پایان نامه ارشد رایگان درمورد منابع قدرت، سلسله مراتب، نفت و گاز

دانلود پایان نامه ارشد

68
موقعيت منطقه‌اى 69
سيستم دفاعى 70
بند چهارم:چشم انداز انداز آينده قطرر 73
فصل چهارم: منابع متنوع انرژي در قطر 78
بند اول: وضعيت انرژي در جهان 79
بند دوم:وضعيت انرژي در قطر 81
فعاليتهاي نفتي و گازي قطر 85
نفت: 85
گازطبيعي 89
سهم روز افزون توسعه گازي در قطر 97
حوزه پارس شمالى، موتور محرکه توسعه اقتصادى قطر 99
تلاش قطر براي حضور در پروژ ههاي بخش انرژي 100
نقش گاز طبيعي در امنيت ملي قطر 103
فصل پنجم: سياست خارجي فعال قطر برمبناي نقش انرژي و تئوري نوواقع گرايي 112
بند اول: اصول و راهبردهاي سياست خارجى قطر 114
الف)اصول سياست خارجي قطر 117
ب) راهبردهاي سياست خارجي قطر: 121
هم‌گرايي دوسويه غربي – عربي 121
نقش ميانجيگري و نمايش چهره اي صلح طلب 125
بقا و امنيت در سياست خارجي قطر 126
سياست خارجي ائتلاف محور 128
ديپلماسي فعال و مداخله گرايانه 129
اخواني گرايي در سياست خارجي قطر 130
بند دوم:جهت گيريهاي سياست خارجي قطر 133
فلسطين 133
رژيم صهيونيستي 134
جهت گيري نسبت به تحولات منطقه 136
ليبي 137
تونس 138
مصر 139
سوريه 141
قطر و عربستان 147
مناسبات و روابط قطر با ايران 150
بند سوم:تحليل سياست خارجي قطر بر مبناي نوواقع گرايي 155
سياست انرژي قطر 159
فرصتها و محدوديتهاي قطر 161
منابع: 164

فصل اول:
کليات و ادبيات پژوهش؛

مقدمه:
در فضاي كنوني جهان دستيابي به منزلت توسعه يافتگي و ارتقاي جايگاه كشور در سلسله مراتب نظام بين‌الملل امري برون گرايانه است كه در تعامل گسترده با دنيا به ثمر مي‌نشيند.در فرايند جهاني شدن، سياست بين الملل شاهد تحولات بنيادين بوده است. تغيير بنيادين سياست بين‌الملل نخست، سبب دگرگوني در تعريف از منابع قدرت شده است، دوم، نقش و سهم هر يک از منابع را دچار تغيير كرده است، و سوم به سيال‌سازي منابع قدرت انجاميده است .در اين پژوهش در پي بررسي نقش منابع انرژي در الگو سياست خارجي قطر هستيم. به عبارت ديگر در پي پاسخ به اين پرسش هستيم كه منابع انرژي در قطر چه تاثير بر سياست خارجي فعالي اين کشور داشته است؟ يعني اينکه دارا بودن مقدوراتي مانند انرژي چه تاثيراتي مي تواند بر تاثير گذاري در معادلات سياسي بين المللي داشته باشد؟ و ديگر اينكه منابع انرژي قطرچه نسبتي با رويكرد توسعه گرا در سياست خارجي قطر داراست؟
سئوالاتي از اين قبيل پاسخي مي خواهد که در چارچوب يک نظريه روابط بين المللي تحليل شود.به نظر مي رسد نظريه نوواقع گرايي با توجه به اينکه هم بر مقدورات و محذورات داخلي و هم بين المللي توجه دارد مي تواند براي اين پژوهش مورد استفاده قرار گيرد.به هر حال فرضيه مورد نظر اين است که نياز قطر به حفظ امنيت و ساختار آنارشيک بين الملل از يک سو و توان اين کشور در حوزه انرژي از سوي ديگر موجبات سياست خارجي فعال اين کشور شده اند. لذا مي توان گفت منابع انرژي قطر(گاز ونفت) و فرصت هاي برآمده از آن، باعث فعال وکنش مند شدن سياست خارجي اين کشور شده است.
در مورد ضرورت و اهميت اين پژوهش بايست اشاره داشت که چون از يک طرف قطر يکي از کشورهاي تاثير گذار در معادلات انرژي جهان به خصوص گاز به شمار مي آيد و از سوي ديگر اين کشور داراي منابع و ميادين گازي مشترکي با جمهوري اسلامي ايران است، تحقيق پيش رو مي تواند به نوعي در شناخت هر چه بهتر کشور مذکور به خصوص در ابعادي مانند نحوه استفاده از منابع انرژي موجود در راستاي ايفاي نقش در معادلات منطقه اي و بين المللي داراي اهميت باشد. شناخت واقعي فضاي منطقه اي مي تواند نقش مهمي در جهت پيگيري منافع ملي توسط هر کشوري را داشته باشد، و در اين زمينه بررسي دقيق کنش گري کشور قطر با رويکردي انرژي به جهت نحوه کنش و تعامل براي کشورمان ايران داراي ضرورت است. لذا، تحقيق پيش رو مي تواند از اين جهت داراي ضرورت باشد
عطف به سئوالات و پرسشهاي مطرح شده و با توجه به مطالعات پيشيني نگارنده در اين پژوهش سعي خواهيم کرد ضمن بررسي مختصر مباني سياست خارخي و نظريه واقع گرايي در يک فصل در فصل سوم به بررسي ساختار سياسي و اقتصادي قطر بپردازيم.ضرورت شناخت تواناييهاي انرژيک قطر موضوع مهم ديگري است که در فصل چهارم بايستي مورد توجه قرار گيرد و نهايتاً در فصل پنجم ضمن بررسي راهبردها و جهت گيريهاي سياست خارجي قطر به تحليل سياست خارجي امنيت محور اين کشور بر اساس نظريه نوواقع گريي خواهيم پرداخت.
1. بيان مسئله :
در فضاي كنوني جهان دستيابي به منزلت توسعه يافتگي و ارتقاي جايگاه كشور در سلسله مراتب نظام بين‌الملل امري برون گرايانه است كه در تعامل گسترده با دنيا به ثمر مي‌نشيند.در فرايند جهاني شدن، سياست بين الملل شاهد تحولات بنيادين بوده است. تغيير بنيادين سياست بين‌الملل نخست، سبب دگرگوني در تعريف از منابع قدرت شده است، دوم، نقش و سهم هر يک از منابع را دچار تغيير كرده است، و سوم به سيال‌سازي منابع قدرت انجاميده است .در اين پژوهش در پي بررسي نقش منابع انرژي در الگو سياست خارجي قطر هستيم. به عبارت ديگر در پي پاسخ به اين پرسش هستيم كه چه كيفيتي از منابع انرژي، از مطلوبيت بيشتري براي اتخاذ و موفقيت يك سياست خارجي توسعه گرا برخوردار است؟ يعني اينکه دارا بودن مقدوراتي مانند انرژي چه تاثيراتي مي تواند بر تاثير گذاري در معادلات سياسي بين المللي داشته باشد؟ و ديگر اينكه منابع انرژي قطرچه نسبتي با رويكرد توسعه گرا در سياست خارجي قطر داراست؟
2. هدف اصلي تحقيق :
از آنجا که يکي از شباهتهاي ايران وقطر وابستگي به درامدهاي حاصل از فروش منابع طبيعي مي باشد در اين تحقيق تلاش داريم تا به بررسي اين موضوع بپردازيم که منابع انرژي قطر چه تاثيري بر سياست خارجي اين کشور داشته است.از اين طريق مي توان نقاط ضعف و قوت اين کشور کوچک عربي را براي سياست خارجي ايران نيز به کار برد. لازم به ذکر است که جهت گيري بر آمده از اين تاثير در سياست خارجي اين کشور نيز در همين راستا مورد پژوهش قرار مي گيرد.
3. ضرورت و اهميت موضوع :
از آنجاييکه از يک طرف قطر يکي از کشورهاي تاثير گذار در معادلات انرژي جهان به خصوص گاز به شمار مي آيد و از سوي ديگر اين کشور داراي منابع و ميادين گازي مشترکي با جمهوري اسلامي ايران است، تحقيق پيش رو مي تواند به نوعي در شناخت هر چه بهتر کشور مذکور به خصوص در ابعادي مانند نحوه استفاده از منابع انرژي موجود در راستاي ايفاي نقش در معادلات منطقه اي و بين المللي داراي اهميت باشد. شناخت واقعي فضاي منطقه اي مي تواند نقش مهمي در جهت پيگيري منافع ملي توسط هر کشوري را داشته باشد، و در اين زمينه بررسي دقيق کنش گري کشور قطر با رويکردي انرژي به جهت نحوه کنش و تعامل براي کشورمان ايران داراي ضرورت است. لذا، تحقيق پيش رو مي تواند از اين جهت داراي ضرورت باشد
4. چارچوب نظري تحقيق :
سياست خارجي را مي‌توان “يك استراتژي يا يك رشته اقدامات برنامه‌ريزي شده است كه تصميم‌گيرندگان يك كشور با هدف با هدف نيل به اهداف خاصي كه بر حسب منافع ملي تعريف شده‌اند، در مقابل كشورها يا پديده‌هاي بين‌المللي ديگر به مرحله اجرا مي‌گذارند . سياست خارجي مبتني بر دو عنصر بنيادين و كليدي است: 1- اهداف و منافع ملي 2- ابزار نيل به اهداف و منافع مذكور .
سياست خارجي توسعه‌گرا به عنوان ابزار اصلي دولت توسعه‌گرا به منظور به دست آوردن بخشي از اهداف خود، مبتني بر همكاري و هماهنگي با محيط بيروني زمينه‌ساز فرايند توسعه تلقي مي‌شود. سياست خارجي توسعه‌گرا با اولويت دادن به رفتار مبتني بر سياست نرم، طراحي و اجراي تعامل و پيوند سازنده با جهان است؛ تا از طريق چنين تعاملي محيط بين‌المللي را با حركت كشور در مسير توسعه همساز نموده و امكانات لازم براي اين حركت را از نظام بين‌الملل جذب كند.
براساس آنچه مطرح شدذچارچوب نظري اين پژوهش مبتني بر مفاهيم نظريه نوواقع گرايي مي باشد که در بند بعدي کاملا تشريح مي شود.در واقع سعي خواهد شد با وام گيري از مفاهيم نوواقع گرايي سياست خارجي قطر به عنوان يک ريزکشور مورد بررسي قرار گيرد. از انجا که اين چارچوب نظري در ادامه به طور مبسوط بررسي خواهد شد توضيح بيشتر در اين بخش جايز نيست.
5. سئوالها يا فرضيه هاي اصلي تحقيق :
سوال اصلي تحقيق : منابع انرژي قطر چه تاثيري بر سياست خارجي اين کشور داشته است؟
فرضيه اصلي تحقيق: منابع انرژي قطر(گاز ونفت) و فرصت هاي برآمده از آن، باعث فعال وکنش مند شدن سياست خارجي اين کشور شده است.
سئوالات فرعي:
1. سياست خارجي قطر نسبت به کشورهاي اسلامي عربي چه جهت گيري دارد؟
2. سياست خارجي قطر نسبت به جمهوري اسلامي ايران چه وضعيتي دارد؟
3. سياست خارجي قطر نسبت به تحولات اخير منطقه و موضوع فلسطين چه جهت گيريها دارد؟
4. کشورهاي غربي و بخصوص آمريکا چه جايگاهي در سياست خارجي قطر دارند؟
فرضيات فرعي:
1. کشور قطر در تحولات منطقه اي باجهت گيري غربي عربي در سياست خارجي نقش آفريني مي کند.
2. سياست خارجي قطر نسبت به ايران فراز و نشيب داشته و براساس منافع ملي خود رفتار مي کند.
3. اسلام گرايي در سياست خارجي قطر تا جاي معنا دارد که به جايگاه و منافع اين کشور لطمه وارد نشود.
4. در سياست خارجي قطر حفظ امنيت ملي اين کشور از اولويت اول در روابطش با همه کشورها برخوردار است.
5. قطر سعي دارد با همراهي کردن با آمريکا ضمن حفظ اميت ملي خود در منطقه نيز اهداف خود را دنبال نماييد.
6.متغيرها
متغير مستقل :منابع متنوع انرژي
* دارا بودن بزرگترين ميدان مستقل گازي جهان
* بزگترين صادر کننده گاز طبيعي مايع شده جهان
* دارا بودن سيزده درصد ذخاير اثبات شده گاز جهان
* از اعضاي کشورهاي صادر کنده نفت (اوپک)
متغير وابسته :شاخص هاي سياست خارجي فعال دولت قطر
* رقابت با عربستان
* تلاش در جهت تاثيرگذاري برجريانات سياسي منطقه خاورميانه
* تلاش براي ايفاي نقش برتر در نزد کشورهاي عربي
* توسعه شبکه هاي اجتماعي وسياسي به خصوص در ابعاد رسانه اي مثل:راه اندازي شبکه الجزيره
* تسهيل سرمايه گذاري خارجي درعرصه انرژي
* مشارکت فعال در سهام شرکتهاي گازي ونفتي بزرگ از جمله: توتال
* نقش فعال در توسعه سازمانهاي تاثير گذار در ارتقاء منافع توليد کنندگان گاز
7. مفاهيم اصلي تحقيق :
انرژي، سياست خارجي ، سياست خارجي قطر
تعريف مفاهيم:
انرژي:انرژي (واژه يوناني ??????? به معني فعاليت) يا کارمايه، در فيزيک و ديگر علوم، يک کميت بنيادين فيزيکي است. انرژي کميتي است که براي توصيف وضعيت يک ذره، شيئ يا سامانه به آن نسبت داده مي‌شود. در کتاب‌هاي درسي فيزيک انرژي را به صورت توانايي انجام کار تعريف مي‌کنند. ِ تا به امروز گونه‌هاي متفاوتي از انرژي شناخته شده که با توجه به نحوه? آزادسازي و تأثير گذاري به دسته‌هاي متفاوتي طبقه‌بندي مي‌شوند از آن جمله مي‌توان انرژي جنبشي، انرژي پتانسيل، انرژي گرمايي، انرژي الکترومغناطيسي، انرژي شيميايي و انرژي الکتريکي و انرژي هسته‌اي را نام برد. در علم فيزيک انرژي را به دو بخش تفسيم مي‌کنند:
?- اکسرژي (بخش مفيد انرژي)
?-انرژي (بخش قابل تبديل انرژي (انرژي در واقع به نوعي از انرژي تبديل مي‌شود که در آن شرايط براي ما ممکن مفيد يا غير مفيد باشد)
عامل، حامل و منبع همه گونه انرژي‌هايي که بشر از آن استفاده مي‌کند (انرژي مواد فسيل، انرژي آبي و غيره) خورشيد است، بجز انرژي هسته‌اي.در اينجا منظور نفت و گاز قطر است.
سياست خارجي :
سياست خارجي به معني دنبال کردن هدف‌هاي کشور در محيط بين‌المللي و در رابطه با جامعه‌ها، دولت‌ها و کشورهاي ديگر است. سياست خارجي، راهنماي موضع‌گيري در جهان است؛ و مجموعه‌اي از اهداف بين‌المللي و راه‌هاي رسيدن به آن‌ها را شامل مي‌شود. سياست خارجي کشورهاي مختلف، با هم متفاوت است. سياست خارجي يک کشور نيز در طي زمان، تغيير مي‌کند.
سياست خارجي قطر:
براي آشنايي موقت با سياست خارجي قطر بهتر است به طور خلاصه به اصول سياست خارجي اين کشور اشاره شود و در فصول بعدي کاملا سياست

پایان نامه
Previous Entries فاعل شناسا Next Entries انسان کامل، اصالت وجود