پایان نامه رایگان درمورد مفهوم نما

دانلود پایان نامه ارشد

قصد و اراده قبل از ندا است.(مصطفوي،1351،3/321). دعا مثل ندا است مگر آنکه ندا گاهي فقط خواندن است بدون ذکر اسم ولي دعا بيشتر با ذکر اسم مي باشد. (راغب،1404،ص234). پس به طور کلي مي توان نتيجه گرفت که ندا افضل از دعا است، به عبارت ديگر، ندا در جايي است که خواندن مستلزم صدا و آواز هم باشد و لکن دعا عام است و حتي در جايي که خواندن به اشاره يا غير آن صورت بگيرد نيز استعمال مي شود. بنابراين بين اين دو مفهوم، يک نسبت عموم و خصوص مطلق وجود دارد، يعني هر ندايي خود دعاست ليکن عکس آن صادق نيست.
2-3- سؤال:
2-3-1- معناي لغوي سؤال:
از نظر لغت پژوهان اين واژه از ريشه “سأل” به معناي طلب و خواستن است. “ان الاصل الواحد في هذه الماده، هو طلب امر من شخص و المطلوب اعم من ان يکون خبرا او مالا او عطاءا او شيئا آخر”. (المصطفوي،1351،5/321). اصل يگانه در ماده کلمه سؤال يعني ” سأل” درخواست امري از شخصي مي باشد و خواسته اعم از آن است که خبر يا مال يا عطا يا چيز ديگري باشد [ به عبارت ديگر اختصاص به هيچ يک از اين موارد ندارد ]. پس اگر خواسته، يک خبر باشد به معناي طلب خير و اگر مورد درخواست، علم و دانش باشد، به معناي طلب علم و آگاهي و اگر مطلوب عطا باشد به معناي طلب بخشش و عطا است. غير از معاني ذکر شده معني ديگري براي اين واژه ذکر شده است: “لَا تَرْكُضُوا وَارْجِعُوا إِلَى مَا أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَمَسَاكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْأَلُونَ (الانبياء/13)؛[ هان] مگريزيد و به سوي آنچه در آن متنعم بوديد و به سوي سراهايتان بازگرديد، باشد که شما مورد پرسش قرار گيريد”.در اين آيه کلمه”تسئلون” به “تفهمون” معنا شده است. (عبدالباقي،1364،ص69).
2-3-2- مفاهيم گوناگون واژه سؤال در قرآن:
2-3-2-الف- سؤال به مفهوم خواسته (سؤل)
“قَالَ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يَا مُوسَى (طه/36)؛فرمود اى موسى خواسته‏ات به تو داده شد”.
2-3-2-ب- سؤال به مفهوم سؤال از خبر (تسائل)
“وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءلُونَ (الصافات/27)؛و بعضى روى به بعضى ديگر مى‏آورند [و] از يكديگر مى‏پرسند”.
2-3-2-ج- سؤال به مفهوم درخواست واقعي و احتياج (سألتموه)
“وَآتَاكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ الإِنسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ (ابراهيم /34)؛و از هر چه از اوخواستيد به شما عطا كرد و اگر نعمت‏خدا را شماره كنيد نمى‏توانيد آن را به شمار درآوريد قطعا انسان ستم‏پيشه ناسپاس است”.
2-3-2-د- سؤال به مفهوم سؤال از عطاء (اسالکم)
“قل لا اسئلکم عليه اجرا الا الموده في القربي (الشوري/23)يعني: بگو به ازاي آن [ رسالت ] پاداشي از شما خواستار نيستم مگر دوستي درباره خويشاوندان”.
2-3-2-ه- سؤال به مفهوم سؤال از علم (يسئلونک)
“وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً (الإسراء/85)؛و در باره روح از تو مى‏پرسند بگو روح از [سنخ] فرمان پروردگار من است و به شما از دانش جز اندكى داده نشده است”.
2-3-2-و- سؤال به مفهوم سؤال از عمل (مسئولون)
“وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ (الصافات/24)؛و بازداشتشان نماييد كه آنها مسؤولند”.

ارتباط سؤال با دعا
اگر سؤال و درخواست، از خدا باشد همان مفهوم دعا را خواهد داشت و اين مسالت از خدا، مصداقي از دعاست و مي تواند به عنوان دعا نيز مطرح باشد که انسان دعا مي کند تا به خواسته اش برسد.
2-3-3- فرق دعا و سؤال:
سؤال و مسالت مقارن خضوع و فروتني است و به اين دليل گفته اند که سؤال از طرف کسي است که مقامش از تو پايين تر باشد ولي امر از طرف شخص بالاتر و طلب از طرف کسي است که رتبه اش مساوي طرف مقابل است.دعا اگر براي خداوند باشد پس آن مسألتي است که بايد با خضوع و تضرع باشد و اما اگر براي غير خدا باشد بايد بدون تضرع باشد. (عسکري،1977،ص29). علامه طباطبايي در اين رابطه مي نويسد: “کلمه دعا و دعوت به معناي اين است که دعا کننده نظر دعا شده را به سوي خود جلب کند و کلمه سؤال به معناي طلب فايده و يا زيادتر کردن آن از ناحيه مسئول است تا بعد از توجيه نظر او حاجتش برآورده شود پس سؤال به منزله نتيجه و هدف است براي دعا، اين معناي سؤال، جامع همه موارد سؤال از قبيل سؤال از علم، خبر و سؤال از عطا است، خداوند چيزي را که زبان در آن دخالت ندارد سؤال ناميده است” (طباطبايي،1366،2/40-42). بنابراين کلمه سؤال در جايي اطلاق مي شود که بنده از خداي خويش چيزي بخواهد اعم از اينکه با واژه سؤال مطرح شود يا خير، اما دعا هم براين گونه خواستن ها اطلاق مي شود و هم بر غير طلب و خواستن. بنابراين نسبت بين دعا و سؤال به اصطلاح منطقيين عموم و خصوص مطلق است.
2-4- طلب:
2-4-1- معناي لغوي طلب:
لغت پژوهان اين واژه را به خواستن و جستجو کردن معنا کرده اند. ابن فارس اين لغت را چنين معنا مي کند: “الطاء و اللام و الباء اصل واحد يدل علي ابتغاء الشيء ” يعني: طلب يک معناي اصلي دارد که بر جستجوي شيء دلالت مي کند. (ابن فارس،1404،3/387). در نظر برخي ديگر طلب عبارت است از:” محاوله وجدان الشيء و اخذه” (ابن منظور،1363،1/234وراغب،1404،ص368وفراهيدي،1414،ص45).الطلبه: ما کان عند آخر من حق تطالبه به؛يعني شخص حق خود را که نزد ديگري است بخواهد.والمطالبه: مصدر طلب است که به معناي طلب کردن هميشگي حق مي باشد.(ابن منظور،1363،1/234و فراهيدي،1414،ص45).
زمخشري در اين باره مي نويسد: ” عده اي اين واژه را براي غير انسان از قبيل اشياء استعمال مي کنند مثلا وقتي که چراغ بخواهد خاموش شود مي گويند: “السراج يطلب ان يطفي” که نمونه آن را نيز در قرآن داريم. (جوهري،1380،ص79).
2-4-2- کاربردهاي گوناگون واژه طلب در قرآن:
2-4-2-الف- طلب به مفهوم به دست آوردن
“اوْ يُصْبِحَ مَاؤُهَا غَوْرًا فَلَن تَسْتَطِيعَ لَهُ طَلَبًا (الکهف/41)؛ يا آب آن [در زمين] فروكش كند تا هرگز نتوانى آن را به دست آورى”.
2-4-2-ب- طلب به مفهوم جستجو و خواستن
“إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا (الاعراف/54)؛در حقيقت پروردگار شما آن خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد سپس بر عرش [جهاندارى] استيلا يافت روز را به شب كه شتابان آن را مى طلبد مى‏پوشاند”.
2-4-2-ج- طلب به مفهوم خواهنده
“يَا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَن يَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَإِن يَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَيْئًا لَّا يَسْتَنقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ (الحج/73)؛ اى مردم مثلى زده شد پس بدان گوش فرا دهيد كسانى را كه جز خدا مى‏خوانيد هرگز [حتى] مگسى نمى‏آفرينند هر چند براى [آفريدن] آن اجتماع كنند و اگر آن مگس چيزى از آنان بربايد نمى‏توانند آن را بازپس گيرند طالب و مطلوب هر دو ناتوانند”.
2-4-2-د- طلب به مفهوم مورد طلب
آيه فوق که همين 4مورد در قرآن مجيد آمده است.
2-4-3- ارتباط طلب با دعا
طلب را مي توان مقدمه دعا دانست، چراکه تا اين حالت و احساس در انسان ايجاد نشود چه بسا خدا را از صميم قلب نخواند واين انگيزه اي قوي براي دعا مي باشد و اگر اين طلب و درخواست از خدا باشد خود مفهوم دعا را خواهد داشت.
2-4-4- فرق سؤال و طلب
طلب صفتي نفساني است که قائم به نفس مي باشد و احتياجي به آشکار کردن ندارد، همان گونه که در طلب کمال، نيازي به ظهور آن نيست و در آن الزام وجود دارد [ يعني طلب را نمي توان از طالب جدا کرد ]، اما سؤال اين طور نيست و الزامي نيز ندارد. (مصطفوي،1351،5/543). سؤال قولي و فعلي است و سؤال درخواست جواب است حال چه با زبان و چه با اشاره، اما طلب گاهي نياز به جواب دارد و گاهي نياز ندارد.هر سؤالي، طلب است ولي هر طلبي سؤالي نيست.(الجزايري،1380،ص112).
2-5-استغفار:
2-5-1- معناي لغوي استغفار:
اين واژه مصدر باب استفعال از “غفر” است. “اصل غفر التغطيه و الستر” معناي “غفر” همان پوشاندن گناه است. (ابن فارس،1404،4/389وابن منظور،1363،5/230و الجزايري،1380،ص134). “استغفرالله من ذنبه فغفر له ذنبه فغفره و غفرا و غفرانا” از خدا براي گناهش طلب مغفرت، غفر و غفران کرد و خداوند نيز گناه او را آمرزيد. (ابن فارس،1404،4/389وابن منظور،1363،5/248والجزايري،1380،ص134).
راغب در مفردات مي نويسد: “غفران و مغفرت خدا اين است که خدا بنده اش را از چشيدن عذاب حفظ کند و استغفار طلب مغفرت و آمرزش است هم قولي و هم فعلي” (راغب،1404، ص210). “غفور” و “غفار” که از مشتقات استغفار هستند، صيغه مبالغه بوده و به معناي بسيار آمرزنده مي باشد. از ديگر مشتقات آن “تغافرا” است. دعا کل واحد منهما لصاحبه بالمغفره؛”تغافرا” موقعي استعمال مي شود که دو دست براي يکديگر طلب آمرزش کنند. (ابن منظور،1363،5/230) وقتي لباس “پرزه” برآورد “غفر الثوب” گفته مي شود، چون پرزه، ظاهر لباس را مي پوشاند. (ابن فارس، 1404،4/543 و فراهيدي،1414،ص124) براي لباسي که به علت تيره بودن رنگ، کثيفي را بپوشاند، “غفر الثوب” نيز به کار مي رود. (راغب،1404،ص210 و زمخشري1414،ص212).
2-5-2- کاربردهاي گوناگون واژه استغفار در قرآن
2-5-2-الف- استغفار به مفهوم آمرزش خواستن از شرک
“وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ (هود/90)؛و از پروردگارتان آمرزش بخواهيد سپس به درگاه او توبه کنيد که پروردگار من مهربان و دوستدار [ بندگان ] است”. تفليسي مي گويد: منظور از استغفار در اين آيه، استغفار از شرک است.(تفليسي،بي تا،ص18). البته مفسران آن را مختص به شرک ندانسته اند؛مثلا در تفسير مجمع البيان فقط مسئله آمرزش مطرح شده است. (طبرسي،1358،5/242). علامه طباطبايي مي گويد: منظور از استغفار طلب آمرزش از گناهان است. (طباطبايي،1363،10/373)؛در تفسير جامع البيان آمده که در اين آيه استغفار از ذنوب بين انسان و خدا، از عبادت الهه و اصنام تذکر داده شده است، يعني پرستش بت ها خود نوعي گناه به شمار آمده است. (طبري،1373،12/105) بنابراين نمي توان استغفار از گناه را از استغفار از شرک جدا دانست.
2-5-2-ب- استغفار به مفهوم آمرزش خواستن از گناه
“يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هَذَا وَاسْتَغْفِرِي لِذَنبِكِ إِنَّكِ كُنتِ مِنَ الْخَاطِئِينَ (يوسف/29)؛اى يوسف از اين [پيشامد] روى بگردان و تو [اى زن] براى گناه خود آمرزش بخواه كه تو از خطاكاران بوده‏اى”. برخي اين دو وجه را از هم تفکيک کرده (تفليسي،ص18) در حالي که در قسمت قبلي گفته شد که نمي توان اين دو مورد را از هم تفکيک نمود، زيرا شرک خود نوعي گناه به شمار مي آيد و گناه بر موارد زيادي قابل اطلاق است.
2-5-2-ج- استغفار به مفهوم نماز گزاردن
“وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ (الذاريات/18)؛و در سحرگاهان [از خدا] طلب آمرزش مى‏كردند”. در اين باره ابن جرير طبري دو نظر را مطرح مي کند، استغفار از گناهان و نماز خواندن. (طبري،1373،26/200).
نظر علامه طباطبايي بر اين است که: منظور طلب آمرزش از گناه در سحر مي باشد. (طباطبايي،1363 ،18/369). شيخ طبرسي از قول مجاهد و کلبي نقل مي کند که اينان سحرها نماز مي خوانده اند، زيرا نمازي که در سحرها مي خوانده اند، نوعي طلب آمرزش از سوي آنان است. (طبرسي،1358،9/198).
2-5-2-د- استغفار به مفهوم بسيار آمرزنده (غفار)
“فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا (نوح/10)؛و گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او همواره آمرزنده است”خداوند”کثير المغفره” است که بندگانش را مورد آمرزش قرار داده و علاوه بر آن مغفرتش نيز مستمر است.
2-5-3- ارتباط استغفار با دعا
استغفار خود نوعي دعا بوده که مقدمه ديگر دعاها نيز مي باشد،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد وقتي، رَبِّي، غير Next Entries پایان نامه رایگان درمورد امام صادق