کارکردها و اهداف، فلسفه اخلاق، حوزه آموزش

دانلود پایان نامه ارشد

ساختاري در کل نمونه 149
جدول 6-13- شاخصهاي برازندگي دو مدل گروه دانشجويان پسر و گروه دانشجويان دختر 152
جدول 6-14- مقادير برآورد شده مدل معادلات ساختاري براي دو گروه دانشجويان پسر و دانشجويان دختر 153

فهرست اشکال و نمودار
عنوان صفحه
شکل 3-1- چهار روش تأثير پاداش و تنبيه روي رفتار 61
شکل3-2- فرايند نظريه يادگيري اجتماعي 65
نمودار 4-1- تحليل عاملي مرتبه اول پيوند افتراقي 75
نمودار 4-2- تحليل عاملي تاييدي مرتبه اول تعاريف 76
نمودار 4-3- تحليل عاملي تاييدي مرتبه اول ابعاد تقويت افتراقي 77
نمودار 4-4- تحليل عاملي تاييدي مرتبه اول تقليد 79
نمودار 6-1- مدل معادلات ساختاري يادگيري اجتماعي در کل نمونه با ضرايب استاندارد 151
نمودار6- 2- مدل معادلات ساختاري يادگيري اجتماعي دانشجويان پسر با ضرايب استاندارد 155
نمودار 6-3- مدل معادلات ساختاري يادگيري اجتماعي دانشجويان دختر با ضرايب استاندارد 156

مقدمه
ظهور دانشگاه و مراکز آموزشعالي به شکل کنوني، پديدهي دورهي مدرنيته است. دانشگاهها به روايت فيلسوفان روشنگري حلقه اتصال ضروري بين عقل و پيشرفت شناخته ميشوند که به‌عنوان بخشي جداييناپذير از پروژهي بزرگ مدرنيته، دانش را براي منافع جامعه، توليد و بازتوليد ميکنند (مکلين1، 2006: 26). دانشگاه در فراهم آوردن دو پيششرط زندگي اجتماعي نقش مهمي دارد که اين پيش‌شرط‌ها عبارتاند از: 1- تعهد اخلاقي براي مشارکت و همکاري اجتماعي در جهت تحقق جامعه‌ي قانونمند مدني و دفاع از ارزشهاي والاي حياتي مانند گفت وگو، همفهمي، ديگرپذيري، انساندوستي و عدالتخواهي؛ 2- دانايي و فنآوري، توليد دانش فني و کاربردي، نوآوري و روزآمد و کارآمد کردن علم و فن و هنر براي پاسخگويي به نيازهاي متنوع جانشينناپذير و پايانناپذير (موسسه پژوهش‌هاي اجتماعي، 1377؛ به نقل از فاضلي، 1387: 201). با توجه به کارکردها و اهداف بيان‌شده و ضرورت وجود دانشگاهها و مراکز آموزشعالي، يکي از مسائلي که مي‌تواند در کارکردهاي اين نهادهاي آموزشي اختلال ايجاد کند و مانع رسيدن اين نهادها به اهدافشان باشد، پديده تقلبعلمي2 و يا عدم صداقتعلمي3 است.
تقلب علمي را به ‌عنوان امري غيراخلاقي، فريبکارانه و خلاف قوانين آموزشي تعريف کردهاند که در آن ارزشها و هنجارهاي يک محيط علمي زير پا گذاشته ميشوند. با رشد نهادهاي آموزشي و حجم انبوه ورودي به دانشگاهها، شيوع اين مسئله در سالهاي اخير نهادهاي آموزشي را با مشکلات فراواني روبه‌رو کرده است و بخشي از سياستگذاريها در حوزه آموزشعالي، به مبارزه با اين پديده اختصاص يافتهاست. رسانه‌هاي عمومي و ادبيات حرفه‌اي تقلب علمي را به سبب وقوع بالاي اعمال فريبکارانه در ميان دانشجويان و اختلالهاي مربوط به آموزش و فرايند ارزيابي در کلاس درس (لرش4، 1999: 103) و همچنين تأثيرات منفي که تقلب علمي بر کل جامعه به‌جاي ميگذارد، به‌عنوان يک مشکل بسيار بزرگ شناختهاند. با وجود اينکه تقلب علمي در بلندمدت ميتواند اثرات زيانباري را حتي به‌مراتب شديدتر از ساير رفتارهاي انحرافي براي جامعه به همراه داشته باشد؛ اما به تأسف بايد گفت، به تقلب علمي در کشور ما هنوز به‌عنوان شکلي جزئي از رفتار انحرافي نگريسته ميشود و حتي گاهي سادهتر از اين.
افرادي که رفتارهاي متقلبانه علمي را ساده انگاشتهاند، اين نکته را فراموش کردهاند که فساد اداري، اختلاس، جرائم يقهسفيد و …که در رسانهها و محافل عمومي بازتاب مييابند، ممکن است ريشه در رفتارهاي متقلبانه علمي و جامعهپذيري مجرمانه آن‌ها در دوران تحصيل داشته باشد؛ چنان‌که بسياري از پژوهشهاي خارجي بر اين ارتباط مهر تأييد نهادهاند.
مسير توسعهي همهجانبه در يک جامعه بر محور توليد علم است، فارغالتحصيلاني که با ارزيابي نادرست به دليل تقلب در آزمونها، دانشگاه را به اتمام رساندهاند؛ پژوهشهايي که بر پايه سرقت علمي، دادههاي نادرست، جعل و تحريف بودهاند؛ به‌هيچ‌وجه نخواهند توانست جامعه را با توليد علم همراه کنند. بلکه ديري نخواهد پاييد که جامعه از مدار توليد علم خارج ميشود. عليرغم دغدغهي جهاني نهادهاي آموزشي همانند تأسيس نهادهاي بين‌المللي5 مرتبط براي جلوگيري از تقلب علمي و ترويج اخلاق علمي، تنظيم مقررات و قواعد اخلاقي در هر دانشگاه و تحقيقات فراوان در خارج از کشور، مسئله تقلب علمي در کشور ما، نه به گونه‌ي جدي در نهادهاي آموزشي جهت تنظيم مقررات و قواعد اخلاقي به آن پرداخته‌شده و نه‌چندان جايي در پژوهشهاي اجتماعي دارد. با توجه به خلاء پژوهشي موجود در بررسي تقلب علمي از ديدگاه جامعه‌شناختي، پژوهش حاضر به بررسي نقش يادگيري اجتماعي در تقلب علمي ميان دانشجويان دانشگاه هرمزگان ميپردازد.
اين پژوهش به روش قياسي و در هفت فصل سامان يافتهاست. در فصل اول به بررسي تعاريف، نوعشناسي و بيان پيآمدهاي تقلب علمي پرداختهايم. فصل دوم به بررسي مطالعات پيشين و دستهبندي آنها اختصاص يافت. در فصل سوم چهارچوب نظري تحقيق و در فصل چهارم روش، مورد بحث واقع‌شده است. فصل پنجم به توصيف دادهها اختصاص دارد. در فصل ششم با استفاده از آزمونهاي تفاوت معنيداري و مدل معادلات ساختاري به تحليل متغيرهاي تحقيق پرداختهايم و فصل هفتم اين مجموعه به نتيجهگيري و بحث اختصاص يافت.

1-1- بيان مساله

تقلبعلمي پيآمدهاي جدي دارد و اين وظيفه آموزشدهندگان است که نادرستيها را نشان دهند، پيش از آن که “دانشجويان امروز”، ” مجرمان فردا” شوند (شاو6، 2004).

تشخيص تاريخ سوءرفتار علمي7 حداقل به قرن هفدهم بازمي‌گردد. مدتي پيش از آنکه جوامع علمي سلطنتي در انگلستان و فرانسه ايجاد شوند، اختلافاتي در مورد حقوق تاليف و اختراع شکل گرفته بود. پس از آن بهتدريج مفاهيمي همچون مالکيتفکري8، کپيرايت، حقثبت و علامتتجاري در جهان غرب پذيرفته و بوسيلهي سيستمهاي قانوني پشتيباني شدند. تاريخ تحقيق و اکتشاف، همواره مملوء است از مناقشههاي چشمگيري که “چه کسي اولين نفر است؟” و همراه با اين مناقشهها اتهاماتي از قبيل مفاهيم دزديدهشده9، دادهاي جعل شده10، متون سرقت شده11، خرابکاري12 کار تحقيقي و حتي کردارهاي تنفر برانگيزتر از اين، مطرح شدهاست (دکو13، 2002: 2). با ظهور نهادهاي جديد آموزشعالي به شکل کنوني و سيستم آزمونها و ظهور تکنولوژيهاي نوين ارتباطي، رفتارهاي متقلبانه علمي شکل جديدتر و پيچيدهتري را به خود گرفتهاست. از آنجا که در جامعهي امروز بخش مهمي از موفقيت زندگي اجتماعي افراد در گرو موفقيت آنها در دانشگاه است، تلاش براي رسيدن به مدرک دانشگاهي جهت دستيابي به سرمايههاي فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي به مسالهي مهمي تبديل شده و در اين مسير ممکن است ارزشها و اخلاقيات علمي زيرپا گذاشته شوند.
تحقيقات انجام گرفته در زمينهي عدم صداقت دانشگاهي درصد بسيار بالايي از شيوع تقلب علمي را در نهادهاي آموزشي گزارش داده‌اند. خدايي (2011) با توجه به نتايج تحقيق خود بيان مي‌کند که 95 درصد از دانش آموزان به تقلب در طول سال تحصيلي اعتراف کرده‌اند و موفقيت 75 درصد آنان در تقلب گزارش شدهاست. نخعي و سيدحسيني (1384) گزارش مي‌دهند از ديدگاه تعداد قابل توجهي از دانشجويان پزشکي که جمعيت مورد تحقيق را تشکيل ميدادهاند، برخي از انواع تقلب مورد تأييد آن‌ها بوده و فراواني نسبي آن‌ها تا 50 درصد بوده است. در پژوهش بورآسا14 (2011) به طور کلي 77 درصد از نمونه تحقيق بر اساس پاسخ به 24 رفتار تقلبي، تقلب خود را گزارش داده‌اند. مونيکا15 و ديگران (2010) اظهار کرده‌اند 61 درصد از افراد تحقيق، از ميان شش نوع رفتار تقلبي‌اي که در تحقيق بيان شده، دو نوع از اين رفتارها را به صورت جدي انجام داده‌اند و 70 درصد آنان حداقل يک بار مرتکب رفتارهاي تقلب شده‌اند. عليوردينيا و صالح نژاد (1392) در تحقيق اخير خود گزارش دادهاند که حدود 9/31 درصد از دانشجويان در حد متوسط به بالا، در جلسات امتحاني تقلب کردهاند. ميزان تقلب در سي سال گذشته به‌طور منظم در حال افزايش بوده و با پيشرفت فنآوريهاي جديد به حدي شايع شده که مي‌توان آن را معضلي همهگير در مراکز آموزشي دانست (مرداک، 2006، به نقل از خامسان، 1390). آنچنان که زابو و آندروود16 (2004) بيان ميکنند در حدود 32 درصد از دانشآموزان به سرقت علمي17 با استفاده از اينترنت، به منظور تحقق اهداف آکادميک خود اعتراف کردهاند.
1-1-1- تعاريف تقلب علمي
يک مسئله‌ي جدّي در تحقيقات مربوط به عدم صداقتعلمي، توافق اندکي است که بر روي تعريف عدم صداقتعلمي و تقلب وجود دارد (بويسِن18، 2007: 5). با وجود مطالعات منتشرشدهي متعدد از رفتارهاي متقلبانه علمي، هنوز هيچ اجماعي در مورد يک تعريف استاندارد از اين اصطلاح وجود ندارد (مارسدن19، 2008؛ موهني20، 2007). تماميِ پژوهشهايي که در حوزه رفتارهاي مربوط به تقلب علمي انجام‌گرفته به ابهام بر سر تعريف و نوعشناسي اين رفتارها اذعان داشتهاند. تعريف تقلب علمي يا عدم صداقتعلمي گسترده است؛ اصطلاح مبهمي که بسياري از اشکال متفاوت و رفتارهاي مختلف را در بردارد (موهني21، 2007). قوانين اجتماعي معمولاً صريح هستند، درحالي‌که اغلب درجهاي از ابهام در باب رفتارهاي مربوط به تقلب علمي وجود دارد. در تلاش براي روشن کردن آنچه به‌منزله‌ي تقلب علمي است، مؤسسات آموزشي اغلب آيين‌نامه‌ها و مقرراتي را براي رفتارهاي متقلبانه علمي ارائه ميکنند که تعاريف خاصي را شامل ميشود (بوراس و همکاران، 2007). از آنجا که تفاوتهاي روششناختي و مفهومي موجب ميشود بر سر نرخ رفتارهاي متقلبانه علمي اختلافنظر پيش بيايد (عليوردينيا و صالحنژاد، 1392) و از طرفي تغيير تعاريف و اختلافات جزئيِ ذهني ممکن است به شيوع رفتارهاي متقلبانه کمک کند (رولياس، 2004؛ به نقل از مارسدن، 2008). در اين بخش از پژوهش با تکيه بر پيشينهي پژوهشي تلاش ميشود که به نوعشناسي عدم صداقتعلمي و تفاوتها و همپوشانيهاي آن پرداخته شود.
براي ورود به تعريف عدم صداقت علمي بايد از اصطلاح صداقت22 آغاز کرد. روشن کردن تعريف صداقت، ما را در فهم عدم صداقت علمي و تقلب علمي ياري خواهد داد. ريشه صداقت “integrity” به زبان انگليسي مشتق شده از کلمات لاتين “integer” و “integrates” به معني کامل23 و يا کل24، تماميت25 قسمتهاي مختلف از خود واقعي فرد است. در فلسفه اخلاق کلمه “integrity” به ‌طور نزديکي با فضايلي که يک فرد “خوب26” را تشکيل ميدهند، مرتبط است (مک فارلن27 و همکاران، 2012: 2). با توجه به تعريف صداقت ميتوان صداقت علمي را بينقصي و بيعيبي در کارهاي علمي تعريف کرد که با نوعي فضايل اخلاقي همراه است. مرکز صداقت علمي28 اصطلاح صداقت علمي را اينگونه تعريف کردهاست:
“صداقت علمي، ولو در مواجهه با سختي، يک تعهد نسبت به پنج ارزش اساسيِ درستکاري29، اعتماد، بيطرفي30، احترام و مسئوليتپذيري31 است. از اين ارزشها اصول رفتاري جريان مييابد که قادر ميسازد جوامع دانشگاهي آرمانهاي خود را به عمل تبديل سازند” (مرکز صداقت علمي، اکتبر 1999: 4).
اين مرکز، صداقت علمي را اساس تدريس، يادگيري، تحقيق و خدمت و پيشنيازي براي تحققِ اعتماد کامل، احترام و مسئوليتپذيري ميداند (همان، 1999). اجتماع آموزشي32 اي که صداقت علمي را حفظ ميکند در حال نشان دادن احترام33 به ارزشهاي اجتماعاي است که پايه و اساسي را براي آموزشعالي34 و کل جامعه فراهم ميکند (سادلماير35، 2005: 2). هنگامي که از اين ارزشها و به عبارت ديگر از اصول صداقتعلمي تخطي ميشود؛ آنگاه آن را به‌عنوان عدم صداقتعلمي يا تقلبعلمي ميشناسند. کريستنسن36، 2011: 10؛ هاگس و مککيب37، 2006) تقلبعلمي و عدم صداقتعلمي در برخي پژوهشهاي مربوط به اين حوزه، در يک معني و به صورت مترادف به کار برده شدهاند (نگاه کنيد به؛ بايسِن، 2007؛ مارسدن، 2008). با اين حال در برخ

پایان نامه
Previous Entries محل سکونت، اعتبار سازه Next Entries فرهنگ جوانان