کیفیت زندگی، رضایت از زندگی، گروههای اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

مسئولیت های پزشکی بیماران تحت پیوند کلیه به اهمیت کیفیت زندگی این بیماران توجه نمود (همان منبع). از منظر تاریخی گرایش به کیفیت زندگی از سه منبع اولیه به وجود آمده است:
1-تغییر عقیده از اینکه تنها پیشرفت های علمی، پزشکی و تکنولوژی می تواند منجر به بهبود زندگی شوند، به این باور که بهزیستی فردی، خانوادگی، اجتماعی و جامعه از ترکیب این پیشرفت ها به همراه ارزشها و ادراکات فرد از بهزیستی و شرایط محیطی بوجود می آید.
2-کیفیت زندگی گام منطقی بعدی از جنبش عادی سازی56 می باشد که بر خدمات جامعه محور به منظور ارزیابی پیامد های زندگی فردی در جامعه تاکید دارد.
3-افزایش توانمندی مصرف کننده خدمات به علت جنبش های حقوق مدنی و تاکید بر برنامه های فرد محور، پیامد های شخصی و خودفرمانی57 (اسکالاک58 و همکاران، 2002).
امروزه توجه به مسائل ذهنی و عینی در مورد رفاه اهمیت زیادی پیدا کرده است. واژه طول عمر و درمان در برابر کیفیت زندگی قرار گرفته و باید به همان اندازه که به آن اهمیت داده می شود به کیفیت زندگی نیز توجه گردد. کیفیت زندگی یک جزء ذهنی از رفاه است. شاید بتوان مجموعه ای از رفاه جسمی، روانی و اجتماعی که بوسیله شخص یا گروهی از افراد درک می شود (از قبیل شادی، رضایت و افتخار، سلامتی، موفقیتهای اقتصادی یا فرصت های آموزشی و خلاقیت) را تعریفی مناسبی از کیفیت زندگی دانست (جلالی،1380).
تعاریف کیفیت زندگی:
در سال 1973، ارزیابی کیفیت زندگی به عنوان یک تکنیک در تحقیقات مطرح شد و تا قبل از این زمان تنها پنج مقاله در زمینه کیفیت زندگی منتشر شده بود (نجومی و افشار، 1378). ولی امروزه توجه به کیفیت زندگی به عنوان شاخص مهم ارزیابی کیفیت مراقبت در بیماری های مختلف با رشد گسترده ای همراه شده است، با این حال هدف مهمتر به حداکثر رساندن درک بیمار از احساس رفاه و کیفیت زندگی خویش می باشد (میتال59، 2001). توافق کلی بر تعریف کیفیت زندگی وجود ندارد. عده ای از محققان آن را مفهومی بدیهی و روشن می دانند و عده ای دیگر این واژه را پیچیده تر از آن می دانند که بتوان آن را در یک یا چند جمله توصیف کرد. این واژه اصطلاحی است که در زمینه های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و مذهبی به کار می رود، اگرچه بیشترین کاربرد آن در مطالعات پزشکی است. لازم به ذکر است که واژه کیفیت زندگی در پزشکی به کار می رود به عنوان کیفیت زندگی وابسته به سلامت شناخته می شود. مفهوم کیفیت زندگی در بر گیرنده توانایی های بالقوه شخص (وضعیت عملکردی)، دسترسی به منابع و فرصت ها جهت استفاده از توانایی ها برای پیگیری و انجام علاقمندی ها (کیفیت زندگی عینی60) و به طور کلی احساس رفاه (کیفیت زندگی ذهنی61) می باشد (بخشی، 1378).
بنابراین کیفیت زندگی را می توان از سه چشم انداز مهم مورد بررسی قرار داد: 1- کیفیت زندگی کلی 2- کیفیت زندگی در ارتباط با سلامتی 3- کیفیت زندگی در ارتباط با بیماری (بیماری- محور). باربوت و همکاران (2001) کیفیت زندگی را درک افراد از موقعیتشان در زندگی در زمینه فرهنگی و سیستم های ارزشی که در آن زندگی کرده و با اهداف، آرزوها و استاندارد های آنها در ارتباط است (ابوالقاضی، 1388).
طبق اظهارات بارد62(1984) در کاربرد مفهوم کیفیت زندگی، چالش عمده حول محور نحوه تعریف کیفیت زندگی دور می زندکه به علت مجرد بودن مفاهیم مذکور، کیفیت زندگی برای افراد و جوامع مختلف و در زمان های متفاوت دارای تعاریف مختلف می باشد. برخی از تعاریف به کار رفته برای آن عبارتند از:
کیفیت زندگی، یک موضوع کلی و مطرح برای تمام انسان ها است و به طور کلی این مفهوم با ترکیبی ازجنبه های زندگی و عملکرد های انسانی که برای ادامه حیات لازم می باشند در ارتباط است.
کیفیت زندگی ارزشیابی ذهنی رضایت از زندگی بطور کامل می باشد (طیبی رامین،1392).
کیفیت زندگی یک مفهوم بسیار ذهنی و شخصی است که معمولا برپایه خوشی و رضایت فرد و با فاکتورهایی که بر روی رفاه اجتماعی، روانی، جسمی و عملکردی وی تاثیر می گذارد، بنا می شود. کیفیت زندگی در مواردی همچون بهبود یافتن یا حقظ توانایی عملکرد و زندگی کردن به بهترین صورت ممکن در شرایطی که بیماری مزمن وجود دارد، به طور فزاینده ای مورد استفاده قرار می گیرد و به عنوان بازده قابل اندازه گیری در درمان بسیاری از بیماری های مزمن کاربرد دارد (شولیتز63 و وینستد64، 2001). کیفیت زندگی شامل مجموعه ای از سلامتی، خوشحالی، احساس خوب بودن، اعتماد به نفس، ارزش زندگی، رضایت از زندگی و همچنین درجاتی از رضایتمندی زندگی می باشد که فرد آن را تجربه می کند. طبق این تعریف شخصیت فرد، وضعیت اجتماعی، فرهنگ، محیط و سن روی درک فرد از کیفیت زندگی او تاثیر می گذارد (ژان65، 1992؛ نقل از بخشنده، 1382) صد ها تعریف در رابطه با کیفیت زندگی موجود است. کارلسون66(2000) بیان می کند که اکثر محققین بر این باورند که تعریف رایجی برای کیفیت زندگی وجود ندارد، اول به این دلیل که کیفیت زندگی دارای ابعاد متعددی است و اجزاء زیادی از زندگی شخص را در بر می گیرد و دوم اینکه هر فرد یک برداشت منحصر به فرد در رابطه با حیطه های مختلف زندگی دارد؛ بنابراین هر فرد فاکتورهای خاصی را برای مفهوم ارتقاء کیفیت زندگی دارد که ممکن است این فاکتور برای دیگری بدترین معنی را بدهد (حجتی عابد، 1386)
علیرغم تمام تعاریف و مثال هایی که بیانگر اختلافاتی در مفهوم سازی و پنداشت کیفیت زندگی می باشد، کایبر67(1997) رئیس پارلمان کیفیت زندگی اروپا بیان می دارد که تمامی پژوهشگران بر سه اصل در ارتباط با این مفهوم توافق نظر دارند.
کیفیت زندگی یک ارزشیابی ذهنی است و بیماران خود قضاوت کنندگان راجع به کیفیت زندگی شان هستند
کیفیت زندگی یک ماهیت پویا و دینامیک است نه یک ماهیت ایستا، بدین معنا که یک فرایند وابسته به زمان بوده و تغییرات درونی و بیرونی در آن دخیل می باشند.
کیفیت زندگی یک مفهوم چند بعدی می باشد و باید از زوایا و ابعاد مختلف سنجیده شود که این ابعاد اجزاء مرکزی چارچوب پنداشتی کیفیت حیات را تشکیل می دهند (وثوق، 1381)
ویژگی های کیفیت زندگی
اطلاع از ویژگی های کیفیت زندگی، می تواند در شناسایی مقیاس های آن ما را یاری نماید این ویژگی ها عبارتند از: چند بعدی بودن، ذهنی بودن و پویا بودن (احمدی، 1385؛ نقل از ابوالقاضی، 1388).
چند بعدی بودن
یکی از مشخصات اصلی و بنیادی کیفیت زندگی چند بعدی بودن آن است که تمام متخصصان دنیا بر آن توافق دارند و علیرغم اینکه متخصصان در شناسایی ابعاد آن تلاش های فراوان کرده اند، ولی بازهم اختلاف نظر هایی مشاهده می شود، لیکن روی هم رفته می توان گفت نکات مشترک آنها از اختلافشان است (گاگن موس، بلوم فیلد، برنر، فلیک68، 1995)
سالیوان69 ابعاد کیفیت زندگی را این گونه بیان می کند:
1-شکایات و ناخوشی های جسمی، احساس خوب بودن.
2- فشار روانی
3-وضعت عملکردی
4-عملکرد نقش
5-سلامتی (طیبی رامین،1392)
هانستاد70 و آلبرکسن71 کیفیت زندگی را در شش بعد مورد بررسی قرار داده اند: این تبعاد شامل موارد زیر است:
1-بعد فیزیکی، شامل سلامت جسمانی و تاثیرات خاص بیماری ها
2-بعد روانی، شامل رضایت از زندگی و عملکرد ذهنی
3-بعد رفتاری، شامل ظرفیت مراقبت از خود و کار و تحرک.
4-بعد ساختاری، شامل مسائل اعتقادی و مذهبی.
5-بعد مادی، شامل وضعیت اقتصادی.
6-بعد اجتماعی، شامل تماس با افراد خانواده و تماس های اجتماعی (طیبی رامین،1392).
کینگ72 و هینداس73 پنج بعد برای کیفیت زندگی پیشنهاد کردنداین ابعاد شامل:
1-جسمانی که شامل تواناییهای عملکردی نظیر سطح فعالیت زیاد علائم فیزیکی است.
2-روانی که شامل رضایت فرد از زندگی، نایل شدن به اهداف، اعتماد به نفس و سازگاری روانی با بیماری است.
3-تعاملات اجتماعی شامل روابط دوستانه، حمایت های اجتماعی و خانوادگی، رضایت از فعالیت جنسی و ازدواج.
4-اقتصادی شامل وضعیت شغلی، سطح تحصیلات و سطح زندگی.
5-معنوی شامل اعتقادات مذهبی و احساس امیدواری و ناامیدی (کینگ و هیندس، 1998).
نایدو و ویلز74 می نویسد: چهار بعد اصلی برای کیفیت زندگی وجود دارد: شامل 1- بعد روانی (خلق و خو) 2- بعد اجتماعی (فعالیت در اجتماع و فعالیت های تفریحی) 3- بعد شغلی (توانایی انجام وظایف شغلی) 4- بعد فیزیکی (درد، خواب و تحرک) (طیبی رامین،1392)
ریدینجرف دراکاپ و برچت75 (2000) در تعریفی از کیفیت زندگی آن را به چهار قسمت تقسیم می کنند: 1- عملکرد فیزیکی شامل انجام فعالیت های روزانه زندگی 2- سلامت روانی شامل عدم وجود اضطراب و افسردگی 3- سلامت اجتماعی شامل عملکرد اجتماعی فرد و میزان رضایت از زندگی اجتماعی و صمیمیت فرد 4- درک از سلامتی شامل درک فرد از سلامتی کلی خود می باشد
گاگ نوس، بلومفیلد، برنر و فلیک (1995) ابعاد کیفیت زندگی را به صورت زیر تعریف می کنند.

بعد جسمانی:
دریافت فرد از توانایی هایش در انجام فعالیت ها و وظایف روزانه که نیاز به صرف انرژی دارد، درد و ناراحتی، خواب و استراحت و ظرفیت و توان انجام کارها می باشد.
بعد روانی:
جنبه های روانی و احساس سلامت مانند افسردگی، ترس، عصبانیت، خوشحالی و آرامش را در بر می گیرد. بعضی از رده های این بعد عبارتند از: تصویر از خود، احساسات مثبت، احساسات منفی، اعتقادات مذهبی، فکر کردن، یادگیری، حافظه و تمرکز حواس.
بعد اجتماعی:
این بعد به توانایی فرد در برقرار کردن ارتباط با اعضاء خانواده، همسایگان، همکاران و سایر گروههای اجتماعی، وضعیت شغلی و شرایط اقتصادی کلی مربوط می شود.
به نظر کوچلر76 و اسکریبر77 کیفیت زندگی سه بعد عمومی رابطه، زمان و تجربه را به هم می پیوندد: رابطه شامل مولفه های خانواده، گروههای اجتماعی، چهارچوب فرهنگی-سیاسی. خود فرد است که در آن وضعیت فرد در رابطه با خانواده و گروههای اجتماعی از همه مهم تر شناخته شده و این دو دارای نقش های حمایتی بسیار مهمی هستند. چارچوب فرهنگی-سیاسی مولفه ای است که هم بر فرد و هم بر خانواده و گروه های اجتماعی اثر می گذارد. زمان دومین بعد و بطور عمده بیانگر وضعیت موجود است. تجارب زندگی و تاریخچه بیماری ها نیز در کنار هم قسمت دیگر این بعد را تشکیل می دهند. همچنین انتظاراتی که فرد ممکن است از آینده دور داشته باشد، بر روی این بعد اثر می گذارد. تجربه سومین و شاید مهمترین بعد می باشد که ایمان مذهبی و عقاید و باورهای اخلاقی یکی از حوزه های آن است. حوزه بعدی، وضعیت اقتصادی-اجتماعی شامل وضعیت مالی، محیط، شغل و اوقات فراغت است. حوزه فردی نیز در بر گیرنده نحوه ارتباط با خویشاوندان و دوستان و همچنین مهارت های اشخاص در برقراری ارتباط جدید و الگوی تماس های اجتماعی افراد است. حوزه روانی هم شامل استراتژی هایی مثل سازش است که نحوه برخورد با هیجانات، مهارت ارتباط دادن بین ادراک و تجربیات و انگیزه افراد جهت حفظ سلامت فردی را در خود جای می دهد و نیز آگاهی از شرایط بدن را شامل می شود که در بعد تجربه مولفه عمده ای به شمار می آید و فاکتورهای تعیین کننده آن شامل وجود بیماری، درد قابل ملاحظه، ظرفیت روحی و عملکرد اعضای بدن است. هر کدام از این ابعاد و اجزاء مذکور در شکل گیری قضاوت بیمار از کیفیت زندگی اش نقش بسیار مهمی ایفا می کنند. با توجه به اینکه کیفیت زندگی دارای دو جزء عینی و ذهنی می باشد، محققین تاکید کرده اند که مدل های مفهومی کیفیت زندگی باید ارتباط بین ابعاد عینی و ذهنی تجارب بشری را در بر داشته باشند (گاگن موس، بلوم فیلد، برنر و فلیک، 1995).
بعد عینی کیفیت زندگی
فاکتورهای عینی کیفیت زندگی شامل گستره وسیعی است از فعالیت ها، وقایع زندگی، خصوصیات افراد، گروههایی از افراد کنترل شده توسط موسسان دولتی و اجتماعی که به تفاوت های فردی زندگی وابسته نمی باشند. در میان این حیطه ها متغیر های دموگرافیکی مانند درآمد، میزان تحصیلات و میزان بیکاری می تواند در جوامع مقایسه گردد و پایه ای برای توسعه سیاست اجتماعی ارائه نماید. این دیدگاه در ارتباط با مفهوم کیفیت زندگی بیان می کند که از طریق نتایج کارشناسان و یا اطلاعات جمع آوری شده در

پایان نامه
Previous Entries سندرم داون، کیفیت زندگی، افراد مبتلا Next Entries پایان نامه با کلید واژه های اردشیر بابکان، دین زرتشتی، عوامل محیطی