پایان نامه رایگان درمورد مصرف کننده، آموزش و پرورش، مشارکت مردم، سازمان ورزش

دانلود پایان نامه ارشد

گنجاندن آن در سياستهاي مربوط به ورزش نشانه مشروعيت سرمايه اجتماعي در حيطه ورزش ميباشد. علاوه بر اينکه ورزش قهرماني، احساس خوبي در جامعه ايجاد ميکند مسلماً دلايل بهتري براي سياستگذاران جهت پرداختن به ورزش قهرماني وجود دارد. بطور کلي به منظور توجيه اين پديده، دولت مردان به دنبال برقراري ارتباط بين ورزش قهرماني و سرمايه اجتماعي هستند تا چهارچوب علمي جهت توجيه سياستگذاريهاي خود پيدا کنند. در اکثر کشورها ورزش به عنوان وسيلهاي جهت کسب قدرت، منزلت و به رسميت شناخته شدن ميباشد. براي مثال در استراليا، براي توجيه نخبهگرايي و توجه زياد به مدال آوران، عقيده بر اين است که نخبهها به عنوان الگو در جامعه شناخته ميشوند که باعث توسعه و مشارکت مردمي بيشتر در فعاليتهاي ورزشي ميشود. بنابراين مفهوم همبستگي اجتماعي يکي از دلايل مهم سرمايهگذاري در ورزش قهرماني ميباشد (نيکلسون، 2008).
براي درک طبيعت سرمايه اجتماعي توجه به ابعاد جغرافيايي و تفاوتهاي فرهنگي بسيار مهم ميباشد. يکي از ابعاد اين تفاوت در تعريفي که پاتنام18 (2001) از سرمايه اجتماعي پلزننده19 (مشمول کننده) و متصلکننده20 ارائه داده است يافت ميشود. سرمايه اجتماعي متصلکننده به هنجارهاي اعتماد و روابط متقابل بين اعضاء گروه يا شبکههاي بسته اشاره دارد. برعکس، سرمايه اجتماعي پلزننده به شبکههايي اشاره دارد که با يکديگر مرزهاي مشترک دارند. اين اشتراک باعث ايجاد هويت مشترک و روابط متقابل در مرزهاي وسيعتر ميشود.
يکي از افرادي که صراحتاً بحثهاي قابل توجهي در زمينه نقش سرمايه اجتماعي و ورزش داشته است اوسلانر21 (1998) ميباشد. به نقل از وي “ورزش سرمايه اجتماعي را ميسازد زيرا اعتماد به نفس را افزايش داده و احترام به قوانين را آموزش ميدهد. ورزش ارتباطات اجتماعي را گسترش ميدهد. ورزش به شکل پنهاني باعث گسترش قدرت تحمل و ارزشهاي برابري طلبانه ميشود. مردم ورزش نميکنند تا اخلاقيات ياد بگيرند اما درسهاي اخلاقي جزء نتايج جانبي ورزش ميباشد.” در ورزش سه فرآيند براي توليد سرمايه اجتماعي بکار ميرود: ساختن اعتماد به نفس، ارتباطات اجتماعي و درسهاي اخلاقي.
وارنر22 (2008) به اين نکته اشاره ميکند که سازمانهاي داوطلبانه ورزشي تأثير ضعيفي در شکلگيري سرمايه اجتماعي در بعد سياسي (سطح عمومي و سازماني) دارند ولي در مورد سطح فردي، که اشاره به همان سه حيطه فضايل اجتماعي دارد و توسط پژوهشگران ديگر از جمله پاتنام نيز به آن اشاره شده، تأثير قوي و چشمگيري دارد. از ويژگيهاي سازمانهايي که به توليد اين گونه سرمايه اجتماعي ميپردازد نوع عضويت (خروج بدون قيد و شرط از گروه)، ويژگيها، اجتماعي (غير سياسي بودن) و خودگردان بودن آنها ميباشد. در بعد فردي، روح مشارکتپذيري فعاليتهاي ورزشي، آن را ميداني براي توليد سرمايه اجتماعي شناسانده است.
شواهدي وجود دارد که نشان ميدهد در ورزش موقعيتهايي براي توليد سرمايه اجتماعي اتصالدهنده و پلزننده وجود دارد. براي مثال، هاريس23 (1998) نشان داده است که در ورزش، دوستيهاي جديد و ارتباطات اجتماعي فراتر از مرزهاي طبقات اجتماعي و مذهبي شکل ميگيرد. اين واقعيت، شامل بازيکنان و غير بازيکنان يعني مربيان و تماشاچيان نيز ميباشد که نهايتاً منجر به افزايش اعتماد و عمل متقابل ميگردد. به عبارت ديگر، ورزش، زمينهساز توليد سرمايه اجتماعي پلزننده و متصلکننده ميباشد. ورزش ميتواند، چنانچه پاتنام تشبيه کرده، به عنوان يک فوق چسب اجتماعي24، از طريق ايجاد غرور و افتخار و هدف مشترک و تعهد به مکان زندگي مردم را به يکديگر پيوند دهد.
کالمن25 (1998) کمتر به بحث رابطه بين ورزش و سرمايه اجتماعي پرداخته است، اما در مورد بحثهاي مربوط به سرمايه اجتماعي و توسعه سرمايه انساني (مثل آموزش، تخصص و مهارتهاي کاري) مطالعاتي داشته است. وي اعتقاد دارد که سرمايه اجتماعي جنبههاي طبيعي ساختار اجتماعي و روابط اجتماعي ميباشد که کارها را آسان ميکند. کالمن بر کارهاي آگاهانه افراد در توسعه و استفاده از سرمايه اجتماعي تأکيد دارد. در اين زمينه شايان ذکر است که بسياري از سازمانهاي ورزشي بر توسعه تأکيد زيادي دارند و بر اين نکته تمرکز دارند که بايد به آموزش و پرورش جوانان پرداخته شود و براي آنها هم امکانات مالي و هم اجتماعي فراهم شود. علاوه بر اين، تأکيد گسترده بر جنبههاي مختلف سرمايه انساني مانند مهارتهاي تخصصي، اجتماعي و سازماني، اعتماد و مسئوليت پذيري دارند (به نقل از پاتنام، 2001).
البته نبايد در مورد اهميت نقش ورزش در توليد سرمايه اجتماعي خيال پردازي کرد. در واقع ورزش در مواقعي در ايجاد نابرابري اجتماعي نقش دارد که ميتوان آن را به عنوان بخش منفي سرمايه اجتماعي در نظر گرفت. ارتباط قوي بين افراد در کلوپ يا سازمان ورزشي ميتواند آنها را به گروههاي همگن تبديل کند که نسبت به ديگران رفتاري خصمانه داشته باشند. بعضي از باشگاهها با ايجاد فضايي بسته، تمايل به بروز رفتاري خصمانه نسبت به غير خوديها دارند. در همين ارتباط، در بسياري از مناطق استراليا، شرکت در فعاليتهاي ورزشي به شدت بين قوميتها و شرايط اجتماعي و اقتصادي مختلف متفاوت است که اينها در نتيجه وجود کلوپها يا سازمانهاي ورزشي است که انحصاري بوده و رفتاري خصمانه نسبت به افرادي دارند که داراي ويژگي متفاوتي نسبت به آنها هستند (آترلي، 2003).
به احتمال زياد در مورد رابطه بين سرمايه اجتماعي و ورزش، فاکتورهاي جغرافيايي دخيل هستند. اين موضوع بخصوص در مورد تيمهاي ورزشي که در مکانهاي متفاوتي وجود دارند صحيح ميباشد. شکلگيري سرمايه اجتماعي اطراف تيمهاي ورزشي ممکن است مانعي جهت ايجاد سرمايه اجتماعي در حيطه وسيعتري از اجتماع باشد. به نظر ميرسد در موارد مشابهي شکلگيري سرمايه اجتماعي قوي در سطح محلي باعث تضعيف سرمايه اجتماعي در حيطهاي وسيعتر ميشود.
در واقع پاتنام اين نظريه را پذيرفته که پيوندهاي درون گروهي قوي، باعث ارتباط پل زننده ضعيف ميشود. در نتيجه ارتباطات ضعيف پلزننده باعث ميشود که گروه در حل مشکلات گروهي در حيطه وسيعتر دچار مشکل شود (پاتنام، 2001). با تمام اين تفاسير، درست است که نقش ورزش در ايجاد سرمايه اجتماعي در هالهاي از ابهام است، اما هيچگاه نبايد در مورد نقش ورزش در سلامت جسمي و رواني و حس هويت اجتماعي و وابستگي به مکان چشمپوشي کرد و آن را دست کم گرفت.
2-5 مشخصات اقتصادي ورزش: ورزش به عنوان کالاي سرمايه اي يا مصرفي
ورزش داراي فوايد جسمي و روحي زيادي ميباشد. فوايد روحي از احساس رضايت به خاطر سلامتي و فيزيک بدني خوب داشتن و فعال کردن مغز و مطلوبيتي است که از فعاليت سرگرمي بدست ميآيد. فعاليت فيزيکي، داده مستقيم و مثبتي ميباشد که به تابع توليد سلامت داده ميشود. دلايلي وجود دارد که نشان ميدهد کساني که بطور مرتب ورزش ميکنند زندگي نسبتاً طولاني، بهرهوري بالا در طول زندگي کاري، رضايت از زندگي و زندگي با کيفيت پيشرفته دارند. بحثي که در زير ميآيد رويکرد مشابهي است که بوسيله اقتصاددانان بخش سلامت استفاده ميشود (مانند کاليس و وست، 1979).
ورزش تحت سه فصل طبقه بندي ميشود: اول، ورزش يک کالاي مصرفي ناپايدار است. بدين معني که فوايدي که يک مصرف کننده ميبرد در طول زمان مصرف ايجاد ميشود. بسياري از تماشاگران ورزشي، با اين رويکرد تقاضاي مصرف کننده مطابقت دارند: احساس مطلوبيت و لذت بردن از تماشاي مختلف مسابقات ورزشي.
هر مصرف کنندهاي رضايت بالقوه يا مطلوبيت ناشي از مصرف محصول را خواهد سنجيد و بررسي ميکند که آيا اين رضايت داراي ارزش بيشتر يا کمتري نسبت به پول درآوردن ميباشد يا نه. بسياري از تماشگران مسابقات ورزشي در زمره همين طبقه ميباشند. مردم از ديدن مسابقات نسبت به خرج کردن براي اين کار، لذت و مطلوبيت بيشتري ميبرند.
مشارکت کنندگان در ورزش ميتوانند فوايدي بدست بياورند که اين فوايد آني نيستند. اگر شرکت در ورزش نتيجهاش بهتر شدن از لحاظ فيزيکي است، لذا ميتوان گفت اين کالاي مصرفي بادوام يا پايدار ميباشد. در واقع فوايد حاصل از ورزش در طول زمان اتفاق ميافتد. همانند کالاي بادوام، ذخيره تندرستي در نتيجه عدم مشارکت منظم در ورزش، کاهش مييابد. در هر دو مورد کالاي مصرفي بادوام و بي دوام، تحليل تقاضاي مصرف کننده شبيه هم هستند که در آن مطلوبيتي که مصرف کننده را براي ورزش تحريک ميکند در يک مورد بي دوام يا آني است و در مورد ديگر بادوام ميباشد که بعد زمان براي لذت بردن معني پيدا ميکند.
يک محرک ديگري براي مصرف ورزشي وجود دارد که بحث مطلوبيت نيست. ورزش ميتواند داراي مشخصات کالاي سرمايهاي نيز باشد که يک نفر از ورزش به عنوان قسمتي از فرآيند توليد، عايدي بدست ميآورد. ورزش باعث ميشود که يک نفر سالمتر زندگي کند، که به دنبال آن، بهرهوري در بازار کار افزايش يافته و توليد ملي افزايش يابد. اين در واقع، توضيح تئوري سرمايه انساني بکر26 (1965) ميباشد. مثل ماشينها که ميتوانند کيفيتهاي مختلف داشته باشند در مورد انسان هم همينطور است. وقتي بر روي سلامتي انسان سرمايهگذاري ميشود بهرهوري فرد افزايش مييابد. يکي از بهترين راهها براي اين کار آموزش ميباشد. از اين رو شرايط سلامتي يک سرمايهگذاري نقدي ميباشد و از آنجايي که ورزش بر سلامتي اثر مثبت دارد لذا ميتواند به عنوان يک کالاي سرمايهاي در نظر گرفته شود. يک جنبه ديگر از سرمايهگذاري نقدي در ورزش بحث نرخ بازگشت سرمايه در بازار ميباشد و مثل بالا به بحث سلامت مربوط نميشود. اين حالت در واقع سرمايهگذاري در زمان و تلاش در تمرين کردن ميباشد که مهارت را افزايش داده و باعث بازگشت سرمايه نقدي در نتيجه فعاليت ورزشي ميگردد. يک مثال ساده، مرد و زن ورزشکار حرفهاي که هزينههاي زندگي خود را از طريق انجام دادن ورزش بدست ميآورند. افراد زمان و تلاش خود را صرف تمرين کردن در ورزش ميکنند تا از اين طريق کالاي سرمايهاي در فرآيند توليد گردد. براي مثال يک فوتباليست حرفهاي جزء مکمل فرآيند توليد براي برگزاري مسابقات فوتبال ميباشد. اگر چه درآمدش بستگي به توانايي ذاتي خود دارد اما هرچه قدر تمرين بيشتري داشته باشد و مهارت جديدي کسب کند پاداش بيشتري ميگيرد. افزايش پاداش در نتيجه سرمايهگذاري در تمرين کردن ميباشد.
بکر بر عبارت “توليد خانوار27” تأکيد ميکند که در آن خانوار با ترکيب زمان، با دادههاي کالاها و خدمات، فعاليت فراغت را توليد ميکنند. به نظر بکر، زمان غير کاري و کالاها و خدمات خريداري شده در بازار، بايد به عنوان دادههاي اصلي براي توليد فراغت در نظر گرفته شود. براي مثال، براي توليد بازي بدمينتون، نياز به زمان بازيکن، خريد يا اجاره راکت، توپ و اجاره زمين ميباشد.
مفهوم توليد خانوار بکر، براي طبقه بندي ورزش به عنوان کالا، دليلي است که مردم بطور مرتب در ورزش شرکت ميکنند و همچنين در فعاليتهاي گسترده فراغتي ديگر مشارکت ميکنند. در اين بحث، ورزش به عنوان کالاي سرمايهاي طبقه بندي ميشود که در فرآيند توليد غير بازاري، درآمد به دست ميآورد و لذا ميتواند سرمايهگذاري غير نقدي باشد که در آن بهرهوري خانوار افزايش مييابد. احتمالاً ورزشهاي مختلف، ترکيبهاي مختلف سود را براي مشارکت کنندگان ميدهند. ترکيب سودها با توجه به سن و تجربه در فعاليت مختلف ميباشد. مشارکت کنندگان جوان، احتمالا از فايدههاي مصرف کالاهاي بادوام يا فايدههاي سرمايهگذاري نقدي و غير نقدي بي اطلاع هستند. آنها از لذتهاي فوري و زودگذر خوششان ميآيد و در فعاليتهايي که اين لذت را به آنها ندهد مشتاق مشارکت نخواهند بود. وقتي سن افراد بالا ميرود از فوايد سه نوع ديگر نيز اطلاع پيدا ميکنند و مشارکت خود را طوري تغيير ميدهند که از مزاياي آنها نيز استفاده کنند (گراتون و تیلور، 2002، ص11-8).
در جوامع مختلف به خصوص کشورهاي پيشرفته که از مزاياي نيروي کار سالم و شاداب آگاهي دارند دولتها به طور مستقيم در ورزشهاي همگاني سرمايهگذاري ميکنند، هرچند ورزش حرفهاي در آن کشورها از رونق به سزايي برخوردار است. با حرفهاي شدن رشتههاي ورزشي به خصوص در کشورهاي پيشرفته و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد سازمان ملل، سازمان ملل متحد، توسعه ورزش، پناهندگان Next Entries پایان نامه رایگان درمورد اوقات فراغت، بخش اقتصاد