پایان نامه رایگان درمورد عرضه کنندگان، منابع محدود، اقتصاد ورزش، ورزشکاران

دانلود پایان نامه ارشد

ورزش به عنوان يکي از شاخههاي اقتصادي مطرح شده که 2% توليد ناخالص داخلي را خود به تنهايي عهدهدار است. چالش امروز، اين است که ورزش بايد به عنوان يک فاکتور اقتصادي در کشورهاي در حال توسعه مطرح شود. مثلاً براي برگزاري مسابقات جام جهاني فوتبال در آفريقاي جنوبي ميليونها دلار هزينه ميشود اما درآمد سرشاري که به طرق مختلف به دست ميآيد قابل قياس با هزينهها نيست. مثل درآمدي که از طريق رسانه و پخش تلويزيوني به دست ميآيد يا گردشگري کشور که به صورت فعالي راه اندازي ميشود (چه در مسابقات و چه بعد از آن) و مواردي از اين قبيل. خلاصه اين که در دراز مدت اثرات اقتصادي مثبتي بر روي اين کشور خواهد گذاشت.
در تحقيقي با عنوان اقتصاد ورزش در انگليس (2002)، صنعت ورزش، با تکيه بر مشتري و بازار به سه بخش عمده تقسيم شده است. بخش اول، مرتبط با ورزشهاي غيرحرفهاي، شامل کليه توليدات کفش، پوشاک و تجهيزات ورزشي است که توسط خرده فروشان و يا عرضه کنندگان تأمين ميشود و دو بخش ديگر مرتبط با ورزشهاي حرفهاي است که تماشاچيان و رسانههاي ورزشي اساس آن را تشکيل ميدهند.
الفي ميک56 (1997) اجزاي صنعت ورزش آمريکا را به سه بخش ورزشهاي تفريحي، محصولات ورزشي و سازمانهاي حمايتکننده ورزش تقسيم ميکند. نمودار (3-2) نشاندهنده اين روابط ميباشد:

نمودار 3-3 اجزاي صنعت ورزش آمريکا
چان و همکارانش57 (2009)، صنعت ورزش را مجموعهاي از زيرساختهاي ارتباطي اوليه و ثانويه معرفي ميکنند که زير ساخت اوليه آن را مديران ورزشي و ورزشکاران و زيرساخت ثانويه آن را توليدکنندگان تجهيزات، ناشران و رسانههاي ورزشي تشکيل ميدهند. با اين حال بعضي از متخصصين مديريت ورزشي صنعت ورزش را به چند قسمت عمده زير تقسيم ميکنند:
1- صنعت ورزش غيرحرفهاي و آماتور (دانشگاهي، آموزشگاهي، باشگاهي و بينالمللي)
2- صنعت ورزش حرفهاي (رشتههاي ورزشي حرفهاي)
3- صنعت ورزشهاي روزمره و مشارکتي (مراکز آمادگي جسماني و بدنسازي، مکانهاي تفريحي ورزشي، گردشگري ورزشي)
4- صنايع و بخشهاي پشتيباني ورزشي (مديريت امکانات و تسهيلات ورزشي، مديريت رويدادها و مراسم ورزشي، ارتباطات و صنعت اطلاع رساني، صنعت کالاهاي ورزشي)
خلاصه فصل
در اين فصل، ابتدا به مباني نظري رابطه بين ورزش و رشد اقتصادي پرداخته شد و با نظريه رياضي هميلتون اثبات شد که زمان صرف شده براي ورزش و مخارج ورزشي با رشد اقتصادي رابطه مستقيم وجود دارد. سپس به بررسي تحقيقات انجام شده پرداخته شد. تحقيقات انجام شده در داخل بسيار محدود ميباشد و در مطالعات خارجي هم، مستقيم به اين موضوع اشاره نشده است.

فصل 4. تاریخچه ورزش و داده های ورزش در ایران

4-1 مقدمه
تاريخ ورزش و برگزاري مسابقات ورزشي در ايران باستان آنطور كه بايد و شايد روشن و آشكار نيست. زيرا اعمال نابخردانه برخي پادشاهان و اعمال آنها باعث به آتش كشيدن كتابخانه‌ها و معدوم كردن بسياري از آثار قديمي ايران گرديده است. اما منابع محدودي مانند اوستا، سنگ نوشته‌ها، حجاريها، مسكوكات و برخي از كتابهاي ادبي و تاريخي وجود دارد. ورزش ايران در بعضي بخشها از قدمت بيشتري نسبت به ورزش يونان برخوردار است. در يونان باستان بازيهاي المپيك شامل دويدن، كشتي، مشت‌زني، اسب دواني، ارابه‌راني و پنجگانه بود، اما در ايران ضمن اينكه بعضي از اين ورزش‌ها سابقه بيشتري دارد، ورزشهايي مثل تيروكمان، قايق‌راني و … نيز رايج بوده است. اما در خصوص تاريخچه ورزش در ايران بايد گفت، در ميان کشورهاي مشرق زمين، بي گمان ايران تنها کشوري بود که در نظام تعليم و تربيت خود بيشترين اولويت را به ورزش و تربيت بدني داده بود، در حالي که چينيها به امر ورزش و تربيت بدني توجه چنداني نداشتند و هندوان نيز پرورش تن و فعاليتهاي بدني را گاه مذموم هم مي دانستند، ايرانيان به اهميت و ارزش توانايي و سلامتي بدن به عنوان وسيله بسيار مهمي براي فراهم آوردن ارتشي سلحشور و پيروزمند، پي برده بودند (آيريا و بهرام، ص 270).
در اين فصل، بصورت مختصر، تاريخچه ورزش و تربيت بدني در ايران مورد بحث قرار گرفته، سپس به مباحث ورزش در ايران بعد از انقلاب اسلامي (1391-1358) پرداخته ميشود.
4-2 ورزش و تربيت بدني در ايران باستان
کيفيت ورزش و تربيتبدني در دوره آرياييها به نحوه زندگي آنها بستگي داشت و چون آنها مردمان جنگجو و سلحشور بودند لذا هدف تربيت بدني در اين دوره جنگ و کوچ کردن بوده است. دکتر گريشمن، باستان شناس فرانسوي درباره ورود آريانها هزار سال قبل از ميلاد مي گويد: “سواران ايراني با زن، بچه و گله وارد شدند و بيشتر آنان همراه گروه سواران خود وارد خدمت امراي محلي گرديدند. اينان مرداني بودند که از راه شمشير و به عنوان سرباز زندگي ميکردند. ايشان سربازاني را تشکيل ميدادند که ميبايست يک روز جانشين امرائي بشوند که خود در خدمت ايشان بودند.” تاريخ مهاجرت آنها نيز بدرستي روشن نيست ولي بين دو هزار سال تا پانصد سال قبل از ميلاد اين قوم به سرزمين ايران آمده و افراد بومي و محلي را به جنوب برده اند (همان، ص 274).
بنابراين آريانها مردماني قوي، سلحشور و صحراگرد بوده و کار عمدهشان پرورش حيوانات اهلي و شکار و سوارکاري و تيراندازي بوده است. ورزش و تقويت قواي بدني و مهارت در جنگ و سوارکاري و تيراندازي و راهپيمائي از اصول متداول اين مردم بوده است قومي که دائما در حال کوچ کردن و منازعه با بوميهاي محلي بوده و زمينها و کشتزارها را تصاحب ميکرده، قطعاً بايد چالاک، سلحشور، بردبار و قوي اندام باشند. اين مردم به تدريج شهر نشين شده و ده، شهر و قصبه بوجود آوردهاند.
بعد از تشکيل دولت مادها در قرن هفتم قبل از ميلاد، آنها نيز جنگهاي طولاني داشتهاند. در اين دوره پرورش اسب و استفاده از آن مورد توجه بود. قشوني که بوجود آمد پياده نظام آن مسلح به تير و کمان و شمشير بود و سواره نظامان تيراندازهاي ماهري بودند که از کودکي با اسب سواري، تيراندازي و قيقاچ (نشان روي از روي اسب) آشنا شده بودند و عدهاي هم به شکار کردن مشغول بودند (حسيني و همکاران، ص 156).
تقويت قواي جسماني و پرداختن به ورزش از زمان هخامنشيان رونق گرفت. گزنفون ميگويد: «در هر شهر پارس، محلي است بنام “الونزا” که ميدان تعليم فنون جنگي و ورزشهاست. اين ميدان از چهار قسمت تشکيل شده است که يکي براي کودکان، ديگري براي نوجوانان، سومي براي مردان و چهارمي براي کساني که نميتوانند اسلحه برگيرند» (آيريا و بهرام، ص 275). در اين دوران، تربيتبدني برجستهترين قسمت تربيت خردسالان بوده است و انواع ورزشها نه تنها به منظور بهداشت، نيرومندي و رشد جسمي بوده بلکه متضمن تربيت، خويشتنداري، چالاکي، شکيبايي و تحمل سختيها مانند تشنگي، گرسنگي و خستگي و ايجاد روح قهرماني بوده است (حسيني و همکاران، ص 156).
ورزش و تربيت بدني ايرانيان در دوره هخامنشي به شرح ذيل ميباشد (آيريا و بهرام، صص 276-278):
– عادت کردن به زود خيزي: جوانان با صداي شيپور بيدار شده و به گروههاي پنجاه نفري تقسيم ميشدند و با يک فرمانده شروع به دويدن و ورزش ميکردند. ورزش در ملاء عام برگزار ميشد و زمين مخصوصي براي مسابقه و اسب سواري به نام «چرتا» داشتند.
– شنا: يکي از موارد تعليمي کودکان بوده که در دوره سوم تحصيلي آن را ميآموختند. دو هدف از شنا داشتند، يکي جنبه پاکيزگي و مذهبي بوده و ديگري جنبه عملي و جنگي داشته است.
– اسب سواري: علاقه به اسب و فنون اسبسواري، چه در زمان صلح و چه در زمان جنگ، از جمله خصوصيات برجسته ايرانيها از زمانهاي بسيار قديم بوده است و پرورش نژاد اسب و آموزش فنون اسب سواري مرسوم بوده است. ايرانيان در اين دوره، به اين خصلت معروف شده بودند که کودکانشان را از پنج سالگي در سه چيز تعليم ميدهند: اسب سواري، تيراندازي و راستگويي.
– چوگان بازي: از ورزشهاي مخصوص ايرانيها، چوگان بازي بوده که از زمانهاي بسيار قديم در بين آنها رواج داشته و تا آخر دوره صفويه بين اکثر مردم بخصوص طبقات ممتاز معمول بوده است.
– ژوبين: ژوبين يکي از آلات مهم جنگي ويژه ايرانيان باستان بوده است که آن را در شکار و جنگ بطور مؤثر بکار ميبردند. ژوبين يا زوبين نيزه کوچکي بوده که به طرف دشمن پرتاب ميکردند که بعدها «جريد» و بازي آن را «جريد بازي» ميگفتند.
– تيراندازي: يکي از تعليمات اوليه بچههاي ايراني که از سن پنج سالگي ميآموختند تيراندازي بوده است. تيراندازي ايرانيها در دورههاي مادي، هخامنشي، اشکاني و ساساني در تمام جهان معروف بوده است. در زمان صلح، تيراندازي براي شکار و تفريح بکار ميرفته و در زمان جنگ براي مقابله با دشمن از آن استفاده ميشد.
– قيقاچ زدن: يکي از انواع تيراندازي ميباشد که الان هم بين بعضي از اقوام ايراني مرسوم ميباشد. مردم سوار اسب شده و در حالي که اسب در حال حرکت است نشانه گيري براي تيراندازي ميکنند.
بعد از هخامنشيان، پارتها يا اشکانيان، تمرينات جنگي و شکار را جزء زندگي بر ميشمردند و دوست داشتند که همه آنها را پهلوان بنامند. بررسيها در اين دوران، نشان ميدهد که ورزشهاي متداول عبارت بودند از: راهپيمايي، دويدن، شمشيرزني، تيراندازي، کشتي و ارابه راني (حسيني و همکاران، ص 163).

در دوره ساسانيان، يعني حدود 220 سال بعد از ميلاد، ورزش و نيرومندي جهت تقويت قدرت جنگي و نيروهاي جنگجو بکار گرفته ميشد. عمده اهميت به سواره نظام داده ميشد و فيلراني و بکار گرفتن فيلهاي جنگي در اين دوره مشهود است. از ورزشهاي متداول اين دوره ميتوان کشتي، ارابه راني، شنا، کوهنوردي و راهپيمايي نام برد (آيريا و بهرام، ص 281).
همانطور که بيان شد هدف عمده پرداختن به امر تربيت بدني و ورزش در ايران باستان تقويت قواي جسماني و روحيه جنگاوري بود. پادشاهان با انسجام اين نيروها، تاج و کيان خود را از هجوم ديگران در امان ميداشتند، قلمرو حکومتي خويش را وسعت داده و کشورهاي اطراف را تحت تسلط خويش درميآورند.
4-3 ورزش در ايران بعد از اسلام تا قرن معاصر
در ايران بعد از اسلام، تربيت بدني و ورزش در سه جمعيت فتيان، عياران و شاطران مشاهده ميشود. جوانمردي، مردانگي و توسعه اسلام از اهداف اصلي جمعيت فتيان بود. عياران از مردان غيوري بودند که در راه جهاد با خلفاي بني اميه و بني عباس پيوسته مراقب حال فقرا و ضعفا بودهاند. اين افراد جزء جنگجويان قوي هيکل بودند. شاطران که کار اصلي آنها راهپيمايي و دويدن مسافتهاي طولاني و دراز بوده است. از اين جهت گروهي شاطران را دوندگان حرفهاي دنياي قديم ميدانند (حسيني و همکاران، ص 174).
در مدت دويست سال تسلط بني اميه و بني عباس بر ايران، زورخانه ايجاد شد. فتيان و عياران به مردان رزمنده و نيرومندي احتياج داشتند که مقاصد آنها را خوب درک کنند و بتوانند پياده يا سواره و به سرعت و با هر وسيلهاي خود را به اقصي نقاط کشور برسانند. لازم بود براي تجهيز و تربيت چنين افرادي مکاني اختصاص داده ميشد که در کوچهاي خلوت و به دور از ديد حکومتيان بوده و در آنجا اين افراد بتوانند زور بازوي خود را محک بزنند. آنها اين محل را زورخانه يا خانه زور ميناميدند (همان، ص 172). در واقع مردان ايراني براي آمادگي براي جنگ و جهاد با بني عباس و بني اميه ورزشهاي زورخانهاي را ايجاد کردند.
تا اواخر قرن ششم هجري قمري، ورزش و تربيت بدني در دو جمعيت فتيان و عياران اهميت بيشتري داشت و کم و بيش شاطران نيز فعاليتي داشتند. زورخانه به عنوان يک هسته مقاومت و انسجام دهنده بسيار فعال بود و عملياتي همچون شناي روي زمين، نرمش، ميل گرفتن، بازي با ميل، چرخ زدن، چرخ با کباده و سنگ گرفتن معمول بوده است. طاهريان به چوگان اهميت ويژهاي قايل بودند. در زمان غزنويان و سلجوقيان نيز چوگان و شکار جز فعاليتهاي ورزشي به حساب ميآيد.
بعد از قرن ششم هجري قمري و حمله مغولها، زورخانه به همان دلايلي که در زمان بني اميه و بني عباس ايجاد شد، توسعه يافت. ورزش کشتي نيز که همواره به عنوان ورزش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد توسعه ورزش، اقتصاد کشور، ارزش افزوده، مدت استفاده Next Entries پایان نامه رایگان درمورد ورزشکاران، برنامه پنجم توسعه، برنامه چهارم توسعه، برنامه سوم توسعه