پایان نامه رایگان درمورد ورزشکاران، ارزش افزوده، اندازه بازار، توسعه بازار

دانلود پایان نامه ارشد

رفتنها، مانند راه رفتن طاقت فرسا در کوه و حومه شهر يک سرگرمي محسوب ميشود اما مانند ورزش داراي فايده براي سلامتي ميباشد. اين فعاليت در بعضي جوامع جزء فعاليتهاي ورزشي محسوب شده و در بعضي جوامع نه (همان).
راجرز10 (1977) معتقد است که چهار عنصر اساسي بايد در يک فعاليت وجود داشته باشد تا به عنوان ورزش در نظر گرفته شود: ورزش بايد يک فعاليت فيزيکي بوده، براي سرگرمي انجام شود، يک وسيله رقابت باشد و داراي چارچوب سازماني رسمي باشد. يک معيار ديگر نيز که به نظر ميرسد جزء معيارهاي ورزش باشد اين است که فعاليتي ورزشي محسوب ميشود که بوسيله رسانهها و آژانسهاي ورزشي مورد توجه قرار گيرد. راجرز، يک ليست اصلي را به عنوان فعاليتهاي ورزشي پيشنهاد داده است که مورد قبول تمام کشورها ميباشد و يک ليست تکميلي که با توجه به هر کشور به عنوان ورزش طبقه بندي ميشود.
طبقه بندي کلي فعاليت ورزشي و غير ورزشي در نمودار شماره (2-1) نشان داده شده است:

نمودار 2-1 طبقه بندي فعاليتهاي ورزشي و غير ورزشي
منبع: ( گراتون و تیلور11، 2002)

دايره داخلي فعاليتهايي را نشان ميدهد که در تمام کشورها به عنوان فعاليتهاي ورزشي مورد پذيرش ميباشد و با ملاکهاي راجرز نيز مطابقت دارد. دومين دايره از داخل را نميتوان به عنوان هسته مرکزي ناميد اما داراي دو مشخصه فيزيکي و فراغت ميباشد و باعث ميشود که به عنوان فعاليت ورزشي طبقه بندي شود. البته اين طبقه بندي در هر کشوري نسبت به کشور ديگر تفاوت دارد. دايره سوم از داخل نشان دهنده فعاليتهايي است که غير فيزيکي هستند اما رقابتي و سازمان يافته و بطور کلي در زمره فعاليتهاي ورزشي قرار ميگيرند مثل ورزش دارت و يا بيليارد. دايره سفيد بيرون نشاندهنده فعاليتهايي هستند که بطور واضح در تمامي کشورهاي دنيا به عنوان فعاليتهاي غير ورزشي طبقه بندي ميشوند (گراتون و تیلور، 2002).
2-2-2 صنعت ورزش12
ورزش در دنياي امروزي يک صنعت است و براي اولين بار مولین از اين واژه براي ورزش استفاده کرده است. مولين اشاره ميکند که هرگونه فعاليت ورزشي که موجبات افزايش ارزش افزوده کالاها و خدمات ورزشي را فراهم کند صنعت ورزش محسوب ميشود (عسکريان، 1383). پيتز، فيلدينگ و ميلر (1994) در معرفي اجزاي ورزش همه محصولات، کالاها، خدمات، اماکن و افراد مرتبط با ورزش را اجزاي صنعت ورزش مينامند در جاي ديگر پيتز و استوتلار (1996) در رابطه با تعريف صنعت ورزش بر بازارهاي مرتبط با ورزش و تفريحات سالم تأکيد نمودهاند.
با توجه به تمام تعريفهاي ارائه شده، ميتوان در کل صنعت ورزش را مجموعهاي از فعاليتهاي مرتبط با توليد و بازاريابي کالاها و خدمات ورزشي محسوب نمود که در ارتقاء ارزش افزوده نقش داشته باشند (عسکريان، 1383). صنعت ورزش داراي بخشهاي زيادي است كه مركز ثقل تمامي آنها را محصول ورزشي تشكيل ميدهد و در خدمت شركت كنندگان‏، تماشاگران و ساير افراد قرار ميگيرد. پيتز و همكاران (1994) بيان ميدارند كه رويدادها، اطلاعات، آموزش و كالاها و خدمات ورزشي چهار دسته اصلي محصولات ورزشي هستند و آنها ميتوانند بر توليد ناخالص داخلي و ارزش افزوده هر كشور تأثير بسزايي داشته باشند. پيتز و استوتلار (1996) ارتباط بين توليدكنندگان‏، محصولات و مصرف كنندگان در صنعت ورزش را بصورت جدول زير بيان ميكنند:
جدول 2-1 ارتباط بين توليدكنندگان‏، محصولات و مصرف كنندگان
توليدكنندگان
محصولات
مصرف كنندگان
– مالكان
– حاميان مالي
– رسانهها
– سازمانها و آژانسهاي بازاريابي
– سازندگان تجهيزات
– رويدادهاي ورزشي
– كالاهاي ورزشي
– اطلاعات
– آموزش
– تماشاگران
– شركت كنندگان
– بينندگان تلويزيوني
– موسسات و شركتها
منبع: پیتز و استوتلار، 1996

صنعت ورزش بر اساس تابع توليد نيز طبقهبندي شده است. در اين نوع از تقسيم بندي، صنعت ورزش در سه بخش توليد کالاهاي ورزشي، عملکرد ورزشي و بخش مربوط به فعاليتهاي تبليغي و پيشبردي قابل ملاحظه است. نمودار شماره (2-2) اين تقسيم بندي را بر اساس نظر پيتز و استوتلار (2002) نشان ميدهد:

نمودار 2-2 تقسيم بازار ورزش بر اساس تابع توليد
منبع: (پيتز و استوتلار،2002)

علاوه بر موارد ياد شده، صنعت ورزش را ميتوان بر اساس فعاليتهاي مربوط به زمينه کاري و حرفهاي، تقسيم نمود. در اين تقسيم بندي، ورزشهاي حرفهاي به لحاظ ماهيت حرفهاي بودن در يک دسته قرار ميگيرند. به عبارت ديگر ورزشهايي مانند فوتبال حرفهاي، بسکتبال حرفهاي و ساير ورزشهايي که به منظور کسب درآمد انجام ميشوند داراي بازار مخصوص به خود و ويژگيهاي مشترکي هستند. همچنين ورزشهايي که با ماهيت تفريحي و فراغتي انجام ميگيرند، عليرغم تنوع در يک دسته ديگر قرار ميگيرند (يوسفي، 1389، ص 3).
نوع ديگري از تقسيم بندي صنعت ورزش را ميتوان بر مبناي زنجيره فعاليتهاي مرتبط با ورزش انجام داد. در اين تقسيم بندي، فعاليتهاي مقدماتي براي ورزش به عنوان زنجيره فعاليتهاي پيشين در نظر گرفته ميشود، مانند ساخت اماکن و تأسيسات ورزشي.
فعاليتهاي مرتبط با ورزش در حلقه مياني است که شامل انجام ورزش يا تماشاي ورزشي خواهد بود. و در نهايت زنجيره فعاليتهاي پسين در ورزش مانند بازتواني ورزشکاران آسيب ديده يا فعاليتهاي تحليلي خبرنگاران در خصوص رويدادهاي ورزشي اشاره خواهد داشت (همان، ص 4-3). نمودار (2-3) اين تقسيم بندي را نشان ميدهد:

نمودار 2-3 تقسيم بازار ورزش بر اساس زنجيره فعاليتها
منبع: (يوسفي و حسني، 1389)

گرايش روبه رشد مردم به ورزش و نياز به مصرف كالاها و خدمات ورزشي باعث شده تا صنعت ورزش روند درآمدزايي بيسابقهاي را تجربه كرده و سهم بسزايي در اقتصاد كشورها ايفا كند. برخي پژوهشهاي علمي نشان ميدهد كه همبستگي مستقیم بين توسعه اقتصادي و ورزش در كشورهاي مختلف وجود دارد (آندرف‌،2000). همچنين سهم قابل توجه صنعت ورزش در توليد ناخالص داخلي كشورها موجب ارتقاء جايگاه اين صنعت در بين صنايع ديگر شده است. مطالعات مختلف نشان ميدهند كه سهم صنعت ورزش از GDP كشورها بين 0.5 تا 2 درصد ميباشد (نانا و همكاران، 2002).
با توجه به گردش مالي در حوزه ورزش، در دهه 1990، ورزش هفدهمين صنعت برتر کشوري مثل آمريکا بوده و در سال 2012 توانسته است بين صنايع آمريکا رتبه پنجم را بدست آورد. اين صنعت پس از خريد و فروش املاک، رايانه، بهداشت و امور نظامي با حدود اقتصاد470 ميليارد دلاري در سال 2012، از صنايع بزرگي مثل خودروسازي، موتورسازي و حتي صنعت هاليوود پيشي گرفته است، از اين رو يکي از صنايع پر سود محسوب ميشود (www.plunkettresearch.com).
ورزش مخلوطي از سه بخش دولتي، داوطلبانه و تجاري است. دولت در مواقعي (در کشورهاي کمتر توسعه يافته در بيشتر موارد) از ورزش حرفهاي نيز حمايت ميکند. ولي در عين حال دولت بايد بر بخش حرفهاي ماليات وضع نمايد تا از اين ماليات براي بهبود ورزش همگاني و حتي ورزش حرفهاي استفاده نمايد زيرا ورزش همگاني در درازمدت فوايد بيشتري براي بخش عظيمي از جامعه به دنبال خواهد داشت، در حاليکه سرمايهگذاري در بخش حرفهاي براي بخش محدودي از جامعه سود ميرساند. اين نکته را بايد در نظر داشت که حاميان مالي بخش خصوصي در بيشتر موارد در سطح نخبگان ورزشي (ورزش حرفهاي) سرمايهگذاري ميکنند و خيلي کم در سطح ورزش همگاني سرمايه وارد ميکنند.
شرکتهاي تجاري حامي ورزش دو گونهاند: الف) شرکتهاي تجاري توليدکننده کالاي ورزشي که به توليد کالاي ورزشي مشغول بوده و کالاي آنها مستقيم به مصرف بخش خصوصي ميرسد که بخشي از آن سرمايهگذاري، با مصرف کالاي ورزشي توسط ورزشکاران دوباره به خود آنها بر ميگردد و بخش ديگري از سود نيز از طريق مصارف کالاهاي ورزشي توليدي اين شرکتهاي تجاري توسط مردم و هواداران تيمها يا طرفداران ورزشکاران محبوب که تبليغ کننده کالاهاي اين شرکتها هستند به آنها بر ميگردد ( مثل شرکت آديداس، نايک و…).
ب) بيشتر حاميان مالي ورزشها از شرکتهايي هستند که در زمينه اقتصادي ديگر يا غير ورزشي فعاليت دارند. در اينجا انگيزه براي فروش کالا به کساني که در ورزش مشارکت ميکنند کمتر است و هدف آنها بدست آوردن بازارهاي بسيار وسيعتر از بازارهاي مربوط به ورزش ميباشد و براي نيل به اين هدف از ورزش به عنوان يکي از ابزارهاي مفيد که ميتواند زمينه را براي فروش بيشتر کالاهاي آنها فراهم آورد، سود ميبرند (گراتون و تیلور، 2002). ورزش حرفهاي از اين طريق، در بسياري از جوامع به يک صنعت پر رونق تبديل شده و از زير چتر حمايت دولتها خارج شده است مگر در کشورهايي جهان سوم يا در حال توسعه که دولت بيشترين حمايت مالي را از ورزش ميکند. دولتها در کشورهاي جهان، از گسترش ورزش همگاني حمايت ميکنند. ميتوان با بررسي و تحليلهاي علمي، برنامهريزيهاي اقتصادي دقيقي براي اين صنعت درآمدزا ايجاد کرد. ايران براي رسيدن به اقتصاد بدون نفت بايد بتواند از استعدادهاي اين صنعت بالقوه استفاده نمايد.

2-3 عوامل مؤثر بر توسعه صنعت ورزش
2-3-1 میزان علاقه مردم به فعالیت ها و رویدادهای ورزشی
مردم دليل اصلي وجود صنعت و تجارت ورزشي هستند. اگر علاقه يا تقاضا براي ورزش وجود نداشته باشد، امکان تداوم فعاليتهاي مرتبط با توسعه تندرستي و تفريحات مرتبط با ورزش وجود نخواهد داشت، به عبارت ديگر، اندازه بازار ورزش کاملاً مرتبط با ميزان و نرخ مشارکت مردم در ورزش است. مردم به دلايل مختلفي مانند حفظ و ارتقاء سلامتي، کاهش وزن، يادگيري مهارتهاي جديد، ماجراجويي، بودن با دوستان، رهايي از يکنواختي زندگي و کاهش فشارهاي رواني و ساير دلايل به ورزش ميپردازند. آنان از طريق شرکت در فعاليتهاي ورزشي و صرف هزينه براي ورزش که شامل مواردي مانند پرداخت شهريه و حق عضويت در باشگاههاي ورزشي و يا خريد لوازم و تجهيزات ورزشي است که موجب رونق بازار ورزش ميگردند. تماشاي رقابتهاي ورزشي و هزينههاي انجام شده از سوي مردم براي حضورو تماشاي مسابقات زنجيرهاي از فعاليتهاي مختلف و مشاغل گوناگون را ايجاد ميکند. به طور مثال، براي برگزاري مسابقات ليگ، فعاليتهاي مربوط به ساخت و آماده سازي استاديومها و سالنهاي ورزشي، سازماندهي مسابقات و برگزاري آن، خدمات مربوط به بليط فروشي و تسهيلات جنبي مانند ترافيک و پارکينگ، فعاليتهاي مربوط به رسانهها اعم از خبر رساني يا تحليل رويدادهاي انجام شده الزامي خواهد شد و اين مجموعه عوامل به گسترش صنعت و بازار ورزش منجر خواهد شد (يوسفي و حسني، ص5).
2-3-2 توسعه بخش های تجاری در صنعت ورزش
همراه با تحولات اجتماعي و دگرگوني در نيازها و ايجاد خواستههاي جديد، بازار ورزش امکان گسترش در قلمروهاي جديد را خواهد داشت. بطور مثال، توجه به ايجاد فرصتهاي برابر براي ورزش زنان و مردان، زمينههايي را براي توسعه بازار در ورزش زنان ايجاد کرده است. اقدام به برگزاري مسابقات جام جهاني فوتبال زنان از سوي فيفا از سال 1991 به بعد با استقبال گستردهاي همراه بوده است. همچنين برگزاري مسابقات جهاني معلولان در رشتههاي مختلف، بخصوص مسابقات پارا المپيک، از دلايل قابل توجه در توسعه صنعت ورزش بوده است (پيتز و استوتلار، 2002).
2-3-3 افزایش فرصت های انجام ورزش
امروزه در بسياري از کشورهايي که صنعت ورزش در آن رشد يافته است، فرصتهاي پرداختن به ورزش روندي افزايشي داشته است. بسياري از اماکن ورزشي، پارکها و تفريحگاهها زمينههاي انجام فعاليتهاي ورزشي را فراهم ساختهاند. در برخي کشورها طبقهبندي مسابقات ليگ در گروههاي سني، امکان مشارکت حداکثري اقشار مختلف را فراهم کرده است. مسابقات مربوط به پيشکسوتان و يا گروههاي سني خرد سال و يا مسن دامنه مخاطبين ورزش را گسترده کرده و فرصتهاي انجام ورزش را افزايش داده است (يوسفي و حسني، ص6).

2-3-4 معرفی ورزش های جدید
نوآوري يکي از عوامل حياتي در کسب موفقيت در محيط رقابتي و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد وزارت ورزش و جوانان، وزارت ورزش، مخارج دولت، اقتصاد خرد Next Entries پایان نامه رایگان درمورد کسب و کار، ورزشکاران، سازمان ملل، بازار هدف