پایان نامه رایگان درمورد ناخودآگاه، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

بررسي شده و با مطالعه آنها نمودار و تصويري از ادعيه در ذهن خواننده ايجاد مي‌شود از آثار ايشان: “بشنو از ني، اخبات، انتظار، نامه‌هاي بلوغ نظام اخلاقي اسلام، قيام و روش نقد و… را مي‌توان نام برد، ولي تاكنون پژوهشي با اين اهداف و به ا ين شيوه صورت نگرفته است.
لازم است در پايان اين نكته را متذكر شوم كه آنچه در جريان تحقيق باعث تأخير در پيشرفت كار مي شد اين بود كه در ادعيه شيعه باوجود منابع فراوان، موضوعات و مضامين عمدتاً تكراري بود، اما در خصوص مناجات هاي مثنوي هاي عرفاني با كمبود منابع مواجه شدم كه ياري خداوند و راهنمايي هاي هوشمندانه و مفيد استاد گرامي ام جناب دكتر اسكندري راهگشاي بنده در اين مهم گرديد كه لازم مي دانم از ايشان سپاسگزاري نمايم.

فصل اول
دعا و مناجات

1-1. مقدمه
در اين فصل كلياتي درباره دعا و مناجات و نيايش آمده است. در ضمن اين تعاريف? تفاوت‌ها و شباهت‌هاي اين واژه‌ها بررسي شده و پس از آن دعا از زاويه‌هاي مختلف به انواع مختلفي تقسيم‌بندي شده است و هر کدام از انواع ادعيه، از منظرهاي مختلف بررسي و تفاوت‌ها و شباهت‌هاي آنها در ادعيه ومناجات‌هاي شاعران بررسي شده است.

1-2. پيشينه دعا و مناجات
شايد بتوان نخستين نجواي آدميان با خداوند تا پگاه آفرينش را در آن زمان پي گرفت كه خداوند امانت خويش را بر آسمان‌ها و زمين و كوه‌ها عرضه داشت و همگان بيمناك از اين بار سنگين سرباز زدند؛ اما انسان جسور و بي‌پروا آن را پذيرفت: “و انا عرضنا الامانه علي السموات و الارض و الجبال فابين ان يحملنها و اشفقن منها و حمله الانسان انه كان ظلوماً جهولاً: ما امانت را بر آسمان‌ها و زمين و كوه‌ها عرضه داشتيم، آنها از حمل آن سر بر تافتند و از آن هراسيدند؛ اما انسان آن را بر دوش كشيد؛ او بسيار ستمكار و نادان بود.”1
و خدا از او پيمان بر عبوديت خويش گرفت كه “الست بربكم قالوا بلي” و او بر ربوبيت حق اقرار كرد كه “بلي”. بعد از آنكه حضرت آدم به‌عنوان خليفه الهي در ميان تمام آفريدگان برگزيده شد، با عجز و نياز با پروردگار خود به راز و نياز پرداخت و آن گاه كه به‌خاطر تناول از شجره ممنوعه از بهشت اخراج شد، با ناله و زاري و نيايش طلب مغفرت کرد و خداوند نيز به واسطه رحمت و مهرباني بي‌پايان او را بخشيد و مورد لطف خود قرار داد و پس از آن هر چند انسان جايز الخطا،‌ در انتخاب معبود براي راز و نياز به بيراهه رفت و هر برهه از زمان چيزي را به جاي خالق هستي بخش مي‌پرستيد، اما در فطرت خداجوي خود به دنبال تكيه گاهي مي‌گشت كه مافوق قدرت او باشد و در سختي‌ها و گرفتاري‌ها به او دل ببندد و از او ياري بطلبد و در خلوت تنهايي با او رازونياز كند تا بتواند بار امانت، تكليف، معرفت و عشق الهي را به سر منزل مقصود برساند و خود را بيش از پيش به ربّ خود نزديكتر کند.
البته انسان گاهي در پرستش معبود به خطا رفته و به جاي نيايش با خداي يگانه،‌ گاهي سنگ و چوب و گاهي آتش، گاهي آب يا ستارگان و حتي حيوانات را به جاي خالق هستي برگزيده و از آنها ياري خواسته است، اما در ضمير ناخودآگاه خود آنها را واسطه‌اي براي نزديكي بيشتر با پروردگار قرار داده تا بتواند اندكي از دور افتادن خود از حلقه الهي را جبران کند.
در ادبيات فارسي به‌ويژه ادبيات عرفاني، نمونه‌هايي مي‌بينيم كه به شيوايي درباره جدايي انسان از خالق حقيقي خود، داد سخن داده‌اند. در نوشته‌هاي آنها انسان موجودي است كه از خالق خود كه همان معشوق اوست جدا افتاده و تمام تلاش او در اين عالم، جستن راهي است براي قرب به خداوند متعال.
اين تصوير را مولوي در اثر بزرگ خود؛ يعني مثنوي بدين صورت بيان كرده است:
بشــــــنو از نــــي چــــون حــكايت مي‌كند

و از جــــدايي‌هــــا شكـــــايت مــــي‌كنـد
وز نيستـــــان چــــون مــــرا بــــبريــده‌انــد

از نفيــــــرم مـــــرد و زن نالـــيـده‌انــــــــد
ســــينه خــــواهم شـــرحه شــــرحه از فراق

تــــــا بگــــــويـــــم شــــرح درد اشـتيــاق
هر کــــسي کـــو دور مـــاند از اصل خويش

بــــاز جـــــويد روزگـــــار وصــل خويش2
همان‌طور كه در اين ابيات مي‌بينيم مولوي دوري خود را از معشوق، چون ني جدا شده از نيستان مي‌داند و خود را هر دم مستلزم ناله و نيايش مي‌پندارد تا شايد بتواند با اشك و آه، اندكي از تألم و درد دوري از هجران را بكاهد. با تأمل در تاريخ مي‌توان به معابد و مساجد و يا ديگر جاهايي برخورد كرد كه بشر در آنها مشغول عبادت و راز و نياز مي‌شده كه خود گواهي بر اين مدعاست كه آدمي از ابتداي خلقت تا به اكنون دست از دعا و مناجات برنداشته و اين چيزي نيست كه با ظهور ديني مخصوص يا پيامبر و فرقه‌اي پديد آمده باشد. شايان توجه است كه انسان بيشترين توجه و همت خود را صرف بهتر و زيباتر بنا شدن عبادتگاه‌هاي خود كرده است، به همين دليل معمولاً در هر سرزميني معابد از زيباترين و در عين حال مستحكم‌ترين بناهاي آن ديار محسوب مي‌شود.
تاريخ دعا را مي‌توان با پيدايش انسان قرين دانست، چه انسان هرگز از نيازمندي‌ها جدا نبوده و در درون خود اين احساس را داشته است كه بايد در پناه قدرتي آرام بگيرد و زندگي خود را در پناه و اميد به آن مبدأ سپري كند؛ زيرا زندگي انسان در هر لحظه، در گرو فضل و بخشش يك مبدأ ناشناخته است كه آدمي تلاش مي‌كند خود را به اين مبدأ نزديك کند و اين نزديكي را از راه تضرع و مناجات بر روي خود گشوده است، پس انسان در تمام لحظات و حالت‌هايش براي رسيدن به نيازهايش از دعا جدا نبوده و مناجات يكي از لوازم و ضروريات اصلي زندگي محسوب مي‌شود تا در سايه آن به خواسته‌هايش دست يابد.
حسن ممدوحي در رابطه با تاريخ دعا و قرين بودن آن با پيدايش انسان مي‌گويد: “كاوش‌ها نشان مي‌دهد كه حتي در دورترين زمان‌ها،‌ معبد و مسجد جزء واقعيت‌هاي غير انفكاك زندگي بشر بوده‌اند حتي آن زمان كه بشر توان تصور يك مبدأ نامتناهي و قدرت مطلق را نداشته و به اشتباه به بت‌ها پناه مي‌برده و از آنها ياري مي‌جسته است.”3
خداوند با فرستادن پيامبران به تفصيل شيوه مناجات را به بندگانش آموخته است، به همين دليل نيايش‌ها يكي از بخش‌هاي مهم متون ديني است كه توسط پيامبران آن دين، به مردم آموزش داده شده است. در اغلب اديان الهي نيايش جايگاه ويژه‌اي دارد، به همين دليل متوني كه از روي آن به نيايش مي‌پردازند، معمولا از متون مقدس شمرده مي‌شود. براي نمونه يكي از فرايض مسلمانان نماز است كه حداقل پنج مرتبه در روز برپا مي‌شود و در هر نماز دو بار سوره حمد خوانده مي‌شود. اين سوره نوع خواسته‌هايي كه موجب رستگاري انسان مي‌شود را به انسان مي‌آموزد؛ زيرا پس از حمد و ستايش باري‌تعالي از خداوند مي‌خواهيم كه در نشان‌دادن راه راست ما را ياري دهد و مارا در زمره مغضوبين درگاه خود يا گمراهان قرار ندهد، هنگامي كه مي‌خوانيم: “اياك نعبد و اياك نستعين اهدانا الصراط المستقيم… .”4 از او مي‌خواهيم تا رحمت خود را شامل حال ما کند و ما را به حال خود رها نكند تا در گمراهي فرو نرويم و اين خود درسي است كه خداوند منان به انسان آموخته است، زيرا خود فرموده: “اُدعوني استجب لكم: بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را”5 خداوند انسان را به دعاكردن فرا مي‌خواند؛ زيرا از فطرت انسان و نيازهاي او آگاه است و آنها را برآورده مي‌کند.

1-3. تعريف دعا
در اغلب اديان دعا موضوعي شناخته شده است و معمولاً متوليان ديني شيوه دعاكردن را به پيروان آن دين مي‌آموزند. براي اينكه بدانيم دعا چه مفهومي دارد، مي‌توانيم تعريف آن را از فرهنگ لغات بيابيم. دهخدا در باره دعا مي‌گويد:
?.دعا: دعا حاجت خواستن،‌ ادعيه و دعوات، استغاثه به خدا، استدعاي بركت تضرع،‌ درخواست از درگاه خدا،‌ درخواست حاجت از خدا، درخواست حاجت از خداوند براي خود و ديگري،‌ خداخواني
باز آمـد او به هـــوش انـــــدر دعـــــا

لــــــيس للانسان الا مــــــــا سعــــــــــي6
قـــــوم ديگر مـــي‌شناسيم ز اولـــــــيا

كــــــه زبـانشان بسته باشــــــد در دعـــــا7

?.معين دعا را اين‌گونه معنا مي‌كند: دعا در لغت به‌معناي خواندن جمله‌هاي مأثور از پيامبر و امامان در اوقات معين براي طلب آمرزش و برآوردن حاجات، نيايش‎كردن، درخواست حاجت از خدا، نيايش، مدح، ثنا، تحيت، درود، سلام، تضرع و نفرين.8
?.در فرهنگ الرائد در باره دعا اين طور آمده است: “دعا- يدعود دعاًء: له:1- او را دعا كرد2- عليه: او را نفرين كرد3- اليه: به سوي خود خواند.”9
دعا يعني خواندن و صدا زدن و با خالق خود گفتگو كردن و او را مورد خطاب قرار دادن و در بي نهايت ذوب شدن است.
“دعا عمل برقراري ارتباط بايك خدا،‌ خدايان مقدس،‌ قلمرو متعالي يا نيروهاي فوق طبيعي است”10
دعا راز دل گفتن با خداست انسان در دعاكردن نزديكي خدا را حس مي‌كند و محبت خدا در دلش شعله مي‌كشد و هر روز اشتياقش به پروردگار بيشتر شده و پيوندش با خالق هستي محكم تر مي‌شود.
“دعا رازگفتن با بهترين دوست است، رازي كه به هيچ‌كس نمي‌توان گفت،بايد با خدا گفت، اوست كه بيش از هر كسي ما را دوست دارد و بهتر از هر كسي ما را درك مي‌كند. اين دعا، دعاي عاشقان است، آنان نيز از حق طلب مي‌كنند؛ اما طلب چيزي فراتر از بهشت و رهايي از جهنم. طلب خود حق نه غير او. آنها از خدا غير خدا را نمي طلبند.”11
وقتي انسان دعا مي‌خواند، خود را تسليم محض خداوند مي‌كند، پس مي‌توان گفت دعا و نيايش همان عبادت و پرستش حق است، به همين جهت پيامبر اكرم فرمودند: “الدعا مخ العباده دعا مغز عبادت است.”12 پس در دعاست كه خداوند به انسان عنايت مي‌كند و بدون دعا وصول به كمال حقيقي ممكن نيست. امام صادق مي‌فرمايد: “عليكم بالدعا فانكم لا تقربون بمثله.” در لحظه دعاست كه انسان غرق مغفرت و رحمت پروردگار مي‌شود و درهاي عذاب و شقاوت ابدي بسته مي‌شود و جان انسان سرشار از عشق و ايمان حق تعالي مي‌شود. عطار مي‌گويد:
هـمه پـــر از سرخــست و جواهـــــــر

به تـــو بــخشم دعــــــايي گـــــوي آخر
که تا از فضل و رحمت حق تعالــــــي

دهـد از نــــور ايــــــمانم کـــــــــــمالي
خليـل آنــجا نــــهادش روي بر خاک

زبــــان بـــگشاد کــــــاي دارنـــده پاک
ز دل بــرگير قفــل ايــــن بـــي‌خبر را

بجــنبان سلسلــــــه بــــگشـــــــاي در را
به ايـــمان تــازه گــردان جـان مستش

به فضل خـــود مميران بـــــت پـــرستش13

دعا حلقه اتصال معشوق به عاشق است و وسيله‌اي است كه درهاي رحمت خدا را بر بنده مي‌گشايد و خداوند از كرده‌هاي او مي‌گذرد؛ و باز عطار مي‌گويد:
زبـــان بـــــگشايد و گـويد الــــــــهي

نـــوشته نــيست در نـامه چـــــه خــــواهي
خطاب آيد كه مـن عشـــــاق خــود را

به نـامـــه در نيـــارم نيـــــك و بـــــــد را
بــــدو نيــك تـــو گــم انگاشت جبار

بــهشت و دوزخـــي تــــو هـــم كم انگار
چــــو بـــــرخـــيزد بــهانه از ميـــــانه

تـــــو مــا را مــا تــو را تــــا جـــــاودانه14

“دعا يعني گدايي و گدايي در پيشگاه خداي سبحان براي انسان فخر است، البته به اين شرط كه در گدايي موحد باشد. همچنين توحيد در اين مرحله، شيرين‌ترين دوران زندگي انسان است.”15 انسان بايد همواره از خداوند بخواهد او را به اين مرحله برساند تا ديگر از غير او چيزي نخواهد و حلاوت و شيريني هم صحبتي با پروردگار را بچشد و دل را از هر چه غير اوست پاك کند. دعا نوعي بندگي است و در عين حال طلب‌كردن از اوست و غير را واگذاردن و به او پيوستن است، پس چنين بنده‌اي خود را از عذاب دور مي‌كند و به رحمت ح

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد صفات خداوند، نفس اماره، قبض و بسط Next Entries پایان نامه رایگان درمورد نيايش، ستايش، خويش، كل