منبع پایان نامه با موضوع امنیت ملی، زیست محیطی، امنیت سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

عنوان: محیط زیست و امنیت ملی
هرچند کلمات ملی و امنیت و نیز معادل آنها در زبان های دیگر، هر دو جزو مفاهیم قدیمی هستند، اما ترکیب آنها با یکدیگر یک پدیده جدید محسوب می شود(آزر، 1379: 332). واژه امنیت ملی از همان آغاز دوران رواج خود، همانند بسیاری دیگر از اصطلاحات عینی، طوری به کار گرفته شده است که گویی مفهومی روشن و بدیهی دارد، اما امنیت ملی مانند دیگر مفاهیم علوم انسانی دارای مفاهیم متعدد و پیچیده است که ریشه آن در تلقی و برداشت متفاوت افراد، گروهها و کشورها از این مفهوم است(بشیری، 1388: 1).
بنابراین ارائه تعریف کاربردی از واژه امنیت ملی دشوارتر از ارائه تعریف مفهوم امنیت است، زیرا از یکسو ابهامات و ویژگی های خاص مفهوم امنیت در این واژه مستتر هستند و از سوی دیگر افزوده شدن پسوند ملی که خود دارای تعاریف متعددی است، موجب گردیده تا تعاریف فراوانی از واژه امنیت ملی ارائه شود، به گونه ای که بوزان می گوید امنیت ملی از لحاظ مفهومی ضعیف و از نظر تعریف مبهم است، ولی از نظر سیاسی، مفهومی قدرتمند باقی مانده است، چون مفهوم نامشخص امنیت ملی راه را برای طرح راهبردهای بسط قدرت توسط نخبگان سیاسی و نظامی باز می گذارد(ماندل، 1377: 49). چالز شولتز به وضوح استدلال می نماید امنیت ملی به شکل و نتیجه شفاف، مرتب و دقیقی نمی رسد، این مفهوم ناظر بر خطراتی است که درباره چگونگی آن اطلاع چندانی نداریم و نیز شامل حالات اضطراری است که ماهیت آن را نمی توانیم به طور دقیق تصور کنیم (بوزان، 1378: 3 ) بر همین اساس آرنولد ولفرز هم معتقد است: امنیت ملی نهاد ابهام آمیزی است که اصلا ممکن نیست دارای معنای دقیق باشد(بشیری، 1388: 1). و همینطور ادوارد ای-آزر و چونگ این مون در مورد مفهوم امنیت ملی معتقدند که تعریف واحد و یکسانی از امنیت ملی وجود ندارد و تعریف واقعی، به شرایط و اوضاع محیط مورد نظر بستگی دارد و می تواند از کشوری به کشور دیگر متفاوت باشد( عبدالله خانی، 1389: 140). نکته مهم دیگر این است که تعاریف کلاسیک امنیت ملی تقریبا همه به بعد نظامی امنیت تاکید دارند. اما در دهه های اخیر امنیت و به تبع آن امنیت ملی به حوزه مسائل نظامی محدود نشده و در سایر حوزهها نیزکاربرد یافته اند.
با تغییرات و تحولات در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی، امروزه این واژه معانی و مفهوم گسترده تری پیدا کرده و به یکی از اهداف مهم کشورها تبدیل شده است. این مهم مبنای تمام تلاش ها و کوشش ها در سطوح ملی، منطقه ای و بین المللی دارای ابعاد سیاسی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی می باشد(تهامی، 1384: 83). امنیت ملی در معنای عام کلمه به معنای آزادی از ترس و فقدان خطر جدی از خارج نسبت به منافع حیاتی و اساسی مملکت است. یکی از هدف های اصلی هر کشور تأمین امنیت است این به آن معناست که یک کشور سعی کند خطر جدی متوجه ارزشهای حیاتی آن نشود. در دایره المعارف علوم اجتماعی، امنیت ملی چنین تعریف شده است: توان یک ملت در حفظ ارزش های داخلی از تهدیدات خارجی (ربیعی، 1383: 11). مطابق تعریف فرهنگ روابط بین الملل امنیت ملی حالتی است که ملتی فارغ از تهدید از دست دادن تمام یا بخشی از حمایت، دارایی یا خاک خود به سر می برد. ولفرز امنیت ملی را به طور عینی به معنای فقدان تهدید نسبت به ارزش های مکتسبه و به طور ذهنی به مفهوم فقدان ترس از حمله به این گونه ارزش ها و توانمندی لازم در کسب نتایج منصفانه ارزیابی می شود(روشندل، 1374: 11)، تعریف دیگری از امنیت ملی، آن را آسوده شدن از بیم تهدیدات جدی خارجی نسبت به منافع حیاتی و اساسی مملکت می داند (بهزادی، 1368: 103). و از نظر دکتر باوند امنیت ملی و یا به تعبیر دیگر، منافع ملی، مجموعه شرایط و امکانات، خود ملهم از وضع ژئوپلیتیکی، ساختار اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و ویژگی های فرهنگی و تاریخی یک جامعه و بالاخره جایگاه آن در صحنه بین المللی است (جمراسی فراهانی، 1374: 9). لیپمن هم می گوید: یک ملت وقتی دارای امنیت است که در صورت اجتناب از جنگ بتواند ارزش های اساسی خود را حفظ کند و در صورت اقدام به جنگ بتواند آن را پیش ببرد(Lippman,1983:5). و پیترسون وسبینوس با استفاده از تعریف کاربردی شورای امنیت ملی آمریکا، امنیت ملی را حفاظت از جامعه از لطمه خوردن به نهادها و ارزش های بنیادی آن تلقی می کند( ماندل، 1387: 41).
به عنوان جمع بندی تعریف زیر را در خصوص مفهوم امنیت می توان مبنا قرارداد: حفاظت جامعه و ارزش ها و نهادهای داخلی و قدرت انطباق آن در برابر تهدیدات اعم از داخلی و خارجی، فعلی و آتی از جمله نسبت به تهدیداتی که بقای رژیم ها و نظام شهروندی و شیوه زندگی آحاد جامعه را تهدید می کند و موجودیت آنها را به خطر می اندازد( سیف زاده، 1383: 41). در این تعریف دو نکته اصلی وجود دارد: هدف امنیت و تهدید امنیت، اما با توجه به موضوع پژوهش به جز دوم تعریف یعنی عوامل تهدید کننده امنیت خواهیم پرداخت.
در خصوص تهدید پرسش های مختلفی وجود دارد که متاثر از تحولات بعد از جنگ سرد در جهان می باشد. بعضی از پرسش های مطروحه از این قرار است: آیا تهدیدات امنیتی صرفا ابعاد خارجی را شامل می شود؟ آیا تهدید فقط در امر نظامی خلاصه می گردد؟ آیا امنیت ملی صرفا تاکید بر حفاظت از دولت دارد؟… در پاسخ به پرسش های مزبور، دیدگاه های مختلفی از سوی دانشمندان مطرح شده است. نظر غالب در این خصوص این است که، تهدید صرفا در ابعاد خارجی خلاصه نمی شود بلکه بعد از جنگ سرد تهدیدات عمدتا جنبه داخلی پیدا کرده اند. لذا تهدیدات را باید در امور مختلف سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و زیست محیطی در نظر گرفت و نسبت به آنها به چاره اندیشی پرداخت. از سوی دیگر باید افزود که امنیت به حفاظت از دولت محدود نمی شود بلکه دامنه آن بسیار گسترده تر از حفظ دولت رفته است( سیف زاده، 1383: 42 ). با توجه به نکات مزبور و این که تهدیدات دامنه و وسعت و پیچیدگی بیشتری پیدا کرده و همچنین از حالت تهدیدات سنتی و نظامی و مستقیم به تهدیدات غیر سنتی و غیر نظامی تبدیل شده است، ابتدا به بیان ابعاد امنیت ملی و سپس به تعیین و تشریح تهدیدات غیر سنتی امنیت می پردازیم.

2-1-2-3- 1- ابعاد امنیت ملی
بخشی از مطالعات امنیت ملی در دوران جنگ سرد آغاز شده بود، ابعاد نظامی امنیت ملی را بیشتر مورد توجه قرار می داد( ربیعی، 1383: 135)، و سایر حوزه ها در اغلب موارد تحت تاثیر این حوزه قرار داشته و چندان دارای محوریت نبودند، اما تحولات سیاسی و استراتژیک پس از پایان جنگ سرد باعث تغییر شدید محیط امنیتی جهان شده است و تهدیدهای سنتی، به خصوص تهدیدهای مربوط به رقابت ابرقدرت ها کاهش یافته یا برطرف شده است(مصلی نژاد، 140:1387). در نتیجه مباحث مربوط به امنیت و امنیت ملی به سایر حوزه ها تسری یافته و مورد توجه واقع شدند. به عبارت دیگر، امنیت مفهومی است که با تمام ارکان و ابعاد حیات جوامع بشری در ارتباط بوده و با هر یک از این حوزه ها رابطه تاثیرگذار و تاثیرپذیری دارند. امنیت ملی که می توان آن را جامع ترین نماد مفهوم امنیت در سطح ملی دانست، دارای مولفه ها و ابعادی است که کلیت امنیت ملی نتیجه و برآیند مجموع بردارهایی است که از این ابعاد حاصل می شود. برخی صاحبنظران، با فراخ نگری، ابعاد متعددی از امنیت ملی را در پرتو امنیت انسانی به بحث گذاشته اند و آن را شامل هفت بعد امنیت اقتصادی، امنیت غذایی، امنیت بهداشت و سلامت، امنیت زیست محیطی، امنیت شخصی، امنیت اجتماعی و امنیت سیاسی دانسته اند (پورسعید، 550:1386). بوزان در کتاب مردم، دولت ها و هراس ابعاد امنیت ملی را در حوزه های امنیت نظامی، سیاسی ، زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی جستجو می کند و در خصوص ارتباط این حوزه ها معتقد است بخش ها و ابعاد پنجگانه امنیت ملی به صورت مجزای از همدیگر عمل نمی کنند بلکه هر یک از آنها دارای کانون مهمی در درون مساله امنیت و روشی برای تنظیم اولویت ها بوده و از طریق ارتباطات قوی به یکدیگر متصل هستند( بوزان، 1378: 34). ماندل نیز در کتاب چهره متغییر امنیت ملی، امنیت ملی را در همین حوزه ها بررسی می نماید(ماندل، 1377 : 83). در مجموع امنیت اجتماعات بشری به پنج مقوله تقسیم می شود: نظامی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی.
به طور کلی امنیت نظامی به اثرات متقابل توانایی ها ی تهاجمی و دفاعی مسلحانه دولت ها و نیز برداشت آن ها از مقاصد یکدیگر مربوط است. امنیت سیاسی ناظر بر ثبات سازمانی دولت ها، سیستم های حکومتی و ایدئولوژی هایی است که به آنها مشروعیت می بخشد. امنیت اقتصادی، یعنی دسترسی به منابع، مالیه و بازارهای لازم برای حفظ سطوح قابل قبولی از رفاه و قدرت دولت. امنیت اجتماعی به قابلیت حفظ الگوهای سنتی، زبان، فرهنگ، مذهب و هویت وعرف ملی، با شرایط قابل قبولی از تحول مربوط است. امنیت زیست محیطی بر حفظ محیط محلی جهانی به عنوان سیستم پشتیبانی ضروری ناظر است که تمام حیات بشری بدان متکی است. این پنج بخش جدا از یکدیگر عمل نمی کنند. هر یک از آنها دارای کانون علمی در درون مسئله امنیت و روشی برای تنظیم اولویت ها بوده و از طریق ارتباطات قوی به یکدیگر متصل هستند(بوزان، 1378: 34).

2-1-2-3-2 – تهدیدات غیر سنتی امنیت
تحولات چشم گیر پس از جنگ سرد، در تغییر محیط امنیتی تاثیر به سزایی داشته است. به گونه ای که تهدیدات، تعریف و مصادیق تازه ای یافته اند و نگرش سنتی ـ به ویژه تهدید ناشی از رقابت دو ابرقدرت ـ به شدت مورد چالش واقع شده است. البته این به آن معنا نیست که جهان نسبت به دوره جنگ سرد، ایمن تر و مطمئن تر گشته است؛ چرا که هنوز هم کاربرد زور از سوی دولت ها برای رسیدن به اهدافشان وجود دارد. افزون بر آن، طیف جدیدی از تهدیدات غیر نظامی نیز پدید آمده است( تریف و دیگران، 1381 : 341 ). با این حال، تا اواخر دهه 1980 موضوعات (سخت/ سنتی) نظام کانون مباحث امنیتی به شمار می رفت به عبارتی نگرش تقلیل گرایانه به امنیت حاکم بود و امنیت در توانایی های نظامی و برقراری صلح پس از جنگ (بوزان، 1378: 23) و در چارچوب امنیت سرزمینی از تجاوز خارجی، امنیت برای حفظ استقلال ملی یا امنیت از جنگ هسته ای جهانی جستجو می شد. این برداشت از امنیت که در چارچوب مکتب واقع گرایی سنتی تفسیر می شد بر دو فرض بنیادی استوار بود: نخست آنکه اغلب تهدیدات ضد امنیتی خاستگاه برون مرزی دارند، دیگر آنکه اغلب تهدیدات سرشتی نظامی دارند و عموما نیز مستلزم پاسخی نظامی هستند. نظریه واقع گرایی برای سالها مهمترین پارادایم و منبع نظری فرایند شکل گیری سیاست بین الملل از رهگذر تصمیم گیری دولت ها بود و منبع نظری دو مفروض اصلی تعریف سنتی از امنیت به شمار می رفت. با فروپاشی شوروی در اوایل دهه1990 این پرسش پیش آمد که چرا ابرقدرت شرق با وجود توان بالای نظامی، فرو پاشید؟
این چالش نظری با تحول مفهومی در حوزه امنیت همراه شد. در این بازه زمانی، به فراخور پیچیده تر شدن مفهوم تهدید، اهمیت تعریف امنیت نیز در بعد نظامی فرو کاست و تهدید، سرشت و کارکردی( نرم/ غیر سنتی) یافت و دیگر ابعاد امنیت ملی یعنی امنیت اقتصادی، سیاسی، اجتماعی- فرهنگی و زیست محیطی در چارچوب امنیت غیر سنتی طرح مسئله شدند به گونه ای که حتی امنیت نظامی تحت تاثیر ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی امنیت قرار گرفت (کاویانی راد، 1390: 88 ). در نهایت این که دولت ها چگونه به ایمنی مورد نظرشان دست خواهند یافت، موضوع چندان روشنی نیست اما ذکر این مطلب ضروری است که در مسائل و موضوعات امنیتی، انقلابی واقعی رخ داده است. به عبارت دیگر، موضوعات امنیتی را می توان به دو دسته سنتی و غیر سنتی تفکیک نمود و چنین ادعا کرد که مسائل سنتی ـ از قبیل ناسیونالیسم، قومیت، تولید و تکثیر سلاح های کشتار جمعی، ثبات نظامی، سیاسی و منطقه ای و . . . ـ در معادلات امنیتی در قیاس با مسائل غیر سنتی امنیت ـ از قبیل مسائل زیست

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد فناوری اطلاعات، اینترنت اشیا، توسعه فناوری Next Entries منبع پایان نامه با موضوع زیست محیطی، امنیت زیست محیطی، محیط زیست