کشف المحجوب، سوره بقره، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

قايل شمارش دانسته است.
ملاصدراى شيرازى در جلد ششم کتاب “اسفار” در توضيح و تفسير کلام اميرالمؤمنين (ع) مي‌فرمايد:
“و کمال الاخلاص له نفى الصفات عنه”
مراد نفى صفاتى است که غير ذات باشد و الا ذات به ذاتش مصداق جميع نعوت کماليه بر اوصاف الهيه است بدون آنکه امر زايدى قيام به ذات او کرده باشد. پس علم و قدرت و اراده و حيات و سمع و بصر در واجب موجود به وجود ذات احديتند با آنکه مفهومات آن‌ها متغاير و معانى آن‌ها متخالف است، و کمال حقيقت وجوديه در جاهليت معانى کثيره کماليه است با وحدت وجود.
و اينکه فرموده است: “لشهاده کل صفه بانها غير الموصوف و شهاده کل موصوف بانه غير الصفه” اشاره است به برهان نفى صفات عارضه، خواه به قدوم آن صفات قائل شوند چنانکه اشاعره مي‌گويند و خواه به حدوث آن‌ها، زيرا هر صفتى که عارض باشد مغاير موصوف خواهد بود، و هر دو چيزى که در وجود متغايرند البته از يکديگر متمايزند در چيزى و مشارکند در چيزى و ممتنع است که جهت امتياز عين جهت اشتراک باشد و الا لازم مي‌آيد که واحد کثير، بلکه وحدت کثرت باشد، پس ناچار بايد هر يک مرکب باشند از ما به الاشتراک و ما به الامتياز، پس در ذات واجب ترکيب خواهد بود و حال آنکه به ثبوت رسيده است که بسيط الحقيقه است.
و آنچه فرموده است: “فَمَنْ وَصَفَ اَللّهَ سُبْحانَهُ فَقَدْ قَرَنَهُ، وَ مَنْ قَرَنَهُ فَقَدْ ثَنّاهُ وَ مَنْ ثَنّاهُ فَقَدْ جَزَّاءهُ، وَ مَنْ جَزَّاهُ فَقَدْ جَهْلَهُ، وَ مَنْ جَهِلَهُ فَقَدْ اءشارَ اِلَيْهِ.” اشاره به همين مطلب است و منظور اين است که هر که او را به صفت زايده وصف نمايد در وجود به غير مقرون گردانيده است و چون به غير مقرون شود ثانى در وجود براى او اثبات مي‌شود و چون ثانى به هم رسيد ناگزير بايد مرکب باشد از دو جزء که به يکى مشارک با ثانى باشد در وجود و به ديگر مباين از آن.84
بنابراين کلام آن حضرت (ع) که منبع علوم مکاشفه و مطلع انوار معرفت است نص است بر غايت تنزيه واجب از شوب امکان و ترکيب.
و لازمه اين تنزيه و تقديس، آن است که موجود حقيقى نبايد غير او باشد و اين ممکنات از لوامع نور مي‌باشند پس او است کل در وحدت.
پيرامون صفات ثبوتيه خداوند، حضرت امير (ع) در نهج‌البلاغه در مواضع مختلف، سخن بسيار فرموده‌اند و اينک نمونه‌هاى چند از سخنان نغز و پرمغز آن حضرت:
“کَائِنٌ لاَ عَنْ حَدَثٍ مَوْجُودٌ لاَ عَنْ عَدَمٍ
خداى سبحان هميشه بوده است نه آنکه حادث و نو پيدا شده باشد، موجود و هستى است که مسبوق به عدم نيست” 85
آنگاه مي‌فرمايد:
“فَاعِلٌ لاَ بِمَعْنَى اَلْحَرَکَاتِ وَ اَلْآلَةِ بَصِيرٌ إِذْ لاَ مَنْظُورَ إِلَيْهِ مِنْ خَلْقِهِ مُتَوَحِّدٌ إِذْ لاَ سَکَنَ يَسْتَأْنِسُ بِهِ وَ لاَ يَسْتَوْحِشُ لِفَقْدِهِ
فاعل و کارگزار آن است و فعل از او صادر مي‌شود نه به معناى حرکات و انتقالات از حالى به حالى و نه به توسط آلت، و همچنين بينا بوده هنگامى که هيچ چيز از آنچه که آفريده، موجود نبوده و منفرد و يگانه است زيرا يار و مونسى ندارد تا با آن انس گرفته و از فقدان آن به وحشت افتد”.86
در خطبه 83 مي‌فرمايد:
“اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي عَلاَ بِحَوْلِهِ وَ دَنَا بِطَوْلِهِ- مَانِحِ کُلِّ غَنِيمَةٍ وَ فَضْلٍ وَ کَاشِفِ کُلِّ عَظِيمَةٍ وَ أَزْلٍ
ستايش مختص خدايى است که به نيروى خود بلند و علو دارد و با لطف خود نزديک گرديده است، هر نعمت و غنيمتى را اعطاء فرموده و از هر عظمت و تنگنايى پرده برداشته است”.87
در خطبه 91 مي‌فرمايد:
“وَهُوَ الْمَنّانُ بِفَوائِدِ النِّعَمِ وَعَوائِدِ الْمَزِيدِ وَالْقِسَمِ عِيالُهُ الْخَلقُ ضَمِنَ أَرْزاقَهُمْ وَقَدَّرَ أَقْواتَهُمْ
اوست احسان کننده به نعمت‌هاي سودمند و بهره‌هاى بسيار، موجودات جهان، جيره‌خوار او هستند و او ضامن و عهده‌دار روزى آنان است و آنچه که مي‌خورند مقدر و تعيين فرموده است”.88
در خطبه 132 مي‌فرمايد:
“الْباطِنُ لِکُلِّ خَفِيَّةٍ وَ الْحاضِرُ لِکُلِّ سَرِيرَةٍ الْعالِمُ بِما تُکِنُّ الصُّدُورُ
خدايى که از هر چيز پنهانى آگاه است و در کنار هر موجود آشکارى حاضر، خدايى که به نيت‌هاي سينه‌ها آگاه است”.89
در خطبه 186 مي‌فرمايد:
“هُوَ اَلظَّاهِرُ عَلَيْهَا بِسُلْطَانِهِ وَ عَظَمَتِهِ وَهُوَ اَلْبَاطِنُ لَهَا بِعِلْمِهِ وَمَعْرِفَتِهِ وَ اَلْعَالِي عَلَى کُلِّ شَيْ‏ءٍ مِنْهَا بِجَلاَلِهِ وَ عِزَّتِهِ
اوست که به سلطنت و بزرگى خود بر زمين غالب و مسلط است و اوست که با علم و معرفت خود از وضع جهان آگاه است و به بزرگوارى و ارجمنديش بر هر چيز آن بلند و برتر است”.90
در خطبه 96 مي‌فرمايد:
“وَ الظَّاهِرِ فَلا شَىْ‏ءَ فَوْقَهُ وَ الْباطِنِ فَلا شَىْ‏ءَ دُونَهُ
او ظاهر است و چيزى آشکارتر از او نيست و باطن است و چيزى نهان‌تر از او نيست”.91
در خطبه 227 مي‌فرمايد:
“اَلَّذِي صَدَقَ فِي مِيعَادِهِ وَ اِرْتَفَعَ عَنْ ظُلْمِ عِبَادِهِ وَ قَامَ بِالْقِسْطِ فِي خَلْقِهِ و عَدَلَ عَلَيْهِمْ فِي حُکْمِهِ
خدايى که در وعده خود صادق است و منزه و برتر است از اينکه بر بندگانش ستم روا دارد و درباره آفريدگانش به عدل رفتار مي‌نمايد و حکم خود را بر ايشان از روى راستى و درستى تعيين فرموده است”.92
“هُوَ اَلظَّاهِرُ عَلَيْهَا بِسُلْطَانِهِ وَ عَظَمَتِهِ
خدا با قدرت و عظمت خويش بر موجودات جهان تسلط دارد”.93
“وَ هُوَ اَلْبَاطِنُ لَهَا بِعِلْمِهِ وَ مَعْرِفَتِهِ
خدا با علم و معرفت خود از وضع جهان آگاه است”94

پي نوشت ها
1. سوره بقره، آيه 115.
2. جودي نعمتي، اکرم (استاديار دانشگاه امام صادق)، تجليات جمالي و جلالي و پيامدهاي رفتاري آن در عرفان سکريان و صحويان، دو فصلنامة علمي- پژوهشي ادبيات عرفاني دانشگاه الزهرا، سال سوم، شماره 6، بهار و تابستان 91، صص 57- 33.
3. ابراهيمي ديناني، غلامحسين، اسماء و صفات حق، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چاپ چهارم،1390، ص61.
4. سلمي، محمد بن حسين، مجموعه آثار عبدالرحمن سلمي: بخشهايي از حقائق التفسير و رسائل ديگر، تهران، چاپ نصرالله پورجوادي،1372 – 1369، ج1، ص21.
5. مکي، ابوطالب، قوت القلوب في معامله المحبوب و وصف طريق المدير الي مقام التوحيد، قاهره، چاپ افست بيروت، 1310، ج 1، ص22.
6. ابن عربي، محي الدين، رسائل ابن العربي، مقدمه و تصحيح و تعليقات نجيب مايل هروي، تهران، انتشارات مولي،1367، ج1، صص4-3 ؛الجلال و الجمال، بيروت، داراحياء التراث العربي.
7. آملي، حيدر بن علي، تفسير المحيط الاعظم و البحر الخضم في تأويل کتاب الله العزيز المحکم، قم، چاپ محسن موسوي تبريزي،1380، ج: 2، ص560 .
8. هجويري، ابوالحسن علي بن عثمان، کشف المحجوب، با مقدمه و تصحيح محمود عابدي، تهران، سروش، چاپ 1،1383، ص550.
9. عبادي، قطب الدين، صوفي نامه، تصحيح غلامحسين يوسفي، تهران، علمي، چ 2،1367، ص 191.
10. بلخي(مولوي)، جلال الدين محمد بلخي، کليات شمس يا ديوان کبير مولانا، تصحيح بديع الزمان فروزان فر، تهران، اميرکبير، چ 2،1363.
11. بر پاية فرهنگهاي بسامدي قرآن مانند المعجم المفهرس بيش از صدبار واژه”يشاء” و نزديک به چهل بار واژه “يُريد” در چنين حال و هوايي به کار رفتهاند.
12. احاديث مثنوي، ص6.
13. سوره ص، آيه 75.
14. سوره انعام، آيه 77.
15. بي‎نام، رساله عرفاني، تهران، کتابخانه اصغرمهدوي، نسخه عکسي دانشگاه تهران، شماره 451.
16. زمخشري، محمود بن عمر، الکشاف، تاليف عليرضا باقر، تهران، خانه کتاب، 1388، صص 398 – 396.
17. سوره بقره، آيات33 – 31.
18. اسماء و صفات حق، ص 38.
19. اشعري، ابوالحسن علي بن اسماعيل، مقالات الاسلاميّين و اختلاف المصلّين، مترجم محسن مويدي، تهران، انتشارات اميرکبير، چاپ اول،1362.
20. جهانگيري، محسن، محمد بن علي ابن العربي، تهران، دانشگاه تهران، 1359، ص222.
21. همان، ص223.
22. همان، ص224.
23. الترکه، صائن الدين علي بن محمد بن محمد، تمهيد القواعد، تصحيح جلال الدين آشتياني، تهران، وزارت فرهنگ و آموزش عالي،1360، ص119.
24. قيصري، داود بن محمود، شرح فارسي مقدمه قيصري، سيد جلال آشتياني، تهران، اميرکبير،1370، ص223.
25. همان،224.
26. رحيميان، سعيد، مباني عرفان نظري، تهران، انتشارات سمت، چاپ اول،1383، ص165.
27. سرّ ني، چ13، 1390، ج1، ص523.
28.الانسان الکامل، ص381.
29. غزالي، محمدبن‌ محمد‌، روضةالطالبين‌ و عمدة السالكين، به کوشش محمد بخيت‌، بيروت، دارالنهضه الحديثه، ص84.
30. قشيري‌، عبدالكريم‌بن‌ هوازن‌، الرساله‌ القشيريه‌ ، چاپ‌ عبدالحليم‌ محمود و محمودبن‌ شريف‌، قاهره‌ (1972ـ1974 ) ، صص 525-524.
31. مجموعه‌ آثار ابوعبدالرحمن‌ سلمي‌: بخشهايي‌ از حقائق‌التفسير و رسائل‌ ديگر ، ج1، ص42.
32. سوره طه‌، آيات 12ـ11.
33. سوره حج‌، آيه 2.
34. سوره فرقان، آيه 63.
35. مجموعه‌ آثار ابوعبدالرحمن‌ سلمي، جلد1، صص493،47،43.
36. مستملي، اسماعيل‌بن‌ محمد‌، شرح‌ التعرف‌ لمذهب‌ التصوف، تهران‌، چاپ‌ محمد روشن‌،نشر اساطير، 1366ـ1363ش، ربع 4، صص1454-1452.
37. روضةالطالبين‌ و عمدة السالكين، صص 86، 85، 81، 55.
38. رازي‌، نجم الدين، مرصاد العباد، تهران، چاپ‌ محمدامين‌ رياحي‌،‌1352ش، صص327-321،324-191.
39. رسائل‌ ابن‌العربي، ج‌1، ص3؛ابن عربي، محي الدين، الفتوحات‌ المكية، بيروت‌، ج2، ص540.
40. ابن‌عربي‌، محي الدين، رحمة‌ مِنَ‌ الرحمن‌ في‌ تفسير و اشارات‌ القرآن‌ ، من‌ كلام‌ الشيخ‌ الاكبر محيي‌الدين‌ ابن‌العربي‌، جمع‌ و تأليف‌ محمود محمود غراب‌، دمشق‌ 1421/2000، ج4، ص256.
41. رسائل‌ ابن‌العربي‌ ، ج‌1،ص4-3.
42. عين القضات، نامه هاي عين القضات همداني، به اهتمام علينقي منزوي و عفيف عسيران،1969، تهران، نشر اساطير، ج1، ص221-220.
43. قيصري‌، داوودبن‌ محمود، رسائل‌ قيصري، با حواشي‌ محمدرضا قمشه‌اي، تهران، چاپ‌ جلال‌الدين‌ آشتياني‌، رساله‌1: التوحيد و النبوة‌ و الولاية،1381ش‌، صص44-43.
44. بهاء الدين ولد، محمد بن حسين، معارف، مجموعه مواعظ و سخنان سلطان العلما بهاءالدين محمد بن حسين خطيبي بلخي مشهور به بهاءالولد، باهتمام بديع الزمان فروزانفر، تهران،انتشارات طهوري، 1352، ج1، ص4.
45. شبستري، شيخ محمود، گلشن راز(متن و شرح) بر اساس قديمي ترين و مهمترين شروح، به اهتمام کاظم دزفوليان، تهران، نشر طلايه، چ اول، 1382، ص112.
46. همان، صص114-113.
47. معارف، ج1، ص21.
48. محقق، محمد باقر، 1372، اسماء و صفات الهي فقط در قران، تهران، انتشارات اسلامي، چاپ اول، ج1، ص277.
49. همان، ص277.
50. همان، ج2، صص1275،1106.
51. کشف المحجوب، صص494-492.
52. فرهنگ اصصلاحات وتعبيرات عرفاني، صص288-287.
53. غزالي، امام محمد، ترجمه فارسي المقصد الاسني في شرح اسماء الله الحسني، ترجمه احمد حواري نسب، تهران، نشر احسان، چاپ اول،1375، صص74،98.
54. سنائي غزنوي، ابوالمجد مجدود بن آدم، حديقه الحقيقه و طريقه الشريعه، تصحيح مدرس رضوي، دانشگاه تهران، موسسه انتشارات وچاپ، چ4، 1374، صص 86،100،116،162،442؛ديوان سنائي غزنوي، ص203.
55. جيلي، عبدالكريم‌بن‌ ابراهيم‌‌، الانسان‌ الكامل‌ في‌ معرفه الاواخر و الاوائل، قاهره‌ 1390/ 1970، جلد 1، صص92،91،89.
56. كاشاني‌، کمال الدين عبدالرزاق. مجموعه‌ رسائل‌ و مصنفات، با مقدمه و تصحيح و تعليق مجيد هادي زاده، تهران‌، نشر ميراث مکتوب، 1379ش، صص 377،642.
57. جامي، نورالدين عبدالرحمان‌ بن‌ احمد‌، اشعة اللمعات‌ في‌ شرح‌ اللمعات‌ در گنجينه‌ عرفان‌، تصحيح‌ حامد رباني‌، تهران‌، كتابخانه‌ علميه حامدي‌،1352، ص32.
58. شريف‌ دارابي‌ شيرازي‌، عباس‌، تحفة المراد: شرح‌ قصيده‌ ميرفندرسكي، تهران‌، چاپ‌ محمدحسين‌ اكبري‌ ساوي‌، 1372، ص112.
59. آلوسي‌، محمودبن‌ عبداللّه ، ‌روح المعاني في تفسير القرآن العظيم و السبع المثاني، بيروت‌: داراحياء التراث‌ العربي‌، ج1، ص8 .
60. رسائل‌ قيصري‌ ‌،ص824 ؛ تفسير المحيط‌ الاعظم‌ و البحر الخضم‌ في‌ تأويل‌ كتاب‌ اللّه‌ العزيز

پایان نامه
Previous Entries صفات خداوند، واجب الوجود، حل اختلاف Next Entries سوره بقره