پایان نامه رایگان درمورد پرخاشگری، یادگیری اجتماعی، روان شناسی، مواد مخدر

دانلود پایان نامه ارشد

اندیشه را در خود حمل می کند که هر آنچه که غیر از من است خودی نیست، حرف دیگری دارد، اندیشه دیگری را ترویج می کند، از قبیله دیگری است، رنگی دگر بر چهره دارد و یا لباس دیگری به تن او باید حذف گردد تا جهان من یکدست گردد. در جهانی یکدست جائی برای بیگانگان، غریبه ها، دیگر اندیشه ها، دگراندیشان و مهاجرین وجود ندارد. تاریخ بر این حکم گواه میدهد.خشونت همیشه در تاریخ انسانی بر قامت خود پوشش های متعدد بر تن داشته. تربیت صحیح دلسوزی، دفاع از ناموس و آبرو، پاسداری از مقدسات و اختلافات، مبارزه با فساد، جاری کردن فرمان الهی، دفاع از مرز و بوم، برقراری نظم دفاع از زحمتکشان و کارگران و پیاده کردن عدل و داد (خدیوی زند، 1384؛به نقل از مبلغي،1389).
به موازات پيشرفت صنايع و علوم و متحول شدن زندگى بشرى، روابط انسانى نيز نسبت ‏به قبل پيچيده‏تر شده است. در اين راستا، مشكلات و معضلات روحى و روانى فراوانى در جوامع انسانى به وقوع پيوسته، كه اين امر ضرورت بررسى گسترده و دقيق موضوعات روان‏شناختى نظير پرخاشگرى را ايجاب نموده است. بطورى كه امروزه پرداختن به موضوع پرخاشگرى، منحصر به كتب روان‏شناسى نيست؛ ‏بلكه در ديگر حوزه‏هاى علمى ‏همچون روانپزشكى، آسيب‏شناسى روانى، روان‏شناسى اجتماعى و حتى جرم‏شناسى كه يكى از شاخه‏هاى حقوق كيفرى است، از جهات متفاوت مورد بررسى قرار گرفته است. در چند دهه اخير، موضوع پرخاشگرى توجه بسيارى از دانشمندان و متخصصان را به خود معطوف كرده است، بگونه‏اى كه ده‏ها كتاب و صدها مقاله در خصوص اين موضوع به چاپ رسيده است (اللهیاری، 1376).
امروزه وضعيت زندگی شهرنشينی، امكان و احتمال پديدار شدن واكنش پرخاشگرانه را افزايش داده است. آلودگی هوا بر كاركرد مغز آدمی اثر ناخوشايند دارد. به ويژه استشمام گازها و آلاينده های بدبو، به برانگيختگی پيدا و پنهان آدمی و واكنش های نابردبارانه او می انجامد. اين عامل، وقتی كه با سر و صدای گوشخراش و ازدحام و شلوغی، همراه و پيوسته شود، برانگيختگی و واكنش‌های پرخاشگرانه را افزايش می‌دهد. اين سه عامل به گونه ای زنجيروار در ترافيک وجود دارند كه جزيی جداناشدنی از اجتماع شهرنشينان است. الگوهای زندگی مدرن و صنعتی امروزی، به ويژه در زندگی شهرنشينان، عاملی ديگر برای افزايش برانگيختگی فيزيولوژيک62 آدميان است كه امكان و احتمال انجام كردار پرخاشگرانه از سوی آدمی را فزونی می‌بخشد. از جمله مهم ترين اين الگوها، می‌توان به رقابت‌ها و چالش‌های حرفه‌ای پيگير و تنگاتنگ اشاره كرد. افزايش شمار آدميان، عاملی مهم در پيدايش اين رقابت ها و چالش‌هاست كه در جوامع عقب مانده يا در حال رشد، برجسته تر رخ می‌نماياند. به ويژه آن هنگام كه به ياد آوريم در اين گونه اجتماعات رشد نايافته، توان كارآفرينی، محدود و نامتناسب بوده، بنابراين بسياری از افراد در يافتن كار مناسب و دستيابی به مزايای مادی آن محروم و ناكام می‌مانند. سرگشتگی مادی و اقتصادی با گرفتار ساختن آدميان در پايين‌ترين رده از نيازهای روانشناختی (كه از سوی «آبراهام اچ مزلو63» به خوبی بيان شده است)، در عمل آنها را از رشد روانی و معنوی لازم و مناسب بازداشته و به آسيب ها و عوارض ديگری می انجامد (رافضی،1383).
يكي ديگر از الگوهای زندگی امروزی، تماشای مسابقات ورزشی است كه رويكردی رايج در شمار فراوانی از خانواده های همه جوامع جهان است كه خود در همان حال كه به افزايش سطح لذت، شادی و كاميابی می‌انجامد، در بسياری از موارد نيز با ناكامی و خشم و پرخاش همراه می‌شود. فراگير و سترگ شدن اين رقابت های ورزشی، به چالش‌ها و ستيزهای بين فردی و اجتماعی می انجامد كه احتمال رخ دادن واكنش های پرخاشگرانه را افزايش می دهد. از ديگر الگوهای چيره و فراگير زندگی مدرن آدميان در سده بيستم ميلادی و پس از آن، تماشای فراوان فيلم ها و سريال های دارای صحنه‌های پرخاشگرانه پر زد و خورد است كه افزون بر فراهم آوردن امكان نقش پذيری خشونت و يادگيری كردار پرخاشگرانه برای كودكان و نوجوانان، در عمل به افزايش برانگيختگی روانی – فيزيولوژيک در همه سنين می‌انجامد. موج رو به گسترش خشونت و پرخاش در سينمای چهار دهه اخير گيتی در واقع همانند «پاداش64» برای پشتيبانی و تقويت اين گونه كردار اجتماعی آموخته شده، ايفای نقش كرده است. كرداری كه پيش از هر ايستار و جايگاه ديگر، در خانه و خانواده رخ می‌نماياند. از دهه 1970 ميلادی، در امريكا و اروپای غربی جنسيت و اروتيسيسم65 همراه و همبسته با خشونت و پرخاشگری، پا به دنيای كارتون‌هايی گذاشت كه براي كودكان و نوجوانان ساخته مي شد. بنابراین،‌«نقش پذيری خشونت66 و فراگيری كردار پرخاشگرانه67»، درست در سرنوشت سازترين سال‌های بنيان نهاده و استوار شدن «منش68» شخصيت آدميان با اين زيرساخت مهم پنداری، كرداری و گفتاری همبسته و پيوسته می‌شود. جای افسوس است كه اين روند در دهه‌های 1980 و 1990 به جای كاستی گزيدن، در عمل با آفرينش كارتون‌های تخيلی روباتيک و فضایی رو به فزونی گذاشت، تا ذهن كودكان و نوجوانان سراسر گيتی، اين فرآيند را نيک و درست ارزيابی كرده و پندار و كردار پرخاشگرانه «تقويت69» شود (بشیری،1374).
نظریه های مربوط به پرخاشگری
نظریه یادگیری اجتماعی :
در مقایسه با نظریه افراطی غریزه، بندورا (1973) پیشنهاد نمود که پرخاشگریهای انسان نیز همانند دیگر رفتارهای اجتماعی به واسطه تقلید آموخته می شوند. بندورا (1965) به طور مشروح خاطر نشان ساخت که کودکان رفتار پرخاشگرانه بزرگسالان را در بازی با عروسک بوبو تقلید می کنند. کودکان فرد بزرگسالی را که به عروسک بادی بزرگی لگد می زند یا گازمی گیرند و به او لگد می زنند هنگامی که کودکان همانند بزرگسالان به خاطر لگد زدن یا گاز گرفتن به عروسک مورد تشویق و تأیید قرار می گیرند سطح پرخاشگری آنها افزایش می یابد.
بارون و بایرنه (1994) چهار جنبه از پرخاشگری را که می توان از طریق یادگیری کسب کرد توصیف نمودند : چگونه پرخاشگری ایجاد می شود. چه کسی هدف مناسبی برای پرخاشگری است. چه کارهایی نیاز به پاسخ پرخاشگرانه دارند و در کدام موقعیتها پرخاشگری مناسب است. بنابراین از طریق یادگیری مشاهده ای ما ممکن است بیاموزیم که چون خطا کنیم، روی چه کسی خطا کنیم، چه دلیل برای انجام خطا داشته باشیم و تحت چه شرایطی خطا بهترین پاسخ ما است.
ارزیابی نظریه یادگیری اجتماعی :
شکی نیست که کودکان رفتارهای بزرگسالان را تقلید می کنند و تشویق این رفتارها احتمال تکرار رفتارهای پرخاشگرانه را افزایش خواهد داد. با وجود این در مورد این اعتقاد که یادگیری اجتماعی تبیین کاملی از پرخاشگری انسان را ارائه می دهد اختلاف نظر زیادی وجود دارد. یکی از سؤالاتی که ممکن است بپرسید این است که اگر هر نسلی پرخاشگری را از نسل قبل تقلید می کند، پس چه طور پرخاشگری برای اولین بار اتفاق افتاده است؟ جواب دادن به این سؤال آسان نیست. مطالعات حیوانی نشان داده اند که حیواناتی که به تنهایی پرورش می یابند بدون اینکه هیچ فرصتی برای یادگیری پرخاشگری از دیگر حیوانات داشته باشند از خود پرخاشگری نشان می دهند. این موضوع نشان می دهد که حداقل در بعضی از گونه حیوانی، پرخاشگری نیازی به یادگیری اجتماعی ندارد. بارون70 و بایرنه71 چهار جنبه پرخاشگری آموخته شده را که به خوبی اهمیت یادگیری پرخاشگری را توصیف می کند خاطرنشان ساختند.
نظریه های غریزه :
در روان شناسی اصطلاح غریزه دقیق تر از بحث ها و گفتگوهای معمولی بکار رفته است. غریزه یک کشش ذاتی برای رفتار کردن به شیوه ای خاص می باشد. اصطلاح ذاتی به این معنا است که رفتار به صورت وراثتی در ما وجود دارد و بنابراین در لحظه تولد همراه ما است. برخی از نظریه های روان شناسی پرخاشگری را غریزی می دانند و حداقل تا اندازه ای آن را اجتناب در نظر می گیرند. فروید در اولین نظریه روانکاور خود (1919) پیشنهاد کرد که ما با دو غریزه متضاد متولد می شویم : غریزه زندگی و غریزه مرگ.
غریزهی مرگ علت پرخاشگری های ما می باشد. فروید پیشنهاد نمود که هرچند غریزه پرخاشگری اجتناب ناپذیر می باشد، اما می توان آن را تعدیل کرد. برخی از نویسندگان معاصر با پیروی از نظریه فروید خاطرنشان ساخته اند که ورزش در کل یک روش سالم برای ابراز غریزه مرگ است.
برای مثال ریچاردز72 (1994) به این موضوع مهم توجه کرد، ما با توسل به گله و شکایات تمایلات پرخاشگری خود را ابراز می کنیم. برای مثال در حالت هایی مانند «کوبیدن چکه بر زمین» و «فشار دادن دندانها بر روی هم» پرخاشگری خود را نشان میدهیم.
رویکرد روان شناختی دیگری که پرخاشگری را غریزی در نظر می گیرد رویکرد کردارشناسی73 است. مطابق با رویکرد کردارشناسی لورنز74 (1966) پیشنهاد کرد که در انسانها غریزه جنگ75 تکامل یافته است. تکامل از طریق انتخاب طبیعی صورت می گیرد. بنابراین پرخاشگری (حداقل از نظر تاریخی) تبدیل به یک صنعت بقا شده است. یعنی یک ویژگی احتمال بقا را افزایش داده است. لرونز همانند فروید پرخاشگری انسان را غیر قابل اجتناب اما قابل کنترل می دانست.
ارزیابی رویکرد غریزه
این موضوع که آیا پرخاشگری غریزی است یا ناشی از یادگیری، همچنان به عنوان یک مناقشه مسخر در روان شناسی باقی مانده است. مدارک مستقیمی در زمینه های تأیید یا رد غریزه در پرخاشگری وجود ندارد و ما به حمایت غیرمستقیم توجه داریم. اگر پرخاشگری جهانی باشد بنابراین جهانی بودن پرخاشگری گواه محکمی برای اساس غریزی بودن پرخاشگری است. لور76 و شولتز77 (1993) خاطر نشان ساختند که همه مهره داران پرخاشگری نشان می دهند. بنابراین همان طور که لورنز گفته است این ویژگی باید صفتی برای بقا باشد. از طرف دیگر مطالعات میان فرهنگی نشان داده اند که تنوع زیادی در پرخاشگری انسان وجود دارد (بارون و ریچارد سون78، 1992).
این مسائل در فرهنگ های مختلف انسانی مشاهده شده است. برای مثال در قبیله آراپش79 در گینه جدید80 مشاهده شده است که پرخاشگری مطابق استانداردهای آمریکایی و اروپایی کمتر به چشم می خورد.
این موضوع نشان می دهد که باید عوامل خارجی مؤثر بر پرخاشگری (همانند مؤلفه غریزی) برای پرخاشگری این موضوع نشان میدهد که باید عوامل خارجی مؤثر بر پرخاشگری (همانند مؤلفه غریزی برای پرخاشگری) وجود داشته باشند.
نظریه شناختی- رفتاری
در نظریه شناختی-رفتاری81‌، ناکامی‌، یکی از علل پرخاشگری است تا جایی که فرضیه‌ای موسوم به ناکامی- پرخاشگری را مطرح مي‌کند.
فرضیه ناکامی- پرخاشگری
بعدها نظريه پردازان روانكاوی، نظريه سائق پرخاشگری فرويد را بصورت فرضیه ناكامي – پرخاشگری82 گسترش دادند. يعنی ناكامی، سائق پرخاشگری را فعال مي‌كند، كه آن هم ايجاد رفتار پرخاشگری مي‌كند. بنابراين علت پرخاشگري، ناكامي است. ولي همواره مثالهايي يافت مي شود از اينكه ناكامي منجر به پرخاشگري نمي شود، بلكه باعث كناره گيري از موقعيت ، ترک كردن يا مصرف الكل يا مواد مخدر مي‌گردد (كالات،2005، به نقل از سيد محمدي، 1387).
این نظریه بیانگر این است که ناکامی همیشه به رفتار پرخاشگرانه می‌انجامد و تمام رفتار‌های پرخاشگرانه، معلول ناکامی هستند. از طرفداران این نظریه می‌توان به دالر و همکاران اشاره کرد. اما این موضوع همیشه صادق نیست و به آسانی می‌توان استثناهایی برای آن پیدا کرد. به عنوان مثال واکنش مردم به ناکامی می‌تواند به صورت کناره‌گیری از موقعیت ، ترک کردن، مصرف الکل و مواد مخدر‌، یا در ملاحظه‌ی مثبت تر به صورت افزایش تلاش برای غلبه بر ناکامی باشد (احمدي، 1385).
اينكه ناكامي به پرخاشگري منجر مي شود يا نه به دو عامل بستگي دارد :
1. شدت ناکامی 2. ادراک فرد.
اگر انتظارات زياد باشد و بي نتيجه بماند مي تواند ناكامي ايجاد كند. همچنين اگر ناكامي شديد باشد (اين شدت بسته به مقدار انتظاري كه فرد دارد تا به هدف برسد، مي تواند محركي براي پرخاشگري باشد، مثلا شورش‌ها و انقلابها توسط كساني صورت مي گيرد كه جزو اعضاي پايمال شده يك

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد پرخاشگری، رفتار پرخاشگرانه، کیفیت زندگی، باستان شناسی Next Entries پایان نامه رایگان درمورد پرخاشگری، فیزیولوژی، روان شناسی، علوم اجتماعی