پایان نامه رایگان درمورد ظاهر و باطن

دانلود پایان نامه ارشد

القربي و اليتامي و المساکين…: و به پدر و مادر و خويشاوندان و يتيمان و مستمندان و بردگان خود نيکي کنيد.”368 به خداوند تمسک مي‌جويد و مي‌فرمايد ما نيز بندگان و مملوک توييم، پس بر ما لطف و احسان فرما و ما را از آتش جهنم خلاصي ده.
2-6-8. رئوف
رئوف به‌معناي مهربان است و يکي از نام‌هاي حسناي ذات اقدس الهي است. رأفت و مهرباني حضرت حق آن‌قدر وسيع و گسترده است که هيچ‌کس از عهده شرح آن برنمي‌آيد. رأفت به‌معناي دلسوزي و کرم و مهرباني است و مترادف رحمت است؛ يعني رحمتي که با دلسوزي همراه است و سبب احسان مي‌شود و فيض خداوند را شامل حال بنده مي‌کند.
خداوند در قرآن کريم مي‌فرمايد: “انه بهم رئوف رحيم: خداوند به بندگان رئوف و رحيم است.”369
“صفت رأفت پروردگار همانند رحمانيت، از وسعت و گسترش خاص برخورداراست. رأفت حق‌تعالي برگناهکاران همان پذيرش توبه است و بر اولياي الهي به‌صورت عنايت عصمت است و برخي ديگر گفته‌اند که رأفت خداوندي اين است که اوليائش را از اشتباه و خطا مصون مي‌دارد و با فراواني فضل و عنايتش برآنان کفايت مي‌کند.”370
نياز به رسيدگي خاص به حالات بندگان، از جانب خداوند است؛ زيرا در همه حال به بندگانش مهربان است، حتي اگر از انسان گناهي سر زند و توبه کند، خداوند به او رئوف و مهربان است و به او محبت مي‌کند و گناهان او را مي‌پوشاند و درباره بندگان خاصش عصمت و پاکي و دوري از گناه را رقم مي‌زند.
نتيجه آنکه رأفت خداوند شامل همه بندگانش مي‌شود و آنان را در سايه لطف و مرحمت خويش قرار مي‌دهد.
2-6-8-1. نسبت رئوف بودن خدا با خواسته‌ها در ادعيه
آدمي با توجه به رأفت پروردگار و احسان بي‌نهايت او به درگاه او دست نياز بلند مي‌کند و با اعتراف به عجز و فقر خود به او اميد مي‌بندد و مي‌خواهد او را بپذيرد و با احسانش با او رفتار کند.
2-6-8-1-1. اعتراف به فقر و چشم‌داشت احسان
“سيدي عبدک ببابک اقامته الخصاصه بين يديک تقرع باب احسانک بدعائه فلا تعرض بوجهک الکريم عني و اقبل مني ما اقول فقد دعوت بهذا الدعاء و انا ارجو ان لا تردني معرفه مني برأفتک و رحمتک: اي مولاي من! بنده‌ات به درگاه توست، سختي فقر، او را در پيشگاهت به پاداشته، با دعاي خود در احسانت را مي‌زند و نظر زيبايت را به اميد پنهانش مي‌خواهد، پس روي بزرگوارت را از من متاب و آنچه گويم از من پذيرا شو، پس به‌راستي تو را به اين دعا خواندم و اميدوارم به‌خاطر شناختي که از رأفت و رحمت تو دارم، مرا از پيشگاهت مراني.”371
بنده با اظهار نياز و فقر شديد درگاه حق را مي‌کوبد و از او انتظار احسان و نيکي دارد؛ زيرا اميدش به رأفت و رحمت حق است و ايمان دارد که خداوند رئوف و مهربان او را پاسخ خواهد داد.

2-6-8-1-2. طلب پوشاندن و از بين‌بردن عيوب
“و ارسل علي عيوبي سحاب رأفتک: و ابر ريزان مهرباني‌ات را براي شستشوي عيب‌هايم بفرست.”372
در اينجا امام از خداوند مي‌خواهد که به واسطه رأفتش عيب‌هاي او را بپوشاند و از بين ببرد. امام با توجه به خاصيت رأفت مي‌فرمايد که با ابرهاي رأفت عيوبم را شستشو بده، زيرا رذايل انسان و حالات نفساني او مخفي است به‌طوري که انسان از آن غافل است، پس عنايت حق را مي‌طلبد تا اينکه از اين رذايل و حالات و عيب‌ها آگاه شود و با هدايت و ياري حق آنها را از بين ببرد.

2-6-8-1-3. برآورده‌شدن آرزوها به سبب رأفت و رحمت حق
“او تَغُلُّ اَکُفًّا رفعتها الآمال اليک رجاء رأفتک: يا ببندي دست‌هايي که آرزوها به‌سويت برداشته است به اميد مهرباني تو.”373
آدمي چون به رأفت و مهرباني خدا ايمان دارد و مي‌داند که او را تنها نمي‌گذارد و در همه وقت و همه جا پشتيبان اوست و حوائج و نيازهايش را برآورده مي‌سازد، پس با اميدي تمام به درگاه حق مي‌رود و از او آرزوهايش را مي‌طلبد، زيرا يقين دارد کسي که سراسر رأفت و مهرباني است آرزويش را برآورده مي‌سازد و نعمت‌هايش را از او فروگذار نمي‌کند.

2-6-8-1-4. توسل و توکل در سختي‌ها و ناملايمات
“و عدتي في شدتي مع قله حيائي رأفتک و رحمتک: ذخيره من در سختي من با بي‎شرمي من همان رأفت و مهرباني توست.”374
اينکه انسان با نهايت بي‌شرمي و غرق در گناه و عصيان باز هم در سختي‌ها و مصيبت‌ها و تنگناها دست نياز به درگاه الهي دراز مي‌کند، بيانگر رأفت و رحمت کامله حق است که نسيمش روح و جسم انسان را نوازش مي‌دهد و در نااميدي و يأس در خانه او را مي‌زند و به او متوسل مي‌شود، زيرا دژي محکم‌تر و پناهگاهي امن‌تر نخواهد يافت.

2-6-9. رازق و رزاق
رازق از ريشه رزق است، بر وزن فاعل؛ يعني روزي‌دهنده و رزاق بر وزن فعال صفت مبالغه است که معناي بسيار روزي‌دهنده مي‌دهد. “رزق بخشش مدام و پيوسته است که گاهي دنيوي و زماني اخروي است و گاهي نصيب و بهره را هم رزق مي‌گويند و همچنين چيزي که به معده مي‌رسد و با آن تغذيه مي‌شود.”375
رزاق پروردگار مهرباني است که همه موجودات را آفريد و هر يک را در قرارگاه معين خودشان قرار داد و به‌سوي هدفي معين هدايت کرد و رزق و روزي هر کدام را بر پايه حيات و شأنشان بر عهده گرفت و براساس تکاپو و سعي و تلاشي که مي‌کنند روزي به آنها مي‌رساند: “و ما من دابه في الارض الا علي الله رزقها: هيچ جنبنده‌اي در زمين نيست مگر اينکه روزي و رزقش بر عهده خداست.”376
خداوند رزق و روزي را به همه بندگان چه مومن و چه کافر مي‌بخشد. اين روزي مي‌تواند وسيع باشد يا تنگ و محدود، يا از نوع ماديات يا از نوع معارف و مکاشفات يا علوم حقه باشد. “مراد از رزق چيزي است که از آن منتفع توان شد خواه مأکول و خواه مشروب، خواه معارف و مکاشفات يا علوم حقه و امثال آن.”377
قرآن مي‌فرمايد: “ان الله هو الرزاق ذوالقوه المتين: به درستي که تنها خداوند روزي بخش و رزق دهنده ي خلايق است و او صاحب قوت و قدرت ابدي است”378
بنابراين درباره معناي رازق مي‌توان گفت: “به آفريننده رزق و بخشنده آن اطلاق مي‌شود.”379
قرآن درباره وسعت و تنگي روزي مي‌فرمايد: “ان ربک يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر انه کان بعباده خبيراً بصيراً: همان پروردگارت روزي را براي هر کس که بخواهد وسعت مي دهد و تنگ مي گيرد يقيناً او به بندگانش آگاه و بيناست.”380
امامان معصوم در ادعيه خود خداوند را با اين نام مي‌خوانند: “يا رازق الطفل الصغير: اي روزي دهنده طفل کوچک”381؛ “انت الرازق و انا المرزوق: تويي روزي دهنده و منم روزي خوار.”382

2-6-9-1. رابطه رزاقيت خداوند و خواسته‌ها در ادعيه
2-6-9-1. طلب روزي حلال
“وارزقني من فضلک رزقا واسعا حلالا طيبا: و روزي ده مرا از فضلت روزي وسيع و حلال و پاکيزه.”383 رزق و روزي فراوان به شرطي که از راه حلال باشد، امري مطلوب و پسنديده است. روزي وسيع و حلال نه تنها نيازهاي زندگي را برطرف مي‌کند و شخص از رفاه مادي و دنيوي برخوردار مي‌شود، بلکه با کمک به نيازمندان و انجام‌دادن کارهاي خير، آسايش و رفاه اخروي را نيز براي او به همراه دارد.
2-6-9-2. طلب روزيهاي معنوي
“وارزقنا حج بيتک و زياره قبر نبيک: ما را حج خانه ات و زيارت پيامبرت روزي کن.”384
در اين بخش از دعا رزق و روزي معنوي؛ يعني زيارت خانه خدا و قبر پيامبر خواسته شده است، تا با زيارت اين مکان‌هاي مقدس و شريف، روح خود را جلا دهند و در آن فضاي روحاني کسب فيض کنند و به خداي خويش نزديک‌تر شوند.
2-6-9-3. طلب شفاعت امام معصوم
“اللهم ارزقني شفاعه الحسين يوم الورود و ثبت لي قدم صدق عندک مع الحسين: خدايا روزيم کن شفاعت امام حسين را در روز ورود به قيامت و ثابت بدار گام راستيم را نزد خودت.”385
در روز حساب که همه در محضر خداوند حاضر مي‌شوند تا به حساب آنها رسيدگي شود، بنده گناهکار، پرونده خود را سياه مي‌بيند، او تنها اميدش به رحمت خداست و شفاعت پيامبر و ائمه معصومين مي‌تواند او را از عذاب نجات دهد، پس در اين دنيا از خداوند مي‌خواهد رزق و روزي‌اش را در آن دنيا، شفاعت امام قرار دهد تا در واپسين روز محشر واسطه‌اي براي ريزش باران رحمت بر کوير تشنه‌جان و روح او باشد.

2-7. اسماء حسناي ديگر خداوند
خداوند که جامع صفات جمال، کمال و جلال است و همه چيز تحت سلطه و اراده اوست، هر چه در ظاهر و باطن غيب و مشهود، مادي و معنوي و روحاني است به اراده او موجود مي‌شود و از او حيات مي‌يابد و صفات و اسمائش را هر طور که بخواهد به عرضه ظهور مي‌رساند و سراسر گيتي نشان از او دارد. خدايي که قيوم، سيد، عادل، مقسط، مجير، قهار، جوار، محيط و قدوس است و او را با نام‌هاي ناصرالمستضعفين، کنز المفتقرين، آمال‌الخائفين، عظيم‌البر، کاشف‌الضر، راحم‌المساکين و … مي‌خوانيم و با بردن هر يک از اين نام‌ها، خواسته‌ها و حوائجي را از او مي‌خواهيم؛ اما ذکر نام‌هاي الهي و بررسي آنها به دليل گستردگي‌شان در اين مقال نمي‌گنجد.

2-8. اسماءالحسني پروردگار در مناجات شاعران
نام‌هاي خداوند هر کدام معاني خاصي دارند و بار معنايي و معنوي‌اي را به ذهن، روح و جان آدمي القا مي‌کنند. اسماء ذات اقدس الهي به روح و جان انسان جلا مي‌دهند و وقتي بر زبان جاري مي‌شوند، بنده به ذات نامتناهي حق متصل مي‌شود و پيوندي ناگسستني و پايدار برقرار مي‌کند که اين پيوند از صميميت و شيفتگي باري‌تعالي سرشار است.
شاعران عارف نيز در آثار و مناجات‌هاي خويش با استمداد از نام‌هاي حق‌تعالي، بهره بسياري جسته‌اند و خداوند را با صفات و نام‌هاي فراوانش خوانده‌اند و پس از خواندن هر نام، آرزوها و نيازهايشان را اظهار کرده‌اند و اميد به تحقق آنها داشته‌اند. گاهي نيز با تضرع و زاري از خطاها و لغزش‌هايشان پشيمان مي‌شدند و از خداوند طلب استغفار و آمرزش کرده‌اند.
اين اسامي شامل: خدا، خداوند، اله، ولي، رب، حق، خالق، داننده راز، ذوالجلال، قائم بذات، عذرآمرز، گناه‌آمرز، دوست، کريم، برون‌آراي، فرح‌بخش، درون پرور و … هستند که با توجه به نياز و حاجت خود در اشعارشان از اين نام‌ها استفاده کرده‌اند. بعضي از اين نام‌ها بسامد بسياري دارند، مانند خدا، خداوند، اله و رب و بعضي مانند يزدان، ذوالجلال، برون آراي و … از بسامد کمتري برخوردارند.
2-8-1. خدا و خداوند
خدا در لغت به معناي: مالک، صاحب، پادشاه خدا و الله است.386
در فارسي خداوند را معادل الله مي‌آوريم. براي مثال وقتي خداوند را رازق، غفار، رحيم و…. مي‌خوانيم، منظور صفت روزي‌ دهندگي يا بخشندگي و آمرزندگي و… او مد نظر است؛ ولي وقتي مي‌گوييم خدا، منظور تمام ويژگي‌ها و صفاتي است که خداوند دارد و صفت خاصي مد نظر ما نيست. ما او را موجودي برتر و مستجمع تمام صفات جمال و جلال مي‌دانيم، پس مي‌توانيم ادعا کنيم که خدا معادل الله است و در بردارنده جميع صفات جمال و جلال است و مانند اسمي جامع از آن استفاده مي‌کنيم؛ يعني همان معاني که براي الله ذکر کرديم، براي خداوند نيز مي‌توان در نظر گرفت؛ پس الله به عنوان اسم جامع خداوند استفاده مي‌شود.
بنابراين خداوند در فارسي شامل جميع صفات جمال، جلال و کمال حق مي‌شود، پس در سايه آن مي‌توان پناه جست و با تمسک به آن مي‌توان تمام آرزوها و نيازها را از خداوند مسئلت کرد. شايد به‌خاطر همين جامعيت اسم خداست که از پر تکرارترين نام‌ها در مناجات‌هاي شاعران است.
تعالي الله يـــــکي بــي‌مثل و مــــانند

که خواننـــــدت خداوندان خداوند387
اي خـــــــداوند کـــــردگار غــفور

بـنــــــده را از درت مگـــردان دور388

2-8-1-1. نسبت نام خدا و خواسته‌ها در مناجات‌هاي مثنوي
2-8-1-1-1. بردن نام خدا به عنوان اسم جامع
اي خدا اي فضــــل تو حاجـــت روا

با تـــــو ياد هيچ کــــــس نبود روا 389
مولوي در بيت فوق ابتدا نام خداوند را بر زبان جاري مي‌کند، سپس با توجه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد امام سجاد Next Entries پایان نامه رایگان درمورد عشق و محبت