نوع هدايت، تكوينى و از مشخصات نحوه خلقت و نظام آفرینش بوده و اگر موانعی در مقابل آن قرار نگیرد، محال است دچار خطا و اشتباه شده و از مسیر خود منحرف شود.1 از آنجا که انسان جزء مجموعه عظیم هستی و آفرینش است، در او نیز ظرفیتهایی نهاده شده که در صورت فقدان مانع، او را به مسیر درست هدایت میکند. بر همین اساس، علّامه از هدايت‏ نوع‏ انسانى به سوى سعادت حقيقيش در زندگى دنيوى و اخروى سخن گفته2 و رسیدن به غایت نهایی را برای انسان مسلّم دانسته است. او معتقد است، هر فعلى كه بمقتضاى اراده و انديشه از انسان سرمى‏زند، خواه‏ ناخواه از يك ميل طبیعی سرچشمه مى‏گيرد و غايتى كه در درجه اول منظور انسان است، ارضاء آن ميل است.3 از این رو تمام افعال انسان را باید با توجّه به امیال طبیعیِ نهفته در طبیعت انسان مورد تحلیل و بررسی قرار داد. این امیال را میتوان در مواردی چون میل به احسان و نوع دوستی، میل به علم و معرفت، میل به پرستش، میل به زیبایی، میل به صیانت ذات، میل به بقاء، میل به کمال، میل به سلامتی و… تبییین کرد که بر اساس آنها و البته دیگر مبانی فلسفی و اخلاقی علّامه، میتوان تقریری از اخلاق مبتنی بر طبیعت را به ایشان نسبت داد.
از طرفی، جانفینیس که از اندیشمندان معاصر در حوزه حقوق و اخلاق است نیز به نظریه قانون طبیعی توجّه خاص داشته و در کتاب «قانون طبیعی و حقوق طبیعی»4 تقریری از این نظریه را ارائه داده است. او نظریه خود را بر هفت خیر پایه و نیز اصول بدیهی ناظر به آنها مبتنی ساخته، و بسان آکوئیناس طرحوارهای را که خداوند بر اساس مشیت خود در ساختار وجودی انسان قرار داده است را پذیرفته است.5 بر همین اساس، تلاش کرده تا تقریری از اخلاق مبتنی بر طبیعت را ارائه دهد.
به طور کلّی دیدگاه اندیشمندان مدافع نظریه اخلاقیِ قانون طبیعی را میتوان از چند جهت وجودشناختی، معرفتشناختی و روانشناختی (انگیزهشناختی) مورد تحلیل و بررسی قرار داد و این بدین جهت است که در نظریه قانون طبیعی این سه بُعد قابل تحلیل است.
از جهت وجودشناختی، این مسئله مورد تبیین و بررسی قرار داده میشود که آیا درست و نادرست و به طور کلّی، ارزشهای اخلاقی، در طبیعت موجود است یا خیر؟ آیا میتوانیم با فهم دقیق طبیعت مشخص کنیم که درست و نادرست چیست؟ سنّت قانون طبیعی با معتقد شدن به وجود یکسری خیرهای پایه و اصیل در طبیعت بشر به این مساله پاسخ مثبت داده و از این جهت، اخلاق را بخشی از نظام طبیعی می‌داند.
از جهت معرفتشناختی این مساله مورد تحلیل قرار میگیرد که نحوه شناخت این حقایق بنیادینِ اخلاقی چگونه است؟ آیا عقل انسان به صورت خودبنیاد به این حقایق دست مییابد یا در پرتو الهام و هدایت تکوینی الهی و با مشارکت نمودن در قانون ازلی این شناخت حاصل میشود؟
به لحاظ روانشناختی نیز میتوان این مساله را مورد مطالعه قرار داد که در این صورت، مساله دلیل عمل و ارتباط اراده و اختیار انسان با وجود این خیرهای بنیادین و نقش آنها در کمال اخلاقیِ انسان، چگونه قابل تبیین خواهد بود؟ رویکرد عمده در طرفداران نظریه اخلاقی قانون طبیعی در این رابطه این است که انسانها بر اساس یک طبیعت مشترک، تمایلی طبیعی به جانب خیر دارند و این امر ریشه در وجود خیرهای اصیل و در نتیجه، قوانین اخلاقیِ موجود در نهاد بشر دارد.
این سه حوزه، در حقیقت بیانگر سه بُعد مهم از اخلاق و مباحث اخلاقی است که هر نظریه اخلاقی باید بتواند در قبال آن پاسخ موجّهی را ارائه کند تا بتواند نظریهای مقبول و قابل دفاع تلقّی شود. بر اساس آنچه در این رساله مورد توجّه قرار داده خواهد شد، تلاش میشود تا نشان داده شود که در رهیافت هر یک از علّامه و فینیس به نظریه اخلاقیِ قانون طبیعی، چه تبیینی در رابطه با این ابعاد سهگانه ارائه شده و در این جهات چه تفاوتها و شباهتهایی را در بین این دو دیدگاه میتوان ملاحظه نمود؟ در واقع، تلاش عمده این رساله، ارائه تفسیری از نظریه اخلاقیِ قانون طبیعی بر مبنای اندیشههای علّامه طباطبایی و جان فینیس و تطبیق و بررسی این نظریات با یکدیگر است. از این رو، سوال اساسی این است که اگر بخواهیم تقریر این دو اندیشمند از نظریه قانون طبیعی را از لحاظ ابعاد وجودشناختی، معرفتشناختی، و روانشناختیِ اخلاق، مورد بررسی قرار دهیم، کدام یک دیدگاه موجّهتری را ارائه دادهاند؟
اشاره به این نکته هم لازم است که، علّت انتخاب این دو اندیشمند معاصر به جهت تاثیرگذاریِ دیدگاه آنها در فلسفه اخلاق معاصر و نیز همسانی آنها در این نکته بوده است که بنیان اخلاق را در طبیعت انسان و خصایص ذاتیِ انسان البته با رویکردی متفاوت، جستجو کردهاند. علاوه بر اینکه اشراف ستودنی علامه طباطبایی بر بحثهای قرآنی و شرح و تفسیر آنها، و نیز احاطه و اشراف ایشان بر مباحث اخلاقی و فلسفی به عنوان اندیشمند معاصر، مسالهای است که ضرورت توجّه به آثار و تحلیل اندیشه ایشان و مقایسه آن با دیدگاه دیگر اندیشمندان معاصر را دوچندان میکند.
1: سؤال اصلی و سؤال‌های فرعی تحقیق
سوال اصلی این است که، بر مبنای تفاوتها و تشابهاتی که در تقریر علامه طباطبایی و جان فینیس از نظریه اخلاقیِ قانون طبیعی وجود دارد، دیدگاه این دو اندیشمند در رابطه با نظریه اخلاقیِ قانون طبیعی، به چه میزان موجّه و قابل دفاع است؟
سوال‌های فرعی نیز از این قرارند:
1). نظریه اخلاقیِ قانون طبیعی چیست و چه شواهدی ناظر به این نظریه در طول تاریخ وجود داشته است؟
2). چه تقریری از نظریه اخلاقیِ قانون طبیعی را میتوان به علّامه طباطبایی نسبت داد و مباحثی چون مساله اعتباریات، چگونه با نظریه قانون طبیعی سازگار است؟
3). فینس چه تقریری از نظریه اخلاقیِ قانون طبیعی را ارائه نموده است؟
4). چه تفاوتها و تشابهاتی در اندیشه علامه طباطبایی و جان فینیس، در رابطه با این نظریه وجود دارد؟

2: فرضیه یا فرضیههای تحقیق
1). فرضیه اصلی در این پژوهش این است که اخلاقِ مبتنی بر طبیعت در نگرش علّامه طباطبایی، به جهت ارتباط وثیق داشتن با مابعدالطبیعه و وحی تکوینی الهی و نیز به جهت مبتنی بودن بر مبانی و روش فلسفیِ برخاسته از حکمت متعالیه، در ابعاد مختلف وجودشناختی، معرفتشناختی، و روانشناختی، موجّه‌تر و قابل دفاعتر از رهیافت فینیس به اخلاقِ مبتنی بر طبیعت است.
فرضیه ‌های فرعی زیر را نیز میتوان در نظر گرفت:
2). نظریه اعتباریات علامه با تقریر ایشان از نظریه قانون طبیعی کاملاً سازگار است.
3). نظریه اخلاقیِ قانون طبیعی راه حل موجّهی را در رابطه با مساله باید و هست در فلسفه اخلاق ارائه داده است.
3: پیشینه تحقیق
در رابطه با نظریه قانون طبیعی به زبان فارسی چند کتاب و مقاله وجود دارد که عمدتاً رویکرد حقوقی داشته و از منظر فلسفه حقوق به این بحث ورود یافتهاند و کمتر اثری در این زمینه یافت میشود که نظریه اخلاقیِ قانون طبیعی را مطرح نموده باشد. به عنوان مثال، کتاب «قانون طبیعی» نوشته محمد حسین طالبی که در سال 1390 توسط انتشارات مجلس خبرگان منتشر شده است، تلاش کرده تا ضمن توجّه به جایگاه این نظریه در یونان و روم و بیان اندیشه افرادی چون آکوئیناس، قانون طبیعی را به عنوان مبنایی برای حقوق، در کنار شرع مقدس قلمداد کند و به هیچ وجه از این نظریه به عنوان یک نظریه بنیادین در حوزه اخلاق سخن نگفته است. از نویسنده مذکور، مقالاتی نیز منتشر شده که غالباً متّخذ از کتاب فوق الذکر بوده و در راستای این کتاب تدوین شدهاند. علاوه بر این، کتابی با عنوان «در هوای حق و عدالت» نوشته محمد علی موحد در سال 1381 منتشر شده که این کتاب نیز رویکرد کاملاً حقوقی داشته و تلاش نموده تا از قانون طبیعی به عنوان بنیانی برای حقوق بشر بهره جوید. کتاب «حقوق طبیعی و تاریخ» نوشته لئواشتراوس6 که توسط آقای باقر پرهام ترجمه شده نیز با همین رویکرد نوشته شده و بیشتر به مبانی حقوق نظر داشته است. دو مقاله «فلسفه حقوق طبیعی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد بورس اوراق بهادار تهران، بورس اوراق بهادار، قیمت سهام، شاخص قیمت Next Entries منابع مقاله درمورد قانون طبیعی، طبیعت انسان، نظریه اخلاقی، رفتار انسان