پایان نامه رایگان درمورد مدیریت دانش، ارزش افزوده اقتصادی، ارزش افزوده، افزوده اقتصادی

دانلود پایان نامه ارشد

دانش نانوشته سازمان است که بیانگر میزان تجربه و مهارت کارکنان است. دانش پنهان را میتوان، دانش فردی و شخصی نهفته در تجربیات فردی که بیشتر از طریق تماس چهره به چهره و نشستهای حضوری مبادله میگردد و تبادل آن مستقیم و اثربخشتر است نامید. (فتحعلیان و دیگران، 1384).

2-13- مفهوم مدیریت دانش
صرف نظر از همه گرایشهایی که در تدوین تئوریهای اقتصادی به دانش وجود دارد، نحوه مدیریت دانش در سازمان همواره محل سؤال است. انبوهی از تعاریف در خصوص مدیریت دانش مطرح شدهاند که در این قسمت به بخشی از آن اشاره شده است. برخی از نویسندگان بین رویکرد مبتنی بر منابع انسانی و رویکرد مبتنی بر تکنولوژی تمایز قائل شدهاند. با این حال، به رویکرد موسوم به این رویکرد یکپارچه گرایش پیدا کردهاند. تحقیقات جدیدتر به طور برجستهتری، بر این باور اساسی مبتنی است که اجزاء انسانی و تکنولوژیکی در جهت دستیابی به اهداف بهینه با یکدیگر ترکیب میشوند. از دیدگاه برخی صاحبنظران مدیریت دانش عبارتست از:
1- مجموعهای از مکانیزمهای داخلی برای همگرایی است که طی آن اطلاعات کلیدی جمعآوری شده توسط افرادی که مسئولیت آنها جمعآوری و تحلیل اطلاعات و فرصتهای محیطی است؛ ادغام شده و به کار بسته میشوند (باکلی و کارتر71، 1999).
2- فرآیندی که سازمانها به واسطه آن توانایی تبدیل داده به اطلاعات و اطلاعات به دانش را پیدا کرده و همچنین قادر خواهند بود دانش کسب شده را به گونهای مؤثر در تصمیمهای خود به کار گیرند (هالس72، 2001).
3- نظامی است که با حفظ و تقویت ارزش حال و آینده داراییهای دانشی سازمان، در پی ارتقای عملکرد افراد و سازمان هاست. سیستمهای مدیریت دانش هم فعالیتهای افراد و هم ماشینآلات و نیز محصولات آنها را در بر میگیرد (دانشیفرد و ذاکری، 1388)

2-14- مديريت موفق سرمايه فكري
براي تأثیرگذاري مثبت بر ارزش آينده بنگاه، لازم است درك بهتري از سرمايه فكري و آخرين ابزار موجود براي شناسايي، اندازه گيري و مديريت اين عامل مهم ايجاد ارزش را داشته باشيم. رهنمود حسابداري مديريت منتشر شده بوسيله انجمن حسابداران رسمي آمريكا (AICPA)، پنج گام اساسي را براي مديريت موفق سرمايه فكري تعيين مي كند:
شناسايي سرمايه فكري بنگاه
ترسيم عوامل كليدي ارزش
اندازه گيري سرمايه فكري
مديريت سرمايه فكري و
گزارشگري سرمايه فكري.
اولين گام، شناسايي سرمايه هاي فكري بنگاه است. اين مرحله، شامل اندازه گيري ارزش آن مي باشد. همه سرمايه هاي فكري بطور خودكار براي يك بنگاه ارزشمند نيستند. اين سرمايه ها زماني ارزشمند هستند كه به پيشبرد اهداف بنگاه كمك كنند. سرمايه فكري را ميتوان از طريق انجام مصاحبه، كارگاههاي آموزشي يا از طريق نظرسنجيهاي اينترنتي شناسايي كرد. زماني كه سرمايه فكري شناسايي شد، ميتوان ارزش آن را سنجيد. هنگام ارزش گذاري سرمايه فكري بايد به خاطر داشته باشيم كه ارزش سرمايه فكري به راهبرد بنگاه بستگي دارد و بطور پويا با ساير منابع در تعامل و به آنها وابسته است.
گام بعدي، ترسيم نقشه ارزش زايي است. اين تمثال ديدني، دو كاركرد اوليه دارد: ايجاد اطمينان از اين كه راهبرد با همه عوامل ارزش سرمايه فكري منسجم و پيوسته است، و ايجاد امكان ارتباط دهي آسان راهبرد و نقش و اهميت سرمايه فكري در پيشبرد راهبرد.
بعد از شناسايي و ترسيم عوامل ارزش سرمايه فكري، بنگاه ميتواند سنجش آنها را شروع كند. ابزار و فنون زيادي براي سنجش سرمايه فكري موجود است.
زماني كه سرمايه فكري اندازهگيري شد، مي توان آن را مديريت كرد. به كمك ارزشيابي هاي مربوط ميتوانيم سطوح فعلي عملكرد را بشناسيم، بفهميم كه آيا سرمايه فكري بهتر شده يا رو به زوال رفته است و پي ببريم چه فعاليت ها يا برنامه هايي بر عملكرد اثر داشتهاند. از اين اطلاعات ميتوان در تصميم گيري، بررسي و آزمون راهبرد و مديريت مخاطرات مرتبط با سرمايه فكري استفاده كرد.
گام نهايي، گزارشگري سرمايه فكري است. هدف گزارشگري سرمايه فكري، ارائه اطلاعاتي درباره سرمايه فكري يك سازمان به ذي نفعان آن است. گزارشگري سنتي نمي تواند ارزش سرمايه فكري را توصيف كند. راه هاي مختلفي براي توجه به محدوديت هاي گزارشگري مالي سنتي در افشاي اطلاعات درباره سرمايه فكري ايجاد شده، اما هنوز نسبت به هيچ استانداردي توافق نشده است. در نتيجه، سازمان هاي مختلف گزارش هاي داوطلبانه اي را ارائه كرده و به مزاياي واضح آن از قبيل بهبود شناخت ذي نفعان از راهبرد بنگاه و بهبود تصوير از بنگاه و شهرت آن، پي برده اند.

2-15- الگوی ارزش افزوده اقتصادی
ارزش افزوده اقتصادی روشی بر مبنای بازگشت سرمایه، برای سنجش ارزش بر پایه حسابداری سنّتی است که در سال ۱۹۹۷ توسط استوارت مطرح شد. در این الگو به پیروی از اصول حداکثرسازی ارزش سهام، تفاضل مجموع ارزش واحد اقتصادی و مجموع ارزش سرمایه به کار گرفته شده توسط سرمایه‌گذاران حداکثر می‌شود. ارزش افزوده اقتصادی الگوی جامعی است که متغیرهایی نظیر: بودجه‌ بندی سرمایه، برنامه‌ریزی مالی، هدف‌گذاری، اندازه‌گیری عملکرد، ارتباط سهام‌داران و انگیزه پاداش را به کار می‌گیرد. هر چند که مدیریت سرمایه فکری به گونه صریح با ارزش افزوده اقتصادی مرتبط نیست، اما به طور ضمنی با مدیریت اثربخش سرمایه فکری، ارزش افزوده اقتصادی افزایش می‌یابد (بونتیس73، 2001)

2-16- آشفتگی مالی
تعیین اینکه چه شرکتی واقعا دچار آشفتگی مالی شده است و چه شرکتی دارای آشفتگی مالی نیست کار دشوار و پیچیده ای است. پیشبینی جود آشفتگی مالی شرکتها برای گروههای مختلفی از جمله ذینفعان شرکتها، بیمهگران، وام دهندگان، تحلیلگران مالی و … از اهمیت ویژهای برخوردار است (شاموی، 2001). تعیین دلیل یا دلا‌یل دقیق آشفتگی مالی در هر مورد خاص کار آسانی نیست. در اغلب موارد دلا‌یل متعددی با هم منجر به وقوع این پدیده می‌شوند. دلیل اصلی وقوع ورشکستگی در شرکتها، مشکلا‌ت مالی و اقتصادی و نارساییهای موجود در ساختار آنها است. لذا برای تفکیک شرکتها به گروه با آشفتگی مالی و گروه بدون آشفتگی مالی نیاز به داشتن معیار هستیم.

اندازه شركت: استدلال ميشود كه شركتهاي بزرگ نسبت به شركتهاي كوچك، داراي مشكلات عدم تقارن اطلاعاتي و نمايندگي كمتري هستند. در درجه اول، شركتهاي بزرگ با هزينههاي مبادله پايینتري مواجه هستند، زيرا سرمايهگذاران با توجه به شهرت و اعتبار اين گونه شركتها، تمايل بيشتري به سرمايهگذاري و يا خريد اوراق تجاري آنها دارند. بنابراين، هزينههاي مربوط به بازاريابي اوراق تجاري و واسطهگري هاي مالي كاهش مييابد و احتمال وقوع آشفتگی مالی کاهش مییابد.

عمر شركت: شركتهاي باسابقه شهرت بسزايي در بازار دارند و همين امر موجب تسهيل دسترسي شركتها به تأمين مالي خارجي ميشود، زير ارتباط آنها با اعتبار دهندگان با گذشت زمان مستحكم شده است. همچنين، معمولا بين عمر و اندازه شركت، ارتباط مثبتي وجود دارد. از طرف ديگر، شركتهاي جوان و نوپا داراي ريسك بالاتر و شفافيت اطلاعاتي كمتري هستند. بنابراين، ميتوان انتظار داشت كه شركتهاي تازه تأسيس در جذب منابع مالي خارجي با توفيق كمتري مواجه باشند و با آشفتگی مالی روبرو شوند.

نسبت سود تقسيمي: شركتهايي كه اقدام به تقسيم سود ميكنند، در مقايسه با شركتهايي كه سودي تقسيم نميكنند، كمتر در معرض محدودیت و آشفتگی مالي قرار دارند، زيرا زماني كه توانايي آنها در دسترسي به منابع مالي خارجي كاهش يابد، ميتوانند از طريق توقف پرداخت سود سهام، بخشي از كمبود منابع مالي را جبران كنند.

اندازه اعتبارات اعطایی: اگر شرکت، اعطای اعتبار به مشتریان را بیش از اندازه توسعه بخشد در دریافت دیون از بدهکاران دچار مشکل می‌گردد. توزیع کننده‌ها در صورت فروش کالا‌ به مصرف کننده قادر به پرداخت بدهی هایشان هستند، پس اعتبارات اعطا شده از تولیدکننده به توزیع کننده و نهایتاً به مصرف کننده توسعه داده می‌شود. در این حالت یک زنجیره اعتبار ایجاد می‌شود و اگر یک حلقه در این زنجیره ورشکست شود خطر سقوط همه زنجیره وجود دارد. راه‌حل مناسب افزایش بررسیهای اعتباری و محدودکردن حتی‌الا‌مکان فروشهای نسیه است. گرچه ممکن است برخی شرکتها فکر کنند که از دست دادن حجم فروشهای نسیه، زیان بیشتری از سوخت شدن برخی مطالباتشان برای آنها به همراه دارد، اما تصمیم غلط درباره اعطای اعتبار ممکن است باعث ایجاد ریسک در فعالیت مالی خود شرکت گردد و این زیانهای اعتباری غیرمعمول ممکن است ساختار مالی شرکت را برای ادامه فعالیت تضعیف نماید.

کارایی مدیریت: سطح کارایی مدیریت به میزان آموزش، تجربه، توانایی و ابتکار مدیریت واحد تجاری وابسته است. فقدان این موارد شرکت را دچار مشکل خواهد نمود. بیشتر تعداد آشفتگیهای مالی به این دلیل بوده‌اند. عدم همکاری و ارتباط مؤثر مدیریت با افراد حرفه‌ای هم در این طبقه قرار می‌گیرد.

میزان سرمایه: در صورتی که سرمایه شرکت به اندازه کافی نباشد، شرکت ممکن است قادر به پرداخت هزینه‌های عملیاتی و تعهدات اعتباری در سررسید نباشد. با این حال دلیل اصلی مشکل، معمولا‌ً سرمایه ناکافی نیست و ناتوانی در مدیریت اثربخش سرمایه، مسئله اصلی است.

2-17- علل مشکلات مالی
تعيين علت يا علل مشكلات مالي در هر مورد خاص كار آساني نيست. مشكلات مالي اغلب شرکتها نتيجه عوامل متعدد مي‌باشند و در نهايت منجر به واقعه‌اي ميشوند كه بلافاصله موجبات شكست را فراهم مي‌آورد. عامل عمده و اساسي شكست ممكن است از شواهد در دست اصلاً قابل تشخيص نباشد. بعضي‌ها عوامل شكست و ناكامي را از ديدگاه بستانكاران مطرح مي‌كنند. چنانچه مالكان بدهكار در رابطه با عوامل اساسي شكست مورد مصاحبه واقع مي‌شدند، بدون شك پاسخهاي مختلفي ارائه مي‌شد. فقدان سرمايه در فهرست علل شكست بدهكاران احتمالاً از ميزان بالايي برخوردار مي‌بود و عدم توانايي به ندرت مورد قبول واقع مي‌شود (رهنمای روپشتی،نیکومرام،شاهور دیانی، 1385).
از سوی دیگر، جامعه متخصصان ورشکستگی (انگلیس)، هزار و هفتصد شرکت را که طی سال 1992 ورشکست شده بودند بررسی کرد و دریافت که مدیریت شرکت بزرگترین دلیل سقوط شرکتها بوده است. بعد از آن به ترتیب بازار، فقدان سرمایه‌گذاری اضافی لا‌زم و تأمین‌مالی بلندمدت عوامل ورشکستگی شناخته شدند (نیوتون74، 1998).
نیوتن (1998) عنوان کرد که مدیریت ناکارا نمی‌تواند از عواملی چون فروشهای ناکافی (که منجر به ناکافی بودن سود برای باقی ماندن شرکت در عرصه تجارت می‌گردد)، قیمت گذاری نامناسب (که موجب پذیرش زیان روی یک قلم یا سود بسیار اندک می‌شود)، استفاده نادرست از دریافتنیها و پرداختنیها (عدم موفقیت در گرفتن تخفیفات عمده و عدم پرداخت بدهکارانی که دارای وضع وخیم هستند)، هزینه‌های سربار و عملیاتی بیش از اندازه و مخارج بهره بدهیهای دراز مدت بیش از اندازه (که همه هزینه‌های ثابت هستند که در مقابل درآمد قراردارند و باعث بالا‌رفتن نقطه سربه‌سر می‌شوند)، سرمایه‌گذاریهای بیش از اندازه در داراییهای ثابت و موجودیها (که باعث محدودیت وجوه و در دسترس نبودن آن برای ایفای سایر تعهدات می‌گردد)، سرمایه در گردش ناکافی و نقدینگی ضعیف (به‌خاطر بدهی جاری بیش از حد در نتیجه تحصیل داراییهای ثابت با استفاده از اعتبار کوتاه مدت)، ساختار سرمایه غیر موزون (نسبت نامطلوب بدهی به سرمایه)، پوشش بیمه‌ای نامناسب (درمقابل زیانهای ناشی از آتش‌سوزی، سرقت و…)، روشها و ثبتهای نامناسب حسابداری (که باعث دسترسی نداشتن مدیریت به اطلا‌عات مورد نیاز برای شناسایی مشکل و پیش گیری از آن می‌گردد)، رشد بیش از اندازه (رشد سریع باعث نیاز به وجه نقد بالا‌ می‌گردد که ممکن است شرکت در کوتاه مدت قادر به ایفای آن نباشد و برای دستیابی به آن متحمل هزینه بهره گردد) و محدودیت ریسک (شرکتهایی که مصرف کنندگان متنوعی ندارند در صورت سوخت شدن یک فروش نسیه یا ورشکستگی یک مصرف کننده به سرعت دچار آشفتگی مالی می‌شوند) جلوگیری کند و هر یک از آنها ممکن است منجر به سقوط شرکت گردد.

2-18- ميزان ناكامي‌ها و شكست‌هاي تجاري
شمار ناكامي‌هاي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد زنجیره ارزش، مدیریت دانش، سرمایه فکری، دانش آشکار Next Entries پایان نامه رایگان درمورد ورشکستگی، دارایی ها، ارزش بازار، عملکرد آتی