پایان نامه رایگان درمورد وقتي، رَبِّي، غير

دانلود پایان نامه ارشد

ي عَسَى أَلَّا أَكُونَ بِدُعَاء رَبِّي شَقِيًّا (مريم /48)؛ و از شما و [از] آنچه غير از خدا مى‏خوانيد كناره مى‏گيرم و پروردگارم را مى‏خوانم اميدوارم كه در خواندن پروردگارم نااميد نباشم”.
مولا فتح الله کاشاني در تفسير “بِدُعَاء رَبِّي شَقِيًّا” مي گويد: به خواندن و پرستيدن پروردگار خود نااميد و بي بهره نخواهم بود. به کار گرفتن “عسي” شايد اشاره به اين دارد که مومن بايد هميشه ميان خوف و رجاء باشد. (کاشاني، 1344، 5/430). – “قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامًا (الفرقان/77)؛ بگو: اگر خواندن (دعا و عبادت) شما نباشد پروردگارم هيچ اعتنايي به شما نمي کند. [ شما را قدر و ارزش ننهد ] شما [ آيات و پيامبر خدارا ] تکذيب کرديد پس [عذاب بر شما] لازم خواهد شد”. لسان التنزيل در بيان”لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ” “خواندن و پرستش” را ياد مي کند وبا اشاره به آيه شريفه: “وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ”(الذاريات/56) مي نويسد: “لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ؛اگر نه خواندن شما بودي، يعني نه پرستيدندي او را” (محقق،1355،ص116). بنابراين “دعا و نيايش” همان “عبادت و پرستش” است، چرا که حقيقت واحدي دارند، که همان اظهار خشوع و نياز به خداي تعالي است، و عبادت غايت آفرينش است.
2-1-1- و- دعا به مفهوم استغاثه و پناه خواستن و ياري طلبيدن مانند:
– “لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ لاَ يَسْتَجِيبُونَ لَهُم بِشَيْءٍ إِلاَّ كَبَاسِطِ كَفَّيْهِ إِلَى الْمَاء لِيَبْلُغَ فَاهُ وَمَا هُوَ بِبَالِغِهِ وَمَا دُعَاء الْكَافِرِينَ إِلاَّ فِي ضَلاَلٍ (الرعد/14)؛دعوت حق براى اوست و كسانى كه [مشركان] جز او مى‏خوانند هيچ جوابى به آنان نمى‏دهند مگر مانند كسى كه دو دستش را به سوى آب بگشايد تا [آب] به دهانش برسد در حالى كه [آب] به [دهان] او نخواهد رسيد و دعاى كافران جز بر هدر نباشد”.
– “قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُسُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا بَلَى قَالُوا فَادْعُوا وَمَا دُعَاء الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ (الغافر/50)؛مى‏گويند مگر پيامبرانتان دلايل روشن به سوى شما نياوردند مى‏گويند چرا مى‏گويند پس بخوانيد و[لى] دعاى كافران جز در بيراهه نيست”.
– “وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَن لَّا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَومِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ (الاحقاف/5)؛و كيست گمراه‏تر از آن كس كه به جاى خدا كسى را مى‏خواند كه تا روز قيامت او را پاسخ نمى‏دهد و آنها از دعايشان بى‏خبرند”.
“دعاء” در اين آيات ياري خواستن از غير خدا معنا شده است، ياري خواستن جز از خداوند موجب تباهي و گمراهي آشکار و از نشانه هاي کافران و مشرکان است، اين دعا بي پاسخ مانده و هرگز به اجابت نمي رسد، چنانکه خداوند براي تاکيد اين معنا عبارت “إِلَى يَومِ الْقِيَامَةِ” مي آورد و اجابت چنين دعايي را مردود بر مي شمارد.

2-1-1-ز- دعا به مفهوم دعا کردن، خواستن از خداوند، نيايش مانند:
-“هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِن لَّدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاء (آل عمران/38)؛آنجا [ بود که ] که زکريا پروردگارش را خواند [و ] گفت: پروردگارا، از جانب خود فرزندي پاک [ و پسنديده ] به من عطا کن که تو شنونده [ اجابت کننده ] دعايي”.
– “الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاء (ابراهيم 39)؛سپاس خداى را كه با وجود سالخوردگى اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد به راستى پروردگار من شنونده دعاست”.
– “رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاَةِ وَمِن ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاء (ابراهيم/40)؛پروردگارا مرا برپادارنده نماز قرارده و از فرزندان من نيز پروردگارا و دعاى مرا بپذير”.
– “قَالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْبًا وَلَمْ أَكُن بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِيًّا (مريم /4)؛گفت پروردگارا من استخوانم سست گرديده و [موى] سرم از پيرى سپيد گشته واى پروردگار من هرگز در دعاى تو نااميد نبوده‏ام”.
– “لَا يَسْأَمُ الْإِنسَانُ مِن دُعَاء الْخَيْرِ وَإِن مَّسَّهُ الشَّرُّ فَيَؤُوسٌ قَنُوطٌ (الفصلت/49)؛انسان از دعاى خير خسته نمى‏شود و چون آسيبى به او رسد مايوس [و] نوميد مى‏گردد”.
-“وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعَاء عَرِيضٍ (الفصلت /51)؛و چون انسان را نعمت بخشيم روى برتابد و خود را كنار كشد و چون آسيبى بدو رسد دست به دعاى فراوان بردارد”.
2-1-2 – دريافت نهايي از مفهوم واژه دعا
پس از بررسي کاربرد معنايي واژه “دعا” در قرآن خواهيم دانست که: مفهوم اصلي واژه دعا “خواندن” است. (صفوي،1379،ص250) و واژگان هم معناي “دعا”، “حوزه معنايي” واحدي دارند. (همان،ص190) مفهوم دعا در عبادت و دعا کردن و خواستن از خداوند و نيايش کاربرد بيشترو نمود ويژه اي داردو از آن جا که براي واژه “دعا” در دانش وجوه و نظاير وجوه مختلف بيان گرديده است. در ميان اين وجوه با توجه به کاربرد معنايي اين واژه و مشتقات آن در قرآن، معناي “عبادت” به ويژه “راز و نياز و درخواست از خداوند” نسبت به معاني ديگر برتري دارد، از اين رو در متون ديني و در اصطلاح شرعي “دعا” درخواست از خداوند و اظهار بندگي و پرستش پروردگار به شمار آمده است.
شايان ذکر است که اين مفهوم در گستره آيات الهي و سخنان پيامبر و ائمه (ع) پياپي و به روشني بيان شده و البته بيشتر مفاهيمي که براي دعا در قرآن بيان گرديد با معناي اصلي دعا ارتباطي تنگاتنگ دارند، براي نمونه آن جا که دعا به معناي استغاثه و پناه خواستن مي آمد اين نکته تذکر داده شد که بايد فقط از خداوند طلب ياري کرد نه غير او،زيرا او تنها قادر مطلق است که مي تواند در مشکلات زندگي و امور مختلف مادي يا معنوي ما را کمک کند. با توجه به اين که ما وجودي سراپا نياز و نقص هستيم و در مقابل پروردگار متعال کاملا بي نقص و غني بالذات است، لذا خواسته خود را با حالت تضرع و زاري بيان مي داريم که اين خود همان دعا است. يا وقتي خدا را ندا داده و صدا مي زنيم در واقع چيزي که ما را به اين سو مي کشاند، اين است که خداوند سخن ما را مي شنود و مي تواند جوابگوي آن باشد و به دنبال آن، حاجت و خواسته خود را بر زبان مي آوريم. يا زماني که خداوند را ستايش کرده و مي پرستيم اين عمل، بيانگر اين است که فقط پروردگار جهانيان شايسته عبادت و پرستش است نه احدي غير او از انسان ها و بت ها، زيرا که خداوند مالک خير و شر و همه هستي است. انسان وقتي به عبادت خدا مشغول است در حقيقت به خدا روي آورده، او را خوانده و از او مي خواهد که به خواسته هايش جامه عمل بپوشاند پس دعا خود عبادت است و يا عنايت به اين آيه شريفه: “وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ” (الغافر/60) اين مهم به دست مي آيد که دعا به منزله “عبادت” است و کسي که از آن رو ي بر گرداند دچار عذاب مي شود و در روايات نيز دعا “مغز عبادت و پرستش” معرفي شده است. (مجلسي،1403ق،93/300).
2-2- ندا
2-2-1 معناي لغوي ندا:
اين واژه از ريشه “ندي” است.در معناي آن گفته اند: “الندي: البلل” که معناي خيسي و رطوبت است. (ابن منظور، 1405ق، 200/15). ديگران نيز همان معنا را ذکر کرده و مي گويند: “النون و الدال و الحرف المعتل يدل علي تجمع و قد يدل علي بلل في الشيء” معني اصلي ندي تجمع و اجتماع کردن است که گاهي بر تري و رطوبت در شيء دلالت مي کند. (ابن فارس،1404،5/352). اسم فاعل آن “النادي” و “الندي” بر وزن شريف است و به مجلسي که مردم در آن مجمع باشند، نيز گفته مي شود، که وقتي مردم متفرق شوند ديگر به آن “ندي” گفته نمي شود. به محل اجتماع و مشورت “دارالندوه” گفته مي شود که اصلش از “ندو” به معناي جمع شدن است. (قرشي،1364،7/134وابن فارس،1404،5/89). راغب مي گويد: “اصل ندااز “ندي” به معني رطوبت است و صوت را از آن جهت ندا مي گويند که هر کس رطوبت دهانش بيشتر باشد، کلامش نيکوتر است و ندا بلند شدن صدا و ظهور آن است و گاهي فقط به صدا اطلاق مي شود “. (راغب،1404،ص340). وقتي گفته مي شود: ندي الصوت، يعني صدا بسيار بالا رفت، ناداه، نادي به، اي صاح به، به او صيحه زد. (فراهيدي1414،ص234وابن منظور،1405ق،15/123وابن فارس،1404 ،5/237).
حسن مصطفوي مي نويسد: “اصل واحد در ندو خواندن با حالت خطاب است و در ندي رطوبت و تري است، اين در حالي است که لغويون اين دو ماده را با هم خلط کرده اند”.(مصطفوي،1351،3/356) به نظر وي اين ماده به کنايه بر اجتماع دلالت دارد، زيرا اجتماع از لوازم دعوت و خواندن در حالت مخاطبه است. (مصطفوي،1351،3/356).
2-2-2- مفاهيم گوناگون واژه ندا در قرآن
2-2-2- الف: ندا به مفهوم صداي بلند
“وَبَيْنَهُمَا حجابٌ وَعَلَى الاعراف رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسِيمَاهُمْ وَنَادَوْاْ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَن سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ (الاعراف/46)؛ و ميان آن دو [گروه] حايلى است و بر اعراف مردانى هستند كه هر يك [از آن دو دسته] را از سيمايشان مى‏شناسند و بهشتيان را كه هنوز وارد آن نشده و[لى] [بدان] اميد دارند آواز مى‏دهند كه سلام بر شما”.
2-2-2- ب: ندا به مفهوم مطلق دعا و خواندن
“إِذْ نَادَى رَبَّهُ نِدَاء خَفِيًّا (مريم/3)؛آنگاه كه [زكريا] پروردگارش را آهسته ندا كرد”.
زکريا با در خواستي پر از مهر از خدا طلب فرزند مي کند، وصف اين درخواست با دو کلمه ” نِدَاء خَفِيًّا” که ظاهرا دو کلمه با دو بار معنائي است، چراکه نداء فريادي است بلند و از راه دور، خفيا قيدي است براي نزديکي و پنهان بودن. انسان را به ياد شکر با شکايت و گله با لطف اولياء خدا مي اندازد و در آن نوعي ارتباط عاشقانه و تحمل ناز و نياز عرضه کردن به درگاه محبوب مي بيند که در عين گله مندي و شکايت نمي خواهد اندکي از ملاطفت و شکر کاسته شود. اما در ماجراي مريم (س) حتي اين سوال را هم نمي بينيم، يعني انگيزه دعا نبوده و دعاکننده اي پيدا نيست و اين اتفاق بدون درخواست که حتي با نگران شدن و نوعي اعراض مريم رخ مي دهد چراکه اصلا بناي او که وقف مسجد است ، آن است که از اين گونه مسائل اجتناب کند.
2-2-3 – ارتباط ندا با دعا:
از معاني ذکر شده به دست مي آيد که ندا در برخي موارد، همان دعا البته با صداي بلند است که در آن نيز نوعي درخواست و طلب نهفته است و هم مي تواند مقدمه دعا باشد، که شخص، اول خدا را مي خواند بعد خواسته هاي خود را بيان مي کند.

2-2-4 – فرق ندا و دعا:
ابوهلال در فرق آن مي نويسد: “ندا بالا بردن صدا همراه با قصد و منظور مي باشد ولي دعا شامل بالا بردن صدا و پايين بردن آن، هر دو مي باشد؛به عبارت ديگر مي توان واژه دعا را هم براي خواندن از دور و هم خواندن از نزديک به کار برد که در خصوص خواندن از نزديک ديگر ندا گفته نمي شود و اصل دعا با طلب فعل مي باشد”. (العسکري،1977،ص30).
در کتاب فروق اللغه چنين آمده است: “دعا گاهي بدون صوت و سخني يعني به اشاره اي که مفهوم را برساند، انجام مي شود؛يعني دعا گاه با نشانه و علامت است و در صورتي که ندا جز با بلند کردن صدا و خواندن طرف انجام نمي شود و طبرسي مي گويد: که روي همين اصل، ندا به خدا اسناد داده نمي شود بلکه نسبت به خدا مشتقات دعا را اسناد مي دهند”. (الجزايري، 1380ق،ص36) مثل: “أُوْلَئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللّهُ يَدْعُوَ إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ (البقره/221)؛آنان [شما را] به سوى آتش فرا مى‏خوانند و خدا به فرمان خود [شما را] به سوى بهشت و آمرزش مى‏خواند”.
در مفهوم ندا فقط جهت مخاطب بودن مطرح است و آن مطلق آواز دادن است و مقدم بر دعا مي باشد، همان طور که

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد پيامبران، ادعيه، چيزي Next Entries پایان نامه رایگان درمورد مفهوم نما