پایان نامه ارشد درمورد ورشکستگی، صورت های مالی، بورس اوراق بهادار، درماندگی مالی

دانلود پایان نامه ارشد

مقدمه:
یکی از راههایی که می توان با استفاده از آن به بهره گیری مناسب از فرصت های سرمایه گذاری و تخصیص بهتر منابع کمک کرد،پیش بینی درماندگی مالی یا ورشکستگی است.به این ترتیب که اولا،با ارائه هشدارهای لازم می توان شرکتها را نسبت به وقوع درماندگی مالی هوشیار کرد تا آنها با توجه به این هشدارها دست به اقدام های مقتضی بزنند و دوم اینکه،سرمایه گذاران و اعتباردهندگان فرصت های مطلوب سرمایه گذاری را از فرصت های نامطلوب تشخیص دهند و منابعشان را در فرصت های مناسب سرمایه گذاری کنند.ارزش استفاده از نسبت های مالی در ماجرای ورشکستگی شرکت ها مشخص شده است.در مطالعه حاضر به بررسی این موضوع پرداخته می شود که آیا EPS و نوسان پذیری آن می تواند مشکلات مالی موجود در شرکت ها را برای عموم آشکار سازد،به عبارت دیگر روند سود هر سهم در شرکتها می تواند شرکت های سالم را از شرکت های دارای مشکلات مالی متمایز سازد.تحقیقات زیادی در زمینه ورشکستگی و پیش بینی آن انجام شده است در عمده تحقیقات صورت گرفته قبلی سعی بر آن شده که با استفاده از نسبت های مالی مدلی ساخته شود تا بر اساس آن مدل بتوان وضعیت مالی شرکت را مشخص نمود.قدیمی ترین مدل جهت شناسایی ورشکستگی مدل نمره Z آلتمن می باشد.در مطالعه حاضر سعی بر آن شده تا تاریخچه پیش بینی ورشکستگی در ایران و دنیا به تصویر کشیده شود برای این منظور به تفصیر کلیه مدل های پیش بینی ورشکستگی و مقایسه آنها با هم شده است.در نهایت با استفاده از داده های شرکت های پذیرفته شده در بورس ایران در محدوده زمانی 79 الی 87 به بررسی این موضوع پرداخته می شود که آیا EPS شرکتها و نوسان پذیری آن دارای بار اطلاعات اضافی جهت شناسایی سلامت مالی شرکت ها می باشد یا نه؟

هدف پژوهش:
هدف پژوهش حاضر معرفی سود هر سهم به عنوان یک ابزار جهت ارزیابی سلامت مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده است.با توجه به اینکه سهامداران نیازمند ابزاری می باشند که بتواند آنها را در انتخاب شرکت های سالم کمک نماید ،نتایج بدست آمده در این پژوهش می تواند آنها را در زمینه انجام سرمایه گذاری صحیح یاری نماید.اهداف دیگر پژوهش به شرح زیر می باشد:
1)برای تجزیه و تحلیل اهمیت سلامت مالی یک شرکت در زمان تصمیم گیری.
2)برای تعیین و بررسی سایر عواملی که شاید برای تشخیص ورشکستگی یک شرکت مورد استفاده قرار گیرد.
3)برای تجزیه و تحلیل فعالیتهایی که ممکن است که مدیریت شرکتی که از لحاظ مالی ضعیف است انجام دهد تا مشکلات مالی شرکت را پنهان کند.
4)برای توضیح تاثیرات ورشکستگی بر همه سهامداران.
5)برای نشان دادن اینکه چگونه محرکات جاری در محیط اقتصادی در ورشکستگی شرکتها نقش دارند.
پیشینه پژوهش:
در پژوهشی که در سال 2008 توسط ویلفورد موانزا در بورس اوراق بهادار زینباوه تحت عنوان”ورشکستگی شرکت،دلیلی برای نگرانی در بخش تجارت زینباوه:آیا سرمایه گذاران و سهامداران به صورت مداوم از رشد سود هر سهم برای تشخیص سلامت مالی یک شرکت استفاده می کنند.”هدف اصلی از پژوهش انجام شده این بود که تعیین شود آیا رشد EPS می تواند برای تشخیص سلامتی مالی یک شرکت مورد استفاده قرار گیرد؟تحقیق صورت گرفته همچنین فعالیتهایی را که توسط مدیریت برای پنهان سازی درماندگی مالی انجام می شود را نشان می دهد.تحقیق حاضر از طریق مطالعه تعدادی شرکت ورشکسته و سالم در محدوده زمانی 2002 الی 2008 انجام شده است.داده های مربوط به سود و قیمتهای سهام پشتیبان آنها مربوط به Barbican holding ،Century holding ، CBZH در دوره زمانی مورد نظر بررسی شده است.تجزیه و تحلیل از طریق نمودارهای میله ای و خطی برای نشان دادن روند سود هر سهم انجام گردیده است.یافته های تحقیق حاکی از آن است که ورشکستگی شرکت می تواند توسط رشد سود هر سهم از طریق ترکیب با تجزیه و تحلیلهای فاندمنتال1 و تکنیکال2 پیش بینی شود.بسیاری از سرمایه گذاران در زمان ارزیابی سلامت مالی یک شرکت به صورت های مالی یک شرکت اتکا می کنند.دریک محیط با تورم شدید به بزرگی 60% درسال صورت های مالی دیگر نمی تواند برای تفکیک شرکت های سالم و ورشکسته مورد استفاده قرار گیرد.
روش کار و تحقیق:
روش تحقیق در پژوهش حاضر به صورت میدانی از نوع تحقیقات پس رویدادی خواهد بود.برای انجام بررسی میدانی معیارهای سلامت مالی شرکت از طریق منابع و همچنین مدلهای پیش بینی ورشکستگی ارائه شده Altman وLogistic و DEA بدست آمده و ارتباط آن را با نوسانات EPS بررسی می گردد.صورت های مالی حسابرسی شده از طریق بورس اوراق بهادار تهران بدست می آید و معیار های سلامتی مالی و همچنین EPS شرکت ها با استفاده از این صورتهای مالی محاسبه می گردد.سپس فرضیات فرعی تحقیق با استفاده از داده های گرد آوری شده آزمون می گردند.روش آزمون فرضیات فرعی تحقیق همبستگی می باشد. سپس بر اساس نسبت های مالی سال 87 شرکت های سالم و 1 سال قبل از ورشکستگی شرکت های مشمول ماده 141 قانون تجارت اقدام به ساخت مدل لجستیک میشود،پس از ساخت مدل لجستیک متغیرهای مستقل بکار رفته در مدل و ضریب اهمیت آنها در مدل مشخص و با ضرایب همبستگی بدست آمده در آزمون فرضیات فرعی مقایسه می گردد و در نهایت نسبت به فرضیه اصلی پژوهش تصمیم گیری می گردد.

1- مسئله‌ تحقيق‌:
با تجزیه و تحلیل صورتهای مالی امکان گرد آوری اطلاعات زیادی راجب مسائل مالی شرکت ها وجود ندارد. نسبتهایی که بازار برای ارزیابی قدرت پرداخت و نقدینگی شرکتها مورد استفاده قرار می دهد در معرض دستکاری مدیریت(Manipulation) قرار دارد.شرکت هایی که تمامی عایدات خود را انباشته میکنند،این فعالیت ممکن است که به بالا رفتن قیمتهای سهام آنها منجر گردد،بازار نیز معتقد است که به دلیل سودهای انباشته شده عایدات آتی شرکت رشد خواهد کرد.تجدید ساختار می تواند شامل این باشد که یک شرکت اقدام به معرفی خطوط تولید جدید بنماید که ممکن است به فعالیتهای جاری مرتبط یا غیر مرتبط باشد.تصمیمات سرمایه در گردش میتواند تحت نام تجدید ساختار تغییر یابد.همه اینها میتواند به این امر منجر گردد که بازار عقیده داشته باشد که یک شرکت تا زمانی که دوره افت خود را آغاز نکرده عایدات مطلوبتری را در آینده کسب خواهد کرد.شناسایی به موقع نابسامانی مالی از جانب سرمایه گذاران بالقوه از اهمیت وافری برخوردار است،در این خصوص به ابزاری نیاز است که شرکتها را از بعد وضعیت مالی تفکیک نماید و مانع از سرمایه گذاری در پروژه های ناکارآمد توسط سرمایه گذاران گردد، در مطالعه حاضر به بررسی این موضوع پرداخته می شود که آیا با مشاهده روند رو به رشد EPS یک شرکت می توان سلامتی مالی آن را اثبات نمود و یا به عبارت دیگر با مشاهده نوسانات زیاد در EPS یک شرکت در طول زمان دلیلی برای ناتوانایی های مالی آن می باشد.متغیر های مورد بررسی در تحقیق حاضر شامل شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد.
3 – اهميت و ضرورت انجام تحقيق :
از تحقیق حاضر انتظار می رود که دارای منافعی برای سرمایه گذاران حقیقی و حقوقی،کسانی که آگاهی کمتری را نسبت به سایر نیروهای بازار دارند،داشته باشد.بنابر این سرمایه گذارانی که اطلاعات داخلی را در دسترس ندارند باید از اطلاعات مربوط به عایدات با احتیاط در ترکیب با سایر عوامل کیفی در تصمیمات سرمایه گذاری خود استفاده کنند.امکان دسترسی به اطلاعات تخصصی از جانب سرمایه گذاران حقیقی وجود ندارد و دسترسی به اطلاعات تهیه شده از جانب کارشناسان مالی ممکن است که برای آنهاپر هزینه باشد.بنابر این یک گروه میتواند برای رد یابی روند رشد عایدات و کاربرد های مربوط به آن آموزش داده شود.فهم چارچوب بخش صنعت ایران ممکن است که به آنها کمک کند مواردی را که احتمال ورشکستگی شرکت می رود و می تواند از طریق تغییرات قیمت سهام و ارتباط آن با EPS مشاهده شود،بدست آید.
سرمایه گذاران حقوقی و سایرین در چگونگی انتخاب پرتفولیویی هایی که دارای بیشترین بازده است و در عین حال موجب کمینه شدن خسارت بر ثروتشان می شود روشنفکر هستند.بنابر این تحقیق حاضر قابلیت فهم رابطه بین عوامل بازار ،قیمت سهام و رشد عایدات را افزایش می دهد.

4- مرور ادبيات و سوابق مربوطه :
4-1) در پژوهشی که در سال 2008 توسط ویلفورد موانزا در بورس اوراق بهادار زینباوه تحت عنوان”ورشکستگی شرکت،دلیلی برای نگرانی در بخش تجارت زینباوه:آیا سرمایه گذاران و سهامداران به صورت مداوم از رشد سود هر سهم برای تشخیص سلامت مالی یک شرکت استفاده می کنند.”هدف اصلی از پژوهش انجام شده این بود که تعیین شود آیا رشد EPS می تواند برای تشخیص سلامتی مالی یک شرکت مورد استفاده قرار گیرد؟تحقیق صورت گرفته همچنین فعالیتهایی را که توسط مدیریت برای پنهان سازی درماندگی مالی انجام می شود را نشان می دهد.تحقیق حاضر از طریق مطالعه تعدادی شرکت ورشکسته و سالم در محدوده زمانی 2002 الی 2008 انجام شده است.داده های مربوط به سود و قیمتهای سهام پشتیبان آنها مربوط به Barbican holding ،Century holding ، CBZH در دوره زمانی مورد نظر بررسی شده است.تجزیه و تحلیل از طریق نمودارهای میله ای و خطی برای نشان دادن روند سود هر سهم انجام گردیده است.یافته های تحقیق حاکی از آن است که ورشکستگی شرکت می تواند توسط رشد سود هر سهم از طریق ترکیب با تجزیه و تحلیلهای فاندمنتال3 و تکنیکال4 پیش بینی شود.بسیاری از سرمایه گذاران در زمان ارزیابی سلامت مالی یک شرکت به صورت های مالی یک شرکت اتکا می کنند.دریک محیط با تورم شدید به بزرگی 60% درسال صورت های مالی دیگر نمی تواند برای تفکیک شرکت های سالم و ورشکسته مورد استفاده قرار گیرد.
4-2)كاربرد مدل‌ آلتمن‌ در تعيين‌ وضعيت‌ ورشكستگي‌ شركتها:
‌دراين‌ پژوهش، مدل‌ آلتمن‌(Z’-SCORE) در دو گروه‌ از شركتهاي‌ ورشكسته‌ و غيرورشكسته‌ موردبررسي‌ قرار گرفته‌ تا ميزان‌ خطاي‌ نوع‌ اول‌ و دوم‌ آن‌ مشخص‌ شود.
‌ ‌گروه‌ ورشكسته‌ كه‌ شامل‌ 16 شركت‌ است، نتايج‌ پيش‌بيني‌هاي‌ مدل‌ آلتمن، در مورد 12 شركت‌ صحيح‌ و 3 شركت‌ كه‌ طبق‌ پيش‌بيني‌ مدل‌ بايد طي‌ دوره‌ مطالعه‌ از بورس‌ خارج‌ مي‌شدند، از بورس‌ خارج‌ نشده‌ و همچنان‌ خريد و فروش‌ سهام‌ آنها در بورس‌ ادامه‌ دارد. با اين‌ نتيجه‌گيري، مدل‌ آلتمن‌ با 81 درصد اطمينان‌ وضعيت‌ ورشكستگي‌ شركتها را قبل‌ از ورشكستگي‌ درست‌ پيش‌بيني‌ كرده‌ است. درضمن‌ خطاي‌ نوع‌ دوم‌ درمورد شركتهاي‌ ورشكسته، حدود 19 درصد بوده‌ است‌ كه‌ نشان‌دهنده‌ اين‌ است‌ كه‌ مدل‌ در 19 درصد موارد، شركتهايي‌ را كه‌ ورشكسته‌ نيستند ورشكسته‌ پيش‌بيني‌ كرده‌ است. در اين‌ رابطه، آلتمن‌ در آزمون‌ مدل‌ خود روي‌ شركتهاي‌ ورشكسته‌ آمريكا، به‌ اين‌ نتيجه‌ مي‌رسد كه‌ مدل‌ در حدود 90 درصد موارد توانسته‌ شركتهاي‌ ورشكسته‌ را قبل‌ از ورشكستگي‌ درست‌ پيش‌بيني‌ كند و خطاي‌ نوع‌ دوم‌ او در اين‌ تحقيق‌ حدود 10 درصد بوده‌ است.
‌درگروه‌ شركتهاي‌ غيرورشكسته‌ كه‌ شامل‌ 25 شركت‌ است، پيش‌بيني‌ مدل‌ در 23 مورد صحيح‌ بوده‌ و تنها در 2 مورد كه‌ مدل‌ پيش‌بيني‌ مي‌كرد، آنها از بورس‌ خارج‌ نخواهندشد، از تابلوي‌ بورس‌ خارج‌ شده‌اند. با اين‌ نتيجه‌گيري، مدل‌ آلتمن‌ با 92 درصد اطمينان، وضعيت‌ عدم‌ ورشكستگي‌ شركتها را طي‌ دوره‌ مورد مطالعه، درست‌ پيش‌بيني‌ كرده‌ است. همچنين‌ خطاي‌ نوع‌ اول‌ درمورد اين‌ شركتها حدود 8 درصد بوده‌ كه‌ نشان‌دهنده‌ اين‌ است‌ كه‌ مدل‌ در 8 درصد موارد، شركتهايي‌ را كه‌ فعال‌ نيستند را غيرورشكسته‌ پيش‌بيني‌ نموده‌ است. در اين‌ رابطه، آلتمن‌ در آزموني‌ ديگر، مدل‌ را روي‌ شركتهاي‌ فعال‌ در ايالات‌ متحده‌ آمريكا موردآزمون‌ قرار داد و به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيد كه‌ مدل‌ در 97 درصد موارد توانسته‌ است، شركتهاي‌ غيرورشكسته‌ را صحيح‌ پيش‌بيني‌ كند. در ضمن‌ خطاي‌ نوع‌ اول‌ در اين‌ تحقيق‌ حدود 3 درصد بوده‌ است )مهدی رسول زاده).
4-3)در سال 2006 آقای مک کلار تحقیقی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی of، and، the، Vol. Next Entries پایان نامه ارشد درمورد ورشکستگی، پیش بینی ورشکستگی، مدل لجستیک، بورس اوراق بهادار