پایان نامه رایگان درمورد ناخودآگاه

دانلود پایان نامه ارشد

حقوقي128 در فروع و موارد مختلف حقوق اسلامي مورد بهره برداري قرار داده‏اند و نيز عبارت مزبور عينا به صورت حديث در كتاب‌هاي روايي نقل شده است.129
بنابراين، دادن هر نوع امتياز سياسي، اقتصادي، نظامي، قضايي و اجتماعي به غيرمسلمانان كه به سيادت اسلام و جامعه‌ي مسلمانان لطمه وارد آورد، بي ارزش خواهد بود. قرآن در اين زمينه مي‏فرمايد:
“وَ لَنْ يجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَفِرينَ عَلَي الْمُؤْمِنينَ سَبِيلاً. “خداوند هرگز براي كافران نسبت به مؤمنين تسلط و حاكميت قرار نداده است”.(نساء/141) و از سوي ديگر به مسلمانان هشدار مي‏دهد: “يا أَيهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لا تَتَّخِذُواْ بِطَانَةً مِّنْ دُونِكُمْ لا يأْلُونَكُمْ خَبَالاً وَدُّواْ مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَ مَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبرُ… ” اي كساني كه ايمان آورده‏ايد، از غير خودتان، [دوست و] همراز مگيريد. [آنان‏] از هيچ نابكاري در حق شما كوتاهي نمي‏ورزند. آرزو دارند در رنج بيفتيد. دشمني از لحن و سخن‌شان آشكار است و آنچه سينه‏هاي‌شان نهان مي‏دارد، بزرگتر است…” (آل عمران/118)
وقتي دوست گرفتن افراد غير مسلمان چنين نتايج ناگوار به بار آورد و فرصتي به آنان دهد كه در تباه نمودن كارها بكوشند و توطئه‏هاي خصمانه به راه اندازند و در شرايط سخت، از تأييد و ايجاد عوامل ناراحت كننده دريغ نورزند، و با وجود كوشش در كتمان نمودن تضاد فكري و كينه و نفرت، به طور ناخودآگاه زبان‌شان به كينه توزي و بدگويي باز شود، نتايج و آثار سيادت و تسلط آنان بر مسلمانان و تصدي مقامات دولتي، سياسي، نظامي و اقتصادي از طرف غير مسلمانان، چگونه خواهد بود؟130
بي شك هر نوع لطمه زدن به اين سيادت، خيانتي بزرگ به اسلام و جامعه‌ي اسلامي خواهد بود. علت نهي قرآن از دوستي نزديك با يهود و مسيحيان اين است كه تبعيت از آرا و روش آنها، هم شكل شدن با آنها را به دنبال دارد كه با عزتمندي مسلماني سازگار نيست. زيرا امتيازخواهي آنان پاياني ندارد و آنها جز به دست برداشتن مسلمانان از آئين خود راضي نخواهند شد. قرآن كريم مي‏فرمايد: “وَ لَن تَرْضي‏ عَنكَ الْيهَُودُ وَ لاالنَّصَارَي‏ حَتي‏ تَتَّبِعَ مِلَّتهَُم‏… و هرگز يهوديان و ترسايان از تو راضي نمي‏شوند، مگر آنكه از كيش آنان پيروي كني.” (بقره/120)
بنابراين، وقتي قرآن كريم دوستي خصوصي و بي پرده‌ي مسلمانان با غير مسلمان را مضر دانسته و آن را شايسته‌ي جامعه اسلامي نمي‏بيند و صريحا از آن منع مي‏كند، بي شك نسبت به سپردن امور عامه‌ي مسلمانان به دست غير مسلمانان و تفويض مقام‌هايي كه موجب سلب سيادت مسلمانان و يا تسلط آنان بر مصالح و مقدرات جامعه‌ي اسلامي مي‏گردد، منع شديدتر و حساسيت بيش‌تري خواهد داشت.
اقسام بيگانگان در ارتباط با مسلمانان
قرآن در يك دسته بندي، ارتباط با بيگانگان را به سه قسم تقسيم مي‌كند:
?ـ ملت‌هاي غير مسلمان كه حقوق مسلمانان را محترم مي شمارند و براي مسلمانان احترام قائل اند و با آنها ارتباط دوستانه دارند.
?ـ ملت‌هاي غير مسلماني كه با مسلمانان در حال جنگ هستند و يا ارتباط خصمانه دارند و در پي نابودي امت اسلام مي باشند.
?ـ ملت‌هايي كه با مسلمانان نه در حال جنگ مي باشند و نه ارتباط دوستانه دارند؛ بلكه هيچ گونه ارتباطي با امت (كشورهاي) اسلامي ندارند.

اصل برقراري ارتباط از نظر قرآن
سؤالي كه مطرح است اينكه آيا قرآن اصل را بر ارتباط مي داند يا جهاد؟ در پاسخ اين پرسش، نخست بايـد گفت كه قرآن، بـرقراري ارتباط با مـلل غيراسـلامي را نخستين اصل مي‌داند. دليل اين مدعا اينكه فلسفه‌ي وجودي بعثت انبياي الهي، بويژه پيامبر اسلام، هدايت جوامع بشري بوده؛ بنابراين، هدايت و تاثير گذاشتن بر ديگران، زماني ممكن است كه شخص تاثيرگذار و صاحب پيام در مرحله‌ي اول بتواند با مخاطبان خود ارتباط برقرار كند. ناگفته نماند اين نوع ارتباط، منحصر به ارتباط ميان فردي نيست؛ بلكه در ارتباط بين ملت‌ها نيز ارسال پيام و تاثيرگذاري زماني مقدور خواهد بود كه ارتباطي پيش از ارسال پيام وجود داشته باشد. به بيان واضح‌تر، هدايت، تاثيرگذاري ابلاغ رسالت بدون برقراري ارتبـاط، معني ندارد.
خداوند در قرآن مي فرمايد: “وَ إِذَا حُيِّيتُم بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّواْ بِأَحْسَنَ مِنهَْا أَوْ رُدُّوهَا… و چون به شما درود گفته شد، شما به[ صورتي] بهتر از آن درود گوييد يا همان را [در پاسخ] برگردانيد.” (نساء/86)
طباطبايي مي گويد: ” اين جمله امر به تحيت است، در مقابل تحيتي كه ديگران به انسان مي‏دهند، مي‏فرمايد: در پاسخ تحيت ديگران، تحيتي به مثل آن و يا بهتر از آن بدهيد. و اين حكمي است عمومي، تمامي تحيت‏ها را شامل مي‏شود، چيزي كه هست مورد آيات محل بحث ما به شهادت آيات بعد تحيت سلام و صلحي است كه مسلمانان دريافت مي‏كنند..”131
اين آيه شريفه و آيات ديگر، بيانگر همزيستي مسالمت آميز با ديگران در صورت تمايل آنها به همزيستي و برقراري ارتبـاط مي باشد.
در ميان انديشمندان و فرقه‌هاي اسلامي، افرادي هستند كه اصل اولي در اسلام را بر جهاد و مبارزه مي دانند نه بر قراري ارتباط؛ ولي چنين ديدگاهي مورد قبول نمي باشد؛ زيرا اگر فرض كنيم هدف از جهاد در اسلام كشورگشايي باشد ـ كه چنين فرضي اساساً غلط است ـ باز هر خردمندي ترجيح مي دهد پيش از جنگ، طرف مقابل را از راه هاي ديگر وادار به تسليم نمايد؛ بنابراين، طرح اصل اولويت جهاد با وجود راه‌هاي ديپلماسي، مفهوم نخواهد داشت؛ زيرا هدف استراتژيكي اسلام، هدايت و دعوت ملل ديگر به پيروي از مسير حق مي باشد؛ به همين دليل پيامبر اسلام(ص) قبل از هر جهاد، مكرراً سفيران خود را براي دعوت طرف مخالف به حل مسئله از راه هاي گفتگو مي فرستادند.
صفحات تاريخ گواه اين مدعا مي باشد. قرآن نيز بارها به اين امر اشاره نموده و مي فرمايد: “وَ دَاعِيًا إلَي اللَّهِ بِإِذنِهِ وَ سِرَاجًا مُّنِيرًا… و [پيامبر] دعوت كننده به سوي خدا به فرمان او و چراغي تابناك است.” (احزاب/46) هدف از دعوت ملل ديگر، رهايي آنها از گرفتاري در چاه ضلالت مي باشد. قرآن مي‌خواهد ملت‌هاي غير اسلامي را به راه رستگاري دعوت نمايد تا از اين طريق بتوانند به زندگي بپردازند كه متضمن سعادت دنيا و آخرت آنها باشد؛ لذا مي فرمايد: ” إِنَّ هَذَا اْلْقُرانَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ اَقْوَم… قطعاً اين قرآن به [آئيني]كه خود پايدارتر است، راه مي نمايد…” (اسراء/9)

اصول برقراري ارتباط بين الملل از منظر قرآن
برقراري ارتباط ميان ملت‌ها از ديدگاه قرآن، بر اساس پايه‌هايي استوار مي باشد كه به اختصار به برخي از آنها اشاره خواهيم نمود.
?ـ اصل برقراري ارتباط با گفتار پسنديده
از آنجايي كه در نخستين ارتباط ميان انسان‌ها، ذهنيت‌ افراد نسبت به همديگر شكل مي‌گيرد، شايسته است كه فرد يا افراد برقرار كننده‌ي ارتباط، توجه داشته باشند كه يكي از شروط اساسي ارتباط، مجذوب نمودن طرف مقابل به گفتار نيكوست. اگر فرد در برقراري نخستين ارتباط با مخاطب از حسن كلام و آراستگي ظاهري برخوردار نباشد، در ادامه از برقراري ارتباط و تاثيرگذاري بر مخاطب ناتوان خواهند ماند و شنونده از توجه نمودن به سخنان او خودداري خواهد نمود. نيكويي و آراستگي كلام، منحصر به ارتباط فردي نيست؛ زيرا در دنياي امروز از آنجايي كه برقراري ارتباط، بيش‌تر از طريق رسانه‌ها صورت مي‌گيرد، قواعد مذكور در مورد رسانه‌ها نيز صادق خواهـد بود؛ و اين مسئله در روابط بين‌الملل داراي اهميت بيش‌تري است؛ براي اينكه يكي از هدف هاي اساسي ارتباط بين المللي، تحت تاثير قرار دادن ملت‌هاي ديگر و جذب آنها به ارزش‌ها و فرهنگ ملت برقراركننده‌ي ارتباط مي باشد؛ و اين مهم دست يافتني نيست مگر اينكه در مرحله‌ي اول، ديگران را مجذوب گفتار و رفتار نيكوي خود نمايد. گفتار نيكو، برتري فرهنگي يك ملت را مي رساند كه در قالب گفتمان فرهنگي قابل طرح مي‌باشد. خداوند در قرآن، گفتار نيك را از موارد پيمان الهي بر مي‌شمرد و مي فرمايد: “وَ إِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَني إِسْرَءِيلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَ بِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَ ذِي الْقُرْبي‏ وَ الْيَتَامَي‏ وَ الْمَسَاكِينِ وَ قُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْنًا وَ أَقِيمُواْ الصَّلَوةَ وَ ءَاتُواْ الزَّكَوة و آنگاه از فرزندان اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خدا را نپرستند، به پدر، مادر، خويشان، يتيمان و نيازمندان ياري رسانند، و با مردم [به زبانِ‏] خوش سخن بگويند، و نماز را به پا دارند، و زكات بدهند”…” (بقره/83) جالب توجه اين است كه گفتار نيكو را در زمره‌ي عبادت خدا، احسان با پدر و مادر، خويشاوندان، يتيمان، مساكين و برپا داشتن نماز و اداي زكات قرار مي دهد كه حكايت از اهميت و ارزش گفتار نيكو دارد. علامه طباطبايي در ذيل اين آيه مي‌گويد كه “حسن” مصدر است به معني صفت و چنين كاربردي از جهت مبالغه مي‌باشد و “حسن” كنايه از معاشرت با انسان‌ها، اعم از كافر و مؤمن است.”132
علامه طباطبايي معتقد است كه جنگ با معاشرت نيكو منافات ندارد تا آيه جنگ را نسخ كننده‌ي اين آيه بدانيم؛ زيرا مورد جنگ با مورد معاشرت نيكو با هم تفاوت دارد. پس جنگ و معاشرت نيكو منافاتي با يكديگر ندارند. چنان كه گفتار خشن در مورد تربيت و تاديب با معاشرت نيكو منافات ندارد.133
طبرسي ذيل اين آيه مي‌نويسد: “در “وَ قُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْنًا” بعد از اخبار، به خطاب عدول نموده زيرا خواسته انسان‌ها را عيناً مورد خطاب قرار بدهد.” ايشان از قول ربيع بن انس گفتار نيكو را گفتار معروف معني مي‌كند و روايت جابر از امام باقر (ع) را ذكر مي‌كند كه امام فرمود: “با مردم به گونه‌اي سخن نيكو بگوييد كه دوست داريد با شما همان گونه نيكو سخن بگويند؛ چون خداوند از لعن و دشنام دادن و… خشمناك مي شود.”134
?ـ اصل برقراري ارتباط با گفتار نرم
گفتـار نرم در روابط ديپلماتيك اسلام از اهميت ويـژه‌اي برخوردار است؛ زيرا برقراري ارتبـاط بين‌المللي بر پايه اهدافي صورت مي‌گيرد كه براي تحقق آنها بايد اصولي را به عنوان پيش شرط آن به كار بست تا به مقصد اصلي دست يافت. در روابط بين الملل از منظر قرآن، گفتار نرم از جمله پيش شرط‌هاي تحقق رسالت انبياي الهي محسوب مي شود؛ براي اينكه پيامبران الهي مبعوث شده‌اند تا انسان‌ها را به سوي رستگاري و راه راست راهنمايي نمايند و انسان‌ها را از گمراهي بر حذر دارند.
تحقق چنين هدفي با رفتار خشن محقق نخواهد شد؛ زيرا اولاً راهنمايان، افرادي هستند كه توسط پروردگار تربيت يافته‌اند و راه‌هاي برقراري ارتباط با ديگران را از خداوند آموخته‌اند. ثانياً پيروي يا هدايت براي مدتي پايدار از طريق خشونت و زور دست يافتني نيست؛ به اين جهت كه هدايت يافتگان يا متابعت كنندگان اگر به صورت اجباري وادار به پذيرش رفتاري گردند، قطعاً در نخستين فرصت از پيروي سر باز خواهند زد؛ در حالي كه برقراركنندگان ارتباط و ارسال كنندگان پيام، خواهان پايداري در رفتار مخاطبان مي باشند. ثالثاً اگر ابزارهاي مختلفي براي تاثير گذاشتن بر مخاطب و دريافت كنندگان پيام وجود داشته باشد، عقل سليم اقتضا مي‌كند ابزارهايي را برگزيند كه با هزينه‌ي كم، بيش‌ترين، بهترين و ماندگارترين تاثير را داشته باشد؛ لذا اگر امر، ميان برخورد خشونت‌آميز كه نياز به پرداخت بهاي زياد دارد و از طرفي تحقق پايدار اهداف را موجب نمي‌شود و راهي بدون خشونت كه با كم‌ترين هزينه مي‌تواند انسان را به اهدافش به صورت پايدار نائل كند، داير باشد، قطعاً راه دوم برگزيده خواهد شد.
در ارتباطات پيامبران با مخاطبان‌شان، مواردي كه ذكر گرديد به طور كامل رعايت شده است. براي مثال به ديپلماسي موسي (ع) و برادرش با فرعون اشاره مي كنيم. وقتي موسي(ع) مامور مي شود كه فرعون را به پيروي از دستورهاي خداوند تبارك و تعالي دعوت نمايد، به موسي ابلاغ مي‌شود كه با فرعون با گفتار پسنديده سخن گويد تا بتواند در او نفوذ كند يا اثر بگذارد: “فَقُولاَ

پایان نامه
Previous Entries داراییهای نامشهود، دارایی ها، سرمایه انسانی Next Entries سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، سرمایه مشتری