دانلود پایان نامه ارشد با موضوع مخزن الاسرار، داستان کوتاه، تحلیل محتوا، تحلیل محتوایی

دانلود پایان نامه ارشد

است نه روباه مکّار (شمیسا، 1383: 54).
علیرغم مطالعات و تحقیقات انجام شده در مورد نظامی گنجهای، در پایگاههایی چون ایرانداک مورد مشابهی در داخل و خارج کشور کار نشده است.
1-5 اهداف پژوهش:
اهداف این پژوهش دریافتن چگونگی ساختار و محتوای حکایات از نظر شخصیتها است. در حقیقت به دنبال این هستیم که حکایتهای مخزن الاسرار را از نظر موضوعی و ساختاری بررسی کنیم و سپس سایر عناصر داستانی را نیز در آن مشخص کنیم.
1-6- فرضیه های پژوهش:
1.نظامی برای به کار بردن مضامین دینی از داستانهای تمثیلی استفاده کرده است.
2.موضوعات اجتماعی در بیان مضامین حکایتها نقش کاربردی داشتهاند.
3.نظامی در بیان حکایتها از شخصیتهای مختلف پویا و ایستا استفاده کرده است.
1-7- اهمیت و ضرورت تحقیق:
مخزن الاسرار نظامی یکی از مثنویهای تمثیلی است از آنجایی که برای اولین بار مورد بررسی و تحلیل محتوایی قرار میگیرد کاری جدید و نو محسوب میگردد. به دلیل تدریس مخزن الاسرار در دانشگاهها و پیچیدهتر بودن این منظومه نسبت به منظومههای دیگر پنچ گنج، اغلب کتابهای تحقیقی مستقل که تاکنون درباره مخزن الاسرار منتشر گردیده، مربوط به حوزه شرح لغات و ابیات است لذا ضروری بود تا چگونگی ساختار و محتوای حکایات از نظر شخصیتها و ساختار گفت و گویی که نظامی در حکایات مخزن الاسرار استفاده کرده است، بررسی شود.
1-8 واژه های کلیدی:
کلمات کلیدی: حکایتها، عناصر، شخصیتها، تحلیل محتوایی، مخزن الاسرار
کلمات کلیدی به انگلیسی:Elements, Characters, Content analysis Stories,
1-9- حدود و قلمرو تحقیق
محدوده‌ی کار در این تحقیق بررسی و تحلیل محتوایی حکایتهای مخزن الاسرار است.

فصل دوم:بنیاد نظری

فصل دوم
بنیاد نظری

2-1 مقدمه
شاید بتوان گفت داستان قدیمیترین، رایجترین و پرمخاطبترین نوع ادبی در میان ملتهای جهان است و مسلما شباهتهای اساسی در ساختار انواع داستان در جهان میتوان یافت. از زماني كه انسان هاي غارنشين پس از يك روز تلاش و كوشش و شكار حيوانات، شبانه درون غارها كنار آتش مينشستند و ماجراها و اتفاقات روزانه و چگونگي شكار حيوانات وحشي را براي يكديگر بازگو ميكردند و به انتظار پايان ماجراها و حرفهاي يكديگر گوش فرا ميدادند، تا امروز با همهي پيشرفتي كه در زمينههاي مختلف زندگي حاصل شده است و نويسندگان بسياري با خلق آثار متنوعي پا به عرصهي ادبيات داستاني نهادهاند همواره انسان نيازمند خواندن و شنيدن داستان و انواع گوناگون آن بوده است. در هيچ عصري انسان بينياز از داستان نخواهد شد، زيرا كه داستانها در زندگي انسانها داراي جنبههاي پندآموز و عبرت انگیز میباشند و به نوعي درس زندگي و تجربهي بهتر زيستن را به انسان ميآموزند.
2-2 تعریف داستان
داستان در تعريف كلي و عام بيان هر واقعه است در تداوم زماني طبيعي و منطقي آن. همچنين شرح هر واقعه با حفظ نظم وقوع (ابراهیمی، 1369: 12). داستان به طور خاص تعريف حركت، تعريف اشيا و حوادث نيست بلكه تعريف در حركت است، يعني، شناساندن در حرکت است (گلستان، 1374: 17).
ناصر ایرانی در تعریف داستان اینگونه میگوید: «اصطلاح داستان در محدوده هنر داستان نویسی یک معنی عام دارد و یک معنی خاص. در معنی خاص شامل رمان و داستان کوتاه میشود و در معنی عام به هر اثر هنری منثور گفته میشود». تعریف دیگری که از داستان شده است، چنین است، اثری روایی است به نثر که مبتنی بر جعل و خیال باشد. اگر طولانی باشد به آن رمان و اگر کوتاه باشد به آن داستان کوتاه میگویند (ایرانی، 1364: 6-32).
همچنین فرای داستان را به چهار دسته تقسیم میکند
1)داستان واقعگرا
2)رمان منثور
3)اعترافات یا نگارش شرح حال خود
4)تشریح (فرای، 1994: 44).
جمال میرصادقی در کتاب جهان داستان درباره داستان میگوید: «داستان به مفهوم عام آن نقل (مکتوب یا شفاهی، واقعی یا خیالی) عملی است بر حسب توالی زمان، یا به عبارت دیگر، داستان توالی حوادث واقعی و تاریخی یا ساختگی و ابداعی است. بنابراين تسخير عمل به وسيلهي تخيل را ارايه ميدهد» (میرصادقی،1365: 55). خصلت بارز داستان آن است كه بتواند ما را وادار كند كه بخواهيم بدانيم بعد چه اتفاق ميافتد. دراين مفهوم عام، تنها زمان عامل مهم است و اين كه چه اتفاقي افتاده و بعد چه اتفاقي روي خواهد داد. آنتوان چخوف ميگويد: «داستان باید بلافاصله چنگ در ذهن خواننده بزند و بیدرنگ او را به قلمرو احساس و افکار خویش بکشاند» (احمدی، 1380: 46).
بنابراين داستان اساس همهي انواع ادبي است، چه روايتي و چه نمايشي، زيرا در همهي انواع اين دو گروه، داستان مجموعهي وقايعي است كه برحسب توالي زمان روي ميدهد. از این رو داستان عنصر مشترک همهی انواع ادبی خلاقانه است. داستان در یکی از این شکلها جای میگیرد: 1. رمانس، 2. رمان، 3.داستان کوتاه، 4. اعتراف یا اتوبیوگرافی داستانی، 5. طنز، 6. نامه (ایرانی، 1364: 43).
بر اساس تعاریف مذکور، ویژگیهای کلی و بارز داستان شامل موارد زیر است:
1)به نثر است.
2)در آن تخیل به کار رفته است.
3)حادثهای را نقل میکند.
4)ساختار داستان بر رابطه علت و معلول استوار است.
5)حجم آن مشخص است (همان، 43).
2-3 تقسیم بندی انواع داستان
«جمال ميرصادقي در بيان انواع داستان معتقد است که لغت داستان در زبان فارسي به معني قصه، حكايت، افسانه و سرگذشت به كار رفته است و در ادبيات اصطلاحي عام به شمار ميآيد كه از يك سو شامل صور متنوع قصه ميشود و از سوي ديگر انشعابات مختلف ادبيات داستاني از قبيل داستان كوتاه رمان، داستان بلند و ديگر اقسام اين شاخه از ادبيات خلاق را در بر ميگيرد» (میر صادقی، 1365: 115).
1)قصه: در لغت به معني حكايت و سرگذشت است و نوشتهاي است كه درون مايهي آن مربوط به گذشتههاي دور است و بسياري از آداب و رسوم و عقايد خرافي آن روزگار در آن آمده، و در واقع منعكس كنندهي فرهنگ عامه است. ابراهيم يونسي دركتاب هنر داستاننویسی در تعریف قصه میگوید: قصه روايت ساده و بدون طرحي است كه اتكاي آن به طور عمده بر حوادث و توصیف است و خواننده يا شنونده هنگامي كه آن را ميخواند و يا بدان گوش فرا ميدهد به پیچیدگی خاص و غافلگیری و اوج و فرود مشخصی برنمیخورد (یونسی، 1365: 9).
مفهوم قصه، همان است كه تودهي مردم از اين مفهوم داشتهاند و از قصه، آن نوع ادبيات خلاقه را مورد نظر دارند كه از ديرباز دراين ملك و بوم رايج بوده است، و بيشتر جنبهي غيرواقعي و خيالي داشته است تا جنبهي واقعي و محقق. جمال ميرصادقي در قسمت ديگر كتابش، قصه را اين گونه تشريح ميكند: معمولًا به آثاري كه در آنها تأكيد بر حوادث خارق العاده بيشتر از تحول و تكوين آدمها و شخصيتهاست، قصه ميگويند (میر صادقی،1365: 120)
درقصه محور ماجرا بر حوادث خلق الساعه میگردد. حوادث قصهها را به وجود ميآورد و در واقع ركن اساسي و بنيادي آن را تشكيل ميدهد. بي آن كه در گسترش و بازسازي قهرمانها و آدمهاي قصه نقشي داشته باشد. به عبارت ديگر، شخصيتها و قهرمانها، در قصه كمتر دگرگوني مييابند و بيشتر دستخوش حوادث و ماجراهاي گوناگوناند. قصهها شكل ساده و ابتدايي دارند و ساختماني نقلي و روايتی. زبان اغلب آنها نزديك به گفتار و محاورهي عامهي مردم و پر از اصطلاحها و لغات و ضرب المثلهاي عاميانه است.
قصههاي فارسي اغلب جنبهي اجتماعي يا كنايي يا تمثيلي داشتند. اين قصهها شرح حال عارفان و بزرگان ديني يا بيان رمزي مفاهيم عرفاني، فلسفي، ديني، تاريخِ حماسي يا اسطورههاي ملي قوم ايراني بودند و گاه سرگذشت شاهان، اميران، بزرگان، پهلوانان و بازرگانان، و به ندرت افراد گمنام را بيان ميكردند (همان، 121)
قصه بر نقل حوادث و رخدادها تكيه دارد و بر همهي قسمتهای آن وحدتي خاص و عِلّي حاكم نيست، در نتيجه، قسمتي از آن را میتوان تغيير داد يا حتي حذف كرد، بيآنكه به پيكرهي قصه لطمهاي وارد شود. قصه، براساس مضموني که قصد بیان آن را دارد، به غنایی (عشقی)، عرفانی، غنایی-عرفانی، مذهبی، پهلوانی-حماسی و حماسه مذهبی تقسیم میشود (همان، 123).
قصه مانند ديگر شكلهاي داستاني، ريشه در سنت شفاهي ادبيات عاميانه دارد، بنابراين، زبان قصه زبان رايج مردم هر عصر است و خواه ناخواه به زبان محاوره و گفتار بسيار نزديك است. تا آنجا كه واژهها و اصطلاحات بومي و حتي بسياري از مثلها را در دل خود جاي داده است. قصه بيشتر از زاويهي ديد داناي كل (همه چيزدان) و زبان سوم شخص استفاده ميكند، در نتيجه، تأثير و دخالت راوي در متن قصه آشكار است و سايهي راوي تا پايان داستان ملموس و عيني است. زبان حاكم بر متن قصه، كه رخدادها را باز ميگويد و زبان شخصيت يكسان است و البته هر دو از ساخت زباني راوي تأثير پذيرفتهاند (همان، 124).
در قصه از نحوهي مكالمه و سخن گفتن شخصيتها نميتوان خصوصيتهاي رواني آنها را شناخت وآنها را از هم تشخيص داد. زبان در قصه، بنابر اقتضا و ضرورت وجودي شخصيت، شكل نميگيرد بلكه اين راوي است كه از زبان همه سخن ميگويد و اين تا حدودي طبيعت قصه است، زيرا زبان، هويتِ شخصيت است و نخستين شاخصهاي كه او را از ديگران جدا ميكند. وقتي شخصيتي هويت نداشته باشد، طبيعي است كه زبان خاصي هم نخواهد داشت. رکن بنیادین در قصه، نقل و تعريف رخدادها و حوادث است و این رخدادها منفک از قهرماناند. شخصیت در قصه يا قهرمان است يا ضد قهرمان، و هر كدام نیز در گروه خود به طور مطلق ارائه ميشوند یعنی یا خوب مطلق است یا بد مطلق و حد میانی ندارد. به همين سبب، شخصيتهاي قصه اغلب يك بعدي و سادهاند (فورستر، 1375: 5-34).
راوي قصه نيز در توصيف زمان و مكان تنها به ذكر كلياتي اكتفا ميكند، بنابراين، از روي قصه نميتوان فهميد كه مربوط به چه زماني است. تنها با حدس و گمان بايد دريافت كه هر قصه زاييدهي كدام شرايط خاص اجتماعي است. قصهها اعجاب انگيزند. عامل اعجاب انگيزي در قصه ذكر حوادث و رخدادهاي شگفت انگيزي است كه شخصيت/ قهرمان با آنها روبه رو ميشود. دليل شگفت انگيز بودن قصه نيز وجود عنصر كشش در قصه است، چه كشش و سرگرمي واقعيت مشترك همهي قصههاست. آنچه اشتياق مخاطب را به شنيدن قصهها زنده نگه ميدارد، همين عنصر كشش و انتظار است كه بعد چه اتفاقی خواهد افتاد (همان، 5-34).
در نهايت، هدف قصه خلق قهرمان و ايجاد كشش و بيدار كردن حس كنجكاوي و مشغول كردن خواننده يا شنونده است و لذت بخشيدن و سرگرم كردن و در كنار آن القاي فكري اجتماعي و ترويج و اشاعهي اصول انساني و برادري و برابري و عدالتخواهی است (میر صادقی، 1360: 47).
2-4 داستان کوتاه
2)داستان کوتاه: ترجمهاي است از اصطلاح انگلیسی و در تعریف آن نوشتهاند، داستانی است که:
1-طرح منظم و مشخصي دارد.
2-یک شخصیت اصلی دارد.
3-این شخصیت در یک واقعه اصلی ارائه میشود.
4-به صورت کلی که همه اجزا آن با هم پیوند متقابل دارند، شکل میبندد.
5-تأثیر واحدی را القا میکند.
6-کوتاه است.
بايد توجه داشت كه داستانهاي كوتاه اصولًا يك پرسناژ (شخصيت) اصلي بيشتر ندارند و به ندرت اتفاق ميافتد كه دو شخصيت يك داستان در اهميت از هر حيث با هم برابر باشند. بيشتر داستانهاي كوتاه با واقعهي واحدي كه در زندگي يك يا دو شخص از اشخاص داستان روي داده است سر و كار دارند. داستان کوتاه در اصل با دو ویژگی جزءگرایی و اختصار استوار است و نيازي به مقدّمات، توصيفهاي اولیه و روشنسازي ندارد. در داستانهاى امروزي بايد يكباره به قلب موضوع زد و به اين ترتيب، همه چيز بدون مقدمه شروع مى شود (امین الاسلام، 1381: 51).
جمال ميرصادقي دراين باره ميگويد: «داستان كوتاه، داستاني است كه كوتاه باشد و بتوان آن را در ظرف نيم ساعت خواند. در داستان كوتاه، از واقعه صحبت ميشود، بدين معني كه اغلب داستانهاي كوتاه داراي يك واقعهي بزرگ مركزي است كه حوادث و وقايع ديگر براي تكميل و مستدل جلوه دادن آن آورده میشود» (میر صادقی، 1360: 80)
پس در داستان كوتاه، واقعهي مركزي مثل خورشيدي است كه حوادث ديگر مثل سيارههايي به دور آن بگردد و وابسته و همبستهي آن باشد و دركل يك منظومه را تشكيل بدهد. صفدر تقي زاده در كتاب شکوفایی داستان

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع ادبیات فارسی، زبان فارسی، شرف الدین رامی، حجرالاسود Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع داستان کوتاه، نمایشنامه، تغییر رفتار، تعبیر و تفسیر