پایان نامه رایگان درمورد منشور ملل متحد، سازمان ملل متحد، سازمان ملل، به رسمیت شناختن

دانلود پایان نامه ارشد

م نمود.
گفتار اول
تاریخچه
اگرچه پیدایش سازمانهای غیردولتی به دوران پس ازجنگ باز میگردد اما اولین سازمانهای غیردولتی در قرن هجدهم ایجاد گردیدهاند. برخی از این سازمانها به هدف تغییر قوانین ملی مربوط به بردهداری ایجاد گردیدند. این سازمانها حتی در سازماندهی و برگزاری کنفرانس ضدبردهداری در سال ١۸٤۰ شرکت داشتند. پس از آن در سال ١۸۶۳ بود که یک شهروند سوئیسی در پاسخ به خشونتهای صورت گرفته نسبت به سربازان زخمی در جنگ ایتالیا، کمیته بینالمللی صلیب سرخ را ایجاد نمود. «تا سال ١۹۰۰ حدود ٤٢۵ اجتماع مدنی شکل گرفتند.»1
تا این زمان سازمانهای غیردولتی متعددی تشکیل یافته بودند اما کنفرانس صلح پاریس در سال ١۹١۹ فرصت مناسبی برای به رسمیت شناختن فعالیت این سازمانها در عرصه بینالمللی بود. با این وجود درجامعه ملل نیز چارچوبی برای مشارکت سازمانهای غیردولتی پیشبینی نگردیده بود. میثاق جامعه ملل تنها با به رسمیت شناختن کمیته بینالمللی صلیب سرخ به شکل غیرمستقیم به سازمانهای غیردولتی اشاره نمود.ه
در سالهای اولیه فعالیت جامعه ملل علیرغم اینکه سازمانهای غیردولتی رسماً مورد شناسایی جامعه ملل قرار نگرفته بودند؛ با تفسیر موسع از مقرراتی که در رابطه با مشارکت سازمانهای بینالمللی در جامعه ملل تهیه شده بودند و توسعه آن به سازمانهای خصوصی و غیردولتی، امکان حضور این سازمانها در جامعه ملل فراهم گردید. این سازمانها میتوانستند به کمیتهها گزارش شفاهی و بیانیههای کتبی ارائه نمایند و در برخی مذاکرات شرکت کنند. در این دوران جامعه ملل در حوزههای مختلف و به طرق متنوعی با سازمانهای غیردولتی همکاری مینمود. نمایندگان این سازمانها در کمیتهها حضور یافته و از تمامی حقوق نمایندگان رسمی – به جز حق رأی- برخوردار بودند. به نظر میرسد در این دوران برخورد جامعه ملل با سازمانهای غیردولتی بسیار دوستانه بود. البته حضور سازمانهای غیردولتی تنها به کمیتهها محدود نمیشد. در کنفرانسهایی نظیر کنفرانس جهانی خلع سلاح در سال ١۹۳٢، سازمانهای غیردولتی در مقابل نمایندگان دولتها بیانیه شفاهی ارائه نمودند. هرساله فدراسیون بینالمللی جامعه ملل، قطعنامههای صادره از سازمانهای غیردولتی را به ریاست مجمع جامعه ملل تقدیم مینمود. روابط میان این سازمانها و جامعه ملل در این دوران تأثیرات مهمی برجای گذاشت. دراین زمان تعداد سازمانهای غیردولتی افزایش یافت. برخی از این سازمانها از جامعه ملل کمکهای مالی دریافت مینمودند. برخی سازمانهای غیردولتی نیز در ژنو مستقر گردیدند تا ارتباط خود با جامعه ملل را تسهیل نمایند.2
به تدریج نگرش جامعه ملل به حضور و همکاری سازمانهای غیردولتی تغییر یافت. برخلاف تفاسیر قبلی از مقررات جامعه ملل که زمینهساز این همکاری بود، جامعه ملل برخلاف همکاریهای سابق روابط خود را با سازمانهای غیردولتی قطع نموده و استدلال نمود که هدف از این کار تضمین پاکدستی و استقلال در این سازمانهاست. سپس در سال ١۹٢۳ جامعه ملل اعلام نمود که مواد ٢٤و ٢۵ه تنها ناظر به سازمانهای بینالدولی-و نه غیردولتی- هستند و علت آن را اجتناب از خطرات ناشی از نظارت بر فعالیتهای نهادهای داوطلبانه دانست. در نتیجه با توجه به شرایط سیاسی و اقتصادی آن زمان، در اواخر دهه ١۹٢۰ و اوایل دهه بعد جامعه ملل تمامی روابط خود با سازمانهای غیردولتی را قطع نمود. برای نمونه کمیته مسائل اجتماعی که در سال ١۹۳۶ شکل گرفت کاملاً بینالدولی باقی ماند. در زمان کوتاهی جامعه ملل از وضعیت تعامل بالا به حداقل ارتباط با سازمانهای غیردولتی تغییر جهت داد. برخلاف جامعه ملل، سازمان بینالمللی کار همواره ارتباط خود با سازمانهای غیردولتی را حفظ نمود. حضور نمایندگان کارگران و کارفرمایان درکنار دولتها فرصت مناسبی برای حضور و فعالیت سازمانهای غیردولتی در این سازمان فراهم نمود.3
پس از جنگ جهانی دوم ما شاهد افزایش سازمانهای غیردولتی هستیم. در این زمان ماده٧١ منشور ملل متحد اولین سندی بود که از سازمانهای غیردولتی یاد کرده و تدابیری رابرای استفاده از کمکهای سازمانهای غیردولتی در نظرگرفت. از همین رو برای بررسی نقش و عملکرد سازمانهای غیردولتی از سال ١۹٤۵ تاکنون تا حدود زیادی با سازمانهای بینالمللی-به ویژه سازمان ملل متحد- گره خورده است. سازمانهای بینالمللی غیردولتی حقوق بشری بیش از سایر سازمانها تلاش نمودند تا از طریق همکاری با سازمانهای بینالمللی-نظیر سازمان ملل متحد- برمیزان پایبندی دولتها به حقوق بشر نظارت نمایند. البته در دهههای هفتاد و هشتاد سازمانهای غیردولتی فعال در حوزه محیط زیست نیز وارد این عرصه گردیدند. پطروس پطروس غالی–دبیرکل اسبق سازمان ملل متحد- معتقد است که سازمانهای غیردولتی نقش به سزایی در نیل به هدف اولیه منشور ملل متحد یعنی صلح و امنیت بینالمللی ایفا مینمایند. کوفی عنان نیز معتقد است صلح تنها با همکاری همه بازیگران عرصه بینالمللی اعم از دولتها، سازمانهای بینالمللی، نهادهای اقتصادی و البته جامعه مدنی محقق میگردد.
گفتار دوم
تعریف
عبارت «سازمانهای غیردولتی» مفهومی است که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفته و به طور رسمی برای نخستین بار در سال ١۹٤۵ در منشور ملل متحد مورد استفاده قرار گرفت با این هدف که حق مشارکت آژانسهای تخصصی بینالدولی و نهادهای خصوصی بینالمللی تفکیکی ایجاد گردد. با این وجود منشور ملل متحد تعریفی از این عبارت ارائه نداده است. شورای اقتصادی و اجتماعی ملل متحد در قطعنامههای خود به ارائه تعاریف و ملاکهایی برای تعیین این سازمانها مبادرت نموده است. قطعنامه شماره ١٢۹۶ سال ١۹۶۸در بند چهارم و هفتم مقرر نموده است که سازمانهای غیردولتی، سازمانهایی هستند که به وسیله معاهدات بینالدولی ایجاد نگردیده باشند و باید در صورت امکان در تعداد قابل توجهی از کشورهای واقع در نقاط مختلف جهان به فعالیت بپردازند.4در قطعنامه ۳۱/١۹۹۶ نیز معیارهایی نظیر استقلال مالی از دولتها و دارا بودن اساسنامه، اهداف، تشکیلات مشخص درنظرگرفته شدهاند.5
سازمان غیردولتی طبق تعریف اداره اطلاعات عمومی سازمان ملل متحدم «به هر سازمان غیردولتی و داوطلبانهای اطلاق میشود که در سطح ملی یا بینالمللی فعالیت دارد و افراد با علایق مشترک آن را اداره میکنند. خدمات انساندوستانه، جلب توجه مردم به اعمال دولتها، نظارت بر سیاستهای اتخاذ شده از سوی دولت و تشویق به مشارکت سیاسی در امور خارجه، در شمار فعالیتهای این سازمانها قرار میگیرد. اینگونه سازمانها با تحلیل و کارشناسی امور، نقش مشابه ساز و هشداردهنده را بازی مینمایند.»6
شورای اروپا نیز این سازمانها را بدین صورت تعریف مینماید: «سازمانهای غیردولتی، جمعیتها، جنبشها یا گروههایی هستند که بدون قصد منفعت طلبی و به موجب قوانین داخلی یکی از دولتهای عضو تشکیل مییابند و با گسترش فعالیتهای خود به حداقل در دوکشور دیگر در جهت دفاع از منافع خاصی همچون شغلی، اجتماعی، فرهنگی، تجاری، سیاسی، علمی، انساندوستانه، مذهبی و.. فعالیت مینمایند.»7
در اکثر تعاریف ارائه شده از این سازمانها به ویژگیهایی نظیر استقلال از دولتها، فقدان مقاصد منفعتجویانه و برخورداری از حداقل ساختار سازمانی تأکید گردیده است. با این وجود علیرغم ارائه این معیارها در نهایت تعریف مشخصی از سازمانهای غیردولتی ارائه نگردیده است. ضمن اینکه صرف تکیه بر معیارهای مذکور برای شناخت سازمانهای غیردولتی کافی نیستند. از همین رو در ادامه برای تبیین معنای سازمانهای غیردولتی، به بررسی ویژگیهای آنان خواهیم پرداخت.
در نظریات علوم اجتماعی عمدتاً تعریف سلبی از این سازمانها ارائه میدهند یعنی با احصای ویژگیهایی که این سازمانها فاقد آنها هستند؛ تعریفی ارائه میگردد. برای نمونه ویلتگ سازمانهای غیردولتی را نهادهایی سازمانیافته از گروههای مردمی میداند که ضمن استقلال از دولتها بدون قصد سودجویی و توسل به خشونت، اهداف خود را پیگیری مینمایند. لحاظ عدم قصد سودجویی به عنوان یک ویژگی مهم سازمانهای غیردولتی در واقع به هدف ترسیم مرزی میان این سازمانها و سایر نهادهای غیردولتی نظیر شرکتهای فراملی است. البته این امر بدین معنا نیست که سازمانهای غیردولتی به هیچ عنوان حق کسب سود ندارند بلکه مقصود از این تمایز روشن ساختن این است که هدف اولیه نهادهایی مانند شرکتهای فراملی کسب سود است اما هدف اولیه سازمانهای غیردولتی تحقق اهداف و آرمانهایی است که در وهله اول زمینهساز شکلگیری این سازمانها بودهاند. چنانچه سازمان از طریق نشریات، کمکهای داوطبانه و… سودی هم به دست آورد؛ این سود غالباً برای پیگیری همین اهداف هزینه خواهد شد.8
یکی دیگر از ویژگیهایی که در گذشته برای این سازمانها در نظرگرفته میشد؛ غیرتخصصی بودن آنها بود. در واقع این سازمانها تجمع داوطلبانه مردم برای انجام کارهای خیریه در اوقات فراغتشان بودند. هرچند این ویژگی امروزه با تخصصی شدن فعالیت سازمانهای غیردولتی تغییر یافته است به گونهای که امروزه تخصصی بودن فعالیت سازمانهای غیردولتی به عنوان یکی از ویژگیهای آنها در نظرگرفته میشود و همین امر موجب شده است دولتها و سازمانهای بینالمللی ضمن استفاده از اطلاعات در اختیار این سازمانها، گاه انجام برخی طرحها را به آنها واگذار نمایند.
ویژگی مهم دیگر این سازمانها، عدم توسل آنها به اعمال خشونت آمیز در تحقق اهدافشان است. این امر آنها را از تروریستها، جنبشهای آزادیبخش و گروههایی نظیر مافیا متمایز میسازد.
از دیگر خصوصیات این سازمانها که از ماده٧۱ منشور ملل متحد استنباط میشود، بینالمللی بودن آنها و عدم محدودیت فعالیتهایشان به قلمرو یک کشور است. یک سازمان غیردولتی بینالمللی باید در تعداد قابل توجهی از کشورها فعالیت مؤثر داشته باشد. از همین رو عدهای نظیر روست و روزنوا برای تعریف این سازمانها، آنها را بازیگران اجتماعی بینالمللی میدانند و بر فعالیت آنان ورای مرزهای یک کشور تأکید دارند.9 با این وجود باید توجه داشت که این سازمانها ابتدائاً در قلمرو یک کشور و به موجب قانون داخلی آن کشور ایجاد میشوند و پس از کسب شخصیت حقوقی بینالمللی قادر به گسترش فعالیتهای خود در سایر کشورها خواهند بود.
وصف مهم دیگر این سازمانها «غیردولتی بودن» آنان است. این امر از یک سو به این معناست که نمایندگان دولت در این سازمانها حضور ندارند و از مردم یا گروههای ملی – بدون اینکه نماینده و مقام رسمی دولت باشند- تشکیل مییابد. به همین دلیل عدهای آنها را سازمانهای خصوصی نامیدهاند. البته همانطور که در بند دوازدهم بخش اول قطعنامه ۳۱/۱۹۹۶ اکوسوک نیز بیان گردیده است افراد منتخب از سوی مقامات دولتی نیز میتوانند به عضویت این سازمانها درآیند، مشروط براینکه مانع آزادی عمل سازمان نشوند.10
غیردولتی بودن از سوی دیگر به استقلال این سازمانها از دولت به ویژه از نظر مالی دلالت دارد. البته این امر بدین معنا نیست که این سازمانها هیچ کمکی از دولتها دریافت نمیکنند، بلکه گاه حتی دولتها در بودجه سالیانه خود مبلغی را برای کمک به سازمانهای غیردولتی درنظرمیگیرند و یا معافیتهای مالیاتی برای این سازمانها لحاظ مینمایند. مهم این است که این کمکهای مالی از سوی دولتها باید به گونهای محدود باشد که در صورت حذف آن از سازمان غیردولتی، سازمان دچار خدشه نشود. برای نمونه عفو بینالملل تا حدود زیادی به وسیله کمک بلاعوض و حق اشتراکی که اعضای آن در سرتاسر جهان میپردازند تأمین مالی میشود. با توجه به این که سازمان باید به لحاظ مالی خودکفا باشد، جمعآوری پول یکی از فعالیتهای اصلی اعضا میباشد. کمکهای داوطلبانه لازمه تأمین

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد حقوق بشر، حقوق بشری، سازمان ملل، سازمان ملل متحد Next Entries پایان نامه رایگان درمورد حقوق بشر، حقوق بشری، ایدئولوژی، استقلال عمل