پایان نامه رایگان درمورد پيامبران، ادعيه، چيزي

دانلود پایان نامه ارشد

گسترده ي پايان نامه را در بر مي گيرد. مسأله اصلي در اين پژوهش بيان آثار و آموزه هاي تربيتي دعاهاي پيامبران اعم از تعليمي و غير تعليمي است که در حد توان بدان پرداخته خواهد شد.

1-2- پيشينه تحقيق:
در زمينه دعا از دانشمندان شيعه و سني آثاري ارزشمند به جاي مانده،از جمله کتبي که از اهل تسنن در اين زمينه در دست است مي توان به صحيح بخاري، صحيح مسلم، سنن ترمذي و جامع الاصول ابن اثير به سال 606 ه.ق اشاره نمود که فصل هايي از اين کتب مربوط به احاديثي است که در زمينه دعا و ارزش آن وارد شده است البته با نگاهي گذرا به پاره اي از کتب اصيل و کهن شيعه مي توان به اهميت سرشار دعا در آيين تشيع آشنا گرديد که از جمله اين آثار حديثي که از متقدمين در زمينه دعا به جاي مانده مي توان به کتب ذيل اشاره کرد:
– اصول کافي محمدبن يعقوب کليني به سال 329 هجري که در فصل هاي کفر و ايمان مبحث دعا را مطرح کرده و 406 حديث ضمن آن نقل شده است.
– التهذيب شيخ طوسي، محدث و فقيه سده پنجم هجري که فصل مهمي از کتابش در باب دعاست و همچنين مصباح المتهجد شيخ که تماما در راستاي نيايش و دعا و اهميت سرشار آن است.
– بحارالانوار مجلسي که ابواب متعددي از کتابش درباره دعا و ارزش آن است و از جمله باب هاي آن که ذيل کتاب الذکر و الدعا به اين موضوع پرداخته است عبارتند از: باب من لا يستجاب دعاوه و من لا يستجاب،باب ادعيه يوسف في الجب و ادعيه ساير الانبياء و ما يناسب ذلک ادعيه التحرر من الافات و الهلکات و…
از محققين و متاخرين معاصر نيز آثار ارزشمندي در زمينه دعا به جاي مانده است از جمله:
– عده الداعي، ابن فهد حلي که از جمله کتب احاديث ذيل عنوان دعاست.
– الميزان، فصل ادب دعاي انبياء در قرآن (قرآني)
– دعا در قرآن كريم، مينا شمخي
– دعا و اسرار آن در الميزان، حسين پنجعلي زاده
– دعا از ديدگاه قرآن و احاديث، مرضيه رحمتي فر
1-3- اهداف:
1 – بررسي زمينه ها و آثار تربيتي ادعيه پيامبران
2- تبيين چيستي و آداب ادعيه پيامبران و مراتب تکاملي آن
3- دست يابي به ادب، راز و نتيجه دعا در زندگي پيامبران الهي

1-4- فرضيات و پرسشها:
1- زمينه تربيتي ادعيه پيامبران چيست؟
2- الگوي مناسب دعا از ديدگاه قرآني با توجه به اسوه بودن پيامبران چيست؟
3- آثار تربيتي ادعيه پيامبران در تربيت قرآني چيست ؟
1-5- روش تحقيق و مراحل آن:
1- آيات مرتبط با ادعيه پيامبران بررسي مي شود.
2- آموزه هاي تربيتي ادعيه پيامبران در قرآن تبيين مي شود.
3- الگوي مناسب دعا از ديدگاه قرآن با توجه به اسوه بودن پيامبران مورد توجه قرار مي گيرد.
دعا : عبادت و فراخواندن و نوعي استعانت نيز هست، دعا در اصطلاح به معني تقاضا و طلب خير از خداوند است و به خواندني گفته مي شود که به وسيله آن موجودي از خداوند چيزي را بطلبد و درخواست نمايد. (راغب، 1363، ص761، ابن منظور، 1408،ص 359)
نداء : از باب نادي، ينادي، يعني کسي را با صدا و آواز خواندن و غالبا بلند و کشيده مي باشد و از نظر معنا اخص از دعاست و تدبر در آيات قرآن نشان مي دهد رفع الصوت در آن معتبر است و مطلق صدا، گرچه در بعضي آيات به معني مطلق دعا و خواندن است. (قرشي،1372، ص39وشعراني، 1352،ص 446)
استغفار: غفر پوشاندن چيزي است که آن را از آلودگي مصون و محفوظ بدارد، غفران و مغفرت خداوند يعني حفظ و نگهداري بنده از اينکه عذاب به او برسد و استغفار طلب بخشش با قول و فعل است. (راغب،1363،ص609).
استعاذه : واژه و تعبيري قرآني به معني پناه بردن به خداوند از هر نوع شر و بدي و نيز وسوسه هاي شيطاني. استعاذه مصدر باب استفعال از ريشه (ع و ذ) و عوذ مصدر باب (عاذ، يعوذ) به معني پناه بردن به غير، اعم از شيء، شخص يا مکان است. استعاذه در فرهنگ اسلامي به ويژه در قرآن کريم، دعايي است که به وسيله آن، انسان براي دفع شرور، خود را در پناه خداوند متعال قرار مي دهد. (شعراني، 1355، ص 198وراغب، 1363، ص669)
رب : رب در اصل به معناي تربيت و پرورش است؛يعني ايجاد كردن حالتي پس از حالت ديگر، در چيزي تا به حد نهايي و تمام و كمال خود برسد. (راغب، 1363، ص336).

فصل دوم
بررسي مفهومي واژه دعا و مفاهيم وابسته

2-1- دعا
واژه”دعو” و مشتقات آن در قرآن کريم داراي کاربردهاي فراواني است و همه جا به يک معنا به کار نرفته، لذا ضرورت دارد که وجوه معاني اين واژه در قرآن بررسي گردد به اين واژه و مشتقات آن در قرآن 212بار اشاره شده، از آن جمله واژه”دعا”در نوزده آيه از قرآن بيست بار وارد گرديده است. (الحاني،1366،1/426) از طرفي گاهي در قرآن واژه هاي ديگري نيز مانند سؤال، طلب، نداء و استغاثه به مفهوم دعا به کار رفته که لازم است ارتباط معاني وهم اختلاف آن ها با دعا بيان گردد به گونه اي که برخي واژه ها مانند تضرع، استغفار و ابتهال بر کيفيت و نوع خاصي از دعا دلالت دارند که در اين فصل به آنها پرداخته و در نهايت با توجه به همه موارد، تحليلي در معناي حقيقي دعا ارايه مي گردد.
مفهوم شناسي واژه دعا: فيروزآبادي در معناي دعا مي نويسد: “الدعاء الرغبه الي الله تعالي” (فيروز آبادي،4/150). و زمخشري مي گويد: “دعوت فلانا و بفلان، ناديته و صحت به” يعني او را ندا دادم و بر سرش داد زدم و نيز گاهي به جاي تسميه مي آيد: “دعوته زيدا: سميته زيدا” او را زيد ناميدم. (زمخشري،1407ق،2/12). اين در حالي است که معناي مجازي آن “نازل کردن” است به اين گونه که وقتي گفته مي شود: “دعاه الله بما يکره” يعني خداوند بر او آنچه کراهت داشت نازل فرمود. (زمخشري،1407ق،2/12وفيروزآبادي،4/100). خليل بن احمد فراهيدي نيز چنين معنايي براي دعا قايل است.(فراهيدي،1404،ص137). حروف اصلي اين واژه، “دعو” است. به معناي “دعو اصل واحد و هو ان تميل الشي ء اليک بصوت و کلام يکون منک” يعني دعو يک معناي اصلي دارد و آن ميل دادن چيزي به سوي خدا با صدا و گفتار است (ابن فارس، 1404،2/295).
در اين باره مصطفوي مي گويد: ماده دعو دلالت دارد بر اين که کسي چيزي را طلب کند به اين منظور که توجه آن را به خود جلب کند يا به خودش متمايل نمايد و يا حرکتش را به سمت خود سوق دهد. (مصطفوي،1360،3/296). وي درباره تفاوت معناي “دعا” و “دعوه” مي نويسد: “دعا” به مطلق درخواست، ميل و توجه از طرف مقابل گفته مي شود، ولي “دعوه” به اعتبار صيغه اش بر دعاي مخصوص دلالت دارد. (مصطفوي،1360،3/296). و اسم مصدر آن “دعوي”است يعني آن چه از دعا حاصل مي شود.(المصطفوي، 1360، 3/235).و”الدعوه” اسم است که اکثر عرب زبانان براي دعوت کردن و خواندن به طعام و براي خواندن و معرفي به نسب به کار مي برند. (ابن فارس،1404،2/341).
مفهوم شناسي اصطلاحي دعا: “دعا” طلب و درخواست پايين تر از بالاتر براي انجام کاري است همراه با خضوع، استکانت و تضرع، بر خلاف “امر” که از شخص بالاتر به پايين تر است هر چند هر دو طلب هستند. (ابن فهد حلي،1380ق،ص36). شيخ طبرسي نيز دعا را اظهار خضوع و انقياد در برابر خدا مي داند. (طبرسي،1406ق،2/361). بنابراين مي توان گفت دعا يعني خواندن و صدا زدن خدا همراه با طلب و درخواست.
2-1-1-مفاهيم گوناگون واژه دعا در قرآن
پيش از اين اشاره شد که مشتقات “دعا” در قرآن بسيار است لذا بايد با بررسي “بافت موقعيتي” واژه دعا و با توجه به سبک و سياق و فرهنگ قرآني،کاربرد اين واژه را در معاني زير گوناگون دريافت .اين مفاهيم عبارتند از:
2-1-1-الف- دعا به مفهوم ندا دادن، صدازدن مانند:
“وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُواْ كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لاَ يَسْمَعُ إِلاَّ دُعَاء وَنِدَاء صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ (البقره/171)؛و مثل [دعوت‏كننده] كافران چون مثل كسى است كه حيوانى را كه جز صدا و ندايى [مبهم چيزى] نمى‏شنود بانگ مى‏زند [آرى] كرند لالند كورند [و] درنمى‏يابند”.
2-1-1-ب- دعا به مفهوم دعوت به چيزي، فرمان به کار، نفرين مانند:
“لَا تَجْعَلُوا دُعَاء الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعَاء بَعْضِكُم بَعْضًا قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنكُمْ لِوَاذًا فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ؛(النور/63) يعني خطاب كردن پيامبر را در ميان خود مانند خطاب كردن بعضى از خودتان به بعضى [ديگر] قرار مدهيد خدا مى‏داند [چه] كسانى از شما دزدانه [از نزد او] مى‏گريزند پس كسانى كه از فرمان او تمرد مى‏كنند بترسند كه مبادا بلايى بديشان رسد يا به عذابى دردناك گرفتار شوند”.درباره معناي واژه “دعا” در اين آيه به چند مفهوم اشاره گرديده است که عبارتند از:
– خداوند به مردم آموخته که پيامبر (ص) را بزرگ دارند و هنگام صدا زدن، محمد يا پسر عبدالله نگويند بلکه “يا رسول الله” و “يا نبي الله” بگويند.
– خداوند آنها را بر حذر داشته است از اينکه کاري کنند که آنها را نفرين کنند، زيرا دعاي پيامبر (ص) با دعاي ديگران يکسان نيست، چراکه اگر دعا کند مستجاب مي شود.
– دعوت پيامبر (ص) مانند دعوت شما نيست، او هرچه بگويد از جانب خدا مي گويد واگر کسي از فرمان او سرپيچي کند از فرمان خدا سرباز زده است. (طبرسي،1358،4/154).
2-1-1-ج- دعا به مفهوم خواندن، طلب و درخواست چيزي مانند:
“إِن تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا دُعَاءكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ (الفاطر/14)؛اگر آنها را بخوانيد دعاى شما را نمى‏شنوند و اگر [فرضا] بشنوند اجابتتان نمى‏كنند و روز قيامت‏ شرك شما را انكار مى‏كنند و [هيچ كس] چون [خداى] آگاه تو را خبردار نمى‏كند”.
“وَيَدْعُ الإِنسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الإِنسَانُ عَجُولاً (الإسراء/11)؛وانسان [همانگونه كه] خيررا
فرا مى‏خواند [پيشامد] بد را مى‏خواند و انسان همواره شتابزده است”.

(2-1-1- د- : دعوت کردن به توحيد و پيروي از آن مانند:
“قُلْ إِنَّمَا أُنذِرُكُم بِالْوَحْيِ وَلَا يَسْمَعُ الصُّمُّ الدُّعَاء إِذَا مَا يُنذَرُونَ (الانبياء/45)؛بگو من شما را فقط به وسيله وحى هشدار مى‏دهم و[لى] چون كران بيم داده شوند دعوت را نمى‏شنوند”.
“فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّكَ عَلَى الْحَقِّ المبين إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاء إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ (النمل/80-79)؛پس بر خدا توكل كن كه تو واقعا بر حق آشكارى البته تو مردگان را شنوا نمى‏گردانى و اين ندا را به كران چون پشت بگردانند نمى‏توانى بشنوانى”.
“فَإِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاء إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ (الروم /52)؛و در حقيقت تو مردگان را شنوا نمى‏گردانى و اين دعوت را به كران آنگاه كه به ادبار پشت مى‏گردانند نمى‏توانى بشنوانى”.
“قَالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَنَهَارًا فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعَائِي إِلَّا فِرَارًا (نوح/5-6)؛[ نوح ] گفت: [نوح] گفت پروردگارا من قوم خود را شب و روز دعوت كردم و دعوت من جز بر گريزشان نيفزود”. (وهبي،1417ق،ص309).
در آيات سه گانه اي که عبارت “… الصُّمَّ الدُّعَاء…” تکرار شده است، کافران به مردگاني که وسيله ادراک ندارند و کراني که گوش شنوا ندارند تشبيه شده اند ايشان موعظه هاي پيامبر (ص) را نمي شنوند و مورد تامل قرار نمي دهند. نکته ديگر اينکه مي توان انسان ناشنوايي را که توجه مي کند از چيزي باخبر و اگاه ساخت، اما کافران و معاندان همچون کراني هستند که روي گردانده و پشت نموده و در حال فرار هستند، آگاه ساختن و دعوت نمودن چنين موجوداتي آسان نيست، چنانکه نوح (ع) با پروردگار خويش به مناجات مي پردازد و چنين مشکلي را در دعوت کافران گزارش مي دهد.
2-1-1- ه- دعا به مفهوم دعا، عبادت، پرستش مانند:
“وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَأَدْعُو رَبِّ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد مفهوم نما Next Entries پایان نامه رایگان درمورد وقتي، رَبِّي، غير