پایان نامه رایگان درمورد فیزیولوژی، ناخودآگاه، روان شناختی، جهان خارج

دانلود پایان نامه ارشد

،درد ،بی پناهی ،احتمال مجازات،برآورده نشدن نیازهای اجتماعی یا جسمانی ،خطر جدایی از محبوب،خطر بروز مانعی در برابر ارتقای موقعیت یا منزلت فرد ،وسرانجام خطراتی را اعلام می کند که در برابر کلیت ویکپارچگی فرد وجود دارد.اضطراب باعث می شود ،فرد برای پیشگیری از آن خطرات وتهدیدها یا برای تخفیف عواقب آنها کاری بکند.این آماده سازی با افزایش فعالیت دستگاه اتونوم وپیکری همراه است که تحت کنترل تعامل دستگاه عصبی سمپاتیک وپاراسمپاتیک قرار دارد.سختکوشی با هدف کسب آمادگی برای امتحان ،جاخالی دادن وقتی که توپی را به طرف شما پرتاب کرده اند ،خزیدن در رختخواب پس از اعلام خاموشی در خوابگاه برای پیشگیری از مجازات ،ودویدن برای رسیدن به آخرین قطاری که شما را به مقصد می رساند،همه نمونه هایی از محدود ساختن خطر وتهدید در زندگی روزمره است.یعنی اضطراب فرد را گوش به زنگ می کند تا اقداماتی انجام دهد که از خطر جلوگیری شود.بنابراین اضطراب از وارد شدن صدمات پیشگیری می کند. این که واقعه ای را عامل فشار تلقی کنیم یا نه،به ماهیت آن واقعه ونیز به امکانات فرد،دفاعهای روانیش ومکانیسمهای مداراییش بستگی دارد که همه با مشارکت ایگو33 انجام می شود.ایگو مفهوم انتزاعی ومشترکی است برای روند ادراک ،تفکر،وعمل فرد بر وقایع بیرونی یا سایقهای درونی خودش . کسی که ایگواش درست کار می کند ،با جهان بیرون ونیز درون خود در انطباق وتعادل به سر می برد،اما اگر ایگو خوب کار نکند واختلالی که در تعادل فرد حاصل می شود ،به قدر کافی ادامه یابد،فرد دچار اضطراب مزمن می شود.عدم تعادل مذکور چه بیرونی باشد یعنی میان فشارهای جهان خارج وایگوی فرد باشد چه درونی یعنی میان تکانه های بیمار (مثلا تکانه های پرخاشگرانه،جنسی ووابستگی )و وجدانش تولید تعارض می کند.تعارضهای ناشی از وقایع درونی،درون روانی یا درون فردی است.ترکیب این دو هم امکانپذیر است که یک نمونه اش کارمندی است که رئیسی فوق العاده متوقع یا خرده گیر دارد وباید تکانه کتک زدن رئیس خود را مهار کند تا مبادا شغلش را از دست بدهد.در واقع تعارضهای بین فردی ودرون روانی معمولا به صورت ترکیبی وجود دارد،چون انسان موجودی اجتماعی است وتعارضهای عمده اش معمولا با سایر انسانهاست.
علایم اضطراب
احساس اضطراب دو مولفه دارد :با خبر شدن فرد از تغییرات جسمی خود (مثل تپش قلب وتعریق)وبا خبر شدن از اینکه عصبی شده است یا ترسیده است.احساس شرم نیز ممکن است به اضطراب دامن بزند:دیگران می فهمند که من ترسیده ام خیلی ها وقتی می فهمند که دیگران پی به اضطراب آنهانبرده اند یا شدت آن را درنیافته اند،تعجب می کنند.اضطراب ،گذشته از اثرات حرکتی (موتور)واحشایی بر تفکر ،ادراک ویادگیری فرد هم اثر می گذارد.اضطراب اغلب سردرگمی (کونفوزیون) وتحریفهایی در ادراک ایجاد می کند،تحریفهایی نه فقط در درک زمان ومکان که حتی در درک افراد ومعنا واهمیت وقایع.این تحریفها با کاستن از تمرکز ،کم کردن قدرت یادآوری،ومختل ساختن قدرت ربط دادن امور به هم یعنی تداعی کردن می توانند در یادگیری اختلال ایجاد کنند. یکی از جنبه های مهم هیجان اثری است که بر انتخابی بودن توجه می گذارد.افراد مضطرب مستعد آن اند که به برخی چیزها در دورو بر خود به طور انتخابی توجه کنند واز بقیه آنها صرف نظرکنند. آنهابا این کار می کوشند اثبات کنند که اگر دارند موقعیت خود را ترس آور تلقی می کنند،محقق اند ولذا دارند واکنش درستی نشان می دهند. اگر آنها ترس خود را به غلط جلوه دهند ،اضطرابشان با این واکنش انتخابی تقویت می شود وبه این ترتیب دور باطلی از اضطراب به وجود می آید که یک سر آن ادراک تحریف شده آنهاست وسر دیگرش تشدید اضطرابشان اما اگر برعکس با نوعی تفکر انتخابی به خود اطمینان خاطر ببخشند ،اضطراب بجای آنها ممکن است تخفیف یابد ودیگر نتوانند احتیاطهای لازم را در پیش بگیرند.
-سهم علوم روان شناختی
سه مکتب عمده روان شناختی یعنی مکاتب روانکاوی ،رفتاری ووجودی در مورد علل اضطراب نظریه هایی پرداخته اند.هریک از این نظریه ها هم از جهت نظری مفید است ،هم از جهت عملی وبرای درمان بیماران مبتلا به اختلالات اضطرابی نیز مفید است.
-نظریه های روانکاوانه
فروید در ابتدا معتقد بود که اضطراب در ساخت فیزیولوژیک زیستمایه لیبیدو ریشه دارد،اما بعدها در تعریف مجدد اضطراب آن را هشداری حاکی از وجود خطری در ناخودآگاه دانست.یعنی آن را نتیجه تعارضی روانی بین خواسته های ناخودآگاهانه جنسی یا پرخاشگرانه وتهدیدهای مرتبط با آنها در فرامن34(سوپرایگو)یا جهان خارجی تلقی کرد،ایگو در پاسخ به این هشدار مکانیسمهای دفاعی خود را بسیج می کند تا از ورود افکار واحساسهای نامقبول به خودآگاه پیشگیری کند،فروید در مقاله معروفش (مهارها وعلایم واضطراب)گفته بود (اضطراب است که موجب واپس زنی می شود ،در حالی که پیشتر معتقد بودم که بر عکس ،واپس زنی است که موجب اضطراب می شود)امروزه نیز بسیاری از عصب زیست شناسان تعداد زیادی از افکار ونظریات اصلی فروید را پیگیری واثبات می کنند.به عنوان مثال می توان از نقش آمیگدال نام برد که بدون دخالت حافظه خودآگاه درایجاد واکنش ترس نقش دارد واین نظر فروید را در مورد نقش دستگاه حافظه ناخودآگاه دربروز واکنشهای اضطرابی تایید می کند.یکی از عواقب نامیمون ناهشیاردانستن اضطراب آن است که احتمال دارد منابع زیربنایی آن انگاشته شوداز منظر روانپویشی ،هدف از درمان الزاما نه حذف کامل اضطراب که افزایش تحمل فرد در برابر آن است.یعنی هدف آن است که ظرفیت فرد برای تجربه اضطراب بیشتر شود وبتواند از آن در یافتن تعارض زیربنایی ایجادکننده اضطراب سود جوید.اضطراب،واکنشی به موقعیتهای گوناگونی است که در چرخه زندگی پیش می آید.گرچه داروها ممکن است علایم را تخفیف دهند،اما بر روی موقعیت زندگی یا همبسته های درونی آن که اضطراب ایجاد کرده اند تاثیری ندارند.برای فهم کامل اضطراب هرکس اغلب خوب است از منظر سلسله مراتب رشد به آن نگریسته شود.با این نگاه منبع اضطراب به مسائل رشدی ارتباط داده می شود.در ابتدایی ترین سطح ،اضطراب فروپاشی واز هم پاشیدگی ممکن است وجود داشته باشد که یا در ترس مربوط به از دست رفتن احساس فردانیت یا یکپارچگی به دلیل ادغام درابژه ای دیگر ریشه دارد،یا درنگرانی از اینکه فردانیت انسان متلاشی خواهد شدچون دیگران به تایید وتصدیقی که لازم است پاسخ نمی دهند.در سطح کمی پیشرفته تر،اضطراب گزند یا بدگمانی وجود دارد که می تواند به این تصور مربوط باشد که فرد در معرض خطر تهاجم یا انهدام از سوی نیرویی شرور وخارجی قرار دارد.منبع دیگراضطراب ،اضطراب کودکانه ای است به خاطر ترس مربوط به از دست رفتن محبت یا تایید یکی از والدین یا ابژه های مورد علاقه.نظریه فروید در مورد اضطراب اختگی با مرحله ادیپال رشد در پسربچه ها مرتبط است ،اضطراب اختگی ترس از والدی (معمولا پدری)انتقامجوست که می خواهد به دستگاه تناسلی پسرک آسیب برساندیا به هرحال صدمه جسمی دیگری به او وارد کند.در پخته ترین سطح ،اضطراب سوپرایگو(فرامن)قرار دارد که آن را به احساس گناه ناشی از دست نیافتن به ملاک های درونی شده رفتار اخلاقی برگرفته از والدین ارتباط می دهند.با مصاحبه روانپویشی اغلب می توان سطح اصلی اضطراب فرد را معلوم کرد.گاه نیز اضطراب آشکارا به تعارضهای متعددی در سطوح گوناگون رشد ارتباط دارد.
-نظریه های رفتاری
طبق نظریه های یادگیری یا رفتاری ،اضطراب پاسخی شرطی به یک محرک محیطی معین است.درمدل شرطی سازی کلاسیک ،دختری که توسط پدری بدرفتار بزرگ شده است به محض دیدن وی ممکن است دچار اضطراب شود.این دختر از طریق تعمیم ممکن است نسبت به همه مردها بی اعتماد شود.در مدل یادگیری اجتماعی کودک ممکن است با تقلیداضطراب موجود درمحیط (مانند والدین مضطرب)پاسخ اضطرابی بروز دهد.
-نظریه های وجودی (اگزیستانسیال )35
اختلال اضطراب فراگیر که درآن هیچ محرک معینی را برای احساس اضطراب مزمن فرد نمی توان شناسایی کرد،با الگوهای برگرفته از نظریه های وجودی قابل توضیح است.مفهوم کلیدی نظریه وجودی این است که فرد احساس می کند در جهانی بی هدف زندگی می کند.اضطراب درواقع واکنش فرداست به این خلا عظیمی که دروجود ومعنای زندگی می بیند.شاید اززمان پیدایش سلاحهای هسته ای وتروریسم زیستی (بیوتروریسم) نگرانی های وجودی هم بیشتر شده باشد.
-نظریه های علوم زیستی (دستگاه عصبی خودکار وعصب رسانه ها (نوروترنسمیترها)36
تحریک دستگاه عصبی خودکار موجب علایم خاصی می شود :علایم قلبی-عروقی (مثل افزایش ضربان قلب )عضلانی (مثل سردرد)گوارشی (مثل اسهال)وتنفسی (مثل افزایش تعداد تنفس).میزان فعالیت سمپاتیک در دستگاه عصبی خودکار برخی از بیماران اضطرابی به ویژه افراد مبتلا به اختلال پانیک بالا ست ،با محرکهای تکرار شونده به کندی انطباق پیدامی کند ودربرابر محرکهای متوسط واکنش افراطی نشان می دهد. سه عصب رسانه عمده ای که طبق مطالعات انجام شده برحیوانات وواکنشهای آنها به درمان دارویی ،با اضطراب رابطه دارندعبارت اند از نوراپی نفرین ،سروتونین وگاماآمینوبوتریک اسید (گابا).بیشتر دانسته های علوم اعصاب پایه درباره اضطراب از آزمایشهایی به دست آمده که با استفاده ازنمودار (پارادایم)های رفتاری وموادروانگردان برروی حیوانات انجام شده است.یکی از این الگوهای حیوانی آزمون تعارض است که طی آن حیوان راهمزمان درمعرض محرکهای مثبت (مثل غذا)ومنفی (مثل شوک برقی)قرار می دهند.داروهای اضطراب زدا (مثل بنزودیازپین ها)اغلب روند انطباق یابی حیوان با این موقعیت را تسهیل می کنند.درحالی که داروهای دیگر نظیر آمفتامین ها پاسخهای رفتاری حیوان را آشفته تر می سازند(سادوک ، 2007،ترجمه رضاعی1387).
لاو (2002)در یک بررسی هنرمندانه بر این نکته تاکید کرد که ،احساس درد لیبر ،بازتابی کاملا فردی از محرکهایی متغیر است که هریک از زنان بر اساس وضعیت خود آنها را به صورت منحصربه فرد دریافت وتفسیر می کنند.شرایط ووضعیتهای احساسی،انگیزشی ،شناختی ،اجتماعی وفرهنگی ،این محرکها را تعدیل می کنند.پیچیدگی وانفرادی بودن این احساس نشان می دهد که هر زن وارائه کننده خدمات بهداشتی وی ،ممکن است قبل از شروع لیبر توانایی محدودی در پیش بینی میزان درد داشته باشند. در نتیجه ،انتخاب یکی از روشهای موجود از میان انواع روشهای تخفیف درد وانتخاب روش بر اساس ویژگیهای هر فرد ،روش مطلوبی محسوب می شود.

روشهای غیردارویی کنترل درد:
ترس ومسایل ناشناخته سبب تشدید درد می شوند.زنانی که عاری از ترس هستند وبه افرادی که مراقبت از آنان را عهده دار هستند اعتماددارند ،معمولا به مقادیر کمتر آنالژزی نیاز پیدا می کنند. رید(1944)بر این نکته تاکید کرد شدت درد درمرحله لیبر،تاحدزیادی با تنش احساسی ارتباط دارد.وی چنین عنوان کرد که بهتر است به زنان در مورد فیزیولوژی وضع حمل وانواع روشهای بیمارستانی که قرار است در طی لیبر وزایمان تحت این اعمال قرارگیرند،آگاهی کاملی داده شود.متعاقبا،لاماز(1970)روش سایکوپروفیلاکتیک خود را توصیف کرد که در آن بر روند زایمان به عنوان یک روند فیزیولوژیک طبیعی تاکید می شود.با آموزش تنفس آرام37به زنان حامله وتکنیکهای حمایت فیزیولوژیک به همراه لیبر ،اغلب می توان به کاهش درد کمک کرد.این مسایل به کاهش استفاده از آنالژزیکهای پرقدرت،داروهای سداتیووداروهای آمنستیک درجریان لیبر وزایمان کمک قابل توجهی می کنند.هنگامی که زنان با انگیزه برای زایمان آماده می شدند دیده می شود که دردواضطراب در طی لیبر به میزان قابل توجهی کاهش می یابد ولیبر کوتاهتر می شود( 1984 ملزاک 38وسیست 39وهمکاران ، 2001 به نقل از کانینگهم وهمکاران، 2005).
علاوه بر این حضور حمایتگر شوهر یا یکی دیگر از اعضای خانواده ،حضور همراهان ،هوشیار لیبر وحضور متخصص هوشمند زنان که حمایت از زن را سرلوحه کار خود قرار می دهد همگی کمک قابل توجهی به روند کار می کنند.کنل40و همکاران(1991)در مطالعه ای به طور تصادفی 412زن نولی پار را که در مرحله لیبر قرار داشتند ،به طور تصادفی در دوگروه قرار دادند:در یک گروه حمایت احساسی مداوم توسط یک

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد زایمان طبیعی، ایالات متحده، سلامت روان، زنان ایرانی Next Entries پایان نامه رایگان درمورد تحلیل طیفی، کاهش اضطراب، استراتژی ها، سیستم های مغزی