پایان نامه رایگان درمورد هتک حرمت، شخص ثالث، جبران خسارات

دانلود پایان نامه ارشد

آن رسانه خواهد بود.از طرف ديگر مصاحبه شونده و يا طرف مورد ارتباط بايد اطلاع از اينکه مطالب او پخش خواهد شد داشته باشد، در غير اين صورت رسانه مسئوليت خواهد داشت.

پنجم: حريم خصوصي خانواده

خانواده بنيان و از عناصر تشکيل دهندهي يک جامعه است و حرمت نهادن به آن باعث استحکام آن و استحکام جامعه خواهد بود. از اين رو حفظ حرمت خانواده يکي از بزرگترين مصالح عمومي به شمار
مي رود. هر خانوادهاي از حريمي خصوصي بهره ميبرد که تعرض به آن به تزلزل خانواده ميانجامد.
همهي اعضاي يک خانواده از حريمي خصوصي برخوردارند و به اين ترتيب تعرض به حريم خصوصي يک فرد، گاه به معناي تعرض به حريم خصوصي خانواده وي ميباشد و گاه نيز صرفا تعرضي به حريم خصوصي فرد به حساب ميآيد. چنان که وقتي رسانه از ميزان دارايي يک فرد خبر ميدهد اين امر غالبا در حکم تعرض به حريم خصوصي خانواده محسوب نميشود، اما هر گاه نسبتي خلاف عفت به فرزند يک خانواده وارد شود، علاوه بر خسارتي که به خود شخص وارد شده ، تعرضي به حريم خصوصي خانواده نيز واقع شده است. از اين رو اين حق را براي خانواده بايد به رسميت شناخت تا بتواند از تعرض صورت گرفته نسبت به خانواده خود شکايت کرده و مطالبهي خسارت نمايد. به همين دليل در برخي از قوانين تصريح شده است که هرکسي حق دارد که حريم و زندگي خصوصي وي، خانواده اش ، خانه و مکاتباتش ،از تعرض ، مصون باشد.285

د)هتک حرمت

از ديگر تقصيرهايي که باعث زيان مي گردد ” هتک حرمت ” است که در تعاليم ديني هم نکوهش شده که به طور مختصر به آن پرداخته ميشود.

اول : تعريف هتک حرمت

هتک حرمت عبارت است از: سلب حسن شهرت يک شخص از افکار عمومي ، با خدشهدار کردن حيثيت ، احترام، اعتبار يا اعتمادي که ديگران به وي دارند يا با تهييج احساسات يا عقايد مخالف ، موهن يا ناخوشايند عليه او .286
هتک حرمت مصاديق متعددي همچون افتراء ، توهين ، ناسزا، نشر اکاذيب و انجام هرگونه عمل خلاف شأن نسبت به افراد را در بر ميگيرد. به طورکلي رفتار يا سخني هتک آميز تلقي ميشود که يکي از اين امور را موجب ميشود.287
1)باعث انزجار و بيزاري عموم از يک شخص شود.
2)باعث تحقير و توهين به خواهان شود.288
3)خواهان مورد تمسخر واقع گردد.289
4)خواهان را منحط و فاسد جلوه دهد.290
دوم : عناصر هتک حرمت
1- اظهار نظر يا اظهار واقعيت

” در اين بحث مسئلهاي که مورد توجه قرار ميگيرد اينست که موضوع هتک حرمت آيا صرفا اظهاراتي اخباري است يا اظهارات استنتاجي؟ با تمايز ميان اين دو مقوله هتک حرمت را بيان و اقعيتي کذب ميشمرند که باعث ضرر به اشخاص ميگردد يا موجب نفرت ديگران يا استهزاء شخص يا زيان به شغل و تجارت وي ميگردد. اظهار واقعيت، همانند انتساب ” قتل ” به يک شخص است که به نحو عيني اثبات شدني است. جنايات در قوانين مشخص و تعريف شدهاند. و قابل اثبات يا رد هستند . اما اظهار نظر و عقيده بيان يک عقيده شخصي است.چنان که بي کفايت و بي لياقت خواندن يک شخص صرفا بيان يک نظر و عقيده است و با توجه به مقولهي آزادي عقيده که از طريق آزادي بيان قابل حمايت ميباشد تحت عنوان هتک حرمت قرار نمي گيرد. اظهار نظر و راي تا آنجا که متضمن اظهار خبري دروغ نباشد موجب تعقيب گوينده به عنوان هتک حرمت نميشود. البته تفکيک ميان اين دو مقوله در فهم هتک حرمت موثر است اما نميتواند محملي براي هتک حرمت ندانستن يکي از آن دو به شمار آيد. آزادي بيان عقيده تا آنجا محترم شمرده ميشود که موجب ضرر به حيثيت و اعتبار فردي يا شغلي نشود؛ لذا مستثني شمردن آن به هنگامي که موجب چنين ضرري ميشود، چندان درست به نظر نميرسد، از همين رو در مورد يکي از پرونده-هاي مربوط به مسؤوليت نويسندگان ورزش ضمن اشاره به تفکيک ميان اظهارات ناظر بر واقعيت و اظهارت ناظر بر بيان عقيده ، بر امکان هتک آميز بودن اظهارات نوع دوم تصريح شده است”.291
در دعواي فاني عليه شرکت انتشارات اخبار ورزشي نيز به اين امر صحه گذاشته شده است:
“درکامل لا، اظهارعقيده ميتواند افترا تلقي شود هر چند که بعضي عقايد و مطالب مربوط به جامعه در چارچوب انتقاد مجاز و تحت عنوان اظهارنظر منصفانه مورد حمايت قانون است.”292

2- خلاف واقع بودن اظهارات

در مورد اينکه آيا خلاف واقع بودن اظهارات شرط تحقق هتک حرمت است يا اظهارات صحيح اختلافاتي وجود دارد. برخي مي گوينداظهارات صحيح قابل دفاع ميباشد و باعث مسئوليت مدني ناشي از هتک حرمت نميشود و اظهار حقيقت اکثر مردم را از اقامه دعوي باز ميدارد.
شخصي که آبرو يا حيثيت او به هر دليل ديگري از بين رفته باشد نميتواند در قبال انتشار مطالب هتک آميز دعواي هتک حرمت اقامه کند زيرا آسيبي به او وارد نشده است. به طور کلي، اگر در صورت اظهار مطلبي، خساراتي ناعادلانه بر اعتبار و حيثيت خواهان به بار آيد ، خواهان ميتواند جبران آن را از خوانده مطالبه نمايد، ليکن در نتيجه اگر اظهاراتي که در خصوص خواهان صورت گرفته است، صحت داشته باشد واظهارات مزبور باعث ورود لطمه به اعتبار وحيثيت خواهان گردد،وي نميتواند براي آن اظهارات خسارت مطالبه کند. به علاوه از آنجايي که حق آزادي بيان توسعه يافته است و از آن حمايتهايي به عمل آمده، استفاده از”هتک حرمت ” براي رد اظهارات صحيح ، پذيرفته نمي شود. امروزه حقوقهاي ملي اين موضوع را پذيرفتهاند که براي استماع دعواي هتک حرمت بايد معلوم شود که اظهارات ادعايي هتک آميز، کذب بوده است يا نه.

3- حضور شخص ثالث (علني بودن)

از جمله شرايط توهين آميز بودن يک رفتار آن است که رفتار مذکور در حضور شخص ثالث صورت گرفته باشد. به اين معني که هر گاه فردي شخصي را در خلوت مورد هتک حرمت قرار دهد، در واقع هتک حرمتي صورت نپذيرفته است.اين شرط در منابع فقهي مورد توجه قرار گرفته چنان که شرط تحقق غيبت
(به عنوان رفتاري هتک آميز) را وجود شخص ثالث براي تفهيم موضوع به وي شمردهاند و با لحاظ اين شرط در صورتي که مخاطب از موضوع مطلع باشد، غيبت را محقق ندانستهاند.293
در مورد بيان هاي هتک آميز نيز شرط تحقق هتک حرمت آن است که مخاطب آن يک شخص ثالث باشد براين اساس در عرصهي رسانههاي همگاني انتشار و پخش را بايد رکن ضروري مسؤوليتهاي مدني و کيفري ناشي از هتک حرمت دانست بنابراين يک سخنراني يا فيلمي که از طريق راديو و تلويزيون پخش مي شود، نبايد به حيثيت و شهرت فردي اشخاص خدشه وارد کند، مثلا اشاره به سابقهي محکوميت و محروميت متهمين به جنايات يا افشاي نژاد، تابعيت، اصل و نسب يا عقايد سياسي و مذهبي نکند.294
بر شمردن مصاديق کامل تخلف از حرمت شهرت و حيثيت افراد با پخش سخنراني از رسانههاي همگاني امر دشواري است که قانون گذار بايد قواعد مربوط به آن را با شفافيت لازم تعيين نمايد، رويهي قضايي نيز در اين امر موثر خواهد بود. هر گونه تکرار موضوع هتک آميز خود يک انتشار جديد محسوب و مجوز اقامهي دعواي مستقل مسؤوليت مدني است.295

4- معين بودن شخص مورد هتک

يکي ديگر از عناصر هتک حرمت، معين و مشخص بودن شخص مورد هتک حرمت است به اين معنا که تا شخص مورد نظر معلوم نباشد نميتوان ادعا کرد که وي مورد هتک حرمت واقع شده است. چنين شرطي در خصوص رفتار هتک آميز غيبت نيز لحاظ شده است.296 اما اين شرايط مانع از وقوع هتک به نسبت برخي جمع ها و گروهها نميشود. هتکهاي نوع اخير را هتک حرمت جمع يا گروه نيز نام
نهادهاند. هتک حرمت گروه يا جمع هنگامي مي تواند واقع شود که خواهان به عنوان مخاطب اظهارات انجام شده قابل شناسايي باشد.297 البته بنا به نظر بعضي از حقوقدانان ، ممکن است ضرر به گروهي وارد شده باشد، بي آنکه بتوان تشخيص داد که زيان به فرد يا افراد معيني رسيده است . زيان هنگامي جمعي است که به طور مستقيم به جمع وارد مي شود و شخص حقوقي که حافظ منافع جمع است به طور غير مستقيم زيان مي بيند و از اين رو مي تواند جبران ضرر جمعي را درخواست نمايد. 298
اقامهي دعوا براي چنين هتک حرمتي تنها زماني ممکن خواهد بود که آن شرکت يا انجمن يا مجموعه يا کنفرانس به عنوان هيأت يا مجموعه يا کنفرانس قابل شناسايي و موجوديت داشته باشد و بتوان گفت که گروهي مورد هتک حرمت قرار گرفتهاند.299 در چنين حالتي هر يک از اعضاي آن گروه مشخص، اگر چه
ناماش صراحتاً در مطلب مزبور ذکر نشده باشد، حق اقامهي دعوا دارد هتک حرمت گروهي بستگي زيادي به تعداد اعضاي آن و نوع فعاليت آنها و ماهيت دعوا دارد. به اين ترتيب که هر چه گروه محدودتر و ادعا نيزخاصتر باشد، احتمال آنکه خوانندگان به نحو متعارف بتوانند، آن را اشاره به هر يک از اعضاي گروه فرض نمايند، بيشتر است. مثلاً اگر خطاب به خوانندگان کتاب خاصي گفته شود که در امتحانات تقلب
ميکنند، اين امر افترا آميز نيست، زيرا هيچ دانشجوي خاصي نميتواند به عنوان مخاطب معين اين سخن، مشخص و شناسايي بشود. ليکن اظهار مذکور خطاب به دانشجويان شرکت کننده در يک سمينار گروهي خاص در يک دانشگاه معين قابل شکايت خواهد بود، زيرا محتمل است که خوانندهي منصف اعتقاد پيدا کند که اظهار مذکور در خصوص تمام خوانندگان کتاب معين هر کدام از اعضاي گروه منعکس شده است.

سوم: افشاي اسرارو پخش تصاوير ديگري

در مباحث قبل راجع به حدود آزادي رسانههاي صوتي وتصويري گفته شد که بسياري ازکشورها اجازه افشاي اسرار ديگران را به جز در مواردي که نفع عمومي جامعه اقتضاء دارد به رسانه نميدهند. در مورد اجازه پخش تصاوير افراد در رايو و تلويزيون و يا چاپ تصوير آنها در روزنامه در اغلب قوانين و همچنين رويه قضايي اصل برعدم اجازه رسانهها بر چنين اقدامي است. هر چند که بواسطه محدوديتهاي وارد شده به اين اصل، عدم استفاده از تصاوير ديگري به استفادههاي تجاري و ابزاري از عکس و تصاوير ديگري يا در مواقعي که پخش تصوير منجر به خسارت معنوي مسلمي براي فرد ميگردد، محدود شده است .300
در کشور ما قانون و يا رويه قضايي مشخصي در اين موارد وجود ندارد و تنها ميتوان ازبند 5 م 6 قانون مطبوعات که در آن استفاده ابزاري از افراد ( اعم از زن و مرد) در تصاوير و متن براي مطبوعات ممنوع شده است، استفاده نموده و در مورد راديو و تلويزيون نيز همين قاعده را اجرا نمود. البته واضح است که هرگاه شخص ثابت کند که پخش تصويري از او منجر به بروز خسارت مادي يا معنوي مسلمي به وي شده است، داد گاه ميتواند بر اساس قواعد عمومي حکم به جبران خسارات او را صادر نمايد. هر چند به نظر ميآيد که نبايد در مورد پخش تصاوير اشخاص در تلويزيون سختگيري نمود، چرا که ماهيت کار تلويزيون در پخش تصوير است و اگر بخواهيم که تلويزيون را ملزم نماييم که براي پخش هر تصوير اجازه صاحبان آن را اخذ نمايد مسلماً امري بسيار سخت و بعضا غير ممکن خواهد بود.

چهارم: انواع هتک حرمت

هتک حرمت را از زواياي گوناگون مي توان تقسيم کرد. از يک منظر هتک حرمت به دو نوع دائمي و گذري تقسيم مي شود. به طور معمول هتک حرمت در رسانههاي چاپي به صورت دائمي و در رسانههاي تصويري يا صوتي – تصويري به صورت شفاهي يا گذري محقق ميگردد. وجه تمايز اين دو گونه انتشار آن است که هتک حرمت دائمي بايد شکل مادي قابل رويت داشته باشد، ضمن آنکه شکل کتبي از پايداري و بعضاً دامنهي شمول بيشتري نسبت به شکل شفاهي برخوردار است. از منظري ديگر هتک حرمت را
ميتوان به دو گروه تقسيم کرد، نخست اظهاراتي که بر حسب ذات خود و صرف نظر از احراز ورود زيان به اشخاص، هتک کننده به شمار ميروند و دوم اظهاراتي که براي اثبات اهانت بار و افترا آميز بودن آنها به دليل خارجي نياز است. برخي از اظهارات به اندازهاي موهن، زشت و زننده هستند که در صورت انتشار و پخش آنها عليه شخصي ، فرض براين ميشود که هتک حرمت محقق شده است. در اين صورت خواهان ملزم نيست که اثبات کند اظهارات مورد ادعا، به حيثيت و اعتبار وي لطمه زده است. از اين موارد ميتوان به اظهاري که خواهان مرتکب جنايتي شده يا با شخصي رابطه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد قانون مجازات، جبران خسارات، کرامت انسان، حقوق بشر Next Entries پایان نامه رایگان درمورد قانون مجازات، هتک حرمت، جبران خسارات، ارتکاب جرم