پایان نامه رایگان درمورد نفس اماره، امام سجاد

دانلود پایان نامه ارشد

پيرامون غير از بخشش خودت نگرداني و نشانه تير فتنه‌ها نکني و به سود من عليه دشمنان يار باشي.”676
امام پس از درخواست گذشت و رحمت از خداوند بلافاصله از او مي‌خواهد که او را از فتنه‌ها در امان نگاه دارد و در برابر دشمنان ياري‌اش کند. اين دشمنان شامل نفس، شيطان و دشمنان بيروني است و چون انسان با تکيه بر خود و داشته‌هايش نمي‌تواند بر آنها پيروز شود، پس تنها با عنايت و رحمت خداوند است که به پيروزي مي‌رسد.
در دعاي ابوحمزه ثمالي امام معصوم خداوند را تکيه‌گاه خود مي‌داند و به فقر و ذلت خود معترف است: “لا تکذب ظني باحسانک و معروفک فانک ثقتي و لا تحرمني ثوابک فانک العارف بفقري: گمان مرا به احسان و به بخشش خودت دروغ مپندار، زيرا تو تکيه‌گاه مني و مرا از ثوابت محروم نکن، زيرا تو به نداري من آگاهي.”677
پس به هر ميزان انسان اعمال نيک انجام دهد، باز هم بايد از خداوند کمک بخواهد و به او تکيه کند.
4-6-10. هدايت و راهنمايي ديگران
آدمي وقتي به معرفت حق رسيد اين نکته را در مي‌يابد که در قبال همه چيز و همه کس مسئول است، پس اينکه تنها خود يا مريدانش را راهنمايي کند، کفايت نمي‌کند، بلکه او در برابر همه مسئول است و بايد آنها را هدايت کند
“اللهم انطقني بالهدي و الهمني التقوي و فقني للتي هي ازکي و استعملني بما هو ارضي اللهم اسئلک بي الطريقه المثلي و اجعلني علي ملتک اموت و احيا: خدايا و گويانم فرما به هدايت و الهام کن بر من پرهيزکاري را و به آن عملي که نيکو و پاکيزه‌تر است و موفق بدار مرا و مرا به آنچه پسنديده‌تر است براي تو بگمار.”678
در بخشي از دعاي مکارم الاخلاق که ذکر شد، سخن از هدايت ديگران است. امام مي‌خواهد مايه هدايت ديگران شود و بعد از اينکه براي ديگران هدايت مي‌خواهد، از خداوند طالب تقوا، اعمال نيکو و کمالات است. در اين مرحله امام تقوايي مي‌خواهد که در رابطه با ديگران است. به عقيده استاد علي صفايي حائري: “تقوا در اين مرحله در رابطه‌ها و معاشرت‌ها مطرح مي‌شود و تقوا بايد به تو الهام شود “الهمها فجورها و تقويها”679 در اينجا ديگر فجور نفس و تقواي نفس نيست که چه بکني و چه نکني، بلکه مسائل بالاتر است، چرا که در رابطه‌ها مطرح مي‌شود. “و وفقني للتي هي ازکي” اين تقوا باعث نورانيت مي‌شود و فرقان را در سالک به وجود مي‌آورد.”680
انجام اعمال صالح بهترين طريقه و روش در زندگي فرد و پس از مرگ اوست؛ زيرا بعضي از اعمال انسان حتي پس از مرگ نيز به ديگران سود مي‌رساند. براي مثال صدقات جاريه که پس از مرگ نيز باعث خيرات و مبرات و انجام کارهاي نيکو مي‌شود و برعکس آن؛ يعني بدعت‌هاي ناپسند باعث انحراف در دين و اخلاق مي‌شود و پس از مرگ نيز آثار سوء آن گريبان‌گير شخص خواهد بود.
هدايت براي ديگران روابط را به وجود مي‌آورد و انسان بايد در اين روابط ميانه‌روي پيشه کند و بداند چگونه معاشرت کرده و با دوستانش ارتباط برقرار کند؛ همچنين بايد بداند چگونه به ياري و کمک آنها بشتابد و کمبودها را جبران کند. و اين رابطه‌ها نبايد باعث از بين‌رفتن نيکي‌ها و تقوا و غفلت از ياد خدا شود، بلکه بايد راهي براي دوستي خود در او ايجاد کند و اين راه، راه سبک و آرامي باشد تا موجب عشق و علاقه به خدا شده و به حق متصل شود.
رعايت اين امور که از مراحل و مراتب يک نظام اخلاقي اسلامي است، به فرد کمک مي‌کند تا در چهارچوب نظام اخلاقي اسلام قرار گيرد. ملاحظه شد که ادعيه شيعه نيز تمام اين نمونه‌ها را ذکر کرده و سالک اگر آنها را به کار گيرد، از پايه‌هاي بلند اخلاقي برخوردار خواهد شد، زيرا ادعيه شيعه به‌صورت منسجم و روشمند اين اصول را معرفي کرده و راه و روش منطقي و درستي در برابر چشمان سالک قرار داده است.

4-7. مراحل و مراتب نظام اخلاقي در مناجات‌هاي شاعران
پيش از اين گفتيم نظام اخلاقي نظامي‌ست که ميان علم، قواعد، روش‌ها، ديدگاه‌ها، واقعيت فساد و انحطاط، خلق، حال، عمل و قول هماهنگي برقرار مي‌کند. اين هماهنگي باعث مي‌شود خوي و صفات ناپسنديده و ضد ارزش‌ها تبديل به صفات پسنديده و ارزش‌ها ‌شود. همچنين تفاوت بين نظام اخلاقي و احکام اخلاقي را بيان کرديم.
وظيفه نظام اخلاقي تبديل است و احکام اخلاقي، اخلاق و ضد اخلاق را مرزبندي و مشخص مي‌کند. نظام اخلاقي به ما مي‌گويد چگونه بدي تبديل به خوبي شود و شناخت و معرفت را به انسان مي‌دهد، زيرا تا فرد شناختي به حکم اخلاقي يا فعل اخلاقي نداشته باشد، نمي‌تواند تغيير يا تبديلي در آن ايجاد کند. همچنين ديديم که در ادعيه شيعه از زبان امامان معصوم، يک نظام اخلاقي منسجم و شيوه روشمندي ارائه کرده بودند و طبق آن مخصوصاً در دعاي مکارم الاخلاق فرد با خواندن آن، تبديل‌ها را حس کرده و براي خود دروني مي‌کرد و با ادامه و عميق‌شدن آنها، به تهذيب و تزکيه روحي مي‌رسيد. در مناجات‌هاي مثنوي‌هاي فارسي هرچند به نکات اخلاقي اشاره شده است يا شايد بعضي از ابيات حاوي تبديل صفات نکوهيده به پسنديده باشد، ولي از يک شيوه روشمند يا يک الگوي منسجمي برخوردار نيستند و در طول مناجات‌ها به‌صورت جسته‌گريخته به آنها اشاره شده است و از اصول خاصي پيروي نمي‌کنند؛ براي روشن شدن اين ادعا به ابياتي اشاره مي‌کنيم که به‌صورت پراکنده در اين مناجات‌ها به اخلاق و مسائل تربيتي اشاره کرده‌اند.

4-7-1. ياري‌خواستن از خلق براي دوري از اهتمام به غير حق
يکي از موضوعاتي که در مناجات‌هاي شعرا به چشم مي‌خورد، کمک‌خواستن از خداوند است، تا هر آنچه انجام مي‌دهند براي رضاي حق باشد و قلب را از غير خدا خالي کنند. در ابياتي از مولوي که در ادامه آمده است مي‌تواند به يکي از مراحل نظام اخلاقي اشاره داشته باشد؛ يعني از خداوند مي‌خواهد انسان را از حس‌ها رها کند، تا اسير رنگ حس نشود و با لطف خود او را جذب حق کند، زيرا خداوند بر همه احاطه دارد. شاعر پس از آن جذب معشوق و معبود را مي‌طلبد. اين مفهوم را در بخش‌هاي دعاي مکارم الاخلاق که در قبل آورديم بسيار مفصل‌تر و منسجم‌تر ديديم. آنجاکه امام سجاد در مکارم الاخلاق مي‌فرمايند: “واکفني ما يشغلني الاهتمام به واستعملني بما… .”681
چــــشم جـــذاب بتــان زين کــــوي‌ها

مـــغز جـــويان از گــــلستان بـــوي‌ها
زآنــــکه حــــي چشـم آمد رنگ کش

مـــغز و بينــــي مي‌کشد بوهاي خوش
زيــــن کــــشش‌هــا، اي خداي رازدان

تـــو به جــذب لطف خودمان ده امان
غــــالبـــي بـــر جــــاذبـــان اي مشتري

شـــايد ار درمـــانــــدگــان را واخري682
نصــيبي ده ز گــــنج خــــود گــــدا را

نـــوايـــي ده به لــــطف بـــي‌نـــوا را
گـــداي گنــــج عـــشق تـــوست عطار

تــو بـــخشيـــدي مر او را گنج اسرار683
عطار در دو بيت بالا هم اشاره به نوا، يعني نعمت و روزي و وسايل گذران دارد، هم به گنجينه اسرار الهي. ضمن اعتراف به فقر و گدايي خويش، از خداوند نصيبي از گنج اسرار مي‌خواهد و هم نعمت و روزي مي‌طلبد:
کــــه اي دارنــــده دنيـــا و دين هم

ببخـش آن را که آنش نيست و اين هم684
در بيتي که گذشت عطار هم طالب روزي و نعمت در دنيا، هم در آخرت است. او همه چيز را از آن خداوند مي‌داند و او را غني مطلق مي‌خواند.
کس بـــــود زنــــده بـــي‌عنـايت تو

يــــا تــــوان زيســـت بـــي‌رعـايت تو
آنــــکه بـــا توســـت سـوزکي دارد

وآنکـــه بــــي‌تـــوست روزکـي دارد
آنــــچه گفـــتي مــخور بخوردم من

وآنچــــه گــــفتي مـــکن بــکردم من
با تـــو بـــاشم درســـت شش دانگم

بـــي‌تـــو بـــاشـــم ز آسيــــا بــانگم685
سنايي در ابيات فوق در قالب يک پرسش انکاري اعتراف مي‌کند که هيچ‌کس توان زندگي بدون لطف و بخشش خداوند را ندارند و در ابيات بعدي خود پاسخگوي سؤالش است. او بيان مي‌کند که بدون خدا هيچ نيست و با او کامل مي‌شود:
همـــــه اميــــد مــن به رحمت توست

جـــان و روزي همـــه ز نعمت توست
جــــگر تشنه‌مــــان ز کـــوثر ديـــــن

شــــربتي بخــــش پـــر ز نـــور يقـين
نيــــست نــــز دانــــشي و نـــز هـنري

جــــز تــــو ســـوي توأم وکيل دري686
سنايي در ابيات بالا به خداوند عرضه مي‌کند که اميدش تنها به رحمت اوست؛ هم طالب يقين و ايمان و هم طالب روزي و نعمت از درگاه خداست:
رحمــــتت را کــــرانه پيــــدا نيســت

نعمتـــت را ميـــــانه پيــــدا نيســـــت
آنچـــــه بــــدهي بـــه بنـــده ديني ده

با رضــــاي خـــــودش قــــــرينـي ده
دلــــم از يــــاد قـدس دين خوش کن

نسبــــت بــــاد و خــــاکم آتش کن687
در ابياتي که گذشت شاعران همه در مناجات‌هاي خود از روزي‌دهي خداوند سخن گفتند و از ايشان طلب رزق و نعمت کردند، تا به واسطه کوشش براي فراهم کردن رزق و روزي از خداوند غافل نشوند و همه لحظاتشان را عبادت و طاعت پر کند و مي‌توان اين ابيات را مصداق بخش‌هايي از دعاهاي شيعي مخصوصاً مکارم الاخلاق دانست: “و اوسع عليّ في رزقک و لا تقتني… .”688
4-7-2. طلب يقين
درباره طلب درخواست يقين از طرف خداوند به بنده هم جسته و گريخته ابياتي را مي‌توان در مناجات‌ها يافت:
حضــــوري ده ز چنــــدين تــرهانم

يقــــيني ده ميــــان مشــــکــــلاتـــــــم689
عطار در اين بيت از خداوند يقيني مي‌خواهد که در سختي‌ها و مشکلات هم سست نشود و ايمانش را از دست ندهد:

ديـــــن‌مــــان داده‌اي يقين‌‌مــــــان ده

گــــرچه اين هست بيش از اين مان ده690
در بيت فوق سنايي ضمن اينکه دين و ايمانش را از خداوند مي‌خواهد، خواستار يقين است، يقيني بيشتر و کامل‌تر از آنچه شخص دارد، زيرا به اين نکته ايمان دارد که تنها خداوند مي‌تواند اين يقين را در وجود و قلب آدمي قرار دهد و روزبه‌روز بر يقينش بيفزايد. اما اين خواسته مانند خواسته امامان معصوم درباره يقين اکمل و احسن نيست: “و بلغ بايماني اکمل الايمان واجعل يقيني افضل اليقين.” 691
4-7-3. مبارزه با نفس
درباره نفس و سرکشي‌هاي آن نيز در نيايش‌ها ابياتي آورده شده است. شاعران در اين ابيات از دست نفس اماره شکوه سر مي‌دهند و از خداوند نابودي نفس را مي‌طلبند:
لــــــــــذت نـــــور مســـلمــــانيم ده

نيســـــتي نفـــــس ظلمــــانــيـــــم ده692
خلـــــق تـرسند از تو من ترسم ز خود

کـــز تـــو نيــکو ديــده‌ام از خويش بد693
عطار از نفس خويش مي‌ترسد، زيرا او را به کارهاي بد وامي‌دارد و از ياد خداوند غافل مي‌کند:
جــــانـــم آلودســـت از بيهـــودگي

مـــن نـــدارم طـــاقـت آلـــــودگــــي694
عطار در بيت بال ااز بيهودگي، سرگرداني و غفلت خود مي‌نالد و اعتراف مي‌کند طاقت گناه و آلودگي را ندارد، زيرا نتيجه نفس بدفرماي است:
مرا اين نفس سرکش خوار کردست

شب و روزم به غـــم افگار کردســـت
مرا زين ســــگ اماني ده در اين راه

ز ديــد خـــويشتــــن گـردانش آگاه695
در ابياتي که از عطار آورديم صراحتاً نفس را مايه خواري خود مي‌داند؛ زيرا اوست که سالک را از راه اصلي باز مي‌دارد و موجب غم و ناراحتي فرد مي‌شود. از ديدگاه او غمي بزرگ‌تر از هجران يار نيست، پس خلاصي و راحتي از دست نفس را خواهان است. مولانا نيز در ابياتي که در پي مي‌آيد، چنان از نفس به ستوه آمده که با تعبير کارد به استخوان‌رسيدن غرض خود را بيان مي‌کند و از محبوب نجات و رهايي از آن را خواهان است.
دســـت گيــــر از دست ما ما را بخر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد نفس اماره Next Entries پایان نامه رایگان درمورد نفس اماره