پایان نامه رایگان درمورد عقل و جان، عاشق و معشوق، صفات خداوند، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

نشاط آدمي است، به همين خاطر عبارات آن از پيش آماده نشده و براساس انديشه پيشين بر زبان نمي‌آيد و بنا به گفته سنايي در مناجات نمي‌توان خدا را با زبان عقل و جان خواند، بلكه شور و هيجان عامل اين نوع از بيان است.
اي هم از امر تو عقل و جان، بــس اندرشوق و ذوق
در منـــاجات از زبان عقل و جان چون خوانــمت
عطار نيشابوري نيز سرمستي حاصل از مي عشق حق را باعث مناجات خويش مي‌داند و چنين مي‌گويد:
مــا تــرك مقـامات و كرامات گرفـتـيم

در ديــر مـغان راه خــــرابــات گـــــرفـتيم
چون عقل شد از دست ز مستي مي عشق

با دل شــــدگـــان راه منـاجــات گـرفتيم”40
تفاوت ديگر دعا و مناجات در اين است كه انسان در دعا خدا را مي‌خواند تا گره از كارش بگشايد يا چيزي به او ببخشد؛ اما در مناجات سخن از صميميتي خاص است و اگر چيزي طلب شود جزء سخنان فرعي است و از روي عذرخواهي چيزي خواسته مي‌شود. در دعا انسان چيزي مي‌خواند، اما در مناجات مي‌گويد از من بپذير.
“مولوي…، خواندن خدا را در نهان و با دردي برخاسته از عمق جان ناشي از عشق و دلبردگي مي‌داند و آن را در مقابل دعاكردن از روي افسردگي و بي‌دردي قرار مي‌دهد.
درد آمـــد بهـتر از مــلك جــهـــــان

تــا بــخــوانـــي مـــر خــــدا را در نـــــهان
خــواندن بــي‌درد از افــسردگي است

خــواندن با درد از دلــــبردگــــي اســــــت
در جــگر افـــــتاده استــــم صـد شرر

در مـــــناجــــاتم ببيـــن بـــــوي جــــــگر
هم او در بيتي ديگر مناجات خود را برخاسته از سوز درون مي‌داند:
اينها همه نشان از آن دارد كه مناجات سخني است برخاسته از عين جان و ناشي از دلبردگي جانان چيزي كه در دعا به‌معناي درخواست صرف هرگز ديده نمي‌شود.”41
تفاوت ديگري كه ميان مناجات و دعا وجود دارد اين است كه مناجات هميشه با سخن‌گفتن همراه است؛ يعني سخني رازگونه و آرام به‌صورت صميمانه و با خلوص بين عاشق و معشوق است، در صورتي‌كه دعا هميشه با سخن‌گفتن همراه نيست و بعضي از دعاها به صورت اشاره هستند و حتي بر لب آورده نمي‌شوند.
پس اولين تفاوت دعا و مناجات در چگونگي انجام آنهاست؛ يعني دعا مي‌تواند فردي و گروهي باشد، اما مناجات هميشه فردي و خصوصي است؛ دومين تفاوت اين است که دعا نوعي طلب خواسته است، اما مناجات رازگويي و درد دل‌گفتن با محبوب است. مناجات سخني است كه از دل مناجات‌كننده برمي‌آيد و مطابق شناخت او از خداوند و نيز ميزان دوستي و محبت اوست و سومين تفاوت: دعا هميشه با لفظ و سخن همراه نيست، ولي مناجات هميشه با لفظ همراه است.
انسان در مناجات، ناگفته‌هايش را براي معبود خويش باز مي‌گويد تا مرهمي باشد بر رنج دوري او. دعاهاي مأثور از اهل‌بيت را به غير از طلب حاجت، براي پاداش و ثواب نيز مي‌خوانند؛ ولي در مناجات چنين قصدي وجود ندارد، زيرا در مناجات، گفتگو با خدا به او آرامش مي‌دهد و از بردن نام خدا لذت مي‌برد. براي بيان تفاوت بين دعا و مناجات مي‌توان به اين مطالب اشاره كرد كه وجود انسان در مراحل مختلف زندگي در ارتباط با خداوند، سه مرحله دعا، ندا و مناجات است. مرحله اول دعا ناميده مي‌شود: در اين مرحله انسان وقتي خود را مي‌شناسد، به اين پي مي‌برد كه نيازمند و فقير است و خود را محتاج ديگري مي‌يابد، اما هر چه به اطراف خود نگاه مي‌كند ديگران را بيشتر محتاج و فقير مي‌بيند، پس بايد خويش را به يك منبع غني محض وصل كند و آن كسي نيست جز خداي سبحان. در اين لحظه شخص دست گدايي و طلب به‌سوي پروردگار خويش بلند مي‌كند و در پي شناخت پروردگار خويش برمي‌آيد و هر چه شناختش بيشتر مي‌شود، محبت او به خدا فراوان‌تر مي‌شود و هر چه محبتش افزون‌تر، افق ديد و معرفتش نيز فراتر مي‌رود، پس آنگاه كه محبت تمام وجودش را فرا گرفت به مرحله ندا مي‌رسد و اينجاست كه نداي “خدايا خدايا” سر مي‌دهد و تنها او را صدا مي‌زند و با ذكر و نام خداوند، شيريني محبت در دلش افزون مي‌شود. اين مرحله ندا با دعا فرق دارد؛ يعني در مرحله دعا، انسان از خداوند درخواست طلب و گدايي مي‌كرد، اما در اين مرحله تنها با ياد خدا و بردن نامش آرامش مي‌گيرد. پس از اين مرحله، فرد به مرحله نهايي يعني مناجات نائل مي‌شود؛ يعني قرب الهي و در اين مرحله فرد محبوب خدا مي‌شود كه مي‌تواند با خداي خويش مناجات و راز و نياز کند و مناجات بنده و رب دو طرفه مي‌شود و خداوند خريدار ناز محبوبش.42
مي‌توان نتيجه گرفت كه مناجات برقراري حالتي صميمانه و خصوصي ميان عبد و معبود است و شيرين‌ترين لحظه براي عاشق؛ اما دعا طلب و درخواست از معبود است. اين درخواست مي‌تواند طلب مغفرت و بخشش باشد يا خواسته‌هاي دنيوي و اخروي و مي‌تواند به‌صورت فردي يا دسته‌جمعي خوانده شود.

1-7. هم‌پوشاني اصطلاح دعا و مناجات
“دعا و مناجات با يكديگر تفاوت‌هايي دارند؛ اما گاهي لفظ دعا و مناجات به جاي هم استفاده مي‌شود و مترادف هم قرار مي‌گيرند. در مناجات‌هاي شاعران دعا به جاي مناجات استفاده شده است ادبيات مولوي اين آميختگي معنايي را نشان مي‌دهد.
دور مـرو سفـر مجو پيش تو است ماه تو

نــعره مـزن كه زير لـب مي‌شنود ز تــــو دعا
مـي‌شنـود دعاي تـو مي‌دهدت جواب او

كه “اي كر من كري بهل، گوش تمام برگشا”43
آنچه درباره به كاربردن واژه‌هاي دعا و مناجات در زبان فارسي و آميختگي معنايي آنها گفتيم، نشان از پيوند اين دو واژه دارد، زيرا در نيايش‌ها و مناجات‌هاي انسان، نوعي درخواست و طلب از خداوند وجود دارد كه بنابر مقام روحاني فرد مناجات‌كننده اين تقاضا مي‌تواند در سطحي پايين باشد يا آنكه تقاضاي قرب و نزديكي پروردگار را خواستار شود.
در زيارت امين‌الله مي‌خوانيم: “و دعوه من ناجاك مستجابه: دعاي آن كه تو را به مناجات خواند مستجاب است.” در اين بخش از دعا،‌ سخن از دعا و درخواست است كه در هنگام مناجات بيان مي‌شود. عطار نيز در مناجات خود خواسته‌هايي را از خداوند مطرح مي‌كند:
ســخن بر مـن هدايـــت بــــر خــداوند

خـــداونــــدا جـــدايــي را بــــــپيونــــد
ســــپند خــويش كـن ايــن گفتـــگو را

كـه مــن بيچـــــاره مســـــكـــــينم او را
مكــن رد كــردگــارا دعــــوتــــــم را

قبـــولم كــن فـــزون كــــن رغـــبتم را44
نتيجه مي‌گيريم که انواع دعا را نمي‌توان از مناجات جدا دانست و دعاهايي كه به‌صورت شخصي، عاطفي و پنهاني از خداوند خواسته مي‌شود، جزء مناجات محسوب مي‌شوند، پس نمي‌توان مرزي ميان كلمات دعا، مناجات و نيايش قرار داد و آنها را محدود به‌معناي لغوي كرد و همان‌طور كه گفتيم آنها را مي‌توان به جاي يكديگر به كار برد.

1-8. انواع دعا
دعا در كلام بشر اشكال‌ گوناگوني به خود مي‌گيرد و گاهي در حين دعا به موضوعات ديگري نيز اشاره مي‌شود. اين موضوعات گاهي شامل ستايش خداوند مي‌شود و گاهي نيز به بعضي از صفات خداوند اشاره مي‌کند، اگر بخواهيم دعاها را با توجه به متن گفتارشان تقسيم‌بندي كنيم به‌طور اجمال به اين‌ نمونه‌ها در دعا مي‌رسيم:
?.ستايش؛ ?.پرستش؛ ?.نياز كردن (عرض حال)؛ ?.شكوي(اقرار به گناه) ?.شفاعت؛ ?.طلب قرب؛ ?.شكرگزاري.
بعضي از دعاها با ستايش خداوند آغاز مي‌شود و اين موضوع را مي‌توان در دعاهاي بزرگان شيعه و همچنين در مناجات‌هاي شاعران و نويسندگان ادبيات فارسي مشاهده كرد. اين بزرگان باب گفتگو با خداوند را با تسبيح و حمد پروردگار آغاز مي‌کنند. “به گفته امام صادق دعايي كه پيش از آن تمجيد حق‌تعالي نباشد ابتر است، پس نخست بايد ستود و ثنا گفت.”45
زيرا تا زماني که بنده احساس نياز نكند و خود را محتاج يك قدرت مافوق طبيعي نداند، دست به دعا برنمي‌دارد و اين زماني رخ مي‌دهد كه انسان ابتدا خود را بشناسد و به فقر خود پي ببرد، سپس در جستجوي شناخت خدا برآيد، آنگاه خود را يك‌پارچه محتاج و ذليل مي‌بيند و در كمال بندگي و خاكساري خدا را مي‌خواند و از او طلب كمك و درخواست مي‌كند و چون ايمان دارد خدا صدايش را مي‌شنود و پاسخ مي‌دهد، ابتدا به سپاس و ثنا خداي تعالي مي‌پردازد و صفات والاي او را يكي پس از ديگري بر زبان مي‌آورد و اقرار به بزرگي و بي‌همتايي او مي‌كند و در اين ملاقات خصوصي خود را همنشين خدا مي‌بيند و سفره دل را در برابر او مي‌گشايد و با ذكر صفات بي‌شمار او شيريني هم‌صحبتي با خالق بي‌همتا را حس مي‌كند؛ زيرا هيچ‌كس را شايسته ستايش نمي‌يابد، پس از برشمردن صفات خدا و حمد او به بيان درد دل و عرض حال مي‌پردازد؛ از كرده‌هاي خويش اظهار پشيماني مي‌کند و دست توبه به‌سوي حق دراز مي‌كند و از دست دنيا و فريبنده‌هاي آن شكايت مي‌كند و پس از آن درخواست آمرزش و مغفرت کرده، سپس طلب آسايش در زندگي اين دنيا و نيز همنشيني و قرب حق را در آن دنيا مي‌کند و با شفيع قراردادن پيامبر و ائمه معصومين براي خود استغفار و آمرزش مي‌طلبد و در نهايت نيز به شكرگزاري نعمت‌ها مي‌پردازد.
با اين توصيف مي‌توان دعا را به انواع مختلفي تقسيم كرد، هرچند كه تمايز قراردادن بين انواع دعا كاري بسيار مشكل است و مضامين دعاها با همديگر، هم‌پوشاني و آميختگي بسياري دارند، اما سعي شده است كه تا حد امكان به بررسي و تجزيه و تحليل دعا پرداخت تا با تقسيم‌بندي آنها بتوان راحت‌تر آنها را مطالعه و بررسي كرد.
1-8-1. حمد و ستايش پروردگار
هرگاه انسان در برابر موجودي بالاتر از خود قرار مي‌گيرد، بي‌اختيار زبان به مدح و ستايش او باز مي‌كند و او را با بهترين الفاظ و كلمات مي‌ستايد چه بارها پيش آمده كه انسان در برابر شخصي اظهار ارادات مي‌کند؛ همان‎طور كه در طي قرن‌ها شاعران زيادي به مدح ممدوح خود پرداخته و او را با القاب زيبايي صدا مي‌زنند، لذا طبيعي است كه انسان سخن به ستايش خداوند متعال بگشايد؛ در نتيجه انسان وقتي در برابر خالق خويش خود را احساس مي‌کند به ستايش او مي‌پردازد و نام‌ها و صفات حق‌تعالي را بر زبان جاري مي‌کند، بيشتر ادعيه شيعه نيز با ستايش خداوند آغاز مي‌شود.
انسان از همان ابتداي آفرينش به‌دنبال كسي مي‌گشت كه به او تكيه كند؛ او را سجده كند؛ خود را به او پيوند دهد؛ راز دروني خويش را با او بگويد، پس همواره خود را محتاج پرستش ديده و مي‌بيند. اكنون نيز با گذشت قرن‌ها و با آمدن اديان و مذاهب گوناگون اين پيوند مستحکم‌تر شده است و حتي با پيشرفت تکنولوژي و با زندگي ماشيني باز هم انسان در خود احساس نياز به پرستيدن مي‌کند و خود را وابسته به موجودي لايتناهي مي‌بيند و همواره خود را محتاج پرستش مي‌داند.
با بررسي ادعيه و نيز مناجات‌هاي شاعران اين نكته به وضوح روشن مي‌شود كه انسان در برابر خالق خود لب به ستايش مي‌گشايد و او را با بهترين صفات (مي‌خواند) و اين ثنا خود باعث يادآوري قدرت مطلق پروردگار مي‌شود و خود را در پيشگاه حضرت حق محتاج مي‌بيند و در نتيجه مي‌تواند راحت‌تر نيازهايش را از خداي خويش طلب كند. هرچه بيشتر به مطالعه و كنكاش در دعاها و مناجات‌ها مي‌پردازيم، معلوم مي‌شود تعداد كمي دعا مي‌توان پيدا كرد كه با نيايش و ستايش پروردگار آغاز نشده باشد؛ براي اثبات اين ادعا، ابتدا دعاهايي از ائمه مي‌آوريم و سپس نمونه‌هاي آن را در منظومه‌هاي فارسي بررسي مي‌كنيم.
در دعاي نوراني كميل ابتدا با برشمردن صفات بي‌حد و انتهاي خداوند دعا آغاز مي‌شود و پس از حمد و ستايش دعا ادامه مي‌يابد: “اللهم اني اسئلك برحمتك التي وسعت كل شئ و بقوتك التي قهرت بها كل شئ و خضع لها كل شئ و ذل لها كل شئ و بجبروتك التي غلبت لها كل شئ و بعزتك التي لا يقوم لها شئ و بعظمتك التي ملأت كل شئ و بسلطانك التي علا كل شئ و با اسمائك التي مدات اركان كل شئ و بعملك لذي احاط بكل شئ و بنور وجهت الذي اصاء له كل شئ يا نور يا قدوس يا اول الاولين و يا آخر الاخرين: خدايا از تو مي‌خواهم به‌ حق آن رحمتت كه همه چيز را فراگرفته و به آن نيرويت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد نيايش، ستايش، خويش، كل Next Entries پایان نامه رایگان درمورد صفات خداوند، امام سجاد