مقاله با موضوع مدیریت دانش، ارتباط با مشتری، کیفیت خدمات

دانلود پایان نامه ارشد

ي وفروشنده است (توربن و همکاران24،2004).
عوامل سازمانی: سین و همکاران (2005) این متغیرها را جنبه هایی از کار با مدیریت منابع انسانی، ساختار سازمانی و تخصیص منابع تعریف نمودند (گریدو – مورنو و پادیلا – ملندز،2011).

فصل دوم

مبانی نظری پژوهش

مقدمه
ظهور فناوری اطلاعات نه تنها باعث ایجاد علاقه به نحوۀ دستیابی، ثبت و استخراج داده ها شده است، بلکه در مورد دانش و نحوه ی مدیریت آن نیز ایجاد علاقه می نماید (اصلانی و لوسانز25،2003). در اقتصادی که تنها اطمینان آن وجود عدم اطمینان است تنها منبع مطمئن پایداری در رقابت، دانش است (نوکادا26،1998). در حقیقت دانش مهم ترین منبع استراتژیک بوده و توانایی برای اکتساب و توسعه ی آن، باعث تسهیم آن شده و این مسئله در نهایت باعث ایجاد فوایدی برای تداوم قابلیت رقابت می شود (تیس27،1998). این مسئله بدان خاطر است که دانش ارزشمند باعث تقویت منابع سنتی و دارایی ها به صورتی جدید و متمایز شده و از این روی باعث ایجاد ارزش برای مشتریان می شود (غلامی،1386). توانایی خلق دانش خلاقانۀ امروزی، هستۀ اصلی دانش فردا را تشکیل خواهد داد (زاک28،1999). در سالهای اخیر تلاش های سازمانی بر روی مدیریت دانش معطوف بوده اند، این مدیریت یکی از مدیریت های کلیدی به شمار می رود (والشم و گوملی29،2001،1998). این مدیریت در بردارندۀ تمرکز بر روی دانش کارفرمایان در مورد مشتریان، رقبا، محصولات و خدمات در یک سازمان می باشد (گیبرت و همکاران30،2002). در ساده ترین شکل، مدیریت دانش در مورد تشویق مردم برای تسهیم اطلاعات، دانش، ایده ها برای ساخت محصولات و خدماتی با ارزش بالاتر می رود (پاکوتی31،2006). بنابراین دور نمای مدیریت دانش درون سازمان بوده و فایده و مزیت مدیریت دانش ایجاد رضایت مشتری از خدمات بهتر است (چیس32،1997). دنیای رقابتی امروز، سازمانها را بر آن داشته است تا به مشتریان اهمیت بیشتری دهند و بجای توجه به تولید انبوه و کارا به مشتری و رضایت او از ارائه خدمات توجه کنند. مدیریت ارتباط با مشتری سازمان ها را جهت تشخیص مشتریان کلیدی و پراهمیت و حفظ آنها برای مبادلات آتی کمک می کند و از این طریق با عث کاهش هزینه های جلب مشتری جدید و همینطور زایش درآمد های سازمان از جانب مشتریان وفادار می شود. سازمانها تشخیص داده اند که مشتریان مهمترین دارایی آنها محسوب می شوند، بنابراین به روابط با مشتریان به عنوان تعاملاتی سودمند می نگرند که نیازمند مدیریت صحیح می باشد (پلاکویی یاناکی33،2005). سیستم مدیریت ارتباط با مشتری به سازمان ها کمک می کند که به مشتریانشان خدمات بهتری ارائه دهند. این سیستم فرصت های بیشتری برای فروش فراهم می آورد و موجب اثر بخشی بیشتر آن می شود، زمان پاسخگویی و کیفیت خدمات به مشتری را افزایش می دهد، درک واحد بازاریابی از روندها و الگوهای رفتاری مشتریان را ارتقاء می بخشد. دیدگاهی واحد و مشترک از مشتریان را گسترش می دهد و امکان برخورد فرد به فرد با آنها را فراهم می آورد و در نهایت به مشتریان اجازه می دهد تا نحوه تعامل با شرکت را برگزینند.
تعاریف و مبانی نظری مدیریت دانش
در دهه های اخیر(افرازه،1384) سازمان ها، شاهد تغییرات اساسی در زمینه های ساختار، کارکرد و سبکهای مدیریتی خویش بوده اند. سازمان های نوین، اهمیت بیشتری جهت درک، انطباق پذیری و مدیریت تغییرات محیط پیرامون قایل شده و در کسب و بکارگیری دانش و اطلاعات روزآمد به منظور بهبود عملیات و ارائه خدمات و محصولات مطلوب تر به مشتریان پیشی گرفته اند. چنین سازمان هایی نیازمند بکارگیری سبک جدیدی از مدیریت بنام “مدیریت دانش” هستند. هر چند دانش به خودی خود یک منبع محسوب می شود، طریقی که این دانش مدیریت شده و مورد استفاده قرار می گیرد بر کیفیت خدماتی که می تواند از هر یک از منابع متعلق به موسسه عاید گردد، موثر است. بنابراین مدیریت دانش نقش حمایتی مهمی در موسسه ایفا می نماید (دروچ34،2005). لذا هدف عمده مدیریت دانش ایجاد و سازمان دهی محیطی است که در آن افراد دانش خود را توسعه داده، با یکدیگر تبادل نموده، دانش دیگران را با دانش خود ترکیب کرده و نهایتآ آن را بکار بندند. این کاربرد دانش به نوبه خود به نوآوری در سازمان منجر خواهد شد. از این رو است که مدیرت دانش غالبآ به عنوان منبع و مرجع اصلی نوآوری شناخته شده است و از الزامات اساسی فرآیند نوآوری در سازمان محسوب می شود (دو پلیسس35،2005). دانش‌ همان‌ صورت‌ ذهني‌ايده‌ها، واقعيتها، مفاهيم‌، داده‌ها و تكنيك هاي ‌ثبت‌ شده‌ در حافظه‌ انسان‌ است‌که از مغز انسان‌ سرچشمه‌ مي‌گيرد و مبتني‌ بر اطلاعاتي‌ است‌ كه‌ با تجربه‌، باورها و ارزشهاي‌ شخصي‌، همراه‌ با تصميم‌ و عمل ‌وي‌، دگرگون‌ و بارور مي‌شود (میرزابیگی،1384). اگر سازمانها به دقت به مقوله استفاده از دانش توجه كنند به اين نكته پي خواهند برد كه ميزان دانش موجود در سازمان آنها بيشتر از آن چيزي است كه خود تشخيص مي دهند (نی چانی، 2010).
تعریف دانش
به منظور درک بهتر مفهوم مدیریت دانش باید ابتدا به بررسی مفاهیم داده، اطلاعات و دانش و تفاوت و ارتباط میان آنها پرداخته می شود. عبارات اطلاعات و داده، اغلب به جای عبارت دانش بکار برده می شوند ، اما در واقع آنها مفاهیم متفاوتی دارند و درک تفاوت آنها برای انجام یک کار دانش محور بسیار مهم و حیاتی است.
داده36
داده ها حقایق، اعداد خام و دستورالعمل هایی هستند که انسان می تواند بالقوه آنها درک، تفسیر و تفهیم نماید و نیز آنها قابلیت پردازش به کمک رایانه را دارند ( مختاری،1383).
داده یک واقعیت از یک موقعیت و یا یک مورد از یک زمینه خاص بدون ارتباط با دیگر چیزهاست. درحقیقت داده ها، حقایق و واقعیت های خام هستند. این اجزاء در پایگاه های داده، ذخیره و مدیریت میشوند (شهبازی،1386). داده ها درشکل اعداد و ارقام، حروف، تصاویر، اصوات و مانند آن قابل دسترسی است و به تنهایی معنا و مفهوم مورد نظر را به ذهن متبادر نمی کند (صادقی و صالحی ابیانه،1387).
اطلاعات37
داده هایی هستند که به سادگی قابل درک و تفسیر بوده و در زمینه مورد نظر معنا دار هستند (خوانساری،1384). اضافه کردن زمینه و تفسیر به داده ها و ارتباط آنها با یکدیگر، موجب شکل گیری اطلاعات در حقیقت داده های خلاصه شده را در بر می گیرد که گروه بندی، ذخیره، پالایش، سازماندهی و تحلیل شده اند تا بتوانند زمینه را روشن سازند. می توان با بررسی اطلاعات به اتخاذ تصمیمات پرداخت. اطلاعات معمولا شکل اعداد و ارقام، کلمات و گزاره های انباشته شده را به خود میگیرند و اعداد و گزاره ها را به صورت خلاصه شده ارائه می کنند. بنابراین چنانچه داده ها مورد تفسیر و ارزیابی قرار گیرند به اطلاعات تبدیل می شوند (شهبازی،1386).

دانش38
مجموعه ای هدفمند از اطلاعات که ماهیتاً سودمند است و عاملی تعیین کننده و موثر تلقی می شود (مختاری،1383). اضافه کردن درک و حافظه به اطلاعات، موجب توسعه طبیعی پس از اطلاعات می گردد. خلاصه سازی هر چه بیشتر (انباشت) اطلاعات اولیه به دانش منجر می شود. دانش را در این حالت می توان بینش های حاصل از اطلاعات و داده هایی تعریف کرد که می تواند به روشهای مختلف و در شرایط گوناگونی موثر و قابل تسهیم باشد. دانش به حداقل رساندن جمع آوری و خواندن اطلاعات است نه افزایش دسترسی به اطلاعات، دانش کارآمد کمک می کند تا اطلاعات و داده های ناخواسته حذف شوند (شهبازی،1386). بنابر این اطلاعات زمانی به دانش تبدیل می شوند که توسط اشخاص مورد تفسیر قرار گرفته، با عقاید و دانش قبلی آنها آمیخته شده و به آن مفهوم داده شود (صادقی و صالحی ابیانه،1387). دانش یک ادراک و فهم است که از طریق تجربه، استدلال، درک مستقیم و یادگیری حاصل می شود. زمانی که افراد دانش خود را به اشتراک می گذارند، دانش هر یک افزایش می یابد و از ترکیب دانش یک فرد با افراد دیگر، دانش جدید حاصل می شود (شهبازی،1386). در مفهوم دانش یک چارچوب و الگویی نهفته است که چرایی پدیده ها ی مورد نظر را قبول و از ترکیب اطلاعات مختلف، اطلاعات جدیدی را بوجود می آورد (حسن زاده،1386). غالبا در حوزه های گوناگون، هر واژه با توجه به شرایط استفاده از آن، به گونه ای خاص معنا می شود، این موضوع برای دانش نیز صادق می باشد. با توجه به آنکه واژه دانش در فلسفه، روانشناسی و جامعه شناسی نیز معانی خاص خود را دارد – که تلفیقی کاربردی از آنها در مدیریت دانش نیز بکار برده شده – اما تاکنون مفهوم شناسی در رابطه با واژه دانش در مدیریت به شکلی فراگیر صورت پذیرفته است (ویگارد39،1996). دانش40، مجموعه ای هدفمند از اطلاعات که ماهیتاً سودمند است و عاملی تعیین کننده و موثر تلقی می شود (مختاری،1383). اضافه کردن درک و حافظه به اطلاعات، موجب توسعه طبیعی پس از اطلاعات می گردد. خلاصه سازی هر چه بیشتر (انباشت) اطلاعات اولیه به دانش منجر می شود. دانش را در این حالت می توان بینشهای حاصل از اطلاعات و داده هایی تعریف کرد که می تواند به روشهای مختلف و در شرایط گوناگونی موثر و قابل تسهیم باشد. دانش به حداقل رساندن جمع آوری و خواندن اطلاعات است نه افزایش دسترسی به اطلاعات، دانش کارآمد کمک می کند تا اطلاعات و داده های ناخواسته حذف شوند(شهبازی،1386). بنابراین اطلاعات زمانی به دانش تبدیل می شوند که توسط اشخاص مورد تفسیر قرار گرفته، با عقاید و دانش قبلی آنها آمیخته شده و به آن مفهوم داده شود (صادقی و صالحی ابیانه ،1387). دانش یک ادراک و فهم است که از طریق تجربه، استدلال، درک مستقیم و یادگیری حاصل می شود. زمانی که افراد دانش خود را به اشتراک می گذارند، دانش هر یک افزایش می یابد و از ترکیب دانش یک فرد با افراد دیگر، دانش جدید حاصل میشود(شهبازی،1386). در مفهوم دانش یک چارچوب و الگویی نهفته است که چرایی پدیده های مورد نظر را قبول و از ترکیب اطلاعات مختلف، اطلاعات جدیدی را بوجود می آورد (حسن زاده،1386). دانش در درون افراد وجود دارد و بخشی از پیچیدگی ندانسته های انسانی است، تبدیل داده به اطلاعات و سپس به دانش، محور اصلی مدیریت دانش است (داونپورت و پروساک41،1379). دانش عبارت است از بهره گیری کامل از داده و اطلاعات در آمیخته با مهارت ها، شایستگی ها، عقاید، ادراکات، تعهدات و انگیزه های درونی انسانی. سازمان دانش در قالب عقاید، قضاوت ها، روابط، دیدگاه و مفاهیم عرضه می شود و خود اساس و پیش برنده اقتصاد فرا صنعتی است (خوانساری،1384). دانش موضوعی است که می توان آن را در قالب کلمات بیان کرد، وقتی دانش ضمنی از طریق زبان آشکار می شود، می توان جهت تامل و تفکر آن را مورد توجه کانونی خود قرار داد. با بیان دانش در قالب زبان و نشانه ها، دانش را می توان توزیع، نقد و تحلیل کرد. به طریق دیگر آن را افزایش داد. دانش ابزاری است که مردم با آن کنش نشان می دهند، یا دانش جدید بدست می آورند (رادینگ42،1383). دانش مجموعه ای از شناخت ها و مهارت های لازم برای حل یک مسأله است. لذا اگر اطلاعاتی که در دست است بتواند مشکلی را حل کند می توان گفت دانش وجود دارد ضمن آنکه دانش باید امکان تبدیل به دستورالعمل اجرایی و عملی شدن را داشته باشد (داونپورت و پروساک،1379). بر اساس تعریف (دانپورت و پروساک، 1998)، دانش عبارت است از ترکیبی سیال از تجارب، ارزش ها، اطلاعات زمینه ای، و دانش تخصصی، که بصورت منجسم و یکپارچه چارچوبی را برای ارزیابی و کسب تجارب و اطلاعات جدید را فراهم آورد. این دانش از اذهان افراد  سرچشمه میگیرد و توسط آنان به کاربرده می شود.
خرد43
از درک دانش خرد حاصل می شود. “خرد” عبارت است از درک ماهیت اصول حاکم برالگوهای دانش، افرادی که دارای حکمت باشند با ایجاد تغییر در ساختار موجود می توانند تجربه، زمینه و دانش جدیدی را ایجاد کنند. این افراد تفکر انتقادی دارند و خلاقیت و نبوغ در این قشر در سطح بسیار بالایی قرار دارد. این افراد می توانند با ایجاد رابطه بین تجربیات مختلف، چشم انداز جامع تری پیدا کنند و علاوه بر اقدامات عملی که در راستای دانش خود

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی تسهیلات بانکی، تسهیلات بانک، درصد تجمعی Next Entries مقاله با موضوع مدیریت دانش، دانش ضمنی، دانش آشکار