پایان نامه رایگان درمورد قتل عمد، قتل شبه عمد، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

بالتسبيب باشد كفاره واجب نمي شود براي مثال اگر كسي در غير مالك خود چاهي بكند و انساني در آن چاه بيفتد و بميرد هر چند ديه مقتول بر او واجب مي شود لكن كفاره ثابت نمي شود, زيرا قتل بر او صدق نمي كند.
2-23-كلمات فقها
1 _ شيخ در خلاف مي گويد : الكفاره لاتجب بالاسباب و معنا اذا نصب سكينا في غير ملكه فوقع عليها انسان فمات كفاره با اسباب واجب نمي شود يعني اگر كسي در غير ملك خود چاقوئي نصب كند و انساني روي آن بيفتد و بميرد بر جاني كفاره واجب نمي شود.
2 _ در شرائع الاسلام آمده است 🙁 يجب كفاره الجمع بقتل العمد و المرتبه بقتل الخطا مع المباشر لامع التسبيب).
صاحب شرايع الاسلام براي قتل التسبيبي مثالهاي زيررا آورده است : شخصي سنگي را در غير ملك خود مي گذارد و يا چاهي در آن حفر مي كند و يا چاقويي در آن نصب مي كند اگر رهگذري در اثر برخورد با سنگ و چاقو يا سقوط در چاه هلاك شود بر مسبب كفاره واجب نمي شود و تنها بايد ديه مقتول را به ورثه او بپردازد.
3 _ شهيد ثاني در مسالك الافهام در شرح عبارت فوق مي گويد : (فمذهب الاصحاب انها لايجب الامع مباشره القتل دون ال التسبيب). از عبارت (فمذهب الاصحاب ) استفاده مي شود كه مساله اجماعي است.
4 _ در مختصر النافع نيز همين عبارت آمده است .
5 _ صاحب رياض مناقشه مي كند و مي گويد : بر حسب دليل فرقي ميان قتل بالمباشره و با لتسبيب نيست زيرا دليلي بر آن پيدا نكرده ام. تا آنجا كه مي گويد : دليل عمده عدم خلاف است بلكه عبارت مسالك و غير آن اجماع استفاده مي شود.
6 _ شهيد اول در لمعه مي گويد : (و لاتجب مع التسبيب) و سپس براي تسبيب سنگ و چاقو را مثال مي زند.
7 _ شهيد ثاني در شرح لمعه آورده است : ( و انما تجب مع المباشره).
8 _ در كتاب جواهر الكلام آمده است: شايد عدم وجوب كفاره در تسبيب به دليل عدم صدق عنوان قتل باشد كفاره تنها در صورتي واجب است كه قتل بالمباشره باشد.
9 _ در مباني تكمله المنهاج آمده است : ثبوت كفاره به مواردي اختصاص دارد كه عنوان قتل و قاتل صادق باشد , مانند قتل بالمباشره و بعضي از موارد تسبيب اما در مواردي كه قتل صدق نمي كند , مانند كسي كه در غير ملك خود سنگي مي گذارد يا چاهي حفر مي كند ويا چاقويي نصب مي كند و رهگذري با آن تصادف مي كند و مي ميرد كفاره بر آن واجب نيست.
10 _در تحرير الوسيله آمده است : (انما تجب اذا كان القتل بالمباشره بحيث ينسب اليه بلا تاول) از عبارت استفاده مي شود كه در ثبوت كفاره صدق عنوان قتل و قاتل ضرورت دارد.
2-24-نقد و بررسي
ترديدي نيست كه در وجوب كفاره عنوان قتل و قاتل ضرورت دارد ولي نمي توان گفت كه اين عنوان تنها در صورت است كه قتل بالمباشره باش محقق در شرايع براي قتل التسبيب اقسامي ذكر مي كند كه در همه آنها عنوان قتل بدون اشكال صدق مي كند و موجب قصاص مي شود قتلي كه موجب قصاص باشد بدون ترديد موجب كفاره نيز خواهد بود.
در تحريرالوسيله آمده است : قتل عمد گاهي بالمباشره است مانند ذبح كردن و كشتن با شمشير و مانند آن وگاهي التسبيب است و در تسبيب صوري است كه در ضمن چند مساله مطالعه مي شود از جمله لورماه بسهم او بندقه فهو عمدعليه القود و لولم يقصد القتل به).
از آنچه گفته شد اين نتيجه به دست مي آيد كه بسياري از مصاديق قتل التسبيب نيز موجب قصاص و كفاره است پس نمي تواند گفت كه قتل بالمباشره موجب كفاره است بلكه مثالهايي كه براي قتل به تسبيب زده اند و فرموده اند دراين موارد كفاره واجب نيست ؛ نيز مورد مناقشه است زيرا به طور مطلق نمي توان گفت كه در اين موارد كفاره واجب نمي شود براي مثال اگر كسي در غير ملك خود چاهي بكند يا چاقويي نصب كند و يا سنگي در آن بگذارد و عابري با آنها تصادف كند و بميرد موجب كفاره نمي شود هر چند بايد جاني ديه مقتول را بپردازد اين مثال با اين اطلاق پذيرفته نيست زيرا اگر شخص جاني به قصد كشتن آن عابر اين مقدمات را فراهم كره باشد هم قصاص ميشود و هم كفاره دارد هر چند قتل بالمباشره نيست , پس قاعده كلي در باب كفارات اين است :(هر جا قتل صدق كند آنجا كفاره واجب است خواه قتل بالمباشره باشد خواه التسبيب).

ناگفته نماند كه در بعضي از موارد تسبيب قتل صدق نمي كند براي مثال كسي سنگي را براي استراحت و رفع خستگي خود در وسط راه مي گذرد و دقايقي روي آن سنگي را براي استراحت و رفع خستگي خود در وسط راه مي گذارد و دقايقي روي آن نشسته سپس آن مكان را ترك مي كند و بعد رهگذري از آنجا عبور مي كند و در تاريكي با آن سنگ تصادف مي كند و مي ميرد در اينجا مسلماً آن شخص قاتل محسوب نمي شود و چنين قتلي موجب كفاره نمي گردد ولكن بر او واجب است كه ديه مقتول را به ورثه او بدهد. ثبوت ديه به دليل قتل نيست بلكه دليل خاصي دارد از جمله : در صحيحه حلبي از ابي عبدالله عليه السلام آمده است : (كل شي يضر بطريق المسلمين فصاحبه ضامن لما يصيبه).
2-25-كفاره قتل عمد
كفاره قتل عمد از دو جهت بررسي مي شود: نخست اينكه آيا بر قاتل عمدي كفاره واجب مي شود؟ يا وجوب كفاره در صورت خطايي بودن قتل است؟ بين عامه و خاصه اختلاف نظر وجود دارد دوم اينكه مقدار كفاره در قتل عمد چقدر است؟
وجوب كفاره در قتل عمد از نظر فقه و اماميه بلا اشكال است محقق در شرايع و ديگران به صراحت به وجوب كفاره در قتل عمد فتوي داده اند.
در كتاب جواهر آمده است : بلا خلاف اجده في ذالك بل الاجماع قسميمه عليه).
مخالفي در اين فتوي نديده ام هر دو قسم اجماع _محصل و منقول بر آن دلالت دارد. براي اثبات وجوب كفاره در قتل عمد به رواياتي استناد شده است از جمله :
در صحيح ابن سنان از ابي عبد الله عليه السلام از امام عليه السلام پرسيدند اگر كسي عمداً مومني را بكشد توبه اش پذيرفته ميشود؟ امام (ع) فرمود: اگر او را به خاطر ايمانش بكشد توبه ندارد و اگر به سببي از اسباب دنيا باشد توبه اش قصاص است اگر اولياي مقتول بي اطلاع باشند قاتل باشد پيش آنها اقرار به قتل كند اگر اولياي مقتول او را عفو كردند ديه مي پردازد و كفاره جمع , يعني برده اي را آزاد مي كند, شصت مسكين را طعام مي دهد و دو ماه روزه متوالي مي گيرد. روايات ديگري نيز در اين خصوص به دست ما رسيده است .
در اينجا يك سئوال مطرح است و آن اينكه اگر قاتل قصاص شود و يا خود بميرد آيا كفاره ساقط مي شود يا بايد از ماترك او كفاره قتل را بپردازند؟ اختلاف وجود دارد : بعضي از فقهاي اماميه به عدم وجوب فتوي داده اند, گروهي ديگر وجوب را اختيار كرده اند و محقق در شرايع مساله را مورد اشكال قرار داده است.
قول اول به شيخ در مبسوط ابن ادريس در سرائر مفيد در مقنعه ابن فهد در مهذب و ابن حمزه در وسيله نسبت داده شده است و محقق خوئي قده آن را تقويت كرده است.
قول دوم (وجوب) به علامه در مختلف و تحرير نسبت داده شده و صاحب جواهر آن را تقويت كرده است حق در اينجا تفصيل است.
به نظر مي رسد كه در صورت قصاص حق با گروه اول است , چنانكه از روايات چنين استفاده مي شود امام علي (ع) در صحيحه ابن سنان مي فرمايد : اگر اولياي مقتول او را عفو كنند و نكشند به آنها هديه مي دهد و يك برده آزاد مي كند و دو ماه روزه مي گيرد و شصت مسكين را طعام مي دهد به عنوان توبه و بازگشت به سوي خداوند متعال.
اما اگر قاتل خود بميرد و اولياي مقتول او را عفو نكرده باشند وجوب كفاره به حالت خود باقي است و بر سقوط آن دليلي وجود ندارد بلكه از حديث فوق اين نظريه استفاده مي شود بنابراين اگر قاتل را قصاص كنند قصاص توبه اوست چنانكه امام (ع) مي فرمايد (فان توبه ان يقادمنه) و اگر عفو كنند بايد كفاره بدهد كه كفاره توبه اوست ولي اگر قاتل قصاص نشود بلكه خود بميرد جرم و گناه همچنان در گردن او باقي است توبه و كفاره اش منحصر در خصال ثلاثه است نظير اين را در ساير كفارات هم مي توان گفت.
در مقدار كفار قتل عمد است. از رواياتي كه در گفتار نخست آمده معلوم شد كه كفاره قتل عمد كفاره جميع است يعني قاتل بايد هر سه خصلت را به جا بياورد (آزاد كردن يك برده , روزه دو ماه متوالي و اطعام 60 مسكين).
در مساله اسقاط جنين نيز اگر كسي بعد از پيدايش روح عمداً اسقاط جنين كند و عنوان قتل بر او صادق باشد بنابر مشهور بايد جاني كفاره جمع بدهد خواه جاني پدر و مادر جنين باشد و خواه اجنبي و همچنين با اذن پدر باشد و خواه بدون اجازه در جميع صور , قاتل بايد كفاره بدهد.
2-26-كفاره قتل خطايي
كفار قتل خطايي از چند جهت مورد بحث و مطالعه قرار مي گيرد:
1 _ مراد از قتل خطايي از چند جهت مورد بحث و مطالعه قرار مي گيرد:
1 _ مراد قتل خطاي در باب كفارات چيست ؟
2 _ كفاره در قتل خطا تخييري است و يا به طور ترتيب است؟
گفتار نخست _ مرا از قتل در باب كفاره اعم از قتل خطاي محض و شبيه عمد است عده اي از فقها بر آن تصريح كرده اند از جمله شهيد ثاني در شرح لمعه مي گويد :
(و انها كبيره مرتبه في الخطاو شبهه).
در كتاب رياض المسائل نيز آمده است :(و في معنا شبيه العمد).
صاحب جواهر در شرح عبارت شرايع مي گويد: ( و شبه العمد الذي صرح به غير واحد).
و همچنين امام قده درتحرير الوسيله مي فرمايد : ( تجب الكفاره في قتل الخطا و قتل الخطا شبيه العمد).
شان نزول آيه شريفه.
( و من قتل مومنا خطا فتحرير رقبه و ديه مسلمه اي اهله) كسي كه فردا با ايمان را از روي خطا به قتل برساند بايد يك برده آزاد كند و خونبهايي به كسان او بپردازد.
يكي از بت پرستان مكه به نام حارث بن يزيد با كمك ابوجهل مسلماني را به نام عياش بن ابي ربيعه به جرم گرايش به اسلام مدتها شكنجه مي داد پس از هجرت مسلمانان به مدينه , عياش نيز به مدينه هجرت كرد و در شمار مسلمانان قرار گرفت.
اتفاقا روزي كه با حارث بن يزيد, روبرو شد و او را به قتل رسانيد به گمان اينكه دشمني را از پاي درآورده است در حالي كه توجه نداشت كه حارث مسلمان شده است و به سوي پيامبر صلي لله عليه و آله مي رود جريان را به پيامبر (ص) عرض كردند آيه نازل شد و حكم قتل را كه از روي اشتباه و خطا واقع شده بيان كرد صاحب تفسير مجمع البيان خطا را اعم از خطا و شبه خطا مي داند.
وصاحب تفسير الميزان مي گويد : ( و المراد به هنا ما يقابل التعمد لمقابلته بما في الايه التاليه) يعني آيه شريفه خطا را در مقابل قتل عمد آورده و اين قرينه است كه مراد از خطا قتل غير عمدي است كه هر دو قتل (شبه عمدي و خطاي محض ) را در بر ميگيرد هر چند مورد آيه قتل شبه عمد است.
گفتار دوم – كفار قتل خطايي (شبه عمد و خطاي محض ) چيست؟ تخييري است يا به طور ترتيب است ؟
پاسخ بخش اول سئوال فوق اين است كه كفار قتل خطايي يا آزاد كردن برده است يا روزه گرفتن دو ماه پي در پي , چنانكه در آيه شريفه ذكر شده و يا اطعام 60 مسكين كه در نصوص و فتاوي به آن تصريح شده است.
در پاسخ به بخش دوم اختلاف نظر وجود دارد . مشهور به ترتيب قائل است يعني در قتل خطايي ابتدا بر قاتل عتق رقبه واجب است , در صورت عجز دو ماه پشت سر هم روزه و اگراز آن هم عاجز شد اطعام 60 مسكين براي اثبات اين نظريه به آيه شريفه (ومن قتل مومنا خطا فتحرير رقبه) و صحيحه عبد الله بن سنان استناد شده است در آن صحيحه آمده است اگر قتل خطايي باشد قاتل بايد به اولياي مقتول ديه بدهد سپس يك برده آزاد كند. اگر آزاد كردن برده ممكن نبود دو ماه پي در پي روزه بگيرد و در صورتي كه از آن نيز متمكن نشود به 60 مسكين طعام دهد.
در اينجا يك روايت صحيح ديگري دلالت دارد بر اينكه اگر قتل خطايي در يكي از ماههاي حرام واقع شود كفاره آن قتل , تنها دو ماه پي در پي روزه گرفتن است متن روايت چنين است زراره مي گويد : از امام صادق عليه السلام درباره مردي سئوال كردم كه مردي ديگر را در ماه حرام كشته است امام(ع) فرمود: بر او ديه واجب است و دو ماه از ماههاي حرام را نيز پي در پي بايد روزه بگيرد راوي سئوال مي كند: در اين ماهها عيد قربان و يام تشويق است چگونه اينها را روزه بگيرد؟ فرمود: بايد بگيرد, زيرا آن حقي است كه به او لازم شده است محقق خوئي قده به استناد همين صحيحه نظريه تفصيلي دارد او مي گويد: اگر قتل

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد قتل عمد، امام صادق، شخص ثالث Next Entries پایان نامه رایگان درمورد سقط جنین، قتل عمد، قانون مجازات، سابقه بیماری