پایان نامه رایگان درمورد نیما یوشیج، پورنامداریان، انقلاب مشروطه، مراعات نظیر

دانلود پایان نامه ارشد

ای است که هر که به آن دست می برد نغمه ای بیرون می کشد . اما بیشتر طبیعت که آنرا می نوازد . هرکسی تارهای ساز مرا از استغاثه مردگان و صدای ارواح ، گریه از وسط ابر و خنده از لب گل خالی نمی بیند .. من پرنده کوهی عجیب و غریبی هستم که در شهرها به صدای اول دور من جمع شده و کم کم وقتی نمی توانند مرا و اسرار مرا بشناسند ، از من دور می شوند.. نوشته من سازی است که بارها به تارهایش نواخته شده و نغمه ها زده ف امروز خاموش و مخفی به گوشه ای افتاده است . فردا که به آن دست می برند صدای خود را بیرون می فرستد . اما چه فایده آن وقت مرا چه خواهند گفت ؟ من که بوده ام ؟ اولم سرگردانی ، آخرم افسانه! .. من با طبیعت ایستاده و برای قلبم می لرزم شاید قلبی هم پیدا بشود که با من شباهت و اتفاق سلیقه داشته باشد )) . ( نیما یوشیج ، پیشین ، ص95-92 ) .

3-3 :شیوه های عمده بیان طبیعت در شعر نیما
ابتكار نيما صرفا در محدوده خروج از وزن و قافيه سنتي و ايجاد قالب جديدي از شعر كه مبتني بر عدم تساوي طولي مصرعهاست خلاصه نميشود، اگرچه همه اينها در بيكرانهي خلاقيت اين شاعر مطرح است، اما آن چه محور اين خلاقيت است، جهان بيني و نگرش فردي اوست. طبيعي است كه ذهنيت تازه و بينش نو براي بيان، زبان و شكل تازهاي را طلب ميكند و اشتباه برخي كه فقط ضرورتهاي تاريخي را منشا اين خلاقيت ميدانند ــ و بر اين اساس كوشش شاعران پيش از نيما را در شورش عليه شكل گرايي (فرماليسم) مفرط بر كار بزرگ وي ترجيح ميدهند و يا در حد آن ميدانند ــ در اين نكته نهفته است. اگر آن چه اينان ادعا ميكنند درست ميبود، ميبايست همه كساني كه ضرورت دگرگوني در شعر را درك كرده و صرفا وزن را شكسته بودند، راهي به دهي مي بردند.
دکتر پورنامداریان در این مورد اظهار نظر می دارد (( جدا از معانی و مضامین تازه که تحولات اجتماعی و تاریخی بخصوص از دوره انقلاب مشروطه به بعد برای بیان در اختیار شاعرانی گذاشته بود که ذهنیت لازم را برای تاثیر پذیری از این معانی و مسائل داشته باشند و نیما خود یکی از برجسته ترین آن ها بود . وی به نگرش تازه از جهان دست یافت که چنانکه اشاره کردیم شیوه بیانی خاص خود را اقتضا می کرد و این اساس بدعت های دیگر او بود )) . ( پورنامداریان ، پیشین ، ص231 ) .
در حوزه بیانی بخشی از صنایعی را که او به کار برده است دنباله تجارب قدماست و بخشی هم مختص به خود اوست . اینکه گفتیم در بخشی دنباله رو قدماست او خود در این مورد در یکی از نامه هایش می نویسد : (( از انقلاب ادبی نوشته بودی کسی که امروز در این فن زحمت می کشد لازم است بین المللی باشد . یعنی مطابق با ترقی و تکامل کنونی و جز با آنچه انوری و متنبی با آن آشنا بوده اند با چیزهایی دیگری نیز آشنایی داشته باشد … )) ( نیما یوشیج ، پیشین ، ص327 ) .
در برداشتی ناقص از شعر امروز که گاه ادعا میشود که تصویر گری نیما را پیش تر مثلا شاعرانی مکتب هندی داشته اند ، غافل از اینکه شعر نیما در عین اینکه به شاعران گذشته اما نوآوری های بسیاری هم در خود جای داده است . ( طالبیان ، نیک خواه ، 1381 : 58 ) .در این بخش به چهار عنصر صور خیال که نیما از آن برای توصیف طبیعت استفاده بیشتری نموده است ، اشاره می شود .

3-4 : تشبیه در شعر نیما :
تشبیه ماننده کردن چیزی باشد به چیزی ، مشروط به اینکه آن مانندگی مبتنی بر کذب باشد نه صدق ، یعنی ادعایی باشد نه حقیقی . ( شمیسا ، 1370 : 59 ) . چنانچه می دانیم تشبیه و استعاره از مهمترین ابزار بیانی شاعران قبل از نیما بوده است . اما توجه نیما به تشبیه و استعاره محدود نمی شود و او از ظرفیت های دیگر بیانی حداکثر استفاده را می نماید . او در مورد تشبیه نظر مخصوصی دارد و در نامه ای به صادق هدایت می نویسد : (( من نمی فهمم این تشبیه بنا بر چه فایده است . تشبیه یک نوع اتصال است . یک تقویت برای تاثیر بیشتر . گاهی نمی توان گفت زائد واقع شده است . بعضی تشابهات بقدری طبیعی است که در حکم محاورات عمومی است : مثل (( گرگ گرسنه)) ، (( مثل برق )) چقدر دلچسب است و انسان را در طبیعت فرو می برد که نویسنده به جای اینکه آسمان را به سرپوش تشبیه کند . دم آلودگی هوا را در نظر بگیرد… به عکس انسان در آثار اغلب نویسندگان و همه کلاسیکها بخصوص به این طور تشبیهات بر می‌خورد که لازم نیست خواننده را با موارد دیگر اقران داده ، پرت می کند . این قسم کار یک پرش برای دلچسب واقع شدن است . می بینیم که یکی از شعرای آن دوره در موقعی که پادشاه دارد ماه نو را می بیند در وصف ماه فقط به چهار قسم تشبیه متواترمتوسل شده است . می توان گفت تشبیه کردن اساس وصف برای شعرای آن دوره بوده است ولی آنها برای اینکه خواص بپسندند اینطور می کردند و ما دنباله محسوب می شویم .)) ( نیما یوشیج ، پیشین ، ص 589 ) .
در نامه فوق نیما تشبیه را زائد نمی داند . اما تشبیه را زمانی مفید می داند که شاعر را در ایجاد فضای مورد نظر کمک کند . به عنوان نمونه نیما در منظومه (( سرباز فولادین )) با تشبیهاتی که به کار می برد فضای تیره و غم آلودی را تصویر می کند که تاثیر شاعر را در خواننده چند برابر می کند و در عین حال عناصر تشبیه همه در خدمت موضوع قرار می گیرند .
صبحی پلید روی در این حین بر او گذشت
چونانکه بر هر آمده زندانی ای بگشت
دل مرده و ملول، طبع جهان از آن.
صبحی شکسته خاطر و چرکینه خورده یی
رنگ نشاط و جنبش از هر چه برده یی
چون قرصه ای ز یخ، خورشید او به پیش.
کور وکچل درخت در او تو سری خوران
درهای خانه ها چو دراز گورها بر آن
در جاده های چون خاکستر عجین.
زین روی آمد او، زآنسان که می سزید. ( نیما یوشیج ، پیشین ، ص 135 ) .
اگر روش استفاده نیما از تشبیهات را با روش قدما مقایسه کنیم ، انتقاد نیما به نوع تشبیهات قدما مشخص می شود . در اینجا شعر نیما را با شعری از منوچهری در استفاده از تشبیه مقایسه می کنیم . منوچهری قصیده ای در مدح سروده که وصف شب مقدمه آن است و در واقع وصف شب هیچ فضایی را در راتباط با موضوع شعر ایجاد نم کند و به قول نیما روش کار همان (( پرش برای دلچسب واقع شدن است )) :

شبى گيسو فروهشته به دامن
پلاسين مِعْجر و قيرينه گرزن
به كردار زنى زنگى كه هر شب
بزايد كودكى بلغارى آن زن
كنون شويش بمرد و گشت فرتوت
وزآن فرزند زادن شد سترون
شبى چون چاه بيژن تنگ و تاريك
چو بيژن در ميان چاه او من
ثريا چون منيژه بر سر چاه
دو چشم من بدو چون چشم بيژن
همى برگشت گردِ قطب جدّى1
چو گرد بابزن مرغ مسمن
تا پایان مقدمه شاعر یک بار شب را به زنی زنگی و بار دیگر به چاه بیژن و در ادامه اینکه آسمان پراز ستاره . …می بینیم که هیچ تناسبی بین موضوع و این تشابهات وجود ندارد .
اما تشبیهات نیما در وصف طبیعت در مقایسه با شعر کلاسیک بسیار کمتر است . برا اساس یک بررسی تقریبی ، کل تشبیهات نیما که طبیعت در یکی از ارکان آن نقش اصلی را دارد بیشتر از 87 مورد نیست . از این که تعداد63 مورد تشبیه حسی به حسی ، 8 مورد تشبیه اضافی ، 9 مورد تشبیه عقلی ( حسی به عقلی یا عقلی به حسی ) و 6 مورد تشبیه مرکب است . این تعدا ، تفاوت فاحشی را که بین شعر نیما با بعضی اشعار شاعران کلاسیک به لحاظ استفاده از صور خیال تشبیه و استعاره وجو دارد را به خوبی نشان می دهد . به عنوان نمونه این تعداد تشبیهات برابری می کند با تعداد تشبیهاتی که منوچهری در چهار یا پنج قصیده در وصف طبیعت سروده است .
در اینجا مواردی از تشبیهات نیما در وصف طبیعت که براساس مجاورت ( مراعات نظیر) تقسیم بندی گردیده را ذکر می کنیم :
آسمان و عناصر و پدیده های مربوط به آن مثل شب ، ماه و …
می درخشد ستاره بدانسان
که یکی شعله ور در تباهی

لظه دیگر بود زن بیهوش
خانه تیره تر از شب خاموش

یک شب گرم چو در دوزخ گور
یا بیفروخته گرد از دوزخ
در همه ناحیه جنگل و دشت
کرد آغاز پریدن شتاب
مثل آنی که زجا خاسته باد
همچو ماهی که بسوزد در ابر
می نماید قد افسونگر او

در شب سرد زمستانی
کوره خورشید هم ، چون کوره گرم چراغ من نمی سوزد

هست شب همچو ورم کرده تنی گرم در استاده هوا
در این شاهد مثالها و موارد دیگر در شعر نیما ، آسمان و پدیده های وابسته و مجاور آن مثل شب و روز ، ستارگان و ماه …به عنوان یکی از ارکان تشبیه ذکر می گردند .
حوادث طبیعی مثل باران ، برف ، زلزله ، طوفان ، رعد و برق و ..
عالم از تیره روئی درآمد
چهره بگشاد و چون برق خندید

رود تیره چو طوفان خروشید

دید یکی بحر خروشنده ای
سهمگنی نادر جوشنده ای…
راست به مانند یکی زلزله
داده تنش بر تن ساحل یله
بانگ بلندِ دلکشِ ناقوس
درخلوت سحر
بشکافته ست خرمن خاکسترهوا
وزراه هرشکافته با زخمه های خود
دیوارهای سرد سحر را
هر لحظه می درد
مانند مرغ ابر
کاندرفضای خامش مرداب های دور
آزاد می پرد
اومی پرد به هردم با نکته ئی که در
طنین او بجاست
تشبیهات عبارتنداز : تشبیه عالم به برق ، رود به طوفان ، بحر به زلزله و بانگ ناقوس به طنین ابر .

– مناظره ی مانند کوه ، جنگل ، درخت ، دریا ، رودخانه ، ساحل و ..
در شب تیره دیوانه ای کاو
دل به رنگی گریزان سپرده
در دره ی سرد و خلوت نشسته
همچو ساقه ی گیاهی فسرده
کوه ها راست استاده بودند
دره‌ها هم‌چو دزدان خمیده
در کار شتاب جوی دریای دمَان
می جنبد باخروشش، از موج به موج
مانند خیال کینه ئی،هرشکنش،
بگرفته در این معرکه با چهره اش اوج
تشبیه اشعار : دیوانه تشبیه ساقه گیاه ، دره هایی شبیه دزدان ، دریا به خیال و باد به جوی تشبیه شده است .

تشبيه دل به دريا در اين جزء از شعر (( نطفه بند دوران )) نیما که آمده است :
ليك در خنده چو صبح
دل چو درياش به جوش
پاي تا سر همه هوش
به همه مي خندد ( همان ، 707 )

افزون بر اين، نيما در بخشي از شعر (( یاد )) کار زندگانی را به خواب تشبیه کرده است :
باز می گویند خوابی هست کار زندگی
زان نباید یاد کردن ( همان ، 448 )
تشبيهاتي نزديك به تشبيه ستاره به نگين در اين قطعه از شعر (( منظومه به شهریار )) نیما که می گوید :
و ستارة صبحگاهي چون نگيني از عقيق زرد
در كف سرد سحرگه مي درخشيد ( همان ،466 )

در بخش ديگري از شعر مذكور نيما سيل را به اژدهاي غرّان تشبيه كرده است:
ريشه هاي بس درختانِ كهن پيچيده اندر هم
پيش اين سيل دمان
مي جهند از سنگ بر سنگي
مثل اين كه اژدهايي سخت غرّان را به دنبال اند ماراني به تن رنجه ( همان ، 371 )

3-5: ترکیب های تشبیهی در شعر نیما :
1- آتش حسرت ( تشبیه آتش به حسرت ) :
كه به ياد روزگاراني، چو صحبت را مي آغازي
از تو اندر آتش حسرت جگر سوزد ( همان ، 482 )

2- آتش روی ( تشبیه روی به آتش )
سوزدم آتش روی تو برآب

3- باد پندار ( تشبیه پندار به باد )
آن بخيلان ادعاشان مي رسد بسيار
جمله سرشان پر ز باد نخوت و پندار
گرم در كار خودند ( همان ، 380 )

4- برق خنده (تشبيه خنده به برق)
تا نكوتر بينم اندر حالِ گيتي
از درونِ تيرگي دردهاي سركش خود
برقِ خنده مي كشم بيرون ( همان391 )

5- بهار خنده ( تشیبیه خنده به بهار )
در چنين وحشت نما پائيز
كارغوان از بيم هرگز گل نياوردن
در فراق رفتة اميدهايش خسته مي ماند
مي شكافد او بهار خندة اميد را ز اميد ( همان ، 638 )
6- چشمة خورشيد (تشبيه خورشيد به چشمه)
اندر اين گرمي و سردي، عمر شب كوتاه
آن چنان كز چشمة خورشيد
آمدگاني هراسان اند ( همان ،631).

7- خزان غم (تشبيه غم به خزان)
هست نيما اسم يك پروانة مهجور
مانده از فصل بهاران دور
در خزانِ زرد غم جا مي گزيند ( همان ، 458 )

8-دايرة عشق (تشبيه عشق به دايره)
من كه در دايرة عشقم، سامان دادند
حيف باشد كه دل خسته به سامان نبرم ( همان ، 549 ).

9- دايرة عشق (تشبيه عشق به دايره)
من كه در دايرة عشقم، سامان دادند
حيف باشد كه دل خسته به سامان نبرم

10- زندان تن (تشبيه تن به زندان)
وندرين مهلكه، زندان تن او، او را
بهره ويراني اي از ويراني (همان،382 ).

11- زندان شب (تشبيه شب به زندان)
اين

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد خواجه نصیر، صائب تبریزی، تصویر سازی، تصویر خیال Next Entries پایان نامه رایگان درمورد حوادث طبیعی، نیما یوشیج