پایان نامه رایگان درمورد کسب و کار، عوامل محیطی، دانشگاهها، انتقال تکنولوژی

دانلود پایان نامه ارشد

به شرح روابط متقابل بین این عوامل نیز میپردازد (به عنوان مثال ، در جستجوی فعال ممکن است که هوشیاری بسیار بالا لازم شود) . دوم، دیدگاههای تشخیص الگو کمک میکنند که چرا برخی از افراد به شرح وضعیت میپردازند، اما برخی دیگر، به شناسایی فرصت ها میپردازند. سوم، این چارچوب نشان میدهد روشهای خاص هست که در آن کارآفرینان را میتوان آموزش داد که بهتر عمل کنند در شناخت فرصت(همان منبع)

مدل شناسایی و تشخیص فرصت پرندیک و هیل:
اولین رهیافت برای شناخت فرصتها، مشاهدهی روندها و مطالعه اینکه چگونه فرصتها را برای کارآفرینان ایجاد میکنند که کارآفرینان آنها را پیگیری نمایند میباشد(پرندیک و هیل، 2008)155
مشاهدهی روندها: روندها به طور کلی به کسب و کار جهت میدهند و الزامات و محدودیتهای را ایجاد میکنند.
فشارهای اقتصادی: فشارهای اقتصادی سطوح مشتریان را تحت تاثیر قرار میدهد، بخشهای خصوصی اقتصاد تاثیر مستقیم را بر روی الگوهای خرید مشتریان میگذارند. برای مثال افت نرخ بهره به طور خاص منجر به افزایش ساخت و ساز مسکن و لوازم مبله و… میشود(همان منبع).
کنترل کردن این نیروها به وسیلهی مطالعه و مشاهده و پیگیری پیشبینیها یا آنالیز بازار صورت میگیرد.
فشارهای اجتماعی: یک قطعهی اساسی از پازل شناخت فرصت، شناخت یا فهم تاثیر فشارهای اجتماعی بر روی روند و اینکه چگونه یک محصول یا سرویس جدید و ایدههای کسب و کار را تحت تاثیر قرار میدهند میباشد.
پیشرفتهای تکنولوژیکی: زمانی که یک تکنوژی جدید ایجاد میشود محصولات به یاری میآیند که آن تکنولوژی را پیشرفتهتر کنند. با پیشرفتهای اجتماعی، اقتصادی پیشرفتهای تکنولوژیک نیز یکی پس از دیگری میآیند تا فرصتها را به وجود میآورند.
عوامل سیاسی و تغییر قوانین: عوامل سیاسی و تغییر قوانین پایههای فرصت را محیا میکنند در برخی از موارد شناخت فرصت به راحتی درگیر پی بردن به مشکلات و پیدا کردن راهحلی برای حل آن میشود.
بسیاری از ایدههای کسب و کار به صورت واضحی از شناخت مشکلاتی که در طی روند ظهر یافتهاند وصول گشتهاند.

فرایند تشخیص فرصت پرندیک و هیل 2008:
این شکل نشان میدهد که ادارکها چگونه میتوانند مورد استفاده قرار گیرند. آنها به اعضای شرکت مثل یک فیلتر کمک میکنند که غربال کنند از بین استخر عظیمی از فرصتهای شناخته شده ایدهها را، و چگونه آنها را از هم جداسازی کرده و تشخیص دهند(همان منبع).

مدل فرایند جستجو و کشف فرصتهای کارآفرینانه چلی :
این مدل گرفته شده از مدل بهاو 1994 میباشد که بر اساس تصمیم به شروع به فرایند تشخیص فرصت میپردازد که از دو جنبه به رسیدن فرصتها پرداخته ، هم زمانی که هدف مشخص است و هم زمانی که هدف مشخصی نداریم.

مدل فرصتهای کارآفرینانه سینگ:
سینگ و همکاران(2000)، تجربه و آموزش پیشین کارآفرینان را مهمترین منبع برای خلق ایدههای کسب و کار معرفی نمودند که در نهایت این ایدهها باعت ایجاد فرصتهای کارآفرینانه میشوند.

مدل استیونسون و همکاران2003:
استیونسون در این مدل مجموعه عوامل محیطی را در کنار هم تاثیرگذار بر فرصتهای محیطی میبیند که این فرصتها باید از فیلتر تصاویر تصور شده توسط فرد و سازمان عبور کند تا به فرصت محیطی تبدیل گردد. این فیلتر شامل کارآمدی کارآفرینانه و خواستههای کارآفرینانه میباشد که نتیجه این فیلتر نشان دادن پتانسیل فرصتهای محیطی میباشد.

انواع فرصتها از دیدگاه آردیچویلی و همکاران
علاوه بر پنج فاکتوری که در بررسی ادبیات تحقیق شناخته شد ما معتقد هستیم در میان چهارگونه از فرصتی که در ماتریکس شکل2-21 نشان داده شده، روند توسعه فرصت ممکن است متفاوت باشد. این ماتریکس با ادبیات خلاقیت(گیژلس،1962)156 وقف داده شده است و بین” فرصتها ” مقایسه ایجاد میکند که بر اساس نمونهی اصلیشان هستند و نمونهی توسعه یافته همان نمونه اصلی میباشد. نیاز بازار و جستجوی ارزشها ممکن است شناخته شوند یا شناخته نشوند. توانایی خلق ارزش ممکن است تعریف شوند یا تعریف نشوند. توانایی خلق ارزش شامل ویژگیهای عمومی، خلاقیت، افراد، منابع مالی و فیزیکی میباشد. اولین ماتریکس جستجوی ارزش ممکن است مشکلات را ارائه دهد ولی توانایی خلق ارزش نیز به حل مساله میپردازد. در قسمت رویاها جای که جستجوی ارزش و توانایی خلق ارزش تعریف نشدهاند رویاها ممکن است کمک کنند به گونهی خاصی از خلاقیت که در مشارکت با هنرمندان، طراحان و مخترعینی که علاقهمند هستند، و این باعث حرکت به سمت تکنولوژیهای جدید شود.
حل مسئله: جائیکه جستجوی ارزشها تعریف شده ولی توانایی خلق فرصت تعریف نشده است. این بخش شرایطی را شرح میدهد که در آن حل مسئلهی شکل گرفته و جستجوی اتفاق میافتد. هدف توسعه فرصت در این شرایط معمولا طراحی یک محصول یا سرویس ویژه است که به ما آدرس نیازهای بیان شدهی بازار را میدهد.
انتقال تکنولوژی: توانمندی جستجو روی یک درخواست(کاربرد) و ظرفیت ایدهال توسعه فرصت در اینجا بیشتر روی کاربردها تاکید دارد تا بر روی توسعه سرویس یا محصول. در قسمت شکلگیری کسب و کار توسعه فرصت مستلزم مچ کردن شناخت منابع و نیازها برای شکل دادن کسب و کارهای که میتوانند ارزشها را بسازند یا به آنها برسند.

حل مسئله

رویاها

تشکیل کسب و کار

انتقال تکنولوژی

الگوی فرایند کارآفرینانه فایول157
در این مدل فرایند کارآفرینانه از سه جزء تشکیل شده است:
افرادی که انگیزه کارآفرینی دارند
محیطی که در آن زندگی میکنند
فرصتی که بر اساس آن کسب و کار شکل خواهد گرفت

شکل2-22 الگوی فرایند کارآفرینانه فایول،2007
دانشگاه
مدل مفهومي گوررو و اوربانو
گوررو و اوربانو2010 158 در مقاله خود، پس از اشاره به وجود مدل هايي نظري در ادبيات (Clark 1998; Sporn 2001; Etzkowitz 2004; Kirby 2005; O’Sheaetal. 2005, 2008; Rothaermel et al. 2007) در ارتباط با پديده دانشگاههاي کارآفرين، با بکارگيري اقتصاد نهادي159 و ديدگاه منبع مدار160، يکپارچگي عوامل نظري را نشان مي دهند که به درک ارتباط عوامل محيطي (رسمي و غير رسمي)، و عوامل داخلي (منابع و قابليت ها) دخيل در فرايند گذار کمک مي نمايند. شايان ذکر است که عوامل محيطي با توجه به اقتصاد نهادي به دو دسته رسمي و غير رسمي و عوامل داخلي با استفاده از رويکرد منبع مدار به دو دسته قابليت ها و منابع تقسيم شده اند. آنها مدل هاي نظري دانشگاه کارآفرين را در قالب جدول زير ارائه مي کنند.
مدل مفهومي پيشنهادي ايشان در قالب شکل زير نشان داده شده است. براساس اين مدل، چهار عنصر تعيين کننده در دانشگاه کارآفرين مي بايست مورد توجه قرار گيرند: عوامل محيطي، عوامل داخلي، قابليت ها و منابع. اين عوامل و عناصر منجر به پيامد هاي دانشگاه کارآفرين مي گردند.

شکل ‏222: مدل دانشگاه کارآفرين؛ :گوررو و اوربانو161، 2010

آنها در تحقيق خود از متدلوژي بکار رفته در کارت امتياز نوآوري اروپا162 (EuropeanCommission, 2005) بمنظور تحليل عملکرد نوآوري اعضا اتحاديه اروپا که تحت استراتژي ليسبون163 هستند، بهره برده اند. همچنين، کارت امتياز دانشگاه کارآفرين اسپانيا (SEUS164) بدنبال اصول برلين165در رتبه بندي آموزش عالي (Institute for Higher Education Policy 2006) برآورد شده است.
محیط
سازمانهایی که در یک محیط قرار دارند، اغلب نسبت به حقایق، رویهها و تغییرات یکسان، به شکلی کاملا متفاوت واکنش نشان میدهند. مدیران در سازمانهای مختلف در مورد اطلاعات خود از محیط بیرونی، برداشتهای گوناگونی دارند.
اطلاعات مربوط به محیط بیرونی یک سازمان همانند ماده خام برنامهریزی استراتژیک است.بخش اعظم دادههای عینی در مورد محیط عموما برای همه سازمانها در واکنش نشان دادن به محیطی یکسان است، که میزان توجه یا عدم توجه مدیریت به اتفاقات رخ داده در محیط مهم خواهد بود. به عبارت دیگر، مدیران باید به چه نوع و حجم از اطلاعات در مورد محیط بیرونی توجه کرده و از آنها استفاده نمایند دارای اهمیت بسزایی برای سازمان است.
دسته بندی های مختلفی از عوامل محیطی شده است گری عوامل محیطی را شامل عوامل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، بین الملل و قوانین می داند. دیوید این عوامل را شامل نیروهای اقتصادی، نیروهای اجتماعی،فرهنگی، بوم شناسی و محیطی، نیروهای سیاسی، دولتی و قانونی، نیروهای فناوری، نیروهای رقابتی میداند. این عوامل کلان بر روی عوامل محیط صنعت که ما در آن قرار داریم تاثیر میگذارند و فرصتها و تهدیدات زیادی را برای سازمان ها به وجود میآورند.
فرصتهای آینده
در قسمت فرصت به اندازهی کافی به فرصت پرداخته شد و در این بخش بر آینده بیشتر تاکید میکنیم.
گری مارکس در کتاب رهبری آینده محور( آمادهسازی دانشگاهها، دانشآموزان و جوامع برای حقایق آینده) نگاه دقیقی به استراتژیهای سازماندهی موسسات آموزشی و قابلیتهای آنها و همچنین افراد دخیل در آینده سازی میکند.
پیام مارکس را میتوان در یک جمله به اختصار گفت: رهبری موثر آن است که، رهبری آن مداوم، استراتژیک و آیندهمحور باشد. علاوه بر این، این گونه رهبریها تنها زمانی قابل اجرا هستند که یک تیم هماهنگ و قابل اعتماد آنرا تشکیل داده باشد، آنهایی که محیط را به دقت بررسی و تحلیل میکنند. تنها زمانی حرکت مداوم یک رهبر به سمت آگاهی بیشتر است که راه را برای تغییر و به روزرسانی موسسات باز میکند و همچنین شفافیت در کار نیز از الزامات این فرایند میباشد.
مارکس روندهای را معرفی میکند که بر آینده ی اجتماعی، اقتصادی، تکنولوژیک،عوامل جمعیت شناختی و حتی آیندهی محیطی تاثیرگذار هستند.
رهبری آینده محور به اهمیت به کارگیری همهی اعضاء در شناسایی و بررسی محیط(SWOT و PEST ) اذعان میکند، که هرکسی که در امر آموزش مشغول است خودش یک رهبر است، به این دلیل که اهمیت و تاثیر زیادی در جامعه دارد.
در کل مارکس به اهمیت آیندهنگری و ایستادگی اشاره میکند که یک هم ترازی بین ایستادگی و تغییر وجود دارد. او بیان میکند که قوانین در بعضی از جنبههای زندگی ثابت و پایدار است. بنابراین احساس آینده را میتوان به واسطهی آموزش هدفمند شناخت.
مارکس به اهمیت تاریخ در نگاه به آینده، اهمیت اطلاعات و ایدههای که از اسکن محیط به دست آمدهاند و کندوکاو آنها در آرزوهای اشخاص اشاره میکند.
او همچنین اذعان میکند که موسسات باید به مصاف محدودیتهای امروز بروند تا راه را برای آینده هموار کنند.
خلق آینده یک فرایند مداوم است که انسانها را برای هدف مشترکی گرد هم میآورد. این گردهمایی برای شناسایی ویژگیهای سیستم آموزشی و دانشگاهی، کسب و کار، جامعه و حتی یک کشور است که در افراد حس وابستگی و تعلق به این محیطها ایجاد کند.
در این فرایند سوالهای اولیه این است که خصوصیات این موسسهی آموزشی یا هر موسسهی یا نهاد دیگر چیست؟ که میتواند دانشجویان و دانشآموزان را برای زندگی در دنیای اطلاعات آماده سازد؟ دومین سوال این است که این موسسه به چه خصوصیاتی در میان مردم معروف است؟ و چگونه میخواهیم مردم از ما یاد کنند؟
به طور خلاصه این ویژگیها شامل موارد زیر میشوند:
تمایل به ریسکهای بلندمدت
همگام بودن با سرعت پیشرفت و تغییرات جهانی
رهبری مداوم، استراتژیک و آینده محور
مشارکت همهی اعضاء
شفاف سازی
از

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد کارآفرینی، پردازش اطلاعات، عرضه و تقاضا، ساختار دانش Next Entries پایان نامه رایگان درمورد جامعه آماری، کارآفرینی، فرصت های کارآفرینانه، متغیر مستقل