مقاله رایگان درباره هماهنگی حرکتی، فرار از یکنواختی، عملکرد شناختی

دانلود پایان نامه ارشد

خ به محرکها ارزیابی میگردد . مقیاس کمای گلاسکو (GCS12) جهت استاندارد نمودن ارزیابی مشاهدهای و دقیق سطح هوشیاری ایجاد شده و دارای سه زیرمقیاس13 میباشد، بهترین پاسخ چشمها، بهترین پاسخ کلامی و بهترین پاسخ حرکتی (29).
شاخصهاي همودینامیک (تعریف نظری)
نبض، فشار خون، تنفس، درصد اشباع اكسيژن خون شرياني و درجه حرارت متداولترين شاخصهايي هستند كه توسط كاركنان مراقبت بهداشتي اندازهگيري شده و عملكرد طبيعي سيستم گردش خون، ريوي، عصبي و آندوكرين را نشان ميدهد. اين موارد شاخصهاي همودینامیک بدن بوده و به عنوان علايم حياتي نيز خوانده ميشود(30).
تحريك شنوايي14 (تعريف نظري)
تحريك شنوايي نوعی از تحريك است كه جهت توانبخشي بيماران كمايي انجام ميشود و شامل تحریکاتی است که توسط اصوات ایجاد می شود که می تواند شامل صدای افراد یا صدای ضبط شده مورد علاقه بیمار اعم از موسیقی و … باشد. در این روش ، پرستار ميتواند با معرفي خود به بيمار، آشنا كردن بيمار به زمان، مكان و اتفاقي كه براي بيمار افتاده و توضيح اينكه چه كاري قرار است براي وي انجام شود، كار تحریک شنوایی را انجام دهد. همچنین هر نوع صدایی اعم از صدا زدن افراد ، زنگ تلفن ، كف زدن يا به هم زدن قطعات سبب تحریک شنوایی بیمار شده و بر پاسخهاي بيمار تاثیر بگذارد. همچنین از روشهای ديگر انجام تحريك شنوايي، خواندن متون و كتب يا مجلات، روشن كردن راديو يا تلويزيون، روشن نمودن يك نوار ضبط شده از يك صداي آشنا يا فقط داشتن يك مكالمه معمولي مستقيم با بيمار به مدت 10-5 دقيقه است (31).
تحريك شنوايي سازمان يافته15 (تعريف عملي)
در پژوهش حاضر تحريك شنوايي سازمان يافته جهت بيماران كمايي در گروه مدخله با صداي آشنا (صداي فرد مورد علاقه بيمار در خانواده) انجام شده است. بدين ترتيب كه نواري ضبط شده از صداي مورد نظر با گوشي براي بيمار پخش گرديده است. محتواي نوار بدين صورت بوده كه ابتدا فرد خود را معرفي نموده، بيمار را به مكان، زمان و شخص آگاه ساخته، به بيمار توضيح ميدهد كه چه اتفاقي برايش افتاده و سپس يك خاطره شيرين مشترك كه با بيمار داشته را برايش يادآوري نموده و در خاتمه نیز جملات خوشبینانه و دلگرم کننده از بهبود یافتن بیمار،برگشت وی به خانواده و برنامه هایی که در آینده خواهند داشت صحبت می نماید. طول مدت نوار 10 دقيقه بوده و هر بيمار در گروه مداخلهي روزانه یک بار و از ساعت 14:35 دقیقه تا 14:45 دقیقه به مدت سه روز متوالی تحريك شنوايي دريافت نموده است.
اثر تحریک شنوایی سازمان یافته بر سطح هوشیاری (تعریف عملی)
در این پژوهش سطح هوشیاری با استفاده از مقیاس کمای گلاسکو (GCS16) در قبل و پس از مداخله ارزیابی شد. مقیاس کمای گلاسکو دارای سه زیرمقیاس17 میباشد، بهترین پاسخ چشمی، بهترین پاسخ کلامی و بهترین پاسخ حرکتی. هر سه زیر مقیاس طبقات متنوعی دارند و هر طبقه دارای یک امتیاز است. در تفسیر GCS امتیازات همهی زیر مقیاسها جهت به دست آوردن یک امتیاز کلی جمع شده و حداکثر کل نمره GCS برای یک شخص کاملاً هوشیار پانزده است. حداقل امتیاز آن سه و نشان از عدم تحریکپذیری و پاسخدهی کامل است و امتیاز هشت و کمتر از آن حاکی از وضعیت کماست.
اثر تحریک شنوایی سازمان یافته بر شاخصهاي همودینامیک (تعریف عملی)
در اين پژوهش شاخصهاي همودینامیک شامل نبض ، تنفس ، فشار خون سیستول و دیاستول ، فشار متوسط شریانی و درجه حرارت قبل و پس از مداخله است که متغيرهاي نبض با استفاده از شمارش تعداد ضربان قلب با دستگاه مانیتورینگ در يك دقيقه، تعدا تنفس از طريق دستگاه مانیتورینگ در يك دقيقه ، فشار خون شرياني بازويي سيستوليك و دياستوليك از دست راست با استفاده از دستگاه مانیتورینگ برحسب ميليمتر جيوه، فشار متوسط شرياني با محاسبه مجموع يك سوم فشار خون سيستوليك و دو سوم فشار خون دياستوليك و ميزان درجه حرارت بدن بوسيله دماسنج جیوه ای زیربغلی از سمت راست برحسب درجه سانتيگراد طی 2 دقیقه در بيماران بستري در بخش مراقبتهاي ويژه ثبت و اندازه گیری شد .

فصل دوم

دانستنی های پژوهش
این فصل شامل چارچوب پژوهش و مروری بر مطالعات مرتبط با عنوان مورد پژوهش می باشد.
1-2 چارچوب پژوهش :
چارچوب پنداشتی این پژوهش بر مفهوم ادراکات حسی استوار است و بر این اساس در این بخش به مراحل و دریافت محرکات حسی و اختلالات حسی ، تعریف هوشیاری، سطوح هوشیاری با تاکید بر کما ، اثر محرومیت حسی بر وضعیت هوشیاری و وضعیت همودینامیک، مراقبت های پرستاری کما با تاکید بر تحریکات حسی بیماران کمایی بعنوان توانبخشی فاز یک بطور اعم و تحریک شنوایی این بیماران پرداخته شده است.
درک و دریافت حس ها برای حفظ تعادل افراد با خودشان و محیط فردی ضروری است بنابراین مراحل حسی به افراد اجازه تماس و ارتباط با دیگران و محیط را میدهد(7). بینایی، بویایی، شنوایی، لامسه، چشایی جزء مراحل حسی هستند(32). هر فرد نیاز به محیطی دارد که با مراحل حسی برای ایجاد حمایت از حالت تعادل خود و برقراری سلامتی، مسئول و سازگار باشد. شخص قادر است با تحریک حسی آشنا و قابل کنترل سازش نماید بنابر این حواس طبیعی که در طول زمان تغییر می یابند، زیان آور نیستند اما زمانیکه تعادل بین تحریک و تطبیق مختل شود ، فرد تظاهرات رفتاری مربوط به کاهش یا افزایش تحریکات حسی را نشان خواهد داد(14)
دو جنبه از مراحل حسی، شامل دریافت و درک حس به افراد در حفظ تماس روزانه یا محیطشان کمک میکند. دریافت جنبه بیولوژیک مراحل حسی است و شامل عملکرد اعضا حسی مانند چشم و گوش است. درک جزء روانی مرحلهی حسی است و مربوط به توانایی فرد در انتخاب طبقهبندی و دادن مفهوم به محرک حسی است. (32)
زمانیکه یک فرد محرکی را دریافت و درک می نماید آنرا طبقهبندی نموده و نیاز یا عدمنیاز به آن را شناسایی میکند و فرد براساس این محرک ها عمل میکند ؛ در صورت موثر بودن عمل انجام شده فرد به حالت سازش برمیگردد در غیر این صورت محرومیت حسی یا افزایش تحریکات حسی رخ میدهد و سبب تظاهرات رفتاری میشود. اثرات محرک ها با توجه به شخصیتهای فردی مختلف، منابع داخلی و خارجی تحریکات و روش زندگی شخص دریافت کننده ، متفاوت است. علاوه بر این برای حفظ سطح عملکردی مناسب، مددجو نیاز به داشتن حداکثر سطح تحریکات حسی دارد. تمام تحریکات حسی وارده ، قسمت قشری مغز را توسط سیستم فعال کنندهی مشبک (18RAS) تحریک میکند . این سیستم توسط ایمپالسهای عصبی که از رسپتورهای بینایی، شنوایی، بویایی، پوست و عضله و اندامهای داخلی میآید ، تحریک میشود. RAS در مرکز ساقه مغز قرار دارد و شامل راههای صعودی و نزولی است که به بخش قشری مغز میروند. فیبرهای بالارو RAS قسمت قشری مغز را برای هوشیاری تغذیه میکنند و فیبرهای پایینرو از قسمت کورتکس عبور می کنند تا RAS واقع در ساقه مغز را تحریک نمایند. مهمترين بخش مرتبط با بيداري و تحريكپذيري، بخش پايين رونده (نزولي) تشكيلات مشبك رتيكولار است كه در ساقه مغز و تالاموس واقع شده است(33).
تغییر در درک حسی به عنوان، حالتی که فرد در آن دچار تغییر در میزان با نوع محرک دریافت شده به همراه فقدان، عدم پاسخ و یا افزایش پاسخ به محرک میشود، تعریف شده است(16). اگر شخصی در محیطی که سطح پایین تحریکات را داراست قرار گیرد، تحریکات کورتیکال(قشری) کاهش و محرومیت حسی رخ میدهد. زمانیکه تحریک بیش از حد باشد سیستم کورتکیال قادر به تنظیم تحریکات وارد شده نیست و شخص تحریک بیش از حد را تجربه می کند(1). رفتارهایی که در طول محرومیت حسی رخ میدهد شامل اختلالات شناختی، روحی و درک جسمی است، تغییرات شناختی از تمرکز ضعیف تا تغییر فکر یا عقاید غیرعادی تا توهم یا اختلال حافظه، گیجی، عدم آگاهی به زمان و مکان ممکن است رخ بدهد. بیمار ممکن است در انجام وظایف سادهی شناختی مانند شمارش اعداد مشکل داشته باشد. اختلالات روحی شامل حالتهای اضطراب، افسردگی، گریه کردن، ترس، حساسیتپذیری و پاسخهای روحی بیش از حد میباشد. تغییر در درک شامل اختلالات بینایی و شنوایی، تغییر در رنگها و درک حرکت اشیاء ثابت است. بعضی از بیماران احساسات بدنی غیرعادی مانند بیحسی را گزارش کردهاند. سایرین مشکلاتی مانند خشکی دهان، طپش قلب، اشکال در تنفس، اختلالات بویایی و تهوع را ذکر کردهاند. اختلالات جسمی در طول محرومیت حسی مانند احساس خوابآلودگی، خمیازه بیش از حد و خواب است و بیمار ممکن است از خواب به عنوان مکانیسم فرار از یکنواختی محرومیت حسی استفاده کند. هماهنگی حرکتی در بیماران دچاراختلال شده و شامل اختلال در مهارت حرکتی، اختلال در هماهنگی چشم و دست، حرکت و تعادل است.(34)
افزایش بیش از حد تحریکات درنتیجه افزایش در تحریکات محیطی یا بمباران توسط تحریکات چند حسی و یا افزایش در الگو و شدت تحریک رخ میدهد(تحریکات بسیار متعدد، تکراری و مختلف هستند). سر و صدای تولید شده توسط افراد و دستگاهها میتواند جریان مداوم و ناراحت کنندهای از صدا را تولید کند، بوهای ناخوشایند مختلف به همراه تستهای تهاجمی ، غیرتهاجمی ، معایناتی و پانسمان سبب ناراحتی آنها میشود که تجربهی احساسات بیش از حد تحمل معمول را خواهند داشت(35). تظاهرات رفتاری در افزایش بیش از حد تحریکات حسی میتواند اثر تهدید کنندهای بر روی سلامتی داشته باشد. این رفتارها که گاها از آنها به عنوان سندرم سایکوز19 مراقبت ویژه مغز و اعصاب یاد می شود شامل تغییر در عملکرد شناختی، گیجی، عدمآگاهی به زمان و مکان و ناتوانی در تمرکز حواس می باشند. همچنین از دیگر اختلالات بوجود آمده می توان به اختلالاتی چون توهم، حس مجادله، سوءظن و هذیان ،کاهش اشتها، تغییرات فشار خون و ضربان قلب و افزایش اضطراب را اشاره نمود(36).
تفاوت آشکاری بین علائم رفتاری ناشی از محرومیت حسی یا افزایش بیش از حد تحریک ها وجود ندارد. تنها در افزایش تحریکات بیمار نمیتواند از خواب به عنوان مکانیسم فرار استفاده نماید. خواب یک نیاز حیاتی و اساسی است و افزایش تحریکات سبب تغییر در الگوی خواب میشود. برای بیمارانی که در مرحله حاد بیماری تحت مراقبتهای ویژه قرار دارند، تحریکات حسی زیادی به وجود میآید که ممکن است مداوم و ناخوشایند باشد. اغلب این تحریکات به طور کلی در تمام پنج حس که شامل چشایی، بویایی، بینایی، شنوایی و لامسه است به وجود میآید. این تغییرات در بیماران ضربه ی مغزی قابل ملاحظه تر می باشد چراکه علاوه بر تحریکات موجود در بخش مراقبت ویژه ، بیمار ضربه مغزی شدید ممکن است تغییر در حس بویایی، چشایی، بلع یا احساس وجود غذا در دهان، درد و احساس حرارت را تجربه کند.(16) که این تغییرات را می توان به صورت موارد ذیل شرح داد :
تغییرات بویایی- چشایی به علت محدودیت مایعات از راه دهان، اختلال بلع به علت وجود لوله تراشه، تنفس دهانی که همراه با نفسهای کوتاه است و اثرات داروهای خاص، باعث تجربه ی مزه ای ناخوشایند برای بیماران می شود. اغلب بوهایی که در بخش مراقبت ویژه وجود دارد ناآشنا و ناخوشایند است، باز بودن محیط بخش انتشار تحریکات بویایی را تشدید میکند. بیاختیاری ادرار، استفراغ، خونریزی معدی، ساکشن تراشه از جمله مسائل عمومی هستند که سبب تجربه حسی برای بسیاری از بیماران میشوند.
در مورد حس شنوایی می توان گفت زمانیکه بیمار بیهوش است آخرین حسی که از دست میرود شنوایی است و زمانیکه هوشیاری برمیگردد اولین حس شنوایی است. سر و صدا عامل آلوده کنندهای است و دربخشهای مراقبت ویژه زنگهای اتفاقی و بدون معنی و سر و صدای زیاد منبع بزرگترین تحریکات حسی نابجای شنوایی هستند.
سر و صداهایی که توسط انجمن بینالمللی صدا به عنوان صداهای قابل قبول پذیرفته شدهاند شامل صدای روز 45 دسیبل، صدای عصر 40 دسیبل، صدای شب 20 دسیبل است. از طرفی نه تنها شدت صدا بلکه ماهیت و چگونگی آن بر درک صدا از طرف بیمار اثر میگذارد که از جمله این موارد زنگها و آلارم های متعدد که با فرکانس بالا در بخش

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد اکسیداسیون، فرش دستباف Next Entries مقاله رایگان درباره خواب آلودگی، پردازش اطلاعات، فیزیولوژی