پایان نامه رایگان درمورد ناخودآگاه، امام سجاد

دانلود پایان نامه ارشد

روزهايم را تنها به‌خاطر آنچه براي آن خلقم کردي فارغ ساز و مرا بي‌نياز کن و بر من روزي خودت را گشايش ده و مرا در فتنه‌گاه نينداز و عزتم ده و به صفت تکبر مبتلا مساز و مرا به عبادت خودت وادارم ساز و عبادتم را به صفت ناپسند خودبيني تباه مساز و کار خير مردم را به دست من جاري کن، ولي با منت‌گذاشتن من آن را از بين نبر و پايه‌هاي اخلاقي را نصيبم کن و مرا از فخرکردن نگه دار.”633
اهتمام به غير حق يکي از عوامل مزاحم در سير و سلوک است و انسان خلق نشده مگر اينکه خدا را عبادت کند و هر عاملي که او را از ياد خدا غافل مي‌کند مانع سير و سلوک مي‌شود. صفات زشتي مانند تکبر، عجب و خودپسندي باعث باطل‌شدن عبادات او مي‌شود و او را از مسير حق باز مي‌دارد. همچنين منت‌گذاشتن بر کاري که براي مردم مي‌کند و فخرفروشي به دليل ايمان از ديگر موانع سيروسلوک است، پس سالک بايد در اين مسير به خداوند متوسل شود و از او پايه‌هاي بلند اخلاقي را بخواهد. از او بخواهد موانع و آفات را از سر راهش بردارد، زيرا فخر، کبر، منت و عجب به انسان حمله مي‌کند و انسان مي‌پندارد که در اوج عبوديت است، ولي هنگامي که به خود مي‌آيد، متوجه مي‌شود که ناخودآگاه از مسير دور شده و مشغول به غير شده است، پس فرياد مي‌زند:
“اللهم اشغلنا بذکرک: خدايا مرا مشغول ياد خدا کن.”634
“اللهم اني اسئلک سئوال خاضع متذلل خاشع ان تسامحني و ترحمني و تجعلني بقسمک راضيا قانعا و في جميع الاحوال متواضعا: خدايا از تو درخواست مي‌کنم، درخواست شخص فروتن و خوار ترسان که بر من آسان‌گيري و به من رحم کني و مرا به آنچه برايم قسمت کردي راضي و قانع سازي و در تمام حالات فروتنم کني.”635
امام علي(عليه‌السلام) از خداوند مي‌خواهد که او را به قسمت و روزي خود قانع سازد؛ زيرا اگر انسان به دارايي‌هايش قانع نباشد، در راه به دست‌آوردن مايحتاج زندگي تلاش و کوشش مي‌کند و به غير حق مشغول مي‌شود و از حق فاصله مي‌گيرد. امام علي در فرازي از دعاي کميل که آمد فروتني و خشوع را از خداوند مي‌خواهد تا از کبر و غرور و عجب دور باشد.
در فراز ديگري از دعاي کميل که در ادامه مي‌آيد، حضرت امير از خداوند مي‌خواهد او را در خدمت حق مشغول دارد: “ان تجعل اوقاتي من الليل و النهار بذکرک معموره و بخدمتک موصوله و اعمالي عندک مقبوله حتي تکون اعمالي و اورادي کلها وردا و حالي في خدمتک سرمدا: اوقاتم را در شب و روز به ياد خودت معمور و آبادان قرار ده و همواره در خدمت تو مستدام و کردارم را مقبول درگاهت کن تا اعمال و کردارم و گفتارم همه يک جهت براي تو باشد و حالم هميشه در خدمتت پاينده.”636
4-6-4. انکسار دروني و اخبات
اخبات: تواضع و پستي ذلتي است که سالک در برابر حق پيدا مي‌کند. اگر سالک به اين نوع از ذلت دست پيدا کند، زمينه براي ريزش فضل حق فراوان خواهد شد. انسان بايد مواظب باشد هنگامي که با خداوند رازونياز مي‌کند و با او هم‌صحبت مي‌شود، از غرور درامان نيست، زيرا چنين تصور مي‌کند که به مقامي رسيده است و همين غرور او را از خداوند دور مي‌کند، پس اگر مي‌خواهد دچار غرور طاعت نشود، بايد به ذلت باطني برسد که اين ذلت و انکسار زمينه‌هايي دارد. استاد علي صفايي حائري مراحل و زمينه‌هاي اخبات را اين گونه بيان مي‌کند: “اخبات به اين شرح مي‌باشد: در يک مرحله فهم است، در مرحله ديگر مذاکره، در مرحله سوم محبت است (اسئلک خشوع الايمان قبل خشوع الذل في النار) دعاي ابو حمزه ثمالي؛ خدايا قبلا از اينکه بن بست‌ها،آتش‌ها، سوختن‌ها و ذلت‌هاي واقعي و عکس‌العمل‌هاي عملم مرا خاشع کند، تو با عشقت (ايمان ) دل مرا خاشع کن. در مرحله چهارم بلا وگرفتاري است. بلا موجب مي‌شود انسان بشکند و انکسار پيدا کند، والا رياضت‌ها غرور ايجاد مي‌کند.”637
امام سجاد در فرازي از دعاي مکارم الاخلاق که در ادامه مي‌آيد از خداوند خوهان اين ذلت باطني است: “و لا ترفعني في الناس درجه الا خططتني عند نفسي مثلها و لا تحدث لي عزا ظاهرا الا احدثت لي ذله باطنه عند نفسي بقدرها: و درجه مرا در ميان مردم بالا ببر، جز درجه مرا نزد خودم پست و ذليل کن (تا مايه غرور نشود) و براي من عزتي پيش نياور در ظاهر، جز همان‌قدر ذلت و خواري در باطن ذاتم کرم فرمايي.”638
هرگاه انسان نزد خود احساس عزت و دارايي کند، ناخودآگاه چه در خلوت چه در جمع دچار غرور و تکبر مي‌شود؛ بنابراين امام از خداوند مي‌خواهد به هر ميزان که به او عزت عطا مي‌کند، در باطن به او ذلت و خواري عطا فرمايد تا دچار عجب و غرور نشود، زيرا انسان عارف مي‌داند هرچه دارد از جانب خداست و هر عزت و بلندي مرتبه را از آن خدا مي‌داند و حتي در خلوت خود نيز دچار عجب و تکبر نمي‌شود، پس براي دوري از اين مانع بايد از خداوند ذلت و خواري نزد خود را بخواهد و چون به انکسار و اخبات رسيد نور حق بر قلب او خواهد تابيد و به قرب حق راه خواهد يافت.
“فو عزتک ما اجد لذنوبي سواک غافرا و لا اري لکسري غيرک جابرا و قد خضعت بالانابه اليک و عنوت بالاستکانه لديک: پس سوگند به عزت تو براي گناهانم جز تو آمرزنده‌اي نيابم و از شکست خود چاره‌اي جز تو نمي‌بينم و به تحقيق من فروتن به بازگشت به‌سوي تو شدم، و خوارم که به درگاهت نشستم.”639
از مهم‌ترين عواملي که باعث مي‌شود نور الهي در قلب انسان بتابد و باعث تبديل بدي‌ها به نيکي‌ها مي‌شود همين انکسار و فروتني و احساس خواري و ذلت است که قلب سالک را به درياي رحمت الهي متصل مي‌کند و طالب خوبي‌ها و فيض حق مي‌شود و به درگاه او استغاثه سر مي‌دهدکه: “و لا لشئ من عملي القبيح الحسن مبدلا غيرک: و نه کسي را که عمل زشت مرا به کار نيک تبديل کند جز تو.”640
4-6-5. هدايت از جانب حق
قبل از اينکه طلب هدايت را در ادعيه برسي کنيم ابتدا به بيان انواع هدايت مي‌پردازيم:
4-6-5-1. انواع هدايت
الف. هدايت نوع اول: اين نوع از هدايت شامل حال همه موجودات، حتي منکران حق‌تعالي مي‌شود.
“هدايت در يک مرحله با غفلت انسان، با کفر و انکار او همراه است.”641
در اين مرحله هدايت خداوند شامل حال کساني مي‌شودکه منکر خدا هستند و به او کفر مي‌ورزند، اما خداوند در همه چيز تجلي مي‌کند و اين تجلي مستمر او باعث مي‌شود که انسان کافر، خدا و نشانه‌هاي او را مشاهده کند و هدايت شود و به خدا ايمان بياورد، پس هدايت نوع اول در حد اندازه‌هاي وجودي انسان‌ست؛ يعني تا آنجاکه وجود خويش را بفهمد و علامت اين هدايت “اين است که انساني که قدر خودش را شناخت ارتفاع همت پيدا مي‌کند و همتش بالا مي‌رود.” 642
و وقتي همتش ارتقاء يافت تلاش براي شناخت پروردگارش بيشتر مي‌شود.
ب. هدايت نوع دوم: اين نوع هدايت براي مسلمانان و ايمان آورندگان به حق است؛ يعني “هدايت در حد اسلام و ايمان است.”643
براي مسلمانان هم هدايت‌هايي است و هرچه فرد ايمانش قوي‌تر مي‌شود، خداوند او را بيشتر هدايت مي‌کند. اين نوع هدايت از وقتي شروع مي‌شود که انسان هدفش را انتخاب کرده و محتاج هدايت‌هاي ديگر مي‌شود. “حضرت ابراهيم در اين مورد چنين مي‌گويد: اني ذاهب الي ربي سيهدين” من راه افتاده‌ام، من حرکت کرده‌ام به‌سمت پروردگارم.”644
اين نوع هدايت بعدها خواهد بود و لحظه به لحظه استمرار دارد و با شکر، فراوان خواهد شد و با بلا و تمحيص حق تصفيه مي‌شود و از غرور پاک خواهد شد.
ج. هدايت نوع سوم: “هدايت در حد تقوا واحسان است (بينات من الهدي) و هدايت‌هاي بيّن و روشن، از مرحله تقواست که شامل انسان مي‌شود.”645
اين نوع از هدايت با انواع قبلي فرق دارد، زيرا هدايت‌هاي بدون بينه، هدايتي است که با ريب و شک انسان و با کفر و انکار او همراه است. و اين هدايت بيّن هدايتي است که با ريب و شک همراه نيست و در مرحله‌اي از تقوا قرار دارد و مخصوص متقين است. هرچه انسان از دنيا دور شود، اگر آنچه انجام مي‌دهد به‌خاطر دنيا و رسيدن به قدرت نباشد و همه چيزش الهي باشد، حتي خوردن و خوابيدن او رنگ الهي مي‌گيرد. در اين مرحله خداوند هدايتي که به او مي‌دهد از نوع هدايت متقين است و در آن هيچ شک و ريبي نيست. “والذين اهتدوا زادهم هدي و آتاهم تقواهم”646
د. هدايت نوع چهارم: هدايت محسنين است. محسنين کساني هستند که هرکاري انجام مي‌دهند رضاي حق را طالبند و خواسته و رضاي خودشان درآن مطرح نيست و به‌دنبال مرضي حق‌اند.
نتيجه آنکه انواع هدايت: به هدايت تکويني: “اعطي کل شيء خلقه ثم هدي”647
هدايت عمومي: “هدي للناس”648
هدايت ايمان: “هدي و رحمه للمؤمنين”649 “و من يؤمن بالله يهد قلبه”650
هدايت تقوي: “هدي للمتقين”651 “و اتقوا الله يعملکم الله”652
و هدايت احسان: “هدي و رحمه للمحسنين”653
تقسيم مي‌شود.
بنابراين سالکي که مي‌خواهد در راه خدا قدم بردارد بايد موانع را پشت سر بگذارد و از خداوند هدايتي بخواهد که براي انسان‌هاي مؤمن و متقي و نيکوکار است، زيرا هر کس را خداوند هدايت کند ديگر گمراه نخواهد شد.
“و متعني بهدي صالح لا استبدل به و طريقه حق لا ازيغ عنها و نيه رشد لا اشک فيها و عمرني ما کان عمري بذله في طاعتک: و مرا به هدايت شايسته بهره‌مند ساز که چيزي را به آن تبديل نکنم و راه حقي که از آن منحرف نشوم و نيت خيري که در آن ترديد نکنم و مرا عمري طولاني عطا کن، تا عمر دارم صرف در طاعت تو شوم.”654
و اين هدايت ميسر نمي‌شود مگر به خواست خداوند و با هدايت حق. راه‌هاي رسيدن به خداوند واضح و هويدا مي‌شود، و الا سخت‌ترين راه خواهد بود.
“سبحانک ما اضيق الطرق علي من لم تکن و ليه و ما اوضح الحق عند من هديته سبليه: منزهي تو “اي خدا” چقدر راه‌ها تنگ و دشوار است بر کسي که تو راهنمايش نباشي و اگر تو هدايت کني چقدر راه حق واضح و هويداست.”655
“فاسئلک بنا سبل الوصول اليک و سيرنا في اقرب الطرق للوفود عليک قرب علينا البعيد: خدايا ما را به راهي ببر که به درگاهت رسيم، از نزديک‌ترين راه ما را ببر براي ورود بر خودت و بر ما دوري راه را نزديک کن.” 656
سالک بايد از خداوند بخواهد اين راه را بر او آسان کند و راه ناهموار و دشوار و طولاني را بر او کوتاه کند و اين به جز با هدايت و راهنمايي خداوند امکان‌پذير نخواهد بود. در دعاي ابوحمزه ثمالي، امام سجاد با اميد تمام از راهنمايي و رهبري خداوند سخن مي‌گويد: “و انا واثق من دليلي بدلالتک و ساکن من شفيعي الي شفاعتک: و من اطمينان دارم از راهنمايي‌ام به رهبري تو و از شفيعان به شفاعتت، دلي آرام دارم.”657
زيرا امام يقين دارد هر که را خداوند هدايت کند رستگار خواهد شد.
4-6-6. تبديل صفات نکوهيده به پسنديده
صفات نکوهيده مانع از رشد و تعالي سالک مي‌شود. صفاتي نظير حسد، بخل، تکبر، عجب، غرور و بسياري ديگر از اين قبيل صفات، پس بايد باز هم از خداوند استعانت جويد و از او بخواهد صفات ناپسند را به صفات پسنديده بدل کند و کسري‌ها را جبران کند: “اللهم لا تدع خصله تعاب مني الا اصلحتها و لا عائبه اونب بها الا حسنتها و لا اکرومه في ناقصه الا اتممتها: خدايا بر من هيچ صفت ناپسندي باقي مگذار جز آنکه اصلاح فرمايي آن صفت نکوهيده را، و نه عيبي مايه سرزنش باشد جز آنکه نيکويش کني، و نه کرامتي که در من ناقص باشد جز آنکه به کمال رساني.”658
و خداوند مهربان است که مي‌تواند جبران‌کننده نقص‌ها و کسري‌ها باشد و عيب‌ها را به کمال تبديل کند و اين تبديل‌ها صورت نگيرد، نظام اخلاقي پي‌ريزي نخواهد شد.
“الهي کسري لا يجبره الا لطفک و هنانک: خدايا نقصان و کسر من جبران نشود مگر به لطف و عنايت تو.”659
سالک در پيمودن مسير حق بايد دشمني‌ها را به محبت، حسد را به مودت، بدگماني را به اطمينان، ناسپاسي را به خوش رفتاري، خذلان را به نصرت و کناره‌گيري را به معاشرت کريمانه مبدل کند تا با لطف و عنايت حق راه برايش سهل و هموار شود و به بيراهه نيفتد.
4-6-7. مبدل‌کردن ضعف‌ها به قدرت
آدمي پس از آنکه بدي‌ها را به خوبي‌ها مبدل کرد، بايد ضعف‌ها

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد کمال مطلق، محبت خداوند، تجسم اعمال، امام سجاد Next Entries پایان نامه رایگان درمورد نفس اماره