پایان نامه رایگان درمورد مي‌شود، تمحيص، مي‌کند، کساني

دانلود پایان نامه ارشد

مرکب‌هايي به غير از رياضت، تمرکز، عمل، عشق و معرفت که عبارت‌اند از: الف. هدايت؛ ب. شکر؛ ج. بلا؛ د. تمحيص.
5-5-1. هدايت
“اللهم اني اسئلک الهدي و التقي و العفاف و الغني و العمل بما تحب و ترضي: من از تو هدايت و تقوي مي‌خواهم، غنا و عفاف را مي‌خواهم، عمل به آنچه تو دوست داري و مي‌پسندي را طالبم.”815
“معرفتي يا مولاي دليلي عليک و حبي لک شفيعي اليک و انا واثق من دليلي بدلالتک: اي سرپرستم، معرفت من راهنماي من است به‌سوي تو و دوستي‌ام براي شفيع من است به درگاه تو و من اطمينان دارم از راهنمايي‌ام به رهبري تو… .”816
آدمي وقتي مسير الي‌الله را مي‌پيمايد چنين مي‌پندارد که خود اين مسير را شروع کرده و مي‌تواند به تنهايي اين مسير را طي کند، اما در ادامه راه وقتي به موانع بر‌خورد مي‌کند، از پيمودن ادامه مسير باز مي‌ماند و نااميد مي‌شود؛ ولي اگر ايمان داشته باشد که پيمودن اين مسير از ابتدا تا پايان راه همه عنايت حق بوده و خداوند او را رها نمي‌کند و با هدايت مستمر خويش او را به پيش مي‌برد، لحظه‌اي نااميدي در او راه نمي‌يابد، زيرا خداوند خود فرموده است: “ان علينا للهدي: به‌يقين هدايت‌کردن بر ماست.”817
خداوند آفريده و هدايت کرده است: “الذي خلقني فهو يهدين”818 اوست که هر که را بخواهد هدايت مي‌کند و او را به خود مي‌خواند و مسير را برايش هموار مي‌کند، اما ازآنجاکه انسان فراموشکار و خاسر است به نداي حق لبيک نمي‌گويد و به او پشت مي‌کند و در جهل خويش مي‌ماند: “انک تدعوني فاولي عنک: تو مرا بخواني، پس رو گردانم از تو.”819
ولي آن‌گاه که خداوند جلوه مي‌کند، سالک را دعوت مي‌کند و به او آگاهي مي‌دهد و هدايت مي‌کند و از ماندن در جهل مي‌رهاند. “بک عرفتک و انت دللتني عليک: به وسيله تو شناختم تو را و تو مرا راهنمايي کردي بر خودت.”820
وقتي سالک در مسير گام برمي‌دارد و در مراحل مختلف سلوک قرار مي‌گيرد، در هر مرحله، هدايت خداوند شامل حال او مي‌شود و به مرحله بعدي راه مي‌يابد. اين سالک نيست که به‌سوي او مي‌رود، بلکه اوست که در هر امري جلوه مي‌کند و او را به خود مي‌خواند و از هر چيز به او ضربه مي‌زند و سالک را مي‌رساند.
باارزش‌ترين هدايت قرآن براي کساني است که شکر کرده‌اند: “لئن شکرتم لازيدنکم” و در نتيجه خداوند خود عهده‌دار آنها شده است. اين هدايت ديگر راهنمايي نيست که دستگيري و همراهي و به مقصدرساندن است: “و الذين اهتدوا زادهم هدي و اتيهم تقويهم: کساني که هدايت يافته‌اند خداوند بر هدايتشان مي‌افزايد و روح تقوا به آنان مي‌بخشد.”821
5-5-1-1. موانع هدايت
همان‌طور که شکرگزاري، هدايت را بيشتر مي‌کند و باعث استمرار آن مي‌شود: “والذين اهتدوا زادهم هدي و آتاهم تقواهم:822 موانعي هم وجود دارد که باعث مي‌شود هدايت را از سالک بگيرند. اين موانع عبارت‌اند از:
“?.خصلت‌هاي خود ما؛ ?. کسري‌هاي عمل؛ ?. کسري در حسنات ما.”823
در دعاي مکارم الاخلاق امام مي‌فرمايد: “اللهم لا تدع لي خصله تعاب مني الا اصلحتها و لا عائبه اؤنب لها الا حسنتها و لا اکرومه في ناقصه الا اتممتها: خدايا بر من هيچ صفت ناپسندي باقي مگذار جز آنکه اصلاح فرمايي آن صفت نکوهيده را و نه عيبي مايه سرزنش باشد جز آنکه نيکويش کني و نه کرامتي که در من ناقص باشد جز آنکه به کمال رساني.” 824

الف. لا تدع لي خصله
خصلت‌هاي ما همچون کبر، غرور، حرص، حسد، عجب، شتاب و عجله موانع هدايت‌اند. داستان کبر شيطان، حرص آدم، بخل و حسد فرزند آدم، شتاب يونس و دخالت در امر خدا توسط يوسف که در قرآن آمده هر کدام خصلت‌هايي هستند که مانع هدايت آدمي مي‌شوند.
ب. و لا عائبه اؤنب بها الا حسنتها
امام مي‌فرمايد هيچ کسري در عمل من نباشد. عائبه خود عمل است، عيب عمل است، عيب در خصلت‌هاي انسان است و عائبه در اعمال انسان است.
ج. و لا اکرومه في ناقصه الا اتممتها
کرامتي که در آن نقص نباشد ،فرد در خوبي‌هايش کوتاهي نکند زيرا وقتي در خوبي‌ها کوتاهي و نقصي باشد، هدايت‌هايي که براي محسنين است، به او نمي‌رسد و اگر متقي باشد هدايت متقين به او نخواهد رسيد.
5-5-2. شکر
يکي ديگر از مرکب‌هاي سلوک شکر است. هرچه سالک بيشتر شکرگزار باشد و اطاعت حق کند، به تقرب نزديک‌تر مي‌شود و به معارف الهي دست مي‌يابد و بيشتر مشمول هدايت حق مي‌شود. حضرت فاطمه در دعاي روز شنبه مي‌فرمايد: “واجعل ذکرهم لنا شکرا: خدايا ذکر و بيداري مردم را شکر ما قرار بده.”825
زيرا هرچه شکر فراوان‌تر شود، نعمت نيز فزوني‌مي‌گيرد و معرفت بيشتر مي‌شود و هدايت مستمر و بيشتر: “لئن شکرتم لازيدنکم: اگر شکرگزاري کنيد نعمت خود را بر شما افزون خواهم کرد.”826
در قسمت ايمان و انتخاب درباره مفهوم شکر و شکرگزاري توضيحاتي داده شد، در اينجا نيز اندکي در اين باره سخن به ميان مي‌آوريم:
5-5-3-1. معناي شکر
“شکر بهره‌برداري و بهره‌مندشدن است.827 شکر بهره‌برداري مناسب از شرايط و موضع‌گيري متناسب در هر موقعيت است ؛” شکر به کارگرفتن نعمت در راه خداست. شکر يعني اينکه آنچه را مي فهميم به کار گيريم و در راه حق مصرف کنيم.”828
شکر در سلوک الي‌الله هم بايد در برابر نعمت‌ها و رزق‌هاي حق صورت بگيرد و هم در برابر بلاهاي او. اين نعمت‌ها و رزق‌ها معناي وسيعي دارد، مانند رزق دل، قلب، روح، جسم و… . اين نعمت‌ها و رزق‌ها آن‌قدر بي‌شمار است که امام مي‌فرمايد: “الهي اذهلني عن اقامه شکرک تتابع طولک و اعجزني عن احصاء ثنائک فيض فضلک: خدايا از يادم برد اقامه شکرت، بخشش پياپي تو، و عاجزم کرده از شماره ستايشت، ريزش دائمي فضلت.”829 و نيز شکر در برابر بلاها، زيرا بلاها ضعف‌ها را به او مي‌نماياند و رشته‌هاي ماندن را و پوسيدن را از او مي‌گسلند و طالب بلاهاي بيشتر مي‌شود تا رهايي‌هاي بيشتري را براي او به ارمغان آورد.
5-5-3. بلا
بلا مرکب سوم است. رکن اصلي تمامي مراحل سلوک بلاست. بلا باعث مي‌شود که سالک به ضعف‌ها و نقص‌ها و وابستگي‌هايش پي ببرد و اين بلا مي‌تواند شر و بدي و مصيبت باشد يا خير و خوبي: “و نبلوکم بالشر و الخير فتنه: ما شما را با شر و بدي و مصيبت، مبتلا و با خير و خوبي آزمايش مي‌کنيم.”830
اين قانون خداست؛ يعني کساني را که ايمان مي‌آورند مبتلا مي‌کند. “احسب الناس ان يترکوا ان يقولوا امنا و هم لا يفتنون: آيا مردم خيال مي‌کنند همين که بگويند ما ايمان آورديم، رها مي‌شوند و آزمايش نمي‌شوند؟”831 با بلاست که مؤمن از منافق جدا مي‌شود؛ با بلاست که آدمي مي‌شکند و فرو مي‌ريزد و در اين فروريختن و تمام‌شدن آغازي است که تا خدا ادامه دارد، از غرور و منيت‌ها جدا مي‌شود و به شهود مي‌رسد.
5-5-3-1. حالت سالک در برابر بلا
آدميان در برابر دردها و رنج‌ها و مصيبت‌ها و بلاها عکس‌العمل‌هايي متفاوت از خود نشان مي‌دهند: ?.جزع و بي‌تابي؛ ?. صبر؛ ?. شکر؛ ?. طلب.
انساني که در راه خدا قدم بر مي‌دارد و کرامت حق و رحمت حق را باور کرده است، ديگر در برابر بلا جزع و بي‌تابي نمي‌کند و وقتي بلايي بر او نازل شد، آن را به راحتي مي‌پذيرد.
او در مراحل اوليه سلوک صبر مي‌کند و با آن بلا مشکلي ندارد، ولي وقتي به مراحل بالاتر سلوک رسيد، ديگر صابر نيست، بلکه شاکر است: “اللهم لک الحمد حمد الشاکرين لک علي مصابهم: خدايا حمد و ستايش سپاسگزاران از مصيبت زدگي آنها براي توست.”832
و در مرحله بالاتر طلب است. کساني که بلا را طالب‌اند تا ضعف‌هايشان درمان شود، مقام برتري دارند نسبت به آنهايي که نوبت گرفته‌اند تا زير تيغ جراحي بروند. آنها کساني هستند که طلب مي‌کنند تمامي بت‌هايشان شکسته شود و تمامي ضعف‌هايشان درمان شود. در مناجات خمس عشره آمده است: “اسئلک ان تقطع عني کلما يقطعني عنک: آنچه مرا از تو مي برد ببر. آنچه مرا از تو دور مي کند از من دور کن.”833
در دعاي مکارم الاخلاق امام مي‌فرمايد: “فاذا کان عمري مرتعا للشيطان فاقبضني اليک قبل ان يسيق مقتک الي اؤيستحکم غضبک علي: خدايا زماني که عمر من چراگاه شيطان باشد، پس مرا به‌سمت خودت ببر، قبل از اينکه خشم تو به‌سوي من پيشي گيرد و يا غضب تو بر من استوار شود.”834
سالک از خداوند مي‌خواهد هرچه باعث جدايي او از خداوند مي‌شود، حتي اگر عمرش باشد، از او بگيرد.
5-5-4. تمحيص
“تمحيص، تخليص است، پاک‌کردن است. غربال‌کردن است، تصفيه‌کردن است و تنقيه‌کردن است، پس نقاء وپاکي، صفا و سلامت در معناي تمحيص خوابيده است.”835
و پاي چهارم، تمحيص است که خود تمحيص حاصل و نتيجه بلاست. تمحيص دو مرحله دارد:
الف. تمحيص مؤمن از کافر
“مرحله اول تمحيص مؤمن از کافر است که در آيات مطرح است: “ان يمسسکم قرح فقد مس القوم قرح مثله و تلک الايام تداولها بين الناس و ليعلم الله الذين آمنوا و يتخذ منکم شهداء و الله لا يحب الظالمين و ليمحص الله الذين امنوا و يمحص الکافرين: اگر به شما سختي و جراحتي رسيده، پس به آن دسته نيز، مثل همان سختي و جراحت رسيده است و ما اين روزها را در ميان مردم مي‌گردانيم، تا خدا مشخص کند کساني را که ايمان آورده‌اند و تا خدا از شما شاهداني را انتخاب کند و خداوند ستمکاران را دوست ندارد و تا خدا کساني را که ايمان آورده‌اند غربال کند و خالص کند و کافران و چشم‌پوشان را نابود سازد.”836
“خداوند مؤمن‌ها را از کافرها جدا مي‌کند، غايب‌ها را از شاهدها جدا مي‌کند و درصد غيب ما و فرار ما را به شهود تبديل مي‌کند بعد از اين مرحله، تمحيص اول واقع مي‌شود که تمحيص ايمان و کفر است و مومن‌ها از کافرها جدا مي‌شوند.”837
ب. مرحله دوم تمحيص قلبي
“قل لو کنتم في بيوتکم لبرز الذين کتب عليهم القتل الي مضاجعهم و ليبتلي الله ما في صدورکم و ليمحص ما في قلوبکم و الله عليم بذات الصدور: بگو اي پيامبر! اگر شما در خانه‌هايتان بوديد، حتماً آنان که کشته‌شدن و قتل بر آنها نوشته شده بود، به‌سوي آرام‌گاه‌هاي خود بيرون مي‌آمدند و اين، به اين خاطر است که خداوند آنچه را در سينه‌هاي شماست، مبتلا و آزمايش کند و آنچه را در دل‌هايتان است پاک و خالص کند و خداوند آگاه است به آنچه در سينه‌هاست.”838
ابتلاي دوم تنها براي اعمال نيست، بلکه آنچه را در قلب‌ها و دل‌هاست نيز آزمايش کرده و آشکار مي‌کند: “و حصل مافي الصدور: و آنچه در درون سينه‌هاست آشکار شده است.”839
تا سالک دچار غرور و عجب و تکبر نشود و به انکسار و عجز نايل شود.

5-6. موانع و آفات
بي‌شک انسان در هر راهي که گام نهد، با موانع و مشکلاتي مواجه مي‌شود که براي رسيدن به هدف بايد آنها را پشت سر گذارد و به موفقيت و هدف مطلوب نايل آيد. در مسير سلوک الي‌الله نيز سالک با موانع و آفاتي روبرو مي‌شود که بايد آنها را برطرف کند، زيرا اين موانع و آفات گاهي سالک را از راه باز مي‌دارد و باعث رکود و ايستايي او مي‌شود و گاهي باعث انحطاط او شده و گاهي هم باعث رشد و تعالي او.
سالک بايد در اين راه سخت و پر فراز و نشيب با اين آفت‌ها و خطرها آشنا باشد و بداند در هر مرحله گرفتار چه خطرهايي مي‌شود و چه حوادثي در کمين او هستند. آگاهي از خطرات و آفات به او آمادگي مبارزه مي‌دهد و در سختي‌ها و مشکلات او را استقامت مي‌بخشد. همان‌طور که گفتيم آنچه او را رهايي مي‌بخشد، بلا و تمحيص الهي است که سالک را از خود مي‌رهاند و با عجز و انکسار به حق پيوند مي‌دهد.
سالک پس از شناخت از موانع آمادگي مبارزه با آنها را پيدا مي‌کند و با تکبيرزدن بر آنها، شهادت به يگانگي حق‌تعالي سر مي دهد. سالک بايد دلش را که مأواي حق است، از هرچه غير اوست خالي کند. از تمام بت‌ها و معبودهايي که تاکنون به آنها عشق مي‌ورزيد و بر دلش حاکم بوده‌اند، مانند دنيا، نفس، خلق و شيطان، زيرا هر کدام از اين بت‌ها دام‌هايي دارند که سالک را اسير خود مي‌کنند و از رفتن باز مي‌دارند.
دنيا جلوه‌هايي دارد، براي مثال نفس،

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درمورد قانون مدنی، مشارکت مدنی، ضمن عقد، شخصیت حقوقی Next Entries پایان نامه رایگان درمورد امام سجاد، نفس اماره