پایان نامه رایگان درمورد منابع تاریخی، شورهای اسلامی، ابن حسام خوسفی، کشورهای اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

جنگ نهروان در كوفه پراكنده و بخون او تشنه‏اند، تنها از خانه به مسجد مى‏رفت، دل او از اعتماد و اطمينان و وثوق به خود و هدف خود و راستى و خلوص و صميميت مالامال بود. اين مرد دريا دل، وقتى از ميدان شجاعت و صحنه‏ى پيكار به ميدان علم و دانش قدم مى‏گذارد با همان سعه‏ى صدر و وثوق به نفس با گفته‏ى معروف و تاريخى « بپرسيد از من پيش از آنكه مرا نيابيد» دوست و دشمن را به حيرت و اعجاب واميدارد (پیشین, 95- 97).

3-5- در امور اجتماعی و میدان عمل
علی(ع) در سراسر زندگانی، تمشیت امور اجتماعی و شرکت در کار تودهی مردم، از بسیج کارزارها و شرکت در پیکارها تا رسیدگی به اموال عمومی و حقوق تودهها و مراقبت کارگزاران کشورهای اسلامی را بر عهده داشت. از نماز جماعت و ایراد خطبهها و انجام آداب دینی و آیین جهانداری و رموز نبرد و داوری و فتوا و حل مشکلات علمی و عملی و مشاوره در مشکلات و رسیدگی به کار افراد و کوشش در کسب و کار، تا جنگ و صلح، همۀ امور را اداره میکرد و همه کار را به نیکوترین وجه تمشیت میداد. اميرالمؤمنين(ع) اسلام را دين جهانى و آيين بشرى و منشور برابرى سفيد و سياه و عرب و عجم مى‏دانست (همان، 90).
این پيشواى بزرگ اسلام در شهر انبار به انبوه مستقبلين كه تصور مى‏كنند به رسم شاهنشاهان ساسانى بايد پيشاپيش موكب خليفه به خاك افتاد، مى‏گويد: «چه معصيت بى‏لذتى مرتكب مى‏شويد، پى كار خود برويد، من هيچ مزيتى بر شما ندارم، همه بندگان عاجز خداييم، فقط چون زمامدارى شما را پذيرفته‏ام بار مسئوليتم سنگين‏تر است».
على(ع) همانگونه كه پيغمبر(ص) مى‏خواست اسلام را از هر گونه تبعيض و تعصب نژادى دور مى‏داشت. در سالهاى كنارهگيرى از هرمزان و هر بيگانه‏ى ديگرى كه مسلمان مى‏شد، در برابر تعدى و تحقير اولياى حكومت و بزرگان عرب سخت حمايت مى‏كرد. يكى از علل انتشار و رشد تشيّع در ايران و علاقه‏ى شديد ايرانيان به شخص على(ع) و فرزندان او همين عنايت است (صدر، 1380، 92-93).
آن یکهسوار میدان انسانیت، نظام فاسد کهن را در هم فرو ریخت، بت و بت پرست را شکست، مقام والای انسان و ارزش او را آشکار ساخت. روش انقلابی اجتماع را پی افکند و زندگانی را شاخصها و اصول روشن آورد، برنامهی صریح و بیابهام ارائه داد و لوحهی حیات منطقی بشر را تنظیم کرد؛ سنّتهای غلط را از بُن برکند و سنّتهای نیکو نهاد؛ بر نژادپرستی و محرکات شخصی خط بطلان کشید. تاروپود جامۀ انسانیت را بافت، شاهین ترازوی عدل را به میزان درآورد، تلاش پاکیزه برای کسب روزی و توکّل را آموخت. علی(ع) در همهی این قلمروها مرد عمل و پیشتاز نمونه بود و همه را در زندگانی عملی تجربه کرده و از واقعیات حیات و اجتماع و جهان اقتباس کرده بود و آن همه را با مفاهیم والای شعری و با زیبایی به کمال، به شیوایی و رسایی بیان کرد.
حقّ و عدالت دو صفت همراه و دو گردن آویز بیهمتا و دو برهان درخشان است که او بدانها وجدان خویش را آشنا کرد و بیان خویش را آراست و تیغاش را صیقل داد. آن گاه ارزشهایی که میان حقّ و عدالت بود، در باور او نشان خود را نمودار میکرد. عشق و اخلاص دو ریسمان استواری بود که دل و زبانش را به هم میپیوست. دوراندیشی و قاطعیت ثمرهی دو نیروی برابر، یعنی قدرت و اراده که از دیدگانش بر دو بازویش نمودار میشدند و بر پاهایش میجستند و دین و دنیا در نظرش دو قالبی مینمود که وحدت وجود از هر سو و با همه ارزشهایش در آن به کمال میرسد. اینها مواهب و صفاتی هستند که شخصیت علی بن ابی طالب(ع) از آنها سیراب شده آن چنان که در وجود انسانی به مثابه ستونی درآمد که انسان ارزشهای خویش را از آن میگیرد.
از دیگر ابعاد روحی امام(ع) که از با سیرهی او پیوند خورده است، بُعد اعتراض و عصیان یا بعد گرایش به تجدید و اصلاح است. نام علی(ع) درفش برافراشتهای است که هر مظلومی زیر آن گرد میآید و فریادی است که هر دادجویی، آن را میزند. پس از مرگش، حکومتهایی با نام او برپا شد؛ کسانی که بر جوامع ستمگر و منحرف خشم میگیرند به نهضت علوی پناه میبرند، گویی که این نهضت مترادف با واژهی«اصلاح» و تسلّی بخشی اندوهزدگان و خشمگینان است.
آیا از زمامداری سراغ گرفتهای که خود را از نان سیر خوردن بر حذر دارد، در شرایطی که یافت میشوند بسیار کسانی که سیری به خود ندیدهاند و از پوشیدن جامهی نرم امتناع ورزد؛ چرا که در میان مردم هستند کسانی که جامهی درشت دربر میکنند و از اندوختن درهمی برای خود، چشم میپوشد، چون فقر و نیاز در بین مردم حکمفرماست و فرزندان و یاران خود را میفرماید که غیر این راه را نپویند.
عتبهی بن علقمه نقل مى‏كند وارد شدم بر على(ع) ديدم نان خشكيده‏اى با شير مانده مى‏خورد. گفتم يا اميرالمؤمنين! چگونه با اين نان خورش مى‏سازى؟ فرمود رسول خدا(ص) خشكتر از اين نان مى‏خورد و خشن‏تر از اين جامه كه در بر من است مى‏پوشيد. مى‏ترسم اگر جز اين بكنم به رسول خدا(ص) ملحق نشوم. فراموش نشود كه اين خوراك و پوشاك ايام خلافت بوده است. عمر بن عبدالعزيز خليفه‏ى اموى مى‏گويد: زاهدتر از على بن ابى طالب(ع) در جهان نيامده است.
آیا از میان خلایق، کسی را میشناسی که بر زمان و مکان خویش امیر و فرمان روا باشد و آنگاه به دست خود برای خویش آرد درست کند و از آن نان خشکی فراهم آرد که به زانوی خویش آن را بشکند و با دست خود پای افزارش را پینه بزند و از مال دنیا، کم یا زیاد، برای خود نیندوزد؛ زیرا تمام تلاش او آن است که حقّ مستضعفان و ستمدیدگان و تهیدستان را از چنگ استثمارگران و محتکران بازستاند. خود او بارها مى‏فرمود: من چگونه قناعت كنم كه اميرالمؤمنينم بخوانند ولى در شدائد و مشكلات زندگانى با مردم همراه و هم قدم نباشم.
آیا در عرصهی عدل و داد بزرگمهری را میشناسی که همیشه بر حقّ و حقیقت راه سپرد و گرچه تمام مردم دنیا بر ضدّ وی گرد آیند، کسی که دشمنان او، همیشه بر باطل بودند؛ زیرا عدالت در وی شیوهای اکتسابی نیست. هرچند که بعداً در شیوۀ او به یک مذهب و روش مبدّل شد. عدالت در بنیاد و اصول اخلاقی و تربیتی او عنصری است مانند دیگر عناصری که در وجود او به کار رفته و وجودش را تشکیل داده است (صدر, 1380).
بر اساس سیرهی ابن اسحاق، و همین طور اصلاحات و اضافات ابن هشام، میتوان دریافت که در بدر، تعداد قابل ملاحظهای از مشرکان به دست امام علی(ع) کشته شدند، اخبار شجاعت امام در جمل و صفین به ویژه در وقت تعقیب عمروبن عاص، در منابع تاریخی آمده است. اما این شجاعت، بعدها، در گزارشهای قصهای تاریخ اسلام، رنگ استثنایی به خود گرفت و سوژه حکایتهای بیشماری گشت. نمونههای عربی آن ادبیاتی است که ابوالحسن بکری پدید آورده است. نمونههای فارسی آن نیز به صورت منظوم و منثور در قالبهای مختلفی ارائه شد که یکی از کهنترین آنها علینامه سروده 482 هجری است. در ادبیات ترکی نیز جنگنامههای امام علی(ع) به شدّت مورد توجه بود. درباره علینامه اشاره کنیم که این منظومه کهن پارسی که شامل شرحی است از جنگاوریهای امام علی(ع) در جنگ جمل و صفین که اندکی بیش از نیم قرن از سرایش شاهنامه در برابر آن سروده شده است (بکری، 1388، 24-23)، و مورد دیگر خاوران نامه نوشتهی ابن حسام خوسفی است که شرح دلاوریها و رشادتهای ایشان میباشد و برخی صفحات آن توسط فرهاد نقاشی شده است.3
شجاعت على(ع) در بدايت عمر در حجاز چنان ولوله‏اى انداخت كه وقتى عمرو بن عبدود قهرمان نامى عرب را در نبرد تن به تن در غزوه‏ى خندق به خاك انداخت، خواهر عمرو در مقام رثأ بر مرگ برادر، شجاعت قاتل را تنها مايه‏ى تسلى خود خواند و گفت اگر جز به دست اين پهلوان نوجوان كشته شده بودى مادام العمر بر مرگ تو مى‏گريستم (صدر، 1380، 68).
ابوالحسن بکری در کتاب سیرهی نبوی و شرح شجاعتهای امام علی(ع)، ایشان را در کرامت و معجزه برتر از دیگران میداند. وی در جایی که به ماجرای کندن دَر خیبر میرسد، تحلیل خاصی دارد که به روشنی تشیع ولایی او آشکار میشود. وی در این عبارت همان طور که پیغمبر(ص) را خاتم انبیاء میداند علی(ع) را خاتم اولیاء میشمرد:
راوی گوید که، بعد از آن مسلمانان بیامدند تا به قلعه درآیند. یهودان آب را در خندق انداخته بودند، نتوانستند که درآیند. علی(ع) در را برگرفت و در پهنای خندق بنهاد. در ناقص بود. امام(ع) آن را به ساعد خود درست تمام کرد؛ و (…) دست بر در بمالید تا تمام شد و پهنای خندق را بگرفت، و این به عقل نزدیکتر و به کرامت لایقتر است؛ و به ما رسیده است. شک نیست در کرامت اولیا و خاصّه حضرت امیرالمؤمنین علی مرتضی(ع) [زیرا همچنان که پیغمبر خاتم انبیاست و همه انبیا از او مدت و انوار و نبوت دارند همچنین علی خاتم اولیاست و همه اولیا از او مدد ولایت و انوار دارند] پس چه حاجت که ساعد دست بنه تا لشکر گذرد؟ در را بنهاد و تا لشکر همه گذشتند و به قلعه درآمدند (بکری، 1388، 23).
دوست و دشمن بر اين امر اتفاق دارند كه با اين زهد و قناعت و با اين خوراك ساده و فقير چنان نيرويى در بازوى على(ع) بود كه بارها سواران جنگى را از روى زين بر گرفت و با چنان قوتى به زمين كوفت كه در حال جان سپردند. در غزوه‏ى خيبر درب كوه پيكر قلعه‏ى جنگى دشمنان اسلام را از جاى بركند. در يكى از روزهاى صفين پانصد كس را به دست و شمشير خود كشت. در همان روز چندين شمشير عوض كرد و هر بار كه حريفى را به ديار عدم مى‏فرستاد فرياد هولناك تكبيرش زهره‏ى شجاعان جنگ ديده را مى‏دريد. تملك نفس على(ع) را بر حوادث و مشكلات، بر سرما و گرما، غالب كرده بود. در جنگهاى تن به تن هميشه ايمان گرم كننده و نيروى فوق بشرى على(ع) را مقاومت ناپذير مى‏كرد.
آرى قوت جسم و نيروى بازوى على(ع) از عجايب است، دوست و دشمن، مورخين مسلمان و مسيحى، همه بر اين امر اتفاق دارند كه خوراك اميرالمؤمنين(ع) از ساده‏ترين و فقيرترين خوراكىها بود. با این حال پهلوان پهلوانان بود. تاريخ شهادت مى‏دهد كه از اوّلين پيكارى كه در ركاب رسولاللّه(ص) كرد تا جنگ نهروان با پهلوانى نجنگيد، جز آنكه او را به خاك افكند و جنگاورى به ميدانش نرفت جز آنكه به خون در غلطيد.قوت ايمان به حق و به هدف اميرالمؤمنين(ع) بى باكى او را در ميدانهاى هولناك نبرد بدر و احد و خندق و خيبر توجيه مى‏كند (صدر, 1380).
برای اینکه با منطق و مروت علی(ع) در برابر دوست و دشمن آشنا شویم شایسته است جریان رویارویی لشکر امام را با لشکر معاویه مورد بررسی قرار دهیم: در این جنگ پس از آنکه لشکر معاویه آب را به روی لشکر علی(ع)، میببندند. ایشان ابتدا سعی میکنند با مذاکره از جنگ و خونریزی میان دو گروه از مسلمانان جلوگیری کنند. اما معاویه پس از مطرح کردن قضیه با سپاهیان خود، جنگ را به علی(ع) تحمیل میکند.
اینجاست که علی(ع) یک خطابه حماسی در مقابل لشکرش ایراد می کند که بسیار اثرگذار است. «اینان از شما خوراک جنگ می طلبند، پس یا به خواری و عقب افتادگی تن دهید، یا تیغ ها را از خونشان سیراب کنید تا از آب سیراب شوید.»
پس از پیشروی سپاه علی(ع)، شریعه در اختیار اصحاب ایشان قرار گرفت. آنها جلوی آب را گرفتند و معاویه بی آب ماند. معاویه کسی را برای التماس فرستاد. اصحاب از این کار امتناع کردند. ولی علی(ع) فرمود: من چنین کاری نمیکنم، این عملی است ناجوانمردانه، من با دشمن در میدان جنگ روبرو میشوم، به دست آوردن پیروزی از این راه، شأن من و شأن هیچ مسلمان عزیز و با کرامتی نیست. این را مروت، مردانگی میگویند. مروت بالاتر از شجاعت است. چه خوب می گوید ملای رومی در مدح مولا: (مطهری، 1382، 92-94)
در شجاعت شیر ربا نیستی در مروت خود که داند کیستی
بعد از واقعه‏ى حكميت وقتى خوارج نهروان از سپاه او جدا شدند، على(ع) مى‏دانست خوارج جنگ با او را تدارك مى‏بينند. حتى چند تن از سرداران مصلحت ديدند قبل از اينكه آنها دست به كار شوند اميرالمؤمنين(ع) فرمان حمله بدهد، ولى امام فرمود:
«در عين حال كه اطمينان دارم بزودى دست به تيغ خواهند برد مادامی كه آنها شروع به جنگ نكرده‏اند هرگز شمشير بروى آنها نخواهم كشيد» در جنگ جمل عيناً چنين كرد. در واقعه‏ى صفين و در تمام حوادث جنگى زندگى قبل از اينكه دست به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد یژگیهای شخصیتی، ویژگیهای شخصیتی، ویژگیهای شخصیت، رسول خدا (ص) Next Entries پایان نامه رایگان درمورد عزت نفس، یژگیهای شخصیتی، ویژگیهای شخصیتی، ویژگیهای شخصیت