پرخاشگری، سبک دلبستگی، دلبستگی ایمن

دانلود پایان نامه ارشد

آزادگذار، دلبستگی ایمن دارند(101). پولک در سال 2007 نشان داد که شیوه های تربیتی مقتدر تاثیر مثبت بر سبک دلبستگی ایمن وشیوه تربیتی آزادگذار اثر مثبت بر سبک دلبستگی ناایمن فرزندان دارد(92).
از سوی دیگر، کودکان با دلبستگی ناایمن، مستعد خطر برای رشد دادن یک مدل از خود به عنوان دوست نداشتنی و یک مدل برای دیگران به عنوان غیرقابل اعتماد هستندو یک طرح واره شناختی است که تعاملات بعدی کودک را در زندگی تحت تاثیر قرار خواهد داد. بدین ترتیب، تجارب والدینی نامناسب منجر به دلبستگی ناایمن شده و این نوع دلبستگی موجب نگرش های غیرعادی و نابهنجار می شود(102)، از طرف دیگر، وقتی این گونه آسیب پذیری های شناختی فعال می شود، به طور نامناسبی حس خود در فرد را تحت تاثیر قرار می دهد. چنین کاهشی در حس خود(عزت نفس) انتظار می رود فرد نسبت به مصرف و سوء مصرف مواد ، آسیب پذیر شود(100).

مروری بر مطالعات انجام شده
مطالعه و بهره گیری از پژوهش های مرتبط با موضوع مورد تحقیق نه تنها در شناسایی جنبه های مختلف موضوع مورد مطالعه مفید خواهد بود، بلکه مسیر فعالیت های پژوهشی آینده را روشن می سازد(91). مطالعات زیادی در زمینه میزان پرخاشگری در سبک های دلبستگی انجام شده است که از میان آنها به آن دسته از بررسی هایی اشاره می گردد که ارتباط بیشتری با موضوع مورد مطالعه دارند. هر کدام از مقالات پژوهشگر را در چگونگی اجرای مراحل مختلف پژوهش یاری داده اند.
فخاری نژاد در سال(2010) مطالعه ای توصیفی – مقطعی39 با هدف تعیین میزان پرخاشگری درانواع سبک های دلبستگی دردختران نوجوان مشغول به تحصیل درشهر تهران انجام دادند .نمونه پژوهش شامل 450 دختر نوجوان 17-15 ساله در رشته های ریاضی ، علوم تجربی وعلوم انسانی بودند. که به روش نمونه گیری خوشه ای و بصورت تصادفی انتخاب شده بودند.
ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسالان هازان وشیور(AAQ) و پرسشنامه پرخاشگری (AQ) می باشد. AAQ شامل دو بخش می باشد. در بخش اول ،آزمودنی ها به سه توصیف از سبک دلبستگی در پرسشنامه که بر مبنای مقیاس 7درجه ای (کاملا مخالفم : صفر ،تا حدی مخالفم :، 1 ، کمی مخالفم :2 مطمئن نیستم :3 ، کمی موافقم :4، موافقم :5، کاملا موافقم: 6) نمره گذاری می شود، پاسخ می دهند. در بخش اول به ترتیب ، توصیف های،3 1،2 بیان گر سه سبک اجتنابی ،اضطرابی –دوسوگرا و ایمن بوده است . بخش دوم ،یک بار دیگر آزمودنی ها سه توصیف پیشین را مطالعه و یکی از آنها که بیشترین تشابه با ویژگی های آنان دارد ، انتخاب می کنند. میزان پایایی این پرسشنامه باروش باز آزمایی برای سبک دلبستگی ایمن 366% و برای دلبستگی اجتنابی 561% و در مورد دلبستگی اضطرابی – دوسوگرا724% بوده است . پرسشنامه پرخاشگری آرنولد ومارک پری میزان پرخاشگری کلی را می سنجدکه شامل 29 سوال است و چهارجنبه پرخاشگری(فیزیکی، كلامي ، ‌خشم وخصومت) را می سنجد. گزينهها به شيوهاي تنظيم شدهاند كه جايگاه فرد را در هر پرسش، روي يك مقياس 5 درجهای از 1 (كاملا من را توصيف نميكند) تا 5 (كاملا من را توصيف ميكند) مشخص ميكند. نمره کل پرسشنامه از مجموع کل نمرات سوالات ودارای دامنه 29تا145 است. نمرات بالاتر نشانه پرخاشگری بیشتری است. پس از یک بررسی مقدماتی و تعیین قابلیت اعتماد و اعتبار ابزارها اجرای اصلی با استفاده از این ابزارها صورت گرفت: پرسشنامه نسخه جدید برای تحلیل آماری داده های استخراج شده از روش های آماری تحلیل واریانس، آزمون تعقیب توکی،tمستقل استفاده شده است.
نتایج بیانگر آن بود که ، دختران دارای سبک دلبستگی نا ایمن درمقایسه با سبک دلبستگی ایمن، پرخاشگری بیشتری دارند (05/0p=). همچنین در زیرمقیاس های پرخاشگری، خشم (05/0p=) وخصومت (01/0p=) در دختران با دلبستگی ناایمن بیش از دختران با سبک دلبستگی ایمن بود. که خشم ( 05/0p=) و خصومت ( 01/0 p=) معنادار می باشد. دخترانی که دارای دلبستگی اجتنابی هستند نسبت به دو گروه ایمن واضطرابی / دوسوگرا پرخاشگری بیشتری را نشان دادند (05/0p=).
می توان گفت در نوجوانی تعامل با همسالان و تأثیرپذیری آنها بیشتر از دوره های دیگر زندگی است .کیفیت دلبستگی نوجوان نقش مهمی در آسیب پذیری و رشد او ایفا می کند، به نظر می رسد که سبک های دلبستگی ناایمن با پرخاشگری، احساس تنهایی گوشه گیری اجتماعی اضطراب، نشانه های بدنی و اعتماد به نفس پایین ارتباط دارد و همچنین عاملی خطرزا برای شروع اختلالات ومشکلات روانی در نوجوانی وجوانی است(8).
مورتی و اوبسات درسال(2009) مطالعه ای از نوع همبستگی باعنوان “بررسی میزان کارآیی یک برنامه مداخله متمرکز بر دلبستگی برای والدین در مورد نوجوانان در معرض رفتار پرخاشگرانه: برنامه پیوند” انجام دادند که هدف از آن بررسی برنامه ای با نام «پیوند» بوده این برنامه در واقع برنامه ای مداخله ای برای کمک به والدین و یا مراقبین نوجوانانی است که در معرض آسیبهای ناشی از رفتارهای پرخاشگرانه قرار داشته اند. این برنامه با تمرکز بر مفاهیم بنیادی دلبستگی ایمن، حساسیت والدینی، همکاری، ظرفیت عکس العمل و تنظیم مؤثر خلق در روابط دوتایی، به والدین یا جانشینهای آنها شایستگیهای لازم برای تشخیص، درک و واکنش نشان دادن به نیازهای نوجوانان خود را می آموزد، به گونه ای که روابط میان آنها از امنیت و کیفیت مناسبی برخوردار گردد.
این پژوهش دو مطالعه را در خود جای داده است. در مطالعه اول نمونه اولیه ای شامل 20 والد بود که 11 نفر آنها والدین واقعی، 3 تا فرزند پذیرفته، 2 تا مادر تنها، 1 مادربزرگ، 1 ناپدری و 2 پدر تنها بودند. این گروه 20 فرزند نوجوان سنین 12 تا 18 سال شامل 13 پسر و 7 دختر داشتند.
ابزار گردآوری اطلاعات شامل چک لیست رفتار ی کودک (CBCL)40 و 92/0= α ، احساس شایستگی والدین (PSOC)41 با ضریب پایایی 81/0= α و رضایت از شرایط و همکاری در درمان که شامل 23 سؤال بود استفاده شد. این پرسشنامه ها بر روی یک طیف لیکرتی 4 درجه ای سنجیده شدند. برای تحلیل داده های پژوهش از تحلیل واریانس با اندازه های تکراری در مدل خطی عمومی استفاده شد و اندازه اثر درمان نیز بدست آمد (8/0=d). در مطالعه دوم برای جمع بندی نتایج 511 والدین شرکت کردند که 309 نفر آنها تا آخر باقی ماندند و نتایج آنها قابل تحلیل بود که از میان آنها که 240 نفر آنها مادر واقعی یا مادرخوانده یا نامادری، 35 تا مادر تنها یا سایر مراقبین زن، 30 پدر واقعی، پدر خوانده یا ناپدری و 4 تا پدر تنها یا سایر مراقبین مرد بودند. این گروه 309 فرزند نوجوان سنین 12 تا 18 سال شامل 174 پسر و 135 دختر داشتند. علاوه بر مقیاسهای مطالعه اول از مقیاسهای پرسشنامه تنیدگی مراقب (CGSQ) 42 با 76/0= α، مصاحبه تلفنی کوتاه فرزند و والد (BCFPI)43 87/0= α، مقیاس تعدیل شده تاکتیکهای تعارض (CTS)44 با 88/. = α و چک لیست تنظیم خلق (ARC) با 88/0= α استفاده شد. همچنین نتایج این مطالعه توسط مدلسازی معادلات ساختاری تحلیل شد.
نتایج این مطالعه نشان داد: در مطالعه اول نمونه اولیه ای شامل 20 والدینی که از این برنامه استفاده کرده بودند، در مقایسه با گروه کنترل رضایت والدینی و احساس کارایی بیشتری را به همراه کاهش رفتارهای پرخاشگرانه( 001/0˂p ،293/0-=B ، رفتارهای ضد اجتماعی (001/0˂p ،477 /0- =B) و سایر مشکلات مرتبط با سلامت نوجوانان خویش اعلام نمودند. این آثار ماندگار بودند بطوریکه در طول یک دوره پیگیری 12 ماهه حتی آثاری از کاهش مشکلات اختلال سلوک (623/0˂p ، 171/0-=B )، افسرگی ( 034/0˂p ، 373/0- =B ) و اضطراب ( 018/0 =p ، 169/0 – =B ) نیز در نوجوانان مشاهده شد. این روش سپس به 19 انجمن شامل 309 والد آموزش داده شد و روشها به آنها انتقال داده شد. در مطالعه دوم نتایج پیش ازآزمون و بعد از آزمون جمع بندی شد که شامل کاهش در مشکلات درونی سازی و بروی سازی شده نوجوانان، بهبود عملکرد اجتماعی و بهتر شدن تنظیم خلق بود. همچنین والدین افزایش قابل توجهی در رضایت والدینی به همراه احساس کارآمدی را گزارش نموده و همینطورکاهش اختلاف در روابط خود با فرزندان خود را عنوان نمودند. یافته های پژوهش آنها در واقع نشان داد یکی از مهمترین زمینه ها در مورد ابتلای نوجوانان به رفتارهای پرخاشگرانه کیفیت دلبستگی نوجوان با مراقبین خود است. همچنین استفاده از برنامه های مداخله ای برای آموزش خانواده ها و والدین پس از شناسایی معضلات موجود می تواند در کاهش آسیبهای این رفتارهای پرخاشگرانه بسیار مؤثر باشد (103).
کراوفورد، شیور و همکاران(2006) مطالعه ای طولی با هدف بررسی رابطه سبک های دلبستگی، پرخاشگری بین فردی و اختلالات شخصیتی در نمونه ای شامل نوجوانان و بزرگسالان که در آن افراد خود متغییر های مورد بررسی را گزارش می دادند ، پرداختند . نمونه مورد استفاده در این پژوهش را 800 کودک (که در هنگام ارائه نتایج به بزرگسالی رسیده بودند) تشکیل می داد که در دو منطقه در نیویورک زندگی می کردند که به نوعی مبین جامعه بوده اند. 25% از آنها در شهرهای کوچک و حومه در سطح پایین می زیستد، 21% از آنها در هنگام کودکی برخی اوقات با فقر روبرو بوده اند و 25% متوسط و بقیه مرفه بودند. میانگین سنی ابتدای طرح 16 سال با انحراف معیار 8/2 و در انتهای دوره 17 سال تا 33 سال با انحراف معیار 9/2 بودند.آنها برای سنجش دلبستگی از پرسشنامه تجربیات روابط نزدیک ، و برای پرخاشگری از پرسشنامه 5 سؤال محقق ساخته با پایایی 68/. استفاده گردید . در این مطالعه در دوره ای 17 ساله به بررسی و پیگیری میزان و سبکهای دلبستگی کودکان پرداختند و آنها را طی 17 سال تا نوجوانی و بزرگسالی مورد پایش قرار دادند. نتایچ از اعتبار همگرا و اعتبار تشخیصی مناسبی در مورد ابزارهای مورد استفاده برای سنجش دلبستگی خبر می دادند. پرسشنامه ها توسط خود افراد پر می شده و با توجه به روشهای محاسبه همبستگی پیرسون در ارتباط با مدلهای مقطعی-طولی تحلیل شدند.
نتایج تحقیق بیانگر آن بود که ، میان سبکهای دلبستگی و پرخاشگری رابطه وجود داشت به گونه ای که رابطه میان سبک دلبستگی اضطرابی و پرخاشگری بسیار قوی بوده و در طول زمان افزایش یافته است (از 32/0=r در ابتدای 16 سالگی و 46/0=r در 33 سالگی و 05/0p) که نشان دهنده اهمیت بررسی این سازه ها در سالهای پیش از بزرگسالی است. رابطه میان پرخاشگری با سبک دلبستگی اجتنابی کمی ضعیفتر اما کماکان بالا بوده است (از 24/0=r در ابتدای 16 سالگی و 34/0=r در 33 سالگی و 05/0p(27).
طالبی و پرم ورما در سال (2007 ) مطالعه ای توصیفی با عنوان «پرخاشگری و ایمنی دلبستگی» و با هدف آزمودن عوامل مرتبط با پرخاشگری دردانش آموزان ایرانی( در شهر مشهد)و هند(درشهرپانچکولا45) انجام دادند. ایمنی دلبستگی به عنوان متغیر اصلی مورد سنجش قرار گرفت. نمونه مربوط به این پژوهش شامل 600 دانش آموز در 5 رده تحصیلی می باشد؛ که از این میان300 نفر ایرانی و 300 نفر هندی بودند (هر کدام شامل 150پسر و 150 دختر). نمونه ها به طور تصادفی از مدارس مختلف انتخاب شدند. در این مطالعه، افراد مورد مطالعه از خانواده هایی انتخاب شدند که با هر دو والدین زندگی می کردند.
ابزار پژوهش شامل شاخص پرخاشگری که دارای امتیازی در 10 آیتم مربوط به پرخاشگری می باشد برای نمونه های ایرانی ، تجزیه و تحلیل آیتم ها برای همه موارد انجام شد. ضریب همبستگی تمام موارد در محدوده 25/0درصد به 66/0درصد بود . و برای نمونه هندی مطالعه پایلوت نیز انجام شد. ضریب همبستگی برای آیتم های انتخاب شده در محدوده 57/0درصد به 82/0 بود. و پرسشنامه شا خص دلبستگی مربوط به کرن (KSS )46 میزان وابستگی کودکان به والدین به صورت جداگانه و بر اساس شاخص کرن اندازه گیری شد ه است . این مقیاس شامل 15 آیتم می باشد. که امتیاز بالا در آن نشاندهنده وابستگی بیشتر می باشد. این شاخص دارای دو زیر مجموعه می

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد عملکرد سازمان، بهبود عملکرد، سنجش عملکرد Next Entries پایان نامه درمورد عملکرد کارکنان، قصد استفاده، سلسله مراتب