پایان نامه رایگان درمورد کارآفرینی، شناسایی فرصت، یکپارچه سازی، ارزش افزوده

دانلود پایان نامه ارشد

کارآفرین و شناسائی فرصت ارائه مینماید که ترکیبی پویا از اطلاعات اکتشافی الگوریتمی میباشد.

چندين محقق تصميم گرفتند فرايند تشخيص فرصت را با ويژگي‌هاي آن توصيف كنند(فیت،2002، شین،2000،2002)121بعضي از مدل‌هاي تشخيص فرصت، تشخيص فرصت را به عنوان يك فرايند مرحله‌اي به تصوير كشيدند (بهاو،1994)122به شكلي كه حاصل اين فرايند به عنوان “تشخيص” تعريف شد(چریستنسن و مسدن و پترسون،1989)123بيشتر تلاش‌هاي محققين در مدل تشخيص فرصت، آن را به عنوان محل تلاقي عوامل زيادي از قبيل زمينه كارآفريني و تأثير كسب و كار و محيط عمومي تعريف كردند (گاگلیو،1992،لانگ و مکمولیان،1994)124در تلفيق از اين ديدگاه‌ها،هیل و همکاران125، لامپکین و همکاران126 مدلي را پيشنهاد كردند كه طي آن يك چهارچوب “مرحله خلاقيت”127 عناصر ضروري براي مدل سازي تشخيص فرصت را ارائه ميدهد. اين مراحل شامل: آماده سازي، پرورش، بينش، كه فاز اكتشاف را شكل مي‌دهند و ارزيابي و به جزئيات پرداختن كه فاز شكل‌گيري را شكل مي‌دهند. در زيربخش پايين، هر كدام از اين پنج عنصر با رائه اينگه چگونه در فرايند تشخيص فرصت استفاده مي‌شود مورد بحث قرار گرفته‌اند.
آماده سازي: تحقيقات قبلي بر اين باور بودند كه آماده سازي و دانش قبلي براي فرايند تشخيص فرصت ضروري هستند(شین،2000)128. آماده سازي به تجربه و دانشي رجوع مي‌كند كه پيش از فرايند اكتشاف فرصت مي‌آيد(کوآ،1989)129. آماده‌سازي اساسأ يك تلاش آگاهانه براي ايجاد تخصص در يك حوزه و ايجاد يك حساسيت براي موارد و مشكلات در يك زمينه سودآور است130. همچنين شامل دانش و تجربه‌اي است كه غير ارادي و بدون قصد اكتشاف فرصت جمع آوري شده است. در يك مجموعه سازماني، ايدههايي كه به راه‌اندازي موفقيت آميز كسب و كار منجر مي‌شود، اغلب از زمينه شركت، خط جاري محصول يا خدمت، يا دانش فني پديدار مي‌شود. با اين حال، افراد مهارتها و ايده‌هاي جديد را به شركت مي‌آورند كه مي‌تواند به ايجاد كسب و كارهاي جديد منجر شود.
پرورش دادن: پرورش دادن به بخشي از فرايند تشخيص فرصت گفته مي‌شود كه كارآفرينان يا تيم كارآفرين به يك ايده يا يك مشكل ويژه مي‌انديشد. با اين حال اين مرحله به حل مسئله آگاهانه يا تجزيه و تحليل سيستم‌ها ارجاع نمي‌شود، پرورش دادن اساسأ يك سبك تكراري و جهت‌نيافته ، از توجه كردن امكانات يا گزينه‌هاي متفاوت است. گاگلیو پرورش دادن را به عنوان يك دوره كه “تشخيص، آماده جوش آمدن مي‌شود” توصيف كرده است. اين بخشي از فرايند تشخيص فرصت است كه تركيب جديدي كه شومپیتر به آن فكر مي‌كرد، پديدار مي‌شود.
بينش: بينش به لحظه ” يافتم، يافتم” يا “آها”ي جوينده يابنده اشاره مي‌كند. در حاليكه پرورش دادن به يك فرايند جاري نظر دارد، بينش به لحظه تشخيص اشاره مي‌كند (سیکزنت میهالی،1996)131. در بسياري موارد، اين نقطه‌اي است كه تمام جواب يا راه‌‌حل اساسي به شكل ناگهاني و غيرمنتظره به ذهن خطور مي‌كند. اين همگرايي ناگهاني نتيجه تغيير ادراكي است كه روابط وسيله- هدف موجود را به هم مي‌ريزد(گاگلیو و کتز،2001)132. بينش‌ها ممكن است كاتاليزورهاي خنثي سازي بر اي ايجاد كسب و كار جديد يا دانش پوشش داده نشده‌اي كه فرايند جاري اكتشاف را به پيشاندازد، فراهم كنند. غير محتمل است كه بينش يك “رويداد” منفرد باشد؛ بينش‌ها اغلب به صورت بازگشت پذيري از طريق فرايند تشخيص فرصت روي مي‌دهند(د کونینگ،1992)133. بينش‌هاي كارآفريني اساسأ يا تشخيص ناگهاني فرصت كسب و كار، يعني راه حلي براي مشكل كاملأ مطالعه شده و يا به دست آوردن يك ايده از همكاران، دوستان و ساير افراد مرتبط را شامل مي‌شوند.
ارزيابي: ارزيابي شروع فاز دوم فرايند تشخيص فرصت، يعني شكل‌گيري را نشان مي‌دهد. اين مرحله شامل تحليل اين مي‌شود كه مفاهيم ايجاد شده در فاز اكتشاف قابل اجرا باشند، اينكه آيا تيم/كارآفرين مهارتهاي ضروري براي انجام آن را داشته باشند، و اينكه اين ايده آنقدر جديد باشد كه بشود روي آن كار كرد. در زمينه تشخيص فرصت كارآفرينانه، مرحله ارزيابي شامل مطالعه امكان‌سنجي مي‌شود، به شكلي كه ايده‌ها از طريق شكل هاي مختلف بررسي از قبيل آزمون مقدماتي بازار، تحليل‌هاي امكان‌سنجي مالي و يا بازخوردهايي از شركاي تجاري و ساير افراد در شبكه اجتماعي مورد آزمون قرار گيرند(سینگ و همکاران،1999 ، بهاو1994)134. ارزيابي همچنين شامل يك فرايند داخلي مي‌شود كه در آن كارآفرين بايد چشم‌اندازي براي بينش جديد جستجو كند و بپرسد: آيا مفهوم اين كسب و كار به اندازه كافي ارزشمند است كه آن را اجرا كرد؟) سیکزنت میهالی،1996)135
به جزئيات پرداختن: در محيط خلاقيت كارآفرينانه، پرداختن به جزئيات يعني: “ارزش آفريني از طريق كار خلاقانه” بر عكس جنبه‌هاي در جستجوي اطمينان مرحله ارزيابي، اين مرحله شامل جستجوي مشروعيت است: شكل دادن كسب و كار از يك فرصت پايدار با موضوع قرار دادن آن در يك بررسي موشكافانه خارجي و ساختن يك سيستم حمايتي براي آن. اين مرحله از آنجا كه نشان‌دهنده كار نسبتأ خسته كننده انتخاب گزينه‌ها، نهايي كردن انتخاب‌ها و سازماندهي منابع است، اساسأ وقت‌گيرترين بخش فرايند است(همان منبع) با فرض اينكه ايده كسب و كار بعد از مرحله ارزيابي هنوز پايدار ملاحظه مي‌شود، اين مرحله شامل فعاليت‌هاي برنامهريزي جزئيات براي كاستن از عدم اطمينان مي‌شود. با اين حال خود فرايند پرداختن به جزئيات جنبه‌هايي از مفهوم كسب و كار را كه نياز به توجه يا تحليل‌هاي دقيقتري دارد و بنابراين بايد بيشتر تحت ارزيابي قرار گيرد، آشكار ميكند(آلدریچ،1999) 136
تقسیم بندی بهاو از انواع شناخت فرصت
بهاو (1994) یک مدل فرایندی برای ایجاد سازمان ها ارئه کرده است.در این مدل شناخت فرصت ها (OpR)137 به عنوان اولین مراحل از فرایند ایجاد سازمان معرفی شده است.بهاو (1994) با پیمایش بیست و هفت شرکت در نیویورک سیتی به دنبال درک بهتر فرایند ایجاد شرکتها بوده است. در شرکتهای نمونه تحت آزمایش وی در چهار صنعت اصلی تجارت و توزیع، مشاوره مدیریت و مالی، خدمات کامپیوتری و طراحی و تولید تکنولوژیک قرار داشتند.به گمان مشارکت نظری که وی در این زمینه داشته تقسیم بندی و معرفی دو نوع مختلف شناخت فرصت بر اساس کار سیرت و مارچ (1963)، که شناخت فرصت را در دو بخش معرفی کردند: شناخت فرصت با انگیزه بیرونی در مقابل شناخت فرصت با انگیزه درونی. بهاو (1994) نیز دو نوع کلی شناخت فرصت را در مدل کلی ایجاد سازمان ها ی خود ارائه کرده است:
شناخت فرصت با انگیزه بیرونی 138: یک فرصت با انگیزه بیرونی، فرصتی است که در آن تصمیم به ایجاد شرکت یا سازمان مقدم بر شناخت فرصت میباشد. کارآفرینانی که به این روش به دنبال فرصتها میگردند، در فرایندی رو به جلو و مداوم در جستجوی فرصتهای جدید هستند.
شناخت فرصت با انگیزه درونی139 : در مقابل ایجاد سازمان ها با انگیزه بیرونی، شناخت فرصت ها با انگیزه درونی میباشد. در این نوع شناخت فرصت ابتدا به مشکلات را استخراج کرده یا نیازهای برآورده نشده بازار را شناسایی کرده و یا وجود عدم تعادل در بازار را تشخیص داده و سپس تصمیم به تأسیس شرکت یا سازمان میگیرند.
با استفاده از داده های 140PSED سینگ و هیلز (2003) تفاوت های اساسی را بین کارآفرینان نوظهور
( NE ) 141 (افرادی هستند که به طور فعال درگیر تلاش برای راه اندازی یک شرکت جدید هستند) که با انگیزه داخلی یا خارجی به شناخت فرصت ها میپرداخته اند و کشف کردند و این اهمیت کار بهاو را در این زمینه نشان می دهد.

مدل فرایندی شناخت فرصت ها از نظر لانگ و مک مولان
لانگ و مک مولان (1984) یک مدل برای شناخت فرصت ارائه کردهاند که در ادبیات کارآفرینی از شهرت خوبی برخوردار است.این مدل برای شناخت فرصت یک فرایند چهار مرحلهای را معرفی
میکند:

مدل جامع هیلز و همکاران142
این مدل توسط هیلز، شریدر و لومپکین (1999) ارائه شده و بر پایه ادبیات خلاقیت و روانشناسی میباشد.پایه آن از تئوری شومپیتر که کارآفرینی را فرآیند تخریب خلاق میداند که با نوآوری تعادل بازار بر هم میزند و این امکان را به کارآفرین میدهد که به کسب سود بپردازد. این مدل که بر اساس مدل لانگ و مک مولان است و همان مفهوم را میرساند، شامل پنج مرحله زیر می باشد :
آماده سازی143، خواب روی مسئله 144، بینش 145، ارزیابی 146، بسط و پیچیدگی147

مدل شين و ونكاتارامان148:
شين و ونكاتارامان (2000) بيان كردند كه يافتن، ارزيابي و استخراج فرصتها ويژگي تعريف شده در زمينه كارآفريني است. يك مدل فرايند تشخيص فرصت پيشنهاد شده كه بر پايه دريافت ایده و ارزيابي بنا شده است149. بر پايه يك نظريه روانشناسي كلاسيك خلاقيت(والز،1996)150 ، مدل تشخيص فرصت به عنوان يك فرآيند مرحله‌اي به تصوير كشيده مي‌شود كه شامل يك فاز اكتشاف شامل آماده سازي، پرورش و بينش و فاز شكلگيري شامل ارزيابي و به جزئيات پرداختن است. يك ويژگي كليدي اين مدل عمومي تشخيص فرصت، ماهيت تكرارپذير آن است. تشخيص فرصت محدود به يك بيان “آها”ي خالي نيست؛ بلكه يك فرايند تكراري است كه از طريق آن نگرش‌ها انديشيده مي‌شوند، اطلاعات جديد جمع آوري مي‌شود و مورد مطالعه قرار مي گيرد، و دانش در طول زمان ايجاد مي‌شود. در اين مسير يك ايده كسب و كار بايد براي يك فرصت كه ارزش افزوده براي شركت ايجاد كند شكل بگيرد(تیمونز1994)151.مدل بر پايه خلاقيت تشخيص فرصت، به چندين دليل براي تشخيص فرصت كارآفرينانه تناسب يافته است. اول اينكه كارآفريني به ويژه در مراحل اوليه آن يك فرايند معلولي است، ماهيت بازگشت پذير خلاقيت، فعاليت‌هاي پس و پيشيني كه كارآفرين غالبأ در تلاش براي به چنگ آوردن يك مفهوم پديدار شونده كسب و كار با آنها درگير است را با هم جفت مي‌كند152. دوم اينكه اين مدل از ساير مدل‌هاي خلاقيت متمايز است زيرا اصولأ براي توصيف يك فعاليت در سطح انفرادي به كار مي‌رود، در حاليكه ساير رويكردهاي خلاقانه اساسأ استفاده از تكنيك‌هاي خلاقيت در سطح گروهي در زمينه سازمان‌هاي تأسيس شده را مد نظر دارند153.
فرایندی برای یادگیری و کشف فرصتها، کربت2007
کشف فرصت های کارآفرینی مستلزم آن است که افراد علاوه بر دانش قبلی، تواناییهای شناختی نیز داشته باشند که به آنها کمک میکند که از دانش موجود استفاده کرده و از آن بهره برداری نمایند می دهد(کربت، 2007)(همان منبع). این مدل به ارتباط بین تشخیص فرصت و یادگیری میپردازد. بر اساس یک کار تجربی و دیگر اطلاعات جمع آوری شده از 380 شرکت حرفه ای فن آوری، مدل صفحهی بعد تبین شده است. چگونه به دست آوردن و تبدیل اطلاعات و تجربه (به عنوان مثال، یادگیری) به منظور شناسایی فرصت ها امری بسیار مهم است. پس از تجزیه و تحلیل دادههای تجربی، این مدل بر توسعه مفهوم آموزش تاکید دارد و اینکه چگونه و به چه شیوه ای افراد یاد بگیرند که توانایی خود را برای شناسایی فرصت های کارآفرینی اثرگذارتر کنند.

مدل روبرت بارون154:
کارآفرینان چگونه به شناسایی فرصت ها برای سرمایه گذاری کسب و کار جدید میپردازند؟ یک احتمال قوی آن است که آنها با استفاده از چارچوب شناختی، فرصت ها را شناسایی میکنند، آنها با استفاده از تجربیاتشان و همچنین استفاده از چارچوب شناختی به ارتباط دادن بین رویدادهای به ظاهر غیرمرتبط و یا روندهای جهان خارجی میپردازند. به عبارت دیگر، آنها با استفاده از چارچوبهای شناختی بین تغییرات در فنآوری، جمعیت شناسی، بازار، سیاستهای دولت و عوامل دیگر ارتباط برقرار میکنند(بارون،2007)(همان منبع). درک آنها پس از عوامل بالا نشان میدهد ایده برای محصولات و یا خدمات، ایدهی جدید است که میتوان به طور بالقوه گزینهای برای سرمایهگذاریهای جدید باشد یا نه. شناسایی فرصتهای کارآفرینی از جهات مختلف مفید است،اول یکپارچه سازی به یک چارچوب اساسی کمک میکند تا نقش مهمی را در شناخت فرصت بازی کنیم، در گیر شدن و جستجوی فعال برای فرصت، هوشیاری به آنها و دانش قبلی از یک صنعت یا بازار. علاوه بر این،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد کارآفرینی، پردازش اطلاعات، عرضه و تقاضا، ساختار دانش Next Entries پایان نامه رایگان درمورد جامعه آماری، کارآفرینی، فرصت های کارآفرینانه، متغیر مستقل