کشاورزی ارگانیک، علف های هرز، پوشش گیاهی

دانلود پایان نامه ارشد

داشت.
2-3-1-2- پايداري و امنيت غذايي
در كشاورزي ارگانيك، كلا محصولات و حيوانات متنوعي پرورش داده مي‌شود . اين تنوع بدين معني است كه خطر نوسان توليد بواسطه واكنش متفاوت محص ولات مختلف نسبت به تغييرات اقليمي و زمانهاي مختلف رشد، پخش مي‌شود.
امنيت غذايي لزوماً از طريق خودكفايي محصولات غذايي بدست نمي‌آيد . تقاضاي مصرف‌كننده براي موادغذايي توليد شده به شيوه ارگانيك و گاهي اوقات بيمه‌هاي مؤثر فرصت‌هاي جديد صادراتي براي كشاروزان كشورهاي جهان سوم ايجاد مي كند و از اين طريق خودكفايي افزايش مي يابد.
كشاورزي ارگانيك از راه‌هاي مختلفي مي‌تواند بر امنيت غذايي محلي تاثير داشته باشد .كشاورزان ارگانيك هزينه‌هاي اوليه زيادي ندارند بنابراين پول كمتري قرض مي‌كنند. نهاده‌هاي شيميايي در نتيجة كاهش سوبسيدها براي تعداد بسياري از كشاروزان فقير قابل تهيه نيست. بهبود ساختمان خاك شايد تنها روش پايدار اقتصادي براي كشاورزان خرده پا باشد. اين ويژگي فرايند توليدي كشاورزان ارگانيك باعث مي‌شود، مصرف‌كنندگان و كشاورزان ارگانيك نسبت به عاملي كه كنترل كمي روي آن دارند، وابستگي كمتري داشته باشند و بدين ترتيب است كه وضعيت امنيت غذايي بهبود مي يابد.

2-3-1-3- اثرات زيست محيطي
كشاورزان ارگانيك از مصرف كودهاي شيميايي صرف نظر كرده‌اند. بسياري از طرح‌هاي صدورگواهي نيز مصرف كودهاي معدني را محدود كرده است. اين كودها منحصرا مي تواند به عنوان مكمل مواد آلي توليد شده در مزرعه استفاده شوند. در اين كار مزاياي زيست محيطي به شرح ذيل وجود دارد، نيازي به استفاده از انرژي فسيلي غيرقابل تجديد نيست و آبشويي نيتروژن كاهش مي‌يابد . در عوض، كشاورزان حاصلخيزي خاك را از طريق استفاده از كود آلي (نوع كود و طريقه پخش آن بر ميزان نيتروژن خاك اثر فوق‌العاده‌اي دارد و در صورت استفاده نادرست منجر به بروز مشكل آبشويي خواهد شد)، بقاياي گياهي(مانند بقاياي برنج و ساقه هاي ذرت خرد شده) گياهان خانواده بقولات، كودهاي سبز و ساير كودهاي طبيعي (مانند علفهاي درياي، كود مرغي و سنگ فسفات) افزايش مي‌دهند.
بسياري از كشاورزان فقير به كود دامي كه يكي از اجزاء مهم حاصلخيزي است دسترسي ندارند. گاهي اوقات ممكن است كشاورزان ارگانيك از لجن فاضلاب استفاده كنند كه اين مواد حاوي عوامل بيماري زا و ساير آلودگي‌هاست. خاك برخي مناطق كشورهاي حاره‌اي داراي حاصلخيزي كمي است و استفاده از نهاده‌هاي شيميايي در آنجا الزامي است.
در كشاورزي ارگانيك محصولات و دام‌هاي متنوعي بايستي وجود داشته باشد . بسياري از محصولات غذايي بومي(مانند انبه، نخل روغن، ارزن، سيب زميني هندي و ذرت خوشه اي)، بقولات و ساير گياهان تحت كشت مي توانند در تناوب زراعي گنجانده شوند.
2-3-1-4- اثرات اجتماعي
ماهيت كشاورزي ارگانيك بگونه اي است كه باعث مي‌شود دانش و گونه هاي بومي كه غالبا ناديده گرفته مي‌شوند در اين سيستم كشاورزي، ارزش زيادي پيدا كند .در بسياري مناطق اين دانش بواسطه معرفي كشاورزي پرنهاده، ترويج سيستم تك كشتي و انتخاب محصولات اصلاح شده رو به زوال رفته است.
مديريت ارگانيك كه متكي بر دانش بومي ، پيچيدگي تعاملات و گوناگوني شرايط از محلي به محل ديگر متفاوت است، مطلوب اراضي بزرگ توليدي نيست. بنابراين كشاورزي ارگانيك نيازمند توزيع عادلانه‌تر و حق دسترسي عادلانه‌تر به منبع توليدي مهمي به نام« زمين» است.
فعاليت در سيستم كشت ارگانيك به معني آزمايش فنون جديد، مديريت خاص زمان كاري، سرمايه گذاري در زمينه اقدامات مربوط به مديريت خاص فضاها، پذيرش و اصلاح راه حل‌هاي تغييرات، مقايسه گزينه‌هاي مختلف با كشاورزاني كه داراي شرايط مشابهي هستند و انتخاب گزينه بهينه مي‌باشد. اين كار تنها از طريق مشاركت كشاورزان در تحقيق و كاربرد نتايج تحقيقات قابل حصول است .
اجراي تحقيقات درون مزرعه‌اي مي‌تواند جوامع روستايي را حمايت كرده و دانش جديدي بوجود آورد كه همه كشاورزان از آن منتفع شوند.
نياز دائمي به نيروي كار در كنار افزايش ظرفيت زمين و حفاظت آب در كشاورزي ارگانيك مي‌تواند افراد را به اختصاص دائمي زمين زراعي خود به كشت ارگانيك تشويق كند و بدين ترتيب به جوامع روستايي نيروي تازه‌اي بخشد.
بهبود موقعيت زنان در كشاورزي به عنوان موضوع مهمي در كشاورزي ارگانيك شناخته شده است. دستيابي به كار، توزيع كار براساس جنسيت و دسترسي به دانش ملاحظات مهمي هستند.
در كشاورزي ارگانيك، استفاده از نهاده‌هاي در دسترس محلي تشويق مي‌شود. اثر استفاده از نهاده‌هاي محلي بر جوامع محلي نسبت به زماني كه نهاده ها از خارج جامعه كشاورزي به سيستم وارد مي‌شود بسيار بيشتر است.
در موارديكه سموم و آفت‌كش‌هاي شيميايي از خارج جامعه كشاورزي وارد مي‌شود، پذيرش فنون كشاورزي ارگانيك به معني كاهش واردات نهاده‌ها و كاهش نياز به پول خارج (ارز) است. در كشاورزي ارگانيك مشخص نيست كه در چه موردي نياز به نيروي كار بيشتر است.
در مناطقي كه عمليات افزايش ارزش افزوده (مانند فراوري و بازاريابي) محصولات ارگانيك در حال انجام است، نيروي كار بيشتري مورد نياز است و توزيع خاص نيروي كار را طلب مي كند. ويژگي فعلي بازار كشاورزي ارگانيك اين كار را مساعدتر كرده است.
2-3-2- جنبه های تکنیکی زراعت در کشاورزی ارگانیك
الف) مدیریت خاک در کشاورزی ارگانیک
ب) مدیریت تغذیه گیاهی در کشاورزی ارگانیک
ج) مدیریت تناوب زراعی در کشاورزی ارگانیک
د) مدیریت علف های هرز در کشاورزی ارگانیک
ه) مدیرت کنترل آفات و بیماریها در کشاورزی ارگانیک (میردامادی و خادمی،1382 ).
2-3-2-1- مدیریت خاک در کشاورزی ارگانیک
هدف از مدیریت خاک در نظام ارگانیک، حفظ سلامت و فعالیت بیولوژیکی خاک و ایجاد محیطی مناسب برای رشد گیاه می‌باشد که به منظور تولید بیشتر مواردی چون جلوگیری از فرسایش آبی و بادی، هدر رفتن آبها در مناطق خشک، زهکش، ایجاد محیطی مناسب برای رشد گیاه، انجام عملیات صحیح زراعی و حفظ پوشش گیاهی در خاک های کم هوموس لحاظ می گردد، ضمن آنکه در این نظام باید از اثرات متقابل محصول زراعی، خاک و تاثیر مدیریت کشت، اطلاعات کافی داشت. با توجه به اینکه خاک شدیداً تحت تاثیر عملیات شخم قرار دارد. از این رو در روش ارگانیک، شخمی مورد نظر می‌باشد که با حفظ ساختمان خاک و پوشش گیاهی مناسب، طول زمانی نسبتاً بیشتری را در تناوب فراهم سازد.
2-3-2-2- مدیریت تغذیه گیاهی در کشاورزی ارگانیک
در مدیریت تغذیه گیاهی تاکید بر این است که با کاهش مصرف منابع خارجی برای تامین عناصر غذایی، از هدر رفتن عناصر جلوگیری شود و میکروارگانیزم های خاک بتوانند عامل گردش عناصر غذایی در خاک را به انجام رسانند، به نحوی که در صورت خروج مواد آلی و عناصر غذایی در هنگام برداشت، جایگزینی این مواد تامین گردد. فرآیند هدر رفتن عناصر غذایی بایستی با استفاده از فرآیندهای چرخه طبیعی و تثبیت بیولوژیکی ازت به حداقل کاهش یابد. یک سیستم مطلوب را می‌توان در تلفیق نظام های زراعی و دامداری جستجو نمود که ماحصل مزرعه در دامداری و ضایعات دامداری در مزرعه مصرف گردد.
2-3-2-3- مدیریت تناوب زراعی در کشاورزی ارگانیک
در اثر برداشت محصول، عناصر غذایی بسیار زیادی از خاک خارج می‌شود و چنانچه کشت پیدرپی ادامه یابد، کاهش مقاومت محصول در برابر خسارت و آفات و بیماریها و کند شدن رشد را به همراه خواهد داشت. اهدافی که در این بخش مورد توجه است، شامل حداقل نمودن علفهای هرز مزرعه، کنترل بیماریها و آفات از طریق افزایش تنوع فضایی در بعد زمانی و مکانی می‌باشد.
2-3-2-4- مدیریت علف های هرز در کشاورزی ارگانیک
تفکر کشاورزی نوین به از بین بردن علفهای هرز استوار است و سعی بر این است که با هر وسیله چه مکانیکی و چه شیمیایی، کلیه علفهای هرز از بین برود. اگر چه علفهای هرز به دلیل رقابت با گیاهان زراعی کاهش عملکرد آنها را فراهم میآورد و برخی نیز به صورت انگل میباشد ولی علفهای هرز دارای محاسنی نیز هستند، از جمله میتوانند با ایجاد پوشش مناسب در سطح خاک از فرسایش خاک جلوگیری نمایند و یا ریشه آنها در بهبود فعالیت بیولوژیک خاک تاثیر داشته و ممکن است بعضی مواد شیمیایی تولید شده توسط علفهای هرز اثرات مثبتی بر روی گیاهان زراعی داشته باشد. کشاورزی ارگانیک با تلاش برای از بین بردن علفهای هرز مخالف است.
لذا توصیه میکند نوارهایی از علفهای هرز در بین ردیفهای زراعی باقی بماند، که این قسمت‌ها بتوانند حشرات مفید را به خود جلب نموده و به کنترل علفهای هرز کمک نمایند. این نوع کشاورزی معتقد است که کنترل علفهای هرز باید به صورت تعادلی بوده و بین گونههای زراعی و گونههای هرز تعادلی برقرار باشد.
2-3-2-5- مدیریت کنترل آفات و بیماریها در کشاورزی ارگانیک
مصرف آفت‌کش‌ها از دستاوردهای کشاورزی پیشرفته بوده و پس از مشخص شدن آثار زیانبار آنها اگر چه امروزه در بسیاری از کشورهای پیشرفته کمتر مورد استفاده قرار میگیرند و استفاده از آنها ممنوع شده اما در کشورهای کمتوسعه یافته هم چنان به طور فزآیندهای مصرف میشوند. برخی از مشکلات آفت‌کش‌ها به قرار زیر میباشد:
الف) وجود ماهیت شیمیایی آفت‌کش‌ها باعث برهم خوردن اکوسیستم خاک و موجودات زنده و حیوانات میگردد.
ب) ایجاد مسمومیت در انسان
ج) آلودگی هوا
د) از بین بردن حشرات مفید
ه) بیاثر بودن قارچها به دلیل مقاوم شدن این نوع آفات
و) تاثیر معکوس برخی آفت‌کش‌ها ، یعنی ازدیاد جامعه آفات
منظور از کنترل بیولوژیکی، کاربرد کودهای آلی، تناوب، رعایت تاریخ کشت، کود سبز، اصلاح ارقام مقاوم و تقویت دشمنان طبیعی آفات میباشد. ضمن آنکه این تفکر در کشاورزی ارگانیک وجود دارد که اگر در خاک توازن مواد غذایی برقرار باشد، افزایش قدرت گیاه او را از آسیب دیدگی در برابر بیماریها در امان داشته و گیاه دارای قابلیت بیشتری برای مقابله با عوامل بیماریزا میشود (میردامادی، خادمی، 1382).
2-4- معايب كشاورزي ارگانيك
معايب عمده كشاورزي ارگانيك به شرح ذيل مي باشد:
2-4-1- محصولات غذايي ارگانيك گرانتر از محصولات غيرارگانيك هستند.
در سالهاي اوليه پيدايش جنبش ارگانيك توليدكنندگان اين شيوه كشاورزي در انزوا قرار داشتند. درآمد آنها كم و مجبور به كشت و كار در اراضي نامرغوبتر و دوردست‌تر بودند . هيچ گونه نظارت، كنترل و تضميني براي قيمت محصولات ارگانيك وجود نداشت . كشاورزان ارگانيك اغلب از جانب كشاورزان و مردم به تمسخر گرفته مي‌شدند . امروزه جنبش ارگانيك از لحاظ سياسي در جايگاه مناسبي قرار داشته و از جانب طرفداران محيط زيست و منتقدين شيوه‌هاي كشاورزي رايج حمايت مي‌شوند . از لحاظ تجاري نيز، افزايش تعداد كشاورزان ارگانيك امكان ايجاد تعاوني‌هاي بازاريابي محصولات را فراهم آورده است. اين تعاوني‌ها باعث شده است تا كشاورزان مزبور در هنگام معامله با فروشندگان كل از موضع قدرت بيشتري برخورد كنند. قيمت محصولات ارگانيك در مقايسه با محصولات غيرارگانيك بيشتر است. به عنوان مثال آرد گندم ارگانيك دو برابر غيرارگانيك آن قيمت دارد. بدين ترتيب كمبود عملكرد جبران مي‌شود.
2-4-2-كشاورزي ارگانيك به نيروي كار بيشتري نياز دارد.
در مقايسه با مزارع كشاورزي رايج، در مزارع ارگانيك از نيروي كار چه به صورت موقت يا به صورت تمام وقت ، به نسبت بيشتر استفاده مي‌شود . علت عمده اين امر تنوع بيشتر فعاليت‌ها، عمليات بازاريابي و فرايندسازي محصول و نسبت بيشتر سبزيجات و گياهان ريشه‌اي در تناوب مزارع ارگانيك مي‌باشد. مطالعات متعدد حاكي از تأثيراندازة مزرعه و نيروي كار مورد نياز است. در مزارع كوچك استفاده از نيروي كار و نياز به آن در هر هكتار نسبت به مزارع ارگانيك بزرگتر، بيشتر است .
آنچه مسلم است در اكثر مزارع ارگانيك نيروي كار خانواده نقش مهمي را بر عهده دارد و در مواردي كه وسعت و گستردگي فعاليت ايجاب كند، اقدام به استخدام نيروي كار اضافي خواهد شد.
نياز به نيروي كار بيشتر در مزارع ارگانيك براي كشورهاي جهان

پایان نامه
Previous Entries کشاورزی ارگانیک، محیط زیست، مواد غذایی Next Entries تمایل به پرداخت، عرضه و تقاضا، محیط زیست