کشف المحجوب، مفهوم خدا

دانلود پایان نامه ارشد

حديد، آيه 27.
13. سوره مريم، آيه 21.
14. سوره انبياء، آيه 107 .
15. لغت نامه دهخدا [قهر کردن] [?ق َک َ دَ] (مص مرکب ) خشم کردن.?
16. القاهري الشافعي، عبدالروف بن تاج العارفين علي المناوي، کنوز الحقايق، بمبئي، به نقل از: فروزانفر، احاديث مثنوي، صص152،89،26.
17. لغت نامه دهخدا [سخط] [ س َ خ َ ] (ع مص ) غضب گرفتن???
18. سوره رعد، آيه 17.
19. هجويري، ابوالحسن علي بن عثمان الجلابي، کشف المحجوب، تصحيح استاد د-ژکوفسکي با مقدمه قاسم انصاري، چ دوم،1371، صص386-385.

فصل اول:
کليات تحقيق

1-1. بيان مسأله
اين پايان نامه بر آن است که ابتدا به معاني لغوي و اصطلاحي واژه هاي ” لطف” و “قهر” و ريشه يابي آنها بپردازد و چون اين موضوع در اثر بي مانند مثنوي بررسي مي گردد لازم است به شرح احوال و آثار مولانا اين بزرگ مرد عرصه ادبيات عرفاني پرداخته شود و آنگاه آراي عرفاي مشهور در اين زمينه تا عصر مولوي نقل گردد، سپس سه دفتر اول مثنوي از اين باب مورد بررسي قرار گرفته، آيات، احاديث و روايات مربوط به ابيات آورده شود و نظرات مولانا راجع‎به دو واژه لطف و قهر بررسي گردد و آن گاه نگاهي به تركيباتي كه با لطف و قهر همراه است افكنده شود.
1-2. تاريخچه موضوع
بحث از اسماء و صفات الهي، يکي از کهن‏ترين و مهمترين مباحث در تاريخ کلام اسلامي و نيز ساير اديان الهي است. هرچند برخي از آيات قرآن منشاء پيدايش مسايلي جدّي در اين باب گشت1 ولي به درستي روشن نيست که اين موضوع از چه زماني در ميان متکلّمان مسلمان مطرح شده است؛ در عين حال اين حقيقت مسلّم است كه در قرن دوّم هجري جايگاه اين بحث بدان پايه رسيد که بعضي از متکلّمان موضوع علم کلام را اسما و صفات الهي دانسته‏اند. 2
بسياري از اديان بزرگ وجود خدا را مسلم و ترديدناپذير دانسته به جاي اثبات وجود او، به بررسي و شمارش صفاتش پرداخته‌اند. اهل معرفت، خداوند را از طريق اسماء و صفاتش مي‌خوانند و از اين طريق به خداوند تقرب پيدا مي‌کنند.گروهي از ملحدان نيز با تکيه بر صفات و مورد اعتماد خدا باوران، از تناقض دروني مفهوم خدا سخن گفته، وجود خدايي با صفات آن‌چناني را با وجود حوادث زيان باري چون سيل و زلزله که اصطلاحاً شرور ناميده مي‌شوند ناسازگار پنداشته‌اند?
1-3. ضرورت، اهداف و اهميت موضوع
گنجينه ادب فارسي ، مشحون به جواهراتي پرگهر از تمامي زيبايي هاي معنوي است که بي شک يکي از اين زيبايي ها ، تجلي اسماء الله و صفات الهي است که بخصوص در ادبيات عرفاني جايگاه ويژه اي دارد . عرفان و ادبيات عرفاني دنيايي است از تجليات پروردگار و از ميان فراوان کتب عرفاني ،خورشيد مثنوي معنوي ، بيش از 7?? سال است که از گريبان عرفان شرق سربرکشيده و برکرانه قلب عشّاق تابيدن گرفته است و فسردگان هوي را گرمي عشق و وفا بخشيده است.از همان آغاز طلوع مثنوي، جانهاي شيفته
در گريز از سرما و فسردگي دل، خود را به آفتاب رخشان كلام مي‌سپردند، و چرخ زنان آهنگ خلوتگه خورشيد مي‌كردند. گر چه انبوه شيدايان مثنوي در سفر خود به آسمان، اين دفتر معنوي را همچون راهنمايي روشن بر مي‌گرفتند و هوايي مي‌شدند، اما حقيقت آن است كه اين دفتر، به همان ميزان كه آسماني است زميني نيز هست . درياي پرگهر مثنوي معنوي، هزاران درّ ناسفته از صدف غيب بر ساحل ظهور به جلوه آورده و بر جويندگان حيات پاک نثار کرده است???اين صحيفه جاودانه، بسيار نکته هاي ناگفته دارد که از بقعه اعلي به عشّاق اين وادي، هبه مي کند. مثنوي مولانا ، چکيده اي است از تمامي معارف نظري و تجربه هاي ايماني و عرفاني بشر. پس مي توان پله پله تا ملاقات حضرت دوست با اين نردبان مستطاب فراز آمد .
در اين پايان نامه سعي شده است با بهره گيري از اين درياي پرگهر خواننده با لطف و قهر خداوند آشنا گردد.
آشنايي و اعتقاد به صفات الهي اثر تربيتي عجيبي دارد و زير بناي ساختن صفات يک اجتماع سالم است . اعتقاد به وجود صانع بدون شناسايي صفات او نميتواند در وضع زندگي انسان ها اثر مثبت بگذارد ، حضرت علي (ع) در گرما گرم جنگ با معاويه سربازان خود را گرد آورد و همه را به جنگ با معاويه تشويق کرد و هنگامي که همه گرد آمدند شروع به سخنراني نمود و سخنراني خود را با صفات خدا آغاز کرد و سراسر اين خطبه مربوط به شناسايي صفات خداست که حديث شناس بزرگ شيعه مرحوم کليني در کتاب اصول کافي نقل کرده است. 3
ما در طول روز خداوند متعال را هم ثنا مي گوييم و هم تسبيح (نفي هر گونه نقص و صفت عدمي از ذات حق) مي کنيم. ثناي الهي به صفات ثبوتي الهي اشاره دارد و تسبيح دلالت بر صفات سلبي دارد. آنگاه که او را ثنا مي گوييم، اسماء حسني و صفات کماليه او را ياد مي کنيم، و آنگاه که او را تسبيح مي گوييم، او را از آنچه لايق او نيست منزه و مبرا مي شماريم و در هر دو صورت، نياز به شناخت اين صفات داريم تا معرفت او را براي خودمان تثبيت مي کنيم که همين امر سبب مي گردد که در برابر او خضوع و خشوع نماييم به گونه اي که به خود اجازه ندهيم با اوامر الهي مخالفت نماييم.
بـايـد تـوجـه داشـت كـه حـتـى ايـمـان بـه خدا نيز كه اعتقادى قلبى و باور به يافته هاست ، مترتّب بر شناخت بوده و پس از مرحله شناخت نظرى قرار دارد. بدين ترتيب ، ايمان را نيز مى توان از فوايدى دانست كه بر شناخت مترتّب است.
اميد است، خواننده اين پايان نامه به ياري خدا و توجه و عمل به اخلاق اسلامي، راهنمايي شود که چگونه قدر مقام انساني خود را بشناسد و جايگاه خود را در برابر خدا و جهان هستي مشخص سازد و راه و روشي را که سعادت اين جهان و آن جهان را براي او تامين مي کند در پيش گيرد.
در اين پايان نامه سعي شده است که يک هدف کلي و سه هدف ويژه مورد بررسي قرار گيرد.
هدف کلي : بررسي لطف و قهر خداوند در اثر بي نظير مثنوي
اهداف ويژه :
1- آشنايي با لطف و قهر خداوند و نظر عرفاي مشهور در اين مورد تا عصر مولوي
2- جلوه هاي لطف خداوند و آنچه لطف و قهر خداوند را بر انسان نازل مي کند.
3- صورتهاي گوناگون نزول قهر و غضب الهي بر انسان و آنچه موجب قهر الهي مي شود.
1-4. پرسش هاي تحقيق و فرضيه ها
در اين تحقيق فرضيه هاي زير مي تواند مطرح شود :
1- درنظر مولانا لطف و قهر الهي همه لطف الهي است.
2- مولانا به عقايد عرفاي قبل از خود در زمينه لطف و قهر توجه داشته است.
3- مولانا از برخي جلوه هاي لطف و قهر الهي در مثنوي بيشتر استفاده کرده است.
4- مولانا از آيات و احاديث و روايات پيامبر گرامي اسلام و حضرت علي(ع) بيشتر بهره جسته است.
1-5. روش تحقيق
روشي که در اين پايان نامه براي انجام تحقيقات در نظر گرفته شده است، روش اسنادي و کتابخانه‌اي مي باشد. در تهيه اين پايان نامه از سند کاوي طبق منابع کتابخانه اي و همچنين از سايت هاي معتبر در زمينه پايان نامه و مقالات استفاده شده است.
1-6. مروري بر پيشينه تحقيق
درباره موضوع اين پايان نامه کارهايي به صورت کتاب، مقاله و پايان نامه انجام گرفته است که از جمله آنها مي توان آثار زير را نام برد.
1- کتاب “رحمت و غضب الهي” تاليف حميده حجازي چاپ انجمن نشر آثار و مفاخر فرهنگي
2- پايان نامه “ذات جمال در مثنوي معنوي” نوشته فريال اسکندري
3- مقاله “صفات جمال و جلال الهي از ديدگاه علمي و کلامي” از فصل نامه حبل المتين،
4- مقاله “رحمت الهي در مثنوي مولوي” از فصل نامه تخصصي ادبيات فارسي دانشگاه فردوسي مشهد، نوشته ي اسفنديار آمنه خواتون و منصوريان سرخگريه حسين
5- مقاله “رحمت از ديدگاه ابن عربي” از دکتر عبد الرضا مظاهري دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز
1-7. فايده تحقيق
مثنوي معنوي يكي از بزرگترين جلوه‌هاي انديشه و عرفان بشري است . تحقيق درباره هر موضوعي از اين كتاب مي‌تواند به ما در روشنتر شدن مفاهيم و دستيابي عميق تر به گنجهاي گرانبها و پنهان اين اثر ياري رساند. در اين رساله با بررسي صفات لطف و قهر خداوند در گنجينه مثنوي، خواننده با اين صفات و با جلوه هاي گوناگون لطف و قهر الهي و عرفاي مشهور در حوزه عرفان و کلام تا عصر مولوي بيشتر آشنا شده و همينطور انس با آيات، احاديث و روايات بزرگان گرفته و در نهايت احوال، آثار و ابعاد مختلف شخصيت مولوي، اين بزرگمرد عرصه ادبيات عرفاني را به ياد مي‌آورد.

پي نوشت ها
1. سوره انعام ، آيه 100/ سوره انبياء، آيه 22/ سوره صافات، آيه 159/ سوره شورا ، آيه 11.
2. رازي، فخرالدين، “المطالب العالية من العلم الاهي”، بيروت، دارالکتاب العربي، چاپ اوّل، 1407 ق. ج1، ص37.
3. کليني، ثقةالاسلام، اصول کافي، چاپ آخوندي ، جلد 1، ص134.

فصل دوم:
شرح احوال و آثار مولانا

2-1. احوال و آثار مولانا
در ششم ربيع الاول سن? 604 هجري قمري/30 سپتامبر 1207 م موج رحمت الهي، غريق ديگري را از درياي عدم به ساحل وجود آورد که نامش را جلال الدّين محمد گذاشتند. علت شهرت او به “رومي” و”مولاناي روم” به اين خاطر است که بيشتر اقامت وي در شهرقونيه بوده و مدفنش نيز در اين شهر واقع است. در پرتو عنايات حق و در نظر لطف پدر، مولانا محمد بن حسين احمد خطيبي معروف به بهاء الدين ولد، پرورش يافت. بهاء الدين ولد از اکابر صوفيه و اعاظم عرفا بود و در علم عرفان و سلوک سابقه اي ديرين داشت، جلال الدين وقتي به سن 6 سالگي رسيد، ظاهراً مجبور شد به همراه خانواده از بلخ به قونيه سفر کند اما در حقيقت اين لطف خفي الهي بود که او را به سير آفاق و تماشاي جلوه هاي رحمت حق مي?کشاند و در اين سفر بود که چشمش به جمال عطّار روشن شد. شيخ عطار کتاب “اسرار نامه” را به مولانا جلال الدين هديه داد و به مولانا بهاء الدين گفت: ” زود باشد که اين پسرِ تو آتش در سوختگان عالم زند.” مولوي چشم در چشم عطار دوخت در حالي که عطار چشم بر آسمان داشت و در دل نجوا مي کرد که:
“خلق ترسند از تو، من ترسم ز خود

کز تو نيکو ديده ام از خويش بد” 1

و در دلِ بهاء ولد اين گونه مي گذشت که: “آيا مي شود روزي اين طفل من چون او، کوچه کوچه، شهرهاي عشق را بپيمايد و اسرار دلش را چون او در حديث ديگران نقل کند تا دلهاي سوختگان را مرهمي باشد”.
بهاء ولد، آنچه از شريعت لازم بود، به فرزند آموخت؛ و او نيز آموخته بود که انسان را آفريده اند تا عبادت کند و در برابر اين عبادت، پاداشي دريافت کند و در نهايت وارد بهشت شود؛ اما هميشه در دلش اين سوال مي گذشت که مگر بهشت جز در و ديوار و چهار جوي است؟
در سال 628 بعد از عروج پدر به سرچشمه ي رحمت، او 25 سال داشت که مريدان از او خواستند بر مسند پدر تکيه زند و بساط وعظ و ارشاد بگسترد. بعد از يکسال، سيد برهان الدّين محقق ترمذي در جستجوي بهاء ولد آمد و او را يافت و تحت ارشاد گرفت و ذرّه ذرّه، او را به سوي لطفي سوق مي داد که از همه ي لطف‌ها بالاتر است؛ و نه در وهم آيد، نه در بيان؛ و جلال الدين بعد از رياضت ها و چلّه نشيني دريافت که آن لطف، رؤيت و شهودي است که اگر هرکه به آن دست يابد ، خود را از همه بي نياز
مي بيند و تنها به خداوند نظر خواهد داشت؛ وسرانجام دست تقدير محقق ترمذي را نيز از جلال الدين گرفت؛ امّا او رضا به داده ي خداوند داده بود و اين را نيز لطف خفي الهي مي دانست؛ درسال 642 ه . ق قلندري گمنام و ژنده پوش به نام شمس الدين تبريزي به قونيه آمد و با مولانا برخورد کرد و آفتاب ديدارش ، قلب و روح او را بگداخت و يکسره سودايي و شيدايي کرد ، و اين سجاده نشين با وقار و مفتي بزرگوار را سرگشته کوي و برزن کرد تا جايي که درس و بحث و وعظ را يکسو نهاد و به شعر، ترانه، دف و سماع پرداخت، واز آن زمان ، طبع ظريف و ذوق سليم او در شعر و شاعري شکوفا شد و به سرايش اشعار پر شور و حال عرفاني پرداخت. بين اين دو سخن ها رفت، از ناگفتني ها و ناديدني ها؛ و چون ديگران را نه تاب ديدن اين صحنه ها بود و نه تحمل شنيدن آن گفته ها، ب

پایان نامه
Previous Entries آثار منثور، معرفت خدا، سوره بقره Next Entries عرفان و تصوف، آثار منثور، سلطان ولد