منبع مقاله درمورد رضایت زناشویی، ناگویی هیجانی، انتخاب همسر

دانلود پایان نامه ارشد

چکیده
هدف کلی از انجام پژوهش حاضر، بررسی رابطه ناگویی هیجانی و درون/برونگرایی با رضایت زناشویی می باشد. اين پژوهش از نوع پژوهش همبستگي است. جامعه آماری در پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان متاهل مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد و دکتری، در سال تحصیلی 92-93 دانشگاه های آزاد اسلامی استان گیلان می باشد که حداقل 2سال از زندگی مشترک آن ها گذشته باشد.آزمودنی های این پژوهش شامل 396 نفر دانشجوی متاهل (198 زوج دانشجو، یعنی 198نفر زن و 198 نفر مرد) بودند .از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تصادفی استفاده شد. ابزار پژوهش عبارت بودند از : 1- مقياس ناگويي هيجاني تورنتو. 2- پرسشنامه رضايت زناشويي انريچ.3- پرسش نامه شخصيتي آيزنك. جهت تحلیل آماری داده های پژوهش از روش آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه به روش گام به گام و آزمون تی گروه های وابسته، استفاده شده است.نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین درون/ برونگرایی با رضایت زناشویی رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد (214/0r=، 000/0p). در حالی که بین ناگویی هیجانی با رضایت زناشویی (027/0-r= ،05/0p) و بین درون/ برونگرایی با ناگویی هیجانی (066/0r= ، 05/0p) رابطه معنی دار مشاهده نشد ، بين میانگین رضایت زناشویی زنان درکرانه بالا و پایین درون/برونگرایی تفاوت معنيدار وجود نداشت (467/1-t= ،153/0p).اما بين میانگین رضایت زناشویی مردان درکرانه بالا و پایین درون/برونگرایی تفاوت معنيدار مشاهده شد(276/3- t=، 003/0p). به بیان دیگر، بین میانگین رضایت زناشویی مردان در دو کرانه بالا و پایین درون/برونگرایی تفاوت معنادار وجود دارد.

کلید واژه ها: ناگویی هیجانی ، درون گرایی/برونگرایی ، رضایت زناشویی.

در این فصل به بحث درباره کلیات پژوهش پرداخته میشود. بنابراین، موضوعاتی از قبیل مقدمه، بیان مسئله، اهمیت و ضرورت پژوهش، هدفهای پژوهش، فرضیههای پژوهش، بیان متغیرها و تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهشمورد بحث قرار میگیرد.
1-1-مقدمه
در جوامع امروز زندگی انسانها در تمامی ابعاد دستخوش تغییرات سریع و شگرفی بوده است.بازتاب ماهیت پیچیده این تغییرات و تحولات در زندگی فردی و اجتماعی افراد کاملا محسوس و ملموس است.ازدواج و زندگی زناشویی و تشکیل خانواده نیز از این قاعدی مستثنی نیست.زن و مرد به دلایل متعدد از جمله شناخت ناکافی از یکدیگر،انتظارات و توقعات غیر واقعی از ازدواج و همسر،مشکلات اقتصادی و اجتماعی و اخلاقی ،لاجرم می بایست مسائل و مشکلات بسیاری را در ایجاد و حفظ و بقای زندگی زناشویی در روابط نزدیک و صمیمانه با یکدیگر تجربه کنند.(نوابی نژاد ،1380). رضایت زناشویی1 یک ارزیابی کلی ذهنی فرد از رابطه زناشویی و میزان برآورده شدن نیازها،خواسته ها و آرزوهای شخصی و زوجی در این رابطه است(گلز2،1995). رضایت زناشویی می تواند انعکاسی از میزان شادی افراد از رابطه زناشویی و یا ترکیبی از خشنود بودن به واسطه بسیاری از عوامل مختص رابطه ی زناشویی باشد.می توان رضایت زناشویی را به عنوان یک موقعیت روانشناختی در نظر گرفت که خود به خود به وجود نمی آید بلکه مستلزم تلاش هر دو زوج است.به ویژه در سالهای اولیه،رضایت زاشویی بسیار بی ثبات است و در روابط در معرض بیشترین خطر قرار دارند.(احمدی و همکاران،2010).
ناگویی هیجانی عبارت از آشفتگی در کنش های عاطفی و شناختی،همراه با ناتوانی تبدیل انگیختگی عاطفی تجربه ها به احساسات و تخیلاتی است که نماد و نشانه هیجان هاست.از ویژگی های ناگ.یی هیجانی میتوان به توصیف مدام نشانه های جسمی به جای هیجان ها،گفتار و افکار عینی وابسته به وقایع بیرونی،همچنین فقر و محدودیت زندگی تخیلی اشاره کرد(سیفنوس3،2000)افراد دچار ناگویی هیجانی در بازشناسی،آشکارسازی،پردازش و تنظیم هیجان ها با دشواریهایی مواجه اند.ناگویی هیجانی در کل به عنوان نقص در خودتنظیم گری هیجانی در نظر گرفته می شود(کریتلر4،2002).بیان عواطف عامل اساسی در تمایز زوج های راضی از ناراضی است،چون نقش مهمی در صمیمیت رابطه دارد(کاترین وتیمرمن،2003 به نقل از بشارت،1391). ابراز متقابل عواطف در زوجین احساس حمایت شدن را ایجاد نموده و خودآشکارسازی بیشتری را به دنبال دارد(ساندرسون و اوانس5،2001).
شخصیت6 بیانگر آن دسته از ویژگیهای افراد است که الگوی ثابت رفتاری آنها را نشان می دهد(پروین،1989،ترجمه ی جوادی 1378). یونگ دو واژه درون گرایی و برون گرایی را دو بعد شخصیت افراد نامید و معتقد بود که این افراد از نظر روانی در یکی از این دو می گنجند.نگرش برونگرای انها نسان را به سوی دنیای عینی سوق میدهد،درحالیکه نگرش درونگرایانه،او را متوجه دنیاید رنخود می نماید،این دو نگرش معمولادرهرشخص وجود دارد،ولی به طورمعمول یکی غالب و دیگری مغلوب و ناخودآگاه است یونگ برای هر کدام (افراد درونگرا و برونگرا) خصایصی می شمارد. درونگرایان به افکارواحساسات خویش توجه دارند،گران آینده ومحافظه کارند،اصول و معیارهارا مهمترازخود اعمال می دانند و در نوشتن بهتر از گفتن هستند. برونگرای آن به افراد و اشیا توجه دارند.درزمان حال زندگی می کنند و به خوداعمال توجه دارند.خونگرم،پرحرف،زود آشنا و اهل معاشرت و اجتماعی هستند.( شعاری نژاد،1354). بر این اساس می توانیم با توجه به شخصیت افراد چگونگی واکنش آنها را درموقعیت ای مختلف پیش بینی کنیم،شخصیت به صورت مستقیم وبه عنوان عاملی تاثیرگذار بر فرآیند ارتباطی زوجها اثر می گذارد و بالطبع رضایت زناشویی زوجها را نیز متاثر می سازد. شخصیت یک نفر انواع معین و متفاوتی از واکنشها را ازطرف مقابل فرا می خواند که درکل بر رضایت آنها موثر است(کاگلین،هالتون و هالت7،2000). با توجه به آنچه که گفته شد هدف کلی از انجام پژوهش حاضر، بررسی رابطه ناگویی هیجانی و درون/برون گرایی با رضایت زناشویی می باشد.

1-2-بیان مساله
شواهد حاكي از آن است كه زوج ها در جوامع امروزي براي برقراري و حفظ ارتباط صميمي ودرك احساسات از جانب همسرشان به مشكلات فراگير و متعددي دچارند، بديهي است كه كمبود هاي موجود در كفايت هاي عاطفي و هيجاني دو همسر در كنار عوامل متعدد ديگر از قبيل (عوامل اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و…) اثرات نامطلوبي بر زندگي اجتماعي آنها مي گذارد و بطور منطقي هرچه نارضايتي از زندگي مشترك بيشتر باشد، احتمال ناسازگاري و جدايي افزايش مي يابد(پارسا، 1387).
در خانواده های دارای کارکرد خوب، زوج ها نه تنها به وجود تعارض زناشویی اذعان دارند. بلکه این تعارض و مشکلات به شیوه موثری حل می شوند(گریف8،2000).
ناگويي هيجاني در معناي اصلي به فقدان واژه براي ناميدن و توصيف هيجانها اطلاق مي شود كه از ريشه ي يوناني (الكسي9) نبود واژه(تيموس10) هيجان برگرفته شده است (كمپوس، چيوا، مورئو11، 2000) افراد داراي اين صفت مشكلاتي را در فهم حالات هيجاني ديگران دارند و در روابط ببين فردي همدلي محدودي را نشان مي دهند( كريستال12 ، 1979؛به نقل از هاشمی و همکاران،1391). ارتباط موثر نقش برجسته اي در رضايت زناشويي دارد و مي تواند نقش مهمي در ايجاد احساس امنيت روي زوجين داشته باشد(استنلی13 و همکاران، 2002) بيان عواطف عامل اساسي در تمايز زوجهاي راضي از ناراضي است، چون نقش مهمي در رشد صميميت دارد(یام14 و همکاران، 2003) ابراز متقابل عواطف زوجين احساس حمايت شدن را ايجاد نموده و خود آشكار سازي بيشتر در رابطه را در پي دارد(ساندرسون و اوانس15، 2001).
اگرچه داشتن تشابه فرهنگي ، اعتقادي، مذهبي از معيارهاي لازم انتخاب همسر تعيين شده است اما وجود اين عوامل براي بنيان و ادامه يك زندگي لذت بخش و موفق كافي نيست ، يكي از معيارهايي كه حتما بايد به آن توجه بيشتري شود ، خصوصيات شخصي افراد است(همگونه شخصيتي) يكي از ويژگيهاي شخصيتي موثر بر موفقيت و تداوم زندگي زناشويي ميزان درون گرايي و برون گرايي زوجين است(برشتاین و برشتاین16، 2002،ترجمه سهرابی،1373). با توجه به اين مسئله كه نارضا مندي زناشويي و طلاق ، موجب بروز اختلالهاي جسماني و رواني زوجين شده اند(ساپینگتون17،1999؛ترجمه حسين شاهي برواتي،1382). ودر نهايت ، از جانب خانواده های ناسالم ، جامعه نيز آسيب خواهد ديد، همه اين امور محقق را وادار مي كند تا در پي كشف مولفه هاي رضامندي زناشويي بوده تا بتواند عوامل آن را شناسايي كند.از این رو پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به این سوال است که آیا بین درون/برون گرایی و ناگویی هیجانی با رضایت زناشویی رابطه دارد؟

1-3-اهمیت و ضرورت پژوهش
در زندگی مشترک، غالبا به هنگام مواجهه با مشکلات احساس ناکامی تحقیرو…احساسات وهیجانات به جای عقل و منطق بر همسران غلبه میکند لذا شناخت وهدایت هیجانات برای حفظ روابط زناشویی بسیار مهم است. با توجه به پژوهشهای انجام شده درخصوص روابط همسران به نظر میرسد که مولفههای هوش هیجانی میتوانند در رضایت زناشویی موثر باشد.روابط صمیمانه زوجین نیاز به مهارتهای ارتباطی دارد از قبیل توجه افراد به مسایل از دید همسرانشان وتوانایی درک هم دلانه ی آنچه همسرشان تجربه نموده است وهمچنین حساس و آگاه بودن از نیازهای او(گاتمن18 وهمکاران، 1976) همسرانی که از خودآگاهی بالاتری برخوردارند(خویشتن داری)ودر نحوه ی ابراز احساسات و هیجانات خود نسبت به دیگران خصوصا همسرشان تسلط دارند مانع بروز بسیاری از برخوردها و سوتفاهمات در زندگی زناشویی خود میشوند(پارسا،1387). رضايت زناشويي فرآيندي است كه در طول زندگي زوجين به وجود مي آيد، زيرا لازمه آن انطباق سليقه ها ، شناخت وي‍ژگيهاي شخصيتي، ايجاد قواعد رفتاري و شكل گيري الگوهاي مراوده است (احمدی،1382).
از آنجاييكه انتخاب همسر و انعقاد پيمان زناشويي هم نقطه ي عطفي در رشد و هم پيشرفتي شخصي تلقي مي شود و از آنجا كه بي ترديد يكي از مهمترين تصميم هاي كه در طول زندگي خود مي گيريم انتخاب يك شريك زندگي است (برنشتاین و برنشتاین،2002؛ ترجمه سهرابی،1373) اهميت مسئله ايجاب مي كند كه در هنگام همسر گزيني، علاوه بر عوامل عيني نظير مذهب ، طبقه اجتماعي، نحوه لباس پوشيدن، سن، قيافه و سطح تحصيلات به عوامل زير بنايي از جمله وي‍ژگيهاي شخصيتي نيز توجه شود تا با انتخاب درست در سايه ي خشنودي و رضايت زناشويي از ازدواجي مناسب، محيطي سالم و سازنده فراهم شود كه پايه و اساس نسل هاي آينده، پيشرفت جامعه، اعتلاي فرهنگ و انتقال ارزش ها در آن میسر گردد(دانش،1384).
با توجه به اهمیت کارکرد متعادل خانواده و جلوگیری از متلاشی شدن آن، شناخت عوامل مرتبط با رضایت زناشویی که پایه استحکام بخش زندگی خانوادگی است، ضروری به نظر میرسد (ثنایی و همکاران،1389). شخصیت به صورت مستقیم و به عنوان عاملی تاثیرگذار بر فرایند ارتباطی زوج ها اثر میگذارد و بالطبع رضایت زناشویی زوج ها را نیز متاثر می سازد. شخصیت یک نفرانواع معین ومتفاوتی از واکنش ها را از طرف مقابل فرامی خواند که در کل بر رضایت آن ها مؤثر است (کاگلین19 و همکاران، 2000). هیجانات دارای کیفیت بالایی هستند به این صورت که می توانند باعث واکنش مثبت و منفی در افراد شوند (گروس20،1998). بنابراین اگر رفتارهای شخصیتی بالاخص درون /برونگرایی و نحوه صحیح ابراز احساسات را جزو معیارهای اولیه انتخاب همسر قرار دهیم، بدون شک بسیاری از مشکلات رفتاری و مشکلات مشابه به خودی خود ازبین می رود.همچنین با ارتقا سطح رضامندی زناشویی از رضایت از زندگی، افراد جامعه با آرامش خاطر بیشتر به رشد و تعالی و خدمات اجتماعی،فرهنگی و اقتصادی خواهند پرداخت و خانواده ها نیز از این پیشرفت سود خواهند برد (ثنایی و همکاران،1389).

1-4-هدف های پژوهش:
هدف اصلی:
هدف کلی از انجام پژوهش حاضر، بررسی رابطه ناگویی هیجانی و درون گرایی/برونگرایی با رضایت زناشویی می باشد.
هدف های فرعی:
1- بررسی رابطه ناگویی هیجانی با رضایت زناشویی.
2-بررسی رابطه درون/برون گرايي زوجین با رضایت زناشویی.
3- رابطه ميان درون/برون گرايي و ناگويي.

1-5-فرضیه های تحقیق:
فرضیه اصلی پژوهش: تعامل

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی ناخودآگاه، روانشناسی، عرفان مسیحی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی اساطیر ایران، فارسی میانه، روانشناسی