منبع تحقیق درباره عزت نفس، متقاضی طلاق، سبکهای دلبستگی

دانلود پایان نامه ارشد

30
3-1-1-2 تعارضات در زندگي مشترك 31
4-1-1-2 تعارضات سازنده و مخرب 35
2-1-2 خانواده 36
1-2-1-2 وظايف خانواده 37
3-1-2طلاق 38
1-3-1-2 تعريف طلاق 38
2-3-1-2 مراحل طلاق 40
3-3-1-2 علل و عوامل طلاق در جامعه 41
4-3-1-2 آسيب شناسي طلاق 47
5-3-1-2 طلاق خاموش 48
6-3-1-2 آسيب شناسي طلاق بر زن و مرد 49
7-3-1-2 راه هاي كاهش وقوع طلاق 52
4-1-2 دلبستگي 54
1-4-1-2 چگونگي پيدايش و رشد دلبستگي 57
2-4-1-2 ثبات دلبستگي 58
3-4-1-2 بزرگسالي و كيفيت دلبستگي 60
4-4-1-2 انواع دلبستگي 62
5-4-1-2 انواع دلبستگي بزرگسالان 64
6-4-1-2 دلبستگي و روابط عاشقانه 65
7-4-1-2 دلبستگي از ديدگاه هاي متفاوت 66
5-1-2 عزت نفس 70
1-5-1-2 شكل‏گيري عزت نفس 72
2-5-1-2 اصول عزت نفس 76
3-5-1-2 منابع عزت نفس چيست؟ 80
4-5-1-2 پيامدهاي ناشي از عزت نفس پايين 81
5-2 مروری تحقيقات پيشين 83
فصل سوم: روش تحقیق
1-3 طرح كلي پژوهش 94
2-3 جامعه آماری ، نمونه و روش نمونه گیری 94
3-3 اطلاعات جمعیت شناختی 95
4-3 ابزارهای پژوهش 99
1-4-3 پرسشنامه تجديد نظر شده در روابط نزديك 99
2-4-3 پرسشنامه عزت نفس كوپر اسميت 101
5-3 ملاحظات اخلاقی 103
6-3 روش اجرا 104
7-3 روش تجزیه و تحلیل اطلاعات 104
فصل چهارم: یافته‌های پژوهش
1-4 یافته‌هایتوصیفی مربوط به متغيرهاي پژوهش 106
2-4 بررسي فرضيه هاي پژوهش 107
1-2-4 فرضیه اول : بین سبکهای دلبستگی زنان متقاضی طلاق و زنان عادی تفاوت معنی دار وجوددارد 109
2-2-4 فرضیه دوم : بین عزت نفس زنان متقاضی طلاق و زنان عادی تفاوت معنی دار
وجود دارد 111
3-4 خلاصه فصل 113
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
1-5 خلاصه پژوهش 115
2-5 بررسی نتايج فرضیه‌ها 116
3-5 محدودیت‌ها و موانع پژوهش 126
4-5 پیشنهادها 127
1-4-5 پیشنهادهاي پژوهشي 127
2-4-5 پیشنهادهاي كاربردي 128
منابع
منابع فارسی 130
منابع لاتین 138
پیوست‌ها
پیوست 1: پرسشنامه اطلاعات شخصی (الف) 145
پیوست 2: پرسشنامه اطلاعات شخصی (ب) 146
پیوست 3: پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت 147
پیوست 4: پرسشنامه تجربیات مربوط به روابط نزدیک 151
چكيده انگليسي 153
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 1 – 3 مقایسه شغل در گروههای مورد بررسی (بر حسب تعداد) 95
جدول 2 – 3 مقایسه تحصیلات در گروههای مورد بررسی (بر حسب تعداد) 96
جدول 3 – 3 مقایسه شرایط مسکونی در گروههای مورد بررسی (بر حسب تعداد) 96
جدول 4-3 مقایسه تعداد فرزند در گروههای مورد بررسی 97
جدول 5-3 مقایسه دلیل تقاضای طلاق در گروههای مورد بررسی (بر حسب تعداد) 97
جدول 6-3 مقایسه نحوه انتخاب همسر در گروههای مورد بررسی (بر حسب تعداد) 98
جدول 7-3 مقایسه نوع ازدواج و آشنایی در گروههای مورد بررسی (بر حسب تعداد) 98
جدول 1-4 یافته های توصیفی متغیرهای سبکهای دلبستگی(اضطرابی، اجتنابی)، عزت نفسکل و خرده مقیاسهای آن (عزت نفس عمومی، عزت نفس خانوادگی، عزت نفس اجتماعی، عزت نفس شغلی/تحصیلی) مربوط به زنان عادی (80=N) 106
جدول 2 – 4 یافته های توصیفی متغیرهای سبکهای دلبستگی(اضطرابی، اجتنابی)، عزت نفسکل و خرده مقیاسهای آن (عزت نفس عمومی، عزت نفس خانوادگی، عزت نفس اجتماعی، عزت نفس شغلی/تحصیلی) مربوط به زنان متقاضی طلاق (80=N) 107
جدول 3 – 4 ماتریس همبستگی متغیرهای مورد مطالعه در زنان متقاضی طلاق (80=N) 108
جدول 4- 4 ماتریس همبستگی متغیرهای مورد مطالعه در زنان عادی (80=N) 108
جدول 5– 4 اثر پیلایی و لامبدای ویلکز و اثر هتلینگ و بزرگترین ریشه روی 109
جدول 6-4 تحلیل واریانس چند متغیره برای بررسی تفاوت سبکهای دلبستگی در زنان متقاضی طلاق و زنان عادی 110
جدول 7-4 ازمون تی بین دو گروه متقاضی طلاق و عادی ……………………………………………………………111
جدول 8-4 اثر پیلایی و لامبدای ویلکز و اثر هتلینگ و بزرگترین ریشه روی 111
جدول 9-4 تحلیل واریانس چند متغیره برای بررسی تفاوت عزت نفس (کل) و خرده مقیاس‏های آن در زنان متقاضی طلاق و زنان عادی 112

مقایسه سبک‌های دلبستگی و عزت نفس در زنان متقاضی طلاق و زنان عادی
بوسیله‏ی: فهیمه شیری
چكيده
پژوهش حاضر با هدف مقایسه سبک‏های دلبستگی و عزت نفس زنان متقاضی طلاق با زنان عادی در سال 1393 انجام شد. جامعه‏ی آماری در این پژوهش، کلیه‏ی زنان متأهل شهر شیراز، شامل زنان متقاضی طلاق كه در فواصل زماني ارديبهشت تا تير سال 1393 جهت امر طلاق به دادگستري يا دفاتر وكالت مراجعه كرده بودند و زنان عادی که تا کنون به دادسراهای خانواده مراجعه نکرده بودند. پژوهش حاضر از نوع مطالعات علّی – مقايسه اي و پس رویدادي و روش گردآوری داده ها میدانی بود. نمونه آماری در این پژوهش 160 زن، شامل دو گروه بود: گروه اول80 زن متقاضي طلاق كه به دادگستري، دادسرا يا دفاتر وکالت در شهر شيراز مراجعه کرده بودند و روش نمونه گیری آنها ،نمونه گیری هدفمند بود.گروه دوم80 زن عادي بودند که این گروه از مراجعین به مراکز بهداشتی درمانی انتخاب شدند و از نظر سنوات ازدواج و محدوده شهري محل زندگي تقریبا با گروه متقاضی طلاق همتا شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه تجدید نظر شده در روابط نزدیک (ECR-R) و پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت بود. نتایج آزمون مانوا و T تست مستقل نشان داد که نمرات سبک‌های دلبستگی (اضطرابی و اجتنابی) در زنان متقاضی طلاق، نسبت به زنان عادی، بالاتر بود؛ و تفاوت در دو گروه معنادار بود. در متغیر عزت نفس و خرده مقیاسهای آن (عزت نفس خانوادگی، عزت نفس اجتماعی و عزت نفس شغلی/ تحصیلی) زنان عادی نسبت به زنان متقاضی طلاق، میانگین بالاتری داشتند و تفاوت در دو گروه معنادار بود. ضروري است اين نكته مورد توجه سياست‏گزاران سلامت قرار گرفته و آموزش مهارت‏هاي زندگي و مهارت‏هاي فرزندپروري، به منظور بهبود روابط خانوادگی براي خانواده‏ها در نظر گرفته شود.
کلمات کلیدی: سبک‌های دلبستگی، عزت نفس، زنان متقاضی طلاق

فصل اول
مقدمه و کلیات

1-1- مقدمه:
خانواده به عنوان كوچك‏ترين واحد اجتماعي، اساس تشكيل جامعه و حفظ عواطف انساني است و يكي از عوامل مؤثر در رفتار فرد، به حساب مي‏آيد.خانواده نظم و ترتيب دهنده اعمال فرد از لحاظ كلي و محيط طبيعي، كانون محبت و پشتيبان هميشگي در جنبههاي مختلف حيات فردي است. به همين علّت نقش آن در زندگی فرد روز به روز افزايش مي‏يابد.وقتی الگوهای خانواده برای رسیدن به هدف‏ها سودمند باشد، خانواده از نظر کارکردی، کارآمد خواهد بود اما وقتی این الگوها سودمند نباشد و تعامل، همراه با استرس و رفتارهای بیمارگونه صورت گیرد، خانواده چهره‏ای ناکارآمد می‏یابد (بهبودی، هاشميان، شريفي و نوابي، 1388).
سنگ بنای خانواده ازدواج است. ازدواج، نیازمند همکاری، همدلی، وحدت، علاقه، مهربانی، بردباری و مسوولیت پذیری است.زندگی مشترک با این باور که تنها مرگ می‏تواند ما را از یکدیگر جدا کند شروع می‏شود و زوجین هم، حداقل در آغاز زندگی مشترک خود نسبت به آن اعتقاد کامل دارند. اما واقعیت چیز دیگری است، زندگی مشترک تحت تاثیر عوامل متعددی قرار می‌گیرد که پاره ای از آن‏ها ممکن است زوجین را به طرف اختلاف و درگیری، جدایی روانی و حتی طلاق سوق دهد. تحقیقات مختلف نشان داده است که یکی از مهمترین عوامل مشکل ساز، اختلال در ارتباط یا به عبارتی اختلال در فرآیند تفهیم و تفاهم است (فرهنگی، 1379).
طلاق به معنای پایان زندگی مشترک بین زوجین و جدایی فیزیکی آنان پس از جدایی روحی و عاطفی قلمداد می‏شود. در این مورد زوجین بنا بر مقتضیات روحی، اجتماعی و اقتصادی به انتخاب سبک جدیدی از زندگی می‌پردازند که ممکن است با روش گذشته زندگی آنان تفاوت ماهیتی داشته باشد. به طور کلی جدایی و طلاق با ناخرسندی همراه است و شرایط روحی و عاطفی زن و مرد و نگرش‌های اجتماعی به آنان را تحت الشعاع قرار می‏دهد، بروز مشکلاتی همچون اضطراب، افسردگی، تنش‌های روحی، بیماری‏های جسمی، انزوا، ترسهای مرضی و غیره از جمله ابعاد روانی طلاق می‏باشد (جنویو1، 1992).
نقش خانواده در شکل‏گیری یا تداوم ویژگی‏های شخصیتی بسیار شناخته شده است و حجم عظیمی از یافته‏های پژوهشی نیز از این موضوع حمایت می‏کنند (رایان، ريچارد، ردینگ و آیلین2، 2004). طلاق نيز از جمله آسیب‏هايي است كه بر کارکرد خانواده تاثیر داشته و متقابلا از کارکرد خانواده تاثیر می‏پذیرند و به لحاظ ايجاد مشكلات اجتماعي فراوان و انگ اجتماعي،از بعد سلامت رواني و اجتماعي وضعيت افراد را متاثر كرده و منجر به بروز مشكلات عديده در فعاليت‏هاي مفيد و علايق افراد مي‏گردد (آرندا و آیرین3، 2004).
یکی از عوامل مهم که در سالهای اخیر به آن توجه شده است و بر روی رضایت زناشویی تاثیر دارد؛ سبک دلبستگی است یعنی تجارب اولیه فرد با والدین و یا نوع رابطه عاطفی فرد با والدین خود در دوران کودکی. برخی از مطالعات تلاش کرده اند به این سوال پاسخ دهند که چگونه تجارب اولیه فرد در دوران کودکی می‏تواند وی را در بزرگسالی تحت تاثیر قرار دهد (سیمپسون و رولز4، 1998).
سبک دلبستگی از جمله ویژگی‏هايي است كه بر کارکرد خانواده تاثیر داشته و متقابلا از کارکرد خانواده تاثیر می‏پذیرد.دلبستگی پیوند عاطفی عمیقی است که با افراد خاص در زندگی خود برقرار می‌کنیم، به طوری که وقتی با آن ها تعامل می‌کنیم، احساس نشاط کرده و هنگام استرس از این که در کنار آن ها هستیم، احساس آرامش می‌کنیم (برک5، 2010). به عبارت دیگر، دلبستگی یک رابطه نزدیک عاطفی است که در آن رابطه، مشخص احساس امنیت می‏کند (بالبی، 1980). کودکان از نیمه دوم اولین سال زندگی، به افراد آشنایی که نیازهای آنان را برآورده می‏کنند، دلبسته می‏شوند. فروید اولین کسی بود که بیان داشت، پیوند عاطفی کودک با مادر پایه واساس تمامی روابط بعدی اوست. اما نظریه روان کاوی، تغذیه را شرط اولیه پیوند عاطفی نوزاد با مادر می‏داند (برک، 2010).
امروزه، نظريه ي دلبستگي در افراد بزرگسال، مركز توجه روابط هيجاني عمده بوده و مي‏تواند چارچوبي سودمند را در راستاي مفهوم سازي و شيوه هاي درماني در ارتباط با بزرگسالان مشكل دار ارايه دهد و نظريه‏ي دلبستگي بزرگسالان به عنوان يكي از مراكز توجه مشاوران در زمينه هاي مشاوره با افرادي است كه روابط بين فردي معيوبي را تجربه مي كنند (اردمن و کافری، 2003). اثرات دلبستگي، نه تنها بر روي روابط بين فردي بلكه در زمينه‏ي آسيب شناسي رواني افراد بزرگسال حايز توجه است. رخدادهايي كه در ارتباط با دلبستگي كودك بود، به گونه اي غيرمستقيم مي‏تواند جنبه هايي از احساس و افكار فرد بزرگسال را نيز شامل شود. سبك هاي دلبستگي بر روي تفكر، احساس و خاطرات افراد بزرگسال اثر گذاشته و به عنوان يكي از عواملي شناخته مي‌شود كه در تشخيص آسيب شناسي رواني، چشم اندازهاي نويني را منعكس ساخته اند (کاسیدی و شاور، 1999).
والدین نخستین و مهم ترین نقش را در دلبستگی فرزندان دارند و نوع دلبستگی فرزندان به عنوان جزء مهمی از شخصیت، تعاملات بعدی آن ها را تحت تاثیر قرار می‏دهد. این که والدین چه شیوه تربیتی داشته باشند نتایج کاملاً متفاوتی برای دلبستگی فرزندان خواهد داشت ( پلرین6، 2005).
علاوه بر سبک دلبستگی، عزت نفس نیز از جمله ویژگی‏هایی است که از یک طرف متاثر از خانواده است و از طرف دیگر بر خانواده تأثیر می‏گذارد. عزت نفس عبارت از میزان ارزشی است که فرد برای خود قائل است. برخی از پژوهشگران بر این باورند که باید بین عزت نفس و مفهوم از خود تفاوت قائل شد. زیرا عزت نفس بیشتر ارزشیابی انفعالی از خود است، عزت نفس به چگونگی احساس فرد درباره ویژگی‏های مختلف خود مرتبط می‏شود.
راجرز (1369) عزت نفس را عبارت از ارزیابی مداوم شخص نسبت به ارزشمندی خویش می‏داند و در صورتی که افراد خود را موجوداتی ارزشمند بدانند، زودتر خود را محقق خواهند ساخت، کوپر اسمیت (1967) معتقد است که عزت نفس قابل تعریف و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع تزکيه، غير، اخلاقي Next Entries پایان نامه رایگان با موضوع تزکيه، تزكيه، اخلاقي